نایب رییس انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت :ما فقط شعار حمایت از ساخت داخل را شنیدیم | اتاق خبر
کد خبر: 104630
تاریخ انتشار: 8 اردیبهشت 1394 - 10:45
سیامک صمیمی‌دهکردی، نایب رییس انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت در کافه خبر درباره چگونگی هدایت سرمایه‌گذاری خارجی در جهت افزایش توان داخلی توضیح داد....
سیامک صمیمی‌دهکردی، نایب رییس انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت در کافه خبر درباره چگونگی هدایت سرمایه‌گذاری خارجی در جهت افزایش توان داخلی توضیح داد.
اتاق نیوز- همان‌طور که تصور می‌شد لغو تحریم‌ها درهای اقتصاد ایران را به سوی شرکت‌های خارجی باز می‌کند، اما قبل از آنکه امضای توافق نهایی میان ایران و گروه 1+5 به لغو کامل تحریم‌ها بینجامد، رقابت نفس‌گیری میان سرمایه‌گذاران خارجی برای بازگشت یا ورود به ایران آغاز شده است. بر این اساس، سرمایه‌گذاران به‌خصوص اروپایی منتظر لغو کامل تحریم‌ها نمانده‌اند و از هم‌اکنون برای مذاکره و عقد قرارداد با طرف‌های ایرانی دست به کار شده‌اند. اما در این میان، نکته‌ای که در جریان ورود سیل سرمایه‌گذاران خارجی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، این‌که ورود سرمایه‌گذار خارجی باید در جهت حفظ منافع ملی و تقویت توان داخلی صورت گیرد. سیامک صمیمی‌دهکردی، نایب رییس انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت در این رابطه معتقد است که «حالا که قرار است سرمایه‌ها دوباره برگردد، باید ببینیم آن را چگونه باید هدایت و مدیریت کنیم که در نهایت منجر به ساخت داخل شود؛ یعنی منجر به یک توسعه درون‌زا شود.» از نگاه وی، «خارجی‌ها اگر می‌خواهند در ایران سرمایه‌گذاری کنند، این بار یا باید یک شرکتی را در ایران ثبت کنند و یا این‌که باید یک جوینت ایرانی پیدا کنیم. این همان قانون استفاده حداکثر از توان داخلی است.» آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح گفت‌وگوی خبرگزاری خبرآنلاین با سیامک صمیمی‌دهکردی، قائم‌مقام معاون برنامه‌ریزی، توسعه و فناوری وزارت صنایع و معادن در دولت اصلاحات است: * پس از توافق لوزان مسایل مختلفی مطرح شد در رابطه با این‌که اقتصاد پس از تحریم چگونه خواهد بود. نظر شما در این رابطه چیست؟ با توجه به این‌که بسیاری از سرمایه‌گذاران خارجی برای ورود به بازار ایران ابراز تمایل کرده‌اند. من سعی می‌کنم این بحث را از دو جنبه مطرح کنم؛ یکی بحث سرمایه‌گذاری و دیگری، ساخت داخل است. از دیدگاه من اقتصاد مقاومتی یعنی رفتن به سمت ساخت داخل و بها دادن به ساخت داخل. در دولت اصلاحات یک اتفاق بزرگی در کشور رخ داد و این‌که سرمایه‌گذاری داخلی به شدت رشد پیدا کرد؛ به عبارتی، رشد سرمایه‌گذاری صنعتی به 16 درصد رسید و طرح‌های بسیار بزرگی در کشور شکل گرفت. دولت اصلاحات با وجود این‌که با دیدگاه‌های سیاسی جلو آمده بود، ولی دولت بسیار موفقی در مسایل اقتصادی بود؛ به خصوص در حوزه صنعتی. تا جایی که رشد سرمایه‌گذاری صنعتی به شدت بالا رفت و طرح‌های بسیار خوبی در کشور شکل گرفت. در واقع صنعت کشور شروع به تیکاف و صعود کرد. شاید اساسا این‌که بهانه برای تحریم ایران شکل گرفت تا کشور را در منگنه بگذارند، همین نکته بود که خیلی‌ها ترسیدند که ایران رو به توسعه نهاده و رشد و توسعه را در تمام زمینه‌های صنعتی می‌خواهد تجربه کند. اعتقاد من بر این است که کشور ما در منطقه پتانسیل ابرقدرت شدن را دارد؛ به لحاظ جغرافیا، سوابق تاریخی، جمعیت و منابع. در آن دوره همه این عوامل با یکدیگر داشت جمع می‌شد تا این اتفاق بیفتد. این موضوع خیلی‌ها را نگران کرد. اما این روند با تحریم‌‌ها متوقف شد تا این‌که در سال 91 رشد منفی سرمایه‌گذاری اتفاق افتاد. به عبارتی، سرمایه‌گذاری کشور بیش از 7، 8 درصد منفی شد. حالا اتفاقی که در منطقه افتاده و تصمیمی که در منطقه گرفته شده، این است که این روند نباید ادامه یابد. شاید قدرت‌های منطقه به این نتیجه رسیده‌اند که بیش از این نباید ایران در انزوا و منگنه باشد. بر این اساس، سرمایه‌هایی که داشت از ایران خارج می‌شد، این سرمایه‌ها دوباره در حال بازگشت است. در حال حاضر نیز سیل ورود سرمایه‌گذاری‌ها آغاز شده است. در این شرایط، ما اگر به این روند کمک کنیم که سرمایه‌گذاری دوباره شکل بگیرد، بسیار مطلوب خواهد بود. اما از دیدگاه ساخت داخل باید بگویم حالا که قرار است سرمایه‌ها دوباره برگردد، باید ببینیم آن را چگونه باید هدایت و مدیریت کنیم که در نهایت منجر به ساخت داخل شود؛ یعنی منجر به یک توسعه درون‌زا شود. در دوران اصلاحات این موضوع خیلی سازماندهی نمی‌شد. سرمایه‌گذاران خارجی به توان داخلی کمک می‌کردند، ولی توان داخلی هدف اصلی‌شان نبود. برای مثال، شل می‌آمد و تا آن‌جایی که خواسته‌اش بود، از توان داخلی استفاده می‌کرد، اما توان داخلی را بارور نمی‌کرد. من چرا این موضوع را می‌گویم؟ به خاطر این‌که وقتی تحریم شروع شد، دیدیم که حداقل در دوره 4 ساله اول توانمندی‌هایی حداقل از داخلی‌ها ظهور کرد که در آن زمان این توانمندی‌ها کاملا ناشناخته بود. * می‌توانید مثالی بزنید؟ ببینید، من در همان سال‌های اول بازنشستگی‌ام، مدیرعامل یک شرکت حفاری شدم که کار حفاری کج را در ایران انجام می‌داد. این‌ها تمام تجهیزات را از کشورهای خارجی می‌گرفتند و کار حفاری را انجام می‌دادند. تحریم‌ها که اتفاق افتاد، شرکت‌هایی که به ما تجهیزات می‌دادند، گفتند ما نمی‌توانیم به شما تجهیزات بدهیم. ما شاید خودمان هم باورمان نمی‌شد، ولی وقتی که به اضطرار رسیدیم، دیدیم که به راحتی می‌توانیم تاسیسات را بسازیم و ساختیم. ما با همان تجهیزات، بیش از 350 چاه را کج کردیم و حفاری کج در آن‌ها انجام شده است. من می‌خواهم بگویم آن زمان هم این پتانسیل وجود داشت، ولی به دلیل این‌که سرمایه‌گذاری‌ها در جهت بارور کردن توان داخلی نبود، به کار گرفته نمی‌شد. الان که قرار است دوباره سرمایه‌گذاری صورت گیرد و سرمایه‌ها از خارج بیاید، ما باید این سرمایه‌ها را هدایت و مسیر برای آن مشخص کنیم. برای مثال، از طریق شرکت‌های داخلی باید بیایند. من فکر می‌کنم مصاحبه‌ای که آقای زنگنه در هفته‌های اخیر داشتند، در این راستا بوده که می‌خواستند این نکته را متذکر شوند که خارجی‌ها اگر می‌خواهند در ایران سرمایه‌گذاری کنند، این بار یا باید یک شرکتی را در ایران ثبت کنند و یا این‌که باید یک جوینت ایرانی پیدا کنیم. این همان قانون استفاده حداکثر از توان داخلی است. قانون استفاده حداکثر از توان داخلی می‌گوید تمام کارها باید به ایرانی ارجاع شود؛ هیچ کاری نباید به خارجی ارجاع شود. ایرانی است که یا می‌رود یک جوینت خارجی پیدا می‌کند و یا این‌که فاینانس از خارج می‌آورد. اگر کار به ایرانی ارجاع شود، واسطه این سرمایه‌گذاری قرار می‌گیرد و انتقال تکنولوژی می‌دهد، ساخت داخل را بارور و تکنولوژی را بومی می‌کند. اما آنچه که قبلا توسط دولت صورت می‌گرفت؛ برخلاف این موضوع بود. دولت‌ها به دلیل این‌که در حال تغییر هستند، شما می‌بینید که برای مثال، ما رفتیم قرارداد پلنت پتروشیمی بستیم و دهمی آن را هم داریم باز دوباره می‌بندیم. این در حالی است که وقتی یک پتروشیمی اوره در کشور می‌زنید، قاعدتا باید پتروشیمی اوره دوم را خودتان بزنید. این اتفاق در چین می‌افتد. یعنی هیچ کارخانه‌ای نیست که دومی آن توسط خود چینی‌ها زده نشود. اولین کارخانه توسط خارجی‌ها زده می‌شود و دومی، توسط چین زده می‌شود. * جریاناتی که در اقتصاد مشاهده می‌شود، آیا در حال حاضر در جهتی است که این اتفاق در کشور بیفتد؟ بحث من سر این نیست که چنین اتفاقی در کشور ما می‌افتد. بحث من بر سر این است که این بار باید یک چنین اتفاقی بیفتد. احساس من بر این است که مسوولان فعلی کشور حداقل در این رابطه یک عزمی را نشان داده‌اند، اما این‌که چقدر در عمل این عزم را اجرایی کنند، مساله است. ما در گذشته یک مقداری بیش از حد در مقابل خارجی‌ها تسلیم بودیم، اما این بار می‌توانیم و باید کاری کنیم که سرمایه‌گذاری در کشور تحت شرایطی صورت گیرد. شما اگر در عمان بخواهید سرمایه‌گذاری بکنید، به شما می‌گویند سرمایه‌گذاری امکان‌پذیر نیست به شرط این‌که شرکت داخلی بزنید و آن شرکت داخلی جلو بیاید. بنابراین حداقل خواسته ما به عنوان یک تشکل صنفی این هست که برای سرمایه‌گذاران خارجی شرایطی بگذاریم. ما در خودروسازی همیشه طرف تجاری پژو بودیم. در آن دوره هر زمان خودرویی در آن‌جا تولید می‌شد، همزمان آن را به ما نمی‌داد و می‌گفت تو طرف تجاری من هستی. این بار اگر خودروسازی پژو می‌آید، باید به او بگویند که ما طرف تجاری شما نیستیم، بلکه جوینت شما هستیم و ما را باید به عنوان یک شعبه خود قبول کنید. باید بگویند اگر چنین اتفاقی بیفتد، حاضر هستیم با شما قرارداد ببندیم. بازار را هم این بار به راحتی به شما نمی‌دهیم و شما اگر توانستید، از این بازار استفاده کن. این اتفاق در مپنا افتاد. آقای زنگنه در زمان وزارت نیرو تصمیم گرفت یک شرکت به نام مپنا ایجاد کند. آن زمان این شرکت 5 نفر بودند و به قول ما، یک شرکت کاغذی بود، ولی سه هزار مگاوات برق را به این شرکت داد. این شرکت به زیمنس گفت که این سه هزار مگاوات یعنی 21 توربین می‌خواهم از شما بخرم. زیمنس آن زمان قبول نکرد و مپنا سراغ یک شرکت دیگر رفت. حالا ما به جایی رسیدیم که الان توربین 160 مگاواتی را حتی خودمان می‌توانیم ارتقای ظرفیت بدهیم، یعنی مپنا تا این حد جلو رفت. در حال حاضر مپنا 37، 38 شرکت ایجاد کرده و شده یک شرکتی که می‌تواند رقیب زیمنس در نیروگاه سوریه باشد و قیمت دهد و راحت هم برنده شود. یعنی به این توانمندی رسیده است. البته آقای زنگنه این کار را در نفت نکرد و آمد پتروپارس را ایجاد کرد، اما پتروپارس دولتی بود و نتوانست موفق باشد. حالا یا شرایط حوزه نفت اجازه نداد و یا آن افراد در حوزه نفت نبودند، اما در وزارت نیرو 80 درصد تجهیزات برقی را به راحتی ساخت داخل کردیم. ما الان به راحتی می‌توانیم نیروگاه بسازیم، برق صادر کنیم و بخش خصوصی توانمند داریم برای این‌که نیروگاه بسازند و تولید کنند. من معتقدم حالا که قرار است جریان سرمایه‌ به ایران برگردد، حتما باید از طرف دولتمردان ما این تصمیم تاریخی گرفته شود. * در روزهای گذشته یک نامه‌ای به امضای شما منتشر شد که به آقای نعمت‌زاده گفته بودید به وعده‌هایتان در حوزه استفاده حداکثر از توان داخلی عمل کنید. انتقاد شما در این زمینه به کجا بود؟ من این نامه را با آیه‌ای از قرآن شروع کردم که «چرا حرفی می‌زنید که عمل نمی‌کنید.» آقای نعمت‌زاده و زیرمجموعه ایشان از زمانی که آمدند و با توجه به سابقه‌ای که دارند، خیلی شعار برای ساخت داخل دادند. ما چندین بار خدمت ایشان رفتیم و گفتیم شما متولی قانون حداکثر استفاده از توان داخلی شدید. این قانون سال 76 آمد و متولی آن، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی بود که یک دستگاه فراجناحی است. در سال 91 مجلس این قانون را اصلاح کرد و چون سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی منحل شده بود، متولی قانون وزارت صنعت، معدن و تجارت شد. تا دولت قبلی بود، هیچ کسی به قانون محلی نگذاشت. اما در دولت یازدهم آقایان با این شعار روی کار آمدند که ما می‌خواهیم ساخت داخل داشته باشیم. ما هم خدمت این آقایان رفتیم و گفتیم این قانون، قانون مادر ساخت داخل است. یک حرف خیلی قشنگ و منطقی هم می‌زند و می‌گوید از این به بعد ارجاع کارها باید به ایرانی باشد، یا یک شرکت ایرانی - خارجی باشد. اما برای این‌که این قانون اجرایی شود، شما باید برای آن آیین‌نامه بنویسید و به عنوان متولی بگویید همه دستگاه‌هایی که موظف هستند قانون را رعایت کنند، با یک مکانیزم و سیستم اجرایی خاصی باید آن را اجرا کنند. شما نیز در عین حال نظارت داشته باشید و از تشکل‌ها هم که در این قانون به عنوان بازوهای نظارتی نام برده شده، دعوت کنید تا در یک کمیته‌ای بیایند و نظارت شکل بگیرد. آقایان ابتدا از این موضوع استقبال کردند و در باغ سبزی نشان دادند. ما 6 تشکل را جمع کردیم و گفتیم اگر شما آیین‌نامه بلد نیستید بنویسید، ما می‌رویم برای شما آیین‌نامه می‌نویسیم. گفتند خیلی خوبه و بروید آیین‌نامه بنویسید. ما آیین‌نامه را نوشتیم. چندین ماه طول کشید که ما یکسان‌فهمی کردیم و سپس گفتیم نیاز به طراحی یک مکانیزم اجرایی دارد و آن را در یک آیین‌نامه تدوین می‌کنیم. جلسات متعددی گذاشتیم و در نهایت به یک آیین‌نامه 3، 4 صفحه‌ای رسیدیم. چندین ماه طول کشید و با پیگیری‌های متعدد در نهایت گفتند که بیایید ببینیم چه نوشته‌اید. ما که رفتیم، گفتند در آیین‌نامه تکالیف زیادی را برای ما گذاشته‌اید. بالاخره یک جمع‌بندی با آقای صالحی‌نیا، معاون وزیر صورت گرفت تا این‌که بالاخره به یک آیین‌نامه دو صفحه‌ای رسیدیم که با این آیین‌نامه دستگاه‌های اجرایی تکلیف خود را بدانند. اما حالا این آیین‌نامه 8، 9 ماهه در کشوی آقایان خاک می‌خورد. * پاسخی که تاکنون دریافت کرده‌اید، چه بوده است؟ در حال حاضر هیچ جوابی به نامه‌های ما نمی‌دهند و به طور شفاهی می‌گویند که ما نمی‌خواهیم با دستگاه‌های اجرایی درگیر شویم. ما می‌گوییم یک وظیفه‌ای را روی دوش شما گذاشتند و از این وظیفه این تلقی را دارید که درگیر می‌شوید؟! * با چه دستگاه‌هایی درگیر می‌شوند؟ ببینید، در کشور هر کسی می‌خواهد یک پروژه‌ای را اجرا کند، باید طبق این قانون باشد. قانون هم دو شاه‌بیت دارد؛ 1- کار به ایرانی داده شود. 2- از ایرانی مراقبت و از 51 درصد توان داخلی حداقل استفاده شود تا ایرانی یک واسطه نشود که کار را به خارجی بدهد و یا همه را از خارج بیاورد. اما از قول آقای نعمت‌زاده و آقای صالحی‌نیا نقل کردند که ما نمی‌خواهیم با دستگاه‌های اجرایی درگیر شویم، بنابراین آیین‌نامه دارد در کشو آنها خاک می‌خورد. حرف ما با آقایان این است که حالا که نمی‌خواهید آیین‌نامه را اجرا کنید، شعار استفاده حداکثر ساخت داخل هم ندهید. چون وقتی درباره ساخت داخل صحبت می‌کنید و آیین‌نامه قانون را در کشوی خود می‌گذارید، مشمول این آیه می‌شوید که «برای چه یک حرفی می‌زنید که اجرا نمی‌کنید.» ما دو سال برای آیین‌نامه وقت گذاشتیم و احساس می‌کنیم سر کار بودیم. * نظر شما درباره عملکرد دولت در رابطه با بند «ق» قانون بودجه چیست؟ ببینید، بند «ق» در قانون بودجه 1393 مطرح شد. بعد آن نیز در قانون بودجه 1394 تکرار و قانون دائم هم شد. این قانون به نظر می‌رسد فرصت بسیار مطلوبی را چه برای شرکت نفت و چه برای بخش خصوصی ایجاد کرده است. به این معنا که گفته اگر هر طرحی موجب صرفه‌جویی در سوخت شود، شرکت نفت می‌تواند تا سقف 100 میلیارد دلار اصل و بهره را از محل بازگشت صرفه‌جویی سوخت بازپرداخت کند. به این معنا که می‌شود تا 100 میلیارد دلار پروژه در کشور تعریف و از این محل تامین اعتبار کرد. در این رابطه تاکنون شرکت نفت حدود 60 میلیارد دلار پروژه تعریف کرده است. اوایل کار خیلی مشخص نبود که این بخش قانون به چه صورت قابل اجراست، ولی با کار خوبی که در سازمان بهینه‌سازی سوخت صورت گرفت، طرح‌ها به صورت دقیق تعریف شد. می‌توان گفت در سال 93 شرکت نفت فقط رسید به این‌که این طرح‌ها را تعریف کند و بخش خصوصی را راغب کند که این طرح‌ها را ببیند، روی آن تمرکز کند و وارد آن شود. * مشکلی که باعث شد که بخش خصوصی نتواند خیلی اعتماد کند، چه بود؟ یک اشکال عمده‌ای به وجود آمد که می‌توان گفت شرکت نفت هنوز این مشکل را ندیده و به خاطر همین هیچ‌کدام از طرح‌ها تاکنون عملیاتی نشده است و بخش خصوصی هنوز نتوانسته جلو بیاید. اشکال عمده‌ای که به‌وجود آمد، این بود که بخش خصوصی برای طرح‌های تعریف شده باید تامین اعتبار می‌کرد تا بعد از طی دو سال وقتی پروژه راستی‌آزمایی می‌شد که موجب صرفه‌جویی شده، از محل آن صرفه‌جویی این پول به بخش خصوصی برگردانده شود. به این معنا که بخش خصوصی هم باید پروژه را اجرا و هم خودش تامین اعتبار می‌کرد. مساله تامین اعتبار برای بخش خصوصی که مشکل نقدینگی دارد، یک معضل است. * تسهیلات بانکی در این زمینه کمک نکرد؟ زیرمجموعه ما برای اجرای طرح‌ها به بانک‌ها مراجعه کردند و هیچ بانکی حاضر نشد که این طرح‌ها را تامین اعتبار کند. تقریبا هیچ بانکی جواب مثبت نداد و در جلساتی که با بانک‌ها داشتیم، آب پاکی را روی دست ما ریختند که منابع ما برای سرمایه در گردش است. بانک‌ها می‌گفتند شما می‌گویید دو سال بعد پروژه‌هایتان برگشت خواهد شد و ما نمی‌توانیم یک چنین منابعی را در اختیار شما بگذاریم. ما وقتی در این رابطه ناامید شدیم، به بازار سرمایه مراجعه کردیم که اجازه انتشار اوراق صکوک یا اوراق مشارکت را دارند و می‌توانستند تامین اعتبار کنند. تاکنون برای 23 پروژه نیز بیش از 2 هزار میلیارد تومان اوراق منتشر کردند. آنها گفتند ما می‌توانیم برای این پروژه‌ها هم اوراق منتشر کنیم، چون این اوراق دو یا چهار ساله با سودهای حدود 27 درصد منتشر می‌شود. ما به دلیل این‌که می‌خواستیم پروژه را دو ساله اجرا کنیم، این اوراق می‌توانست جواب دهد. اما طبق آیین‌نامه دولت نمی‌تواند ضمانت بکند. آنها گفتند ما فقط ضمانت این را خواهیم کرد که اصل و فرع پول را بعد از دو سال به شما برگردانیم. گفتیم ضمانت این است که این اوراق وقتی منتشر می‌شود، یکی باید ضمانت کند که پول این اوراق را برگرداند. * در نهایت چه شد؟ در حال حاضر این مشکل همچنان پابرجاست. ما طی دو جلسه با سازمان بهینه‌سازی که این طرح‌ها را تعریف کرده، وارد مذاکره شدیم که به یک راه‌حلی برسیم تا دولت بیاید از طریق بانک‌ها اوراق را ضمانت کند و این اوراق برای پروژه‌ها منتشر شود و بخش خصوصی با این نقدینگی بتواند پروژه‌ها را اجرا کند. به نظر می‌رسد تنها راه‌حل این است، ولی هنوز ما به نتیجه نرسیدیم و شرکت نفت حساسیت موضوع را خوب متوجه نشده است و خیلی راحت از کنار ماجرا می‌گذرند. این در حالی است که برای انجام این کار نیاز به تامین نقدینگی هست. ما اگر می‌خواهیم یک طرح گازرسانی برای سیستان و بلوچستان داشته باشیم، نیاز به نقدینگی داریم. به نظر می‌رسد اگر دولت در این رابطه به یک راه‌حل مشترکی نرسد که حداقل یک نقشی را در این قضیه بازی کند، این طرح‌ها به جایی نمی‌رسد؛ با وجود این‌که طرح‌های خوبی است و بخش خصوصی هم می‌داند که حدود 100 میلیارد دلار کار وجود دارد. ما امیدواریم شرکت نفت به یک مدل و الگویی برای این کار برسد که کار راه بیفتد. * شما در رابطه با بند «ق» بودجه گفتید که بخش خصوصی با وجود کمبود نقدینگی اما حمایت نشد، حالا چه ضمانتی وجود دارد که با وجود آمدن سرمایه‌گذار خارجی، از توان داخلی نیز حمایت شود؟ اوایل که این موضوع مطرح شده بود، من خودم در یک جلسه‌ای که آقای زنگنه و معاونان او حضور داشتند، همین مساله را مطرح کردم. گفتم به نظر می‌رسد همه کارها به بند «ق» متوقف شده است؛ یعنی شما دیگر حتی مناقصه‌ای هم ندارید. ما هم 650 عضومان، 30 درصد بیشتر ظرفیت‌شان پر نیست و در به در دنبال کار می‌گردند و خیلی‌ها هم طلب گذشته‌شان را وصول نکردند و مجبور به تعدیل نیروی انسانی شدند. اما اگر کار وجود داشته باشد، با کار چرخ را می‌چرخانند، اما در حال حاضر نه کار هست و نه طلب‌های خود را می‌توانند وصول کنند، بنابراین دارند در رکود شدید می‌روند. در این شرایط شما همه پروژه‌ها را به بند «ق» متوقف کرده‌اید و می‌گویید طرح‌ها را اجرا کنید و وقتی صرفه‌جویی شد، ما به شما پول می‌دهیم. در این‌جا چه تضمینی وجود دارد که پول را بدهید؟ گفت پس خارجی‌ها چطوری می‌آمدند؟ شل همین‌طوری آمد و 2 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کرد. گفتم شما همان نامه‌ای که به خارجی‌ها داده‌اید، به من می‌دهید؟ شما یک نامه به خارجی داده‌اید که اگر از محل پروژه پولشان را ندادید، می‌توانند در هر دادگاه بین‌المللی پولشان را بگیرند. گفتم شما این نامه را به ما می‌دهید؟ با همین نامه الان شرکت‌های ما می‌توانند 10 میلیارد دلار از خارج جذب سرمایه کنند. در این‌جا آقای زنگنه رو کرد به آقای رحمتی، رییس شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت و گفت اگر می‌شود چنین نامه‌ای بدهیم، خب بدهید. * در کل چشم‌انداز را برای صنعت و ساخت داخل چطور می‌بینید؟ من چشم‌انداز را در رابطه با سرمایه‌گذاری بسیار مثبت می‌بینم. ما اگر اطمینان سرمایه‌گذاران را جلب کنیم و یا یک فضایی بسیازیم که اعتماد پیدا کنند، افزایش سرمایه‌گذاری تحقق پیدا می‌کند. سرمایه دنبال یک جای و پربازده است. به نظر می‌رسد این فضا ایجاد شده است. اما اعتقاد دارم اگر مسوولان این دیدگاه را هم پیدا کنند که سرمایه‌گذاری را هدایت کنند و بخش خصوصی را از جایگاهی که دارد، بالاتر ببینند و به عنوان سرمایه‌گذار ببینند؛ نه به‌عنوان پیمانکار، این بار اتفاقات بسیار خوبی هم در صنعت ساخت داخل رخ می‌دهد؛ یعنی اتفاق خوبی در توسعه صنعتی کشور خواهد افتاد. من نیروی انسانی قابلی را در بخش خصوصی می‌بینم. منبع:خبرآنلاین
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید