بهره وري همه چيز است! | اتاق خبر
کد خبر: 10076
تاریخ انتشار: 7 آبان 1390 - 12:55
بهره وري در برنامه چهارم توسعه محقق نشد اما آن را همچون آرزويي دست نيافتني در طرح تحول اقتصادي گنجانده اند تا شايد روزي از حالت انتزاعي درآيد. پروفسور سيدكاظم اورعي، نويسنده كتاب «بهره وري در صنايع» و استاد دانشگاه استرلينگ انگلستان سرسختانه معتقد است، بهره وري همه چيز است. او نخستين كسي است كه به صورت تخصصي به مقوله بهره وري در صنايع پرداخته است و مي گويد بهره وري چيزي نيست كه بتوان براي آن حد و مرز قايل شد. بهره وري انتها ندارد و در همه جا مهم است، از يك درخت سيب گرفته تا كارخانه فولاد! مي گويد مگر ديگر كشورها كه سوخت ارزان ندارند، چه كرده اند؟ معتقد است عوامل متعددي بر بهره وري تاثير مي گذارد كه اگر آنها را ارتقا دهيم، حتي بدون در اختيار داشتن انرژي ارزان هم مي توانيم با دنيا رقابت كنيم. به اعتقاد وي يك سوم اقتصاد ايران به معدن وابسته است و به همين دليل بهره وري آن نيز مهم است. شايد بهره وري صنايع معدني از هر جاي ديگري مهم تر باشد. بهره وري در دنيا از كجا شروع شد؟ آدام اسميت در سال1776 ميلادي در كتاب ثروت ملل به تعريف بهره وري پرداخت. پس از آن نيز تعريف بهره وري مانند ساير مفاهيم نظير تقاضا، عرضه و... در اقتصاد وجود داشت اما فقط كلمه آن به عنوان يك تئوري. توجه جدي عملي به بهره وري و نياز به آن پس از جنگ جهاني دوم و زماني مشخص شد كه اشتغال كامل به وجود آمد ولي باز هم صنايع جوابگوي تقاضا نبودند. بدين ترتيب اين پرسش مطرح شد كه چرا با وجود اينكه تمام كارخانه ها، منابع و انسان ها كار مي كنند، توليدات كافي نيست؟ پس به اين نتيجه رسيدند كه تنها راه افزودن توليدات بالابردن بهره وري است و به اين ترتيب توجه به بهره وري در جهان مطرح شد. اگر بخواهيم مانند كشورهايي كه بحران زده بودند و به فكر ارتقاي بهره وري افتادند رفتار كنيم، كدام صنايع در اولويت بالاتري قرار دارند؟ شما مي پرسيد بهره وري در كجا مهم است. بهره وري در همه جا مهم است! بهره وري صنعت فولاد هم مهم است، بهره وري يك وزارتخانه هم مهم است، بهره وري يك درخت سيب هم به همين ترتيب! بهره وري در همه جا و براي همه مهم است. اما براي ايران در كجا مهم تر است؟ هر صنعتي بزرگ تر باشد، بهره وري در آن مهم تر است. به عنوان نمونه اگر ما ادعا مي كنيم ايران يك كشور معدني است و اقتصاد آن تا حدود زيادي بر پايه منابع و صنايع معدني قرار دارد، بهره وري آن نيز مهم است. يك سوم اقتصاد ايران به معدن وابسته است و به همين دليل بهره وري آن نيز مهم است. شايد بهره وري صنايع معدني از هر جاي ديگري مهم تر باشد. پس اولويت اول صنايع معدني است. به اين دليل كه هر كاري كه مي خواهيم در اقتصاد كشور انجام دهيم بايد از صنايع معدني آغاز كنيم. دليل آن هم فقط اين است كه ايران يك كشور معدني است، بنابراين اگر بخواهيم بهره وري را افزايش دهيم اولويت اول منابع معدني است. آيا اختصاص يا حذف يارانه به صنعت، مي تواند روي بهره وري آن تاثيرگذار باشد؟ وقتي صحبت از محاسبه بهره وري مي كنيم منظور محاسبه بهره وري حقيقي است، يعني يارانه محاسبه بهره وري را ناحقيقي و كاذب مي كند. وجود يارانه در فرآيند توليد از اول اشتباه بوده است. يارانه اثر حقيقي روي بهره وري ندارد و تنها در كوتاه مدت تلاطم ايجاد مي كند. با توجه به اجراي قانون هدفمندي يارانه ها ممكن است امسال و حتي شايد سال آينده بهره وري بعضي صنايع پايين هم بيايد اما در آينده شرايط تغيير خواهد كرد. البته خودم حرفي را كه زدم، رد مي كنم! چون اگر به تعريف بهره وري واقعي بپردازيم، بهره وري واقعي در هيچ كجا با وجود يا حذف يارانه كم و زياد نخواهد شد. همانطور كه با افزايش يا كاهش ماليات تغيير نمي كند. اشتباه بسيار معمولي كه در محاسبه بهره وري صورت مي گيرد، اين است كه بهره وري با سوددهي معادل گرفته مي شود، در صورتي كه بهره وري معادل سوددهي نيست. بهره وري سوددهي را به وجود مي آورد اما سوددهي نيست. چه تعريفي از سوددهي و بهره وري ارايه مي دهيد؟ سوددهي مشخص است. نسبت سود به سرمايه گذاري همان سوددهي است، اما بهره وري خاصيت به دست آوردن سوددهي است. سوددهي مربوط به امسال است و بهره وري مربوط به سال آينده. به عبارت ديگر بهره وري، سوددهي سال آينده ما را افزايش مي دهد. فرق مهمي كه وجود دارد اين است كه بهره وري نسبي، اما سوددهي مطلق است. در ايران در مقام تئوري به مقوله بهره وري زياد پرداخته شده، اما در عمل كاري انجام نشده است، چرا؟ اين وضع تنها مختص ايران نيست. در همه جاي دنيا صحبت درباره بهره وري زياد است. سياستمداران، دانشجويان، استادان، كارگران، همه و همه از بهره وري صحبت به ميان مي آورند اما به محض اينكه صحبت از محاسبه يا آناليز بهره وري به ميان مي آيد، همه درمي مانند. دليل آن اين است كه محاسبه بهره وري سخت است! هر حسابداري مي تواند سوددهي را محاسبه كند اما افراد كمي بهره وري را مي توانند محاسبه كنند. بهره وري واژه يي كه در همه جا تعريف يكساني داشته باشد، نيست و در هر جاي خاص بايد به صورت جداگانه تعريف شود. آيا تا به حال در سيستم هاي اقتصادي و صنعتي ما بهره وري و فاكتورهاي تاثيرگذار آن آناليز شده است؟ در ايران در 20 سال اخير آناليزهاي زيادي در اين حوزه صورت گرفته است و نوشته هاي زيادي در اين خصوص وجود دارد. محاسباتي نيز به صورت جسته و گريخته انجام گرفته است. مساله اين نيست كه بگوييم در ايران كمتر به اين موضوع پرداخته شده است. به نسبت اهميت آن كم كار شده است. در تمام دنيا هم همين طور است، چون اندازه بهره وري خيلي بزرگ است. بهره وري تمام شدني نيست. بهره وري همه چيز است. مثل پول! پول همه كالاهاي فيزيكي را مي خرد. در اين زمينه كار كم شده است. نه به اين خاطر كه صورت كسر كوچك است، بلكه به اين خاطر كه مخرج كسر خيلي بزرگ است! همه دنيا همين طور است. البته در اروپاي غربي و امريكا مقداري بيشتر كار شده است و آن هم به اين دليل است كه زودتر به فكر آن افتاده اند. ما بطور تقريبي 25 سال است كه به اين فكر افتاده ايم و آنها حدود 60 سال. هر واحد صنعتي مي تواند بهره وري اش را تا چه حد افزايش دهد؟ بهره وري مفهومي است كه حداكثر ندارد، يعني هرچه بيشتر شود بهتر است و هيچ وقت هم رشد آن تمام نمي شود. يكي از عواملي كه بهره وري را افزايش مي دهد، تكنولوژي است و تكنولوژي هم دايم در حال افزايش است. پس نمي توان حد و مرزي براي بهره وري قايل شد. بايد بهره وري را براي سال هاي مختلف محاسبه كنيم و پس از آن فاكتورهاي مختلف را مورد آناليز قرار داده و بهره وري را ارتقا دهيم. چرا در بهروري جز انرژي ساير موارد به چشم نمي آيد؟ طي امسال و سال گذشته موضوع بهره وري انرژي اهميت بيشتري پيدا كرد. در هر دوره يي يك عامل اهميت بيشتري دارد. چون در حال حاضر انرژي گرانتر شده است، همه به اين فكر افتاده اند كه انرژي كمتري مصرف كنند و بهره وري انرژي را افزايش دهند. در حالي كه پنج سال پيش هر كسي درباره بهره وري صحبت مي كرد، فورا به سراغ نيروي كار مي رفت. زماني هم فرا خواهد رسيد كه مردم به فكر متدهاي مديريتي براي ارتقاي بهره وري مي افتند. آيا مي توانيم انرژي را به عنوان يك فاكتور تاثيرگذار كنار بگذاريم و به دنبال ساير فاكتورها برويم تا بدون در اختيار داشتن انرژي ارزان بتوانيم با ساير كشورها رقابت كنيم؟ مسلما همين طور است. مگر انرژي ايران كه اخيرا گران شده، چقدر افزايش قيمت پيدا كرده است؟ در بدترين حالت ها هزينه انرژي هم قيمت ساير كشورها و جهاني شده است. پس ما بايد به ساير موارد تاثيرگذار بپردازيم. حداقل 20 عامل تاثيرگذار در اين مقوله وجود دارد كه يكي از آنها هم انرژي است. علاوه بر اين دولتمردان نيز بايد بهره وري در توليد انرژي را افزايش دهند تا قيمت فروش آن به مصرف كننده نيز كاهش پيدا كند. الهام آبايي- اعتماد  
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید