کارنامه اتاق تهران از دیدگاه محمدمهدی راسخ/ اتاق تهران آمار تعداد کارت ها را مخدوش کرده است | اتاق خبر
کد خبر: 107425
تاریخ انتشار: 27 اردیبهشت 1394 - 14:45
اتاق نیوز- فراز جبلی- محمدمهدی راسخ بعد از ریاست محمد نهاوندیان در اتاق تهران به دبیرکلی اتاق تهران رسید. دبیر کل مقتدری که دوران پر التهاب دوره پنجم را به پایان رساند، دوره ششم دبیر کل بود، در دوره هفتم علاوه بر دبیرکلی به عنوان عضو هیأت نمایندگان با رای اعضا انتخاب شد و تا پایان دی ماه 91 دبیرکل اتاق تهران باقی ماند. با این حساب مطمئنا یکی از بهترین افرادی که می تواند از عملکرد اتاق هفتم دفاع کند راسخ است. در این مصاحبه وی علاوه بر تشریح دستاوردهای اتاق در دوران دبیرکلی خود به انتقادات از برخی مشکلات اتاق هم پرداخت. برای مثال راسخ اعلام کرد که آمار کارت بازرگانی منتشر شده توسط اتاق تهران مخدوش است و به علت دریافت یک در هزار تعداد صاحبان کارت بازرگانی کاهشی جدی پیدا کرده است. مهمترین دستاورد شما در دوران دبیرکلی چه بود؟ وقتی درباره اتاق تهران صحبت می کنیم باید بازگردیم به شرایطی که در اقتصاد و اتاق تهران وجود داشت. اتاق تهران تا دوره چهارم در دل اتاق ایران بود و این دو اتاق جدا از هم نبودند. در دوره پنجم هیأت نمایندگان ،هیأت رئیسه تغییر می کند و اتاق ایران و تهران از یکدیگر جدا می شوند. از طرف دیگر با رخ دادن این جدایی و مطرح شدن اتاق تهران به عنوان یک اتاق مجزا از اتاق ایران باعث ایجاد درگیری های شدید می شود که 2 سال و نیم ادامه پیدا می کند. در درون اتاق تهران هم بین دو گروه حاضر در اتاق درگیری های شدیدی وجود داشت. در نهایت این موضوع منجر به این می شود که تغییراتی در هیأت رئیسه رخ دهد و تیم جدیدی اواخر سال 84 انتخاب شود. آقای نهاوندیان در این دوره رئیس اتاق و من هم دبیرکل شدم و در یک روز با همدیگر به اتاق وارد شدیم. واقعیت این بود که من در جریان این درگیری ها نبودم و اصولا نمی دانستم چنین اختلافات شدیدی وجود دارد. زمانی که وارد اتاق شدم در اولین جلسه متوجه شدم چه خبر است و یکی از سخت ترین جلسات عمرم را تجربه کردم. بعد از 7-8 روز از جلسه اول، رئیس قبلی اتاق با حکم دادگاه به اتاق بازگشت و بعد دوباره 10 روز بعد با حکم دیگری از دادگاه آقای نهاوندیان بازگشت. مهمترین نکته آن زمان نگه داشتن نظم اتاق تهران و متعادل کردن فضا بود. وضعیت شبه جنگی که بین دو گروه باید به شرایط عادی تبدیل می شد. روی این موضوع تلاش زیادی شد و من سعی داشتم با هر دو طرف ارتباط منطقی و سازنده داشته باشم که فضا تلطیف شود. تا بالاخره دوره پنجم تمام و دوره ششم آغاز شد. دوره ششم هم بسیار سخت بود و رقابت نزدیک بود. بعد از انتخابات، هیأت رئیسه کاملا از یک گروه بود ولی من به تلطیف شرایط اعتقاد داشتم به همین دلیل با رئیس جدید یعنی آقای آل اسحاق صحبت شد که گروه مقابل هم وارد بازی شوند. پیشنهاد ما این بود که یک نفر از گروه تحول در هیأت رئیسه حضور داشته باشد ولی مورد قبول واقع نشد و تحول می خواست دو نفر در هیأت رئیسه داشته باشد. در نهایت یک نفر دولتی و 4 نفر از گروه قالب در هیأت رئیسه حضور یافتند. با آقای آل اسحاق صحبت کردم که اگر ارتباط درست نباشد دچار مشکل می شویم به همین دلیل پیشنهاد دادم که در کمیسیون ها اصل را بر شایسته سالاری بگذاریم. این اتفاق هم رخ داد و بدون در نظر گرفتن گروه در کمیسیون ها به رئیس ها رای دادند. در کمیسیون ها خودمان افراد را پیشنهاد دادیم. مثلا آقای خوانساری رئیس کمیسیون حمل و نقل، آقای صدر هاشمی نژاد رئیس کمیسیون امور بانکی و بیمه و آقای بهرامی ارض اقدس رئیس کمیسیون تجارت شد. آن طرف هم در کمیسیون صنعت کسی بهتر از آقای خلیلی عراقی نداشتیم. یا در کمیسیون کشاورزی هیچ کس بهتر از آقای ظهیری نبود. این موضوع خیلی کمک کرد که ارتباطات به خوبی برقرار شود و نشان دهد که ما بی طرف هستیم. در دوره ششم فضا کاملا تلطیف و متعادل شد. حتی در دوره هفتم دو گروه را به جایی رساندیم که لیست مشترک دهند و تا 35 نفر به توافق رسیدند ولی به خاطر اشتباه مذاکره کنندگان دو طرف به لیست مشترک نرسیدیم. با در نظر گرفتن این شرایط که شبیه اتاق جنگ بود ایده های بزرگ ما برای اتاق مطرح بود. اتاق تهران، اتاق پایتخت است و بیشترین اعضا را دارد پس باید متفاوت و اثرگذارتر باشد. در این اتاق باید نقش آفرین باشیم و به دنبال خروج از فضای جنگ به دنبال اهداف بودیم. این فضا کاملا صحیح است ولی در اتاق هفتم چه کاری در عمل انجام دادید؟ ما از یک طرف به دنبال این بودیم که اتاق را با برنامه پیش ببریم و به همین دلیل از سال اول در اتاق برنامه و بودجه تصویب کردیم. یعنی قبل از شما اتاق دارای برنامه نبود؟ بعضی سال ها دارای بودجه ولی فاقد برنامه بود. بودجه باید بر اساس یک برنامه باشد. ما اولین بار برای اتاق برنامه استراتژیک نوشتیم که پس از آن اتاق بر اساس همان برنامه استراتژیک پیش می رود. بعد از آن بر اساس برنامه استراتژیک ساختار جدید تعریف کردیم. ساختار بسیار خوب بود ولی بعد از آن متأسفانه تغییراتی کرد. کمیسیون های جدیدی که در اتاق ایجاد شده بود مانند امور اجتماعی و تشکل ها یا کمیسیون فضای کسب و کار و کارآفرینی بر اساس همین برنامه ایجاد شد. قبلا کمیسیون هایی مثل عضویت داشتیم که اجرایی بود. کمیسیون هایی مانند صنایع موضوعی بودند ولی این کمیسیون ها می توانست مشکلات کشور را حل کند. ارائه خدمات نوین از کارهای اتاق بود. وقتی به اتاق آمدم میانگین صدور کارت بازرگانی 45 و میانگین زمان تمدید 30 روز بود. من اعلام کردم که باید این موضوع به 2 روز برسد. بسیاری می گفتند باید سازمان بازرگانی هماهنگ شود که من این کار را کردم. اگر کسی مدرک را تحویل می داد 2 روز بعد کارت را تحویل می گرفت. از طرف دیگر ما هفته ای یک وانت فرم چاپ می کردیم و به مردم می دادیم. ما همه اینها را الکترونیک کردیم که مردم خودشان در دفترشان پرینت بگیرند. انواع مشاوره ها مثل مشاوره حقوق، مالی و غیره را ایجاد کردیم که مردم بتوانند مشکلاتشان را با کمک اتاق حل کنند. آموزش را ارتقای جدی دادیم که متأسفانه بعدا کوتاهی در این زمینه صورت گرفت. یک قرارداد با دکتر مسعود نیلی به عنوان رئیس دانشکده اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف به امضا رسید که بر اساس آن 10 دوره MBA یک ساله بین اتاق تهران و دانشکده اقتصاد شریف برگزار شد. در دوره اول فقط 10 نفر از مدیران سازمان انرژی اتمی در کلاس ها شرکت می کردند. برای ما خیلی سخت بود که مدیرانی با محافظ و راننده بیایند و کسی متوجه حضور مدیران انرژی اتمی در اتاق نشود. بهترین اساتید اقتصاد ایران هم در این دوره ها شرکت می کردند. من وقتی از اتاق آمدم دوره پنجم را ثبت نام می کردیم و گزارش پایان دوره نشان داد فقط همان 5 دوره برگزار شده است. این خیلی برای اتاق مهم بود که با توجه به بروکراسی به دانشگاه ها اجازه نمی دهند گواهی رسمی بدهند در حالی که بسیاری به پشتوانه اتاق می آمدند تا آموزش ببینند. در کارهای پژوهشی نقش بسیار مهمی داشتیم که پیش از من نبود. حدود 5 هزار نسخه از برخی تحقیقات مثل هدفمندی یارانه ها به چاپ رسید. از آخرین کارهای زمان من برنامه ریزی اقتصاد ایران برای رئیس جمهور آینده بود. سعی ما این بود که اتاق موضع گیری سیاسی نداشته باشد و هر کسی رئیس جمهور شد بتواند از این تحقیق استفاده کند. یکی از حرکات دیگر ارتقای جایگاه اتاق تهران بود. ما اتاق تهران را به جایی رساندیم که در تمام جلسات رسمی کشور که بحث اقتصاد بود اتاق را دعوت می کردند. مثلا در ستاد تصمیم گیری ویژه ما حضور داشتیم. در تمام جلسات وزارت بازرگانی سابق و وزارت صنعت، معدن و تجارت اتاق تهران همیشه حضور داشت. در سازمان توسعه تجارت و سایر وزارتخانه های اقتصادی، اتاق تهران در کنار اتاق ایران حضور داشت. ارتباط بین بخش خصوصی و مسئولین دولتی هم سخت بود به همین دلیل جلسه صبحانه کاری با مسئولین را ایجاد کردیم. هدف این بود که بخش خصوصی واقعی مستقیم با وزرا یا مسئولین بلندپایه مجلس و قوه قضائیه در ارتباط باشند و مشکلات را بیان کنند. فضا را هم کاملا آزاد و باز گذاشتیم.رسانه ها هم حضور داشتند. این صبحانه ها باعث شد که دولتمردان بفهمند فقط در اتاق دربسته تصمیم گیری نکنند و دیدگاه های دیگری هم وجود دارد. بعد از این جلسات ،کارگروه هایی برای پیگیری ایجاد شد. حتی در دوران احمدی نژاد در 3 ماه 11 وزیر را به اتاق آوردیم. این کار بزرگی بود که متأسفانه متوقف شد. از کارهای دیگر دادن چند گزارش اساسی به مقام معظم رهبری بود. بعدها دیدیم که ایشان گزارش ها را مطالعه کردند و روی آنها دستور داده اند. در ملاقاتی هم که با مقام معظم رهبری با همت اتاق تهران برگزار شد؛ ایشان فرمودند از اتاق تهران و اتاق ایران می خواهم که به طور مرتب برای من گزارش بفرستند. این کارها نتیجه داد. یک مثال دیگر این که شورای عالی پول و اعتبار میزان سود را بالا برده بود اما رئیس جمهور از امضای آن سر باز می زد. ما در این خصوص گزارشی تهیه کردیم. در رسانه ها هم نقش اتاق تهران بسیار پررنگ بود و از اولین جلسه اعلام کردم که می خواهیم خبرنگاران را به هیأت نمایندگان دعوت کنیم. به دلیل همین اقدام، اتاق ایران نیز مجبور به دعوت خبرنگاران در جلسات هیأت نمایندگان شد و شاهد شکل گیری ارتباط بسیار خوب بین اتاق و خبرنگاران بودیم. رسانه ها هم پاسخ مثبت دادند و هر روز گزارش یا مقاله ای از اتاق تهران در رسانه های اقتصادی مطرح بود. بسیاری به دلیل همین کار شما به چهره های رسانه ای تبدیل شدند. آیا واقعا اعضای اتاق تهران دارای این پتانسیل بودند که تا این حد در رسانه ها به آنها فضا داده شد؟ وقتی بستر آماده می شود بالاخره همه همراه می شوند. اگر کسی ظرفیت دارد یا ندارد بر اساس رابطه رسانه و اتاق مشخص می شود. رسانه انتخاب می کند چه کسانی حرف نو و ایده های جدید دارند. من نمی توانستم فضا را باز بگذارم و بعد بگویم خبرنگاران با چه کسی مصاحبه بکنند و با چه کسی مصاحبه نکنند. کسانی هم این وسط بزرگ و مطرح شدند و حتی مخالف من بودند. مشکلی ندارد و باید ظرفیت این موضوع را داشته باشیم. حتی به بدترین شکل علیه من عمل شد اما باید فضا باز می شد که مخالفت هم بشود. من اتاق به شکل قبل را قبول نداشتم و باید این تغییرات رخ می داد. مثلا من حسابرسی به شکل سابق را قبول نداشتم و خواستم حسابرس رسمی گزارش را ارائه دهد در حالی که قانونا گزارش خزانه دار کفایت می کرد. ولی در همین مثال گزارش حسابرسی و تفریغ بودجه این دوره شاهد بودیم که تفریغ بودجه بسیار ضعیف تر از دوران شما ارائه شد. در واقع گزارش به شکلی بود که قدرت سنجش گزارش نسبت به بودجه مصوب را در جزئیات نداشتیم. چرا همان روش قبلی ادامه پیدا نکرد؟ باید این را از دوستان پرسید که چرا ادامه پیدا نکرد. شفاف سازی هم درجات مختلف دارد. می توان بودجه را به شکل دو بخش درآمد و هزینه به صورت کلی مصوب کرد در حالی که در گذشته تمام اجزاء بودجه توسط ما مصوب می شد و برای آنها بودجه تعیین می شد و در نهایت در تفریغ بودجه عملکرد مشخص بود. در بخش هزینه حتی آب و برق، گاز و سوخت یا بیمه اتومبیل اتاق مشخص بود. کسی که سالم و شفاف کار می کند باید همین گونه باشد. وقتی شفاف باشیم طبیعی است که هیأت نمایندگان همراه باشد. بسیاری از گروه های منتقد هم از این کارهای من حمایت می کردند. یک خاطره این بود که در جلسه اول حضور من در اتاق تهران مرحوم موسوی اخوان مخالف اصلی من بود ولی بعد از 3 ماه ایشان به خاطر کارهای من با من رفیق شد و حتی به آقای بهزادیان گفته بود که شما فقط در اتاق جنگیدید ولی ببینید راسخ در اتاق چکار می کند. وی حتی زمانی فکر می کرد من مهره خاموشی هستم ولی بعد ها نوشت که من چه کارهای بزرگی در اتاق انجام داده ام. در واقع ما هیچ کس را تندتر از آقای موسوی اخوان نداشتیم که بنیانگذار تحول بود ولی وی هم با ما همراه شد. همینطور آقای صدر هاشمی نژاد در جلسه تلخ روز اول حضور داشت و هنوز هم ارتباط خوبی با وی داریم. آقای فزونی و بسیاری دیگر هم با ما همراه شدند. در همین دوره هفتم قرار بود آقای خوانساری به هیأت رئیسه بیاید. یکی از آقایانی که با ما مشکل داشت گفت باید به شرطی به هیأت رئیسه بیایی که برای راسخ و عملکردش پرونده درست کنید. خوانساری نپذیرفت و خود آن فرد به هیأت رئیسه آمد. همان فرد بعد از چند ماه 3 بار اعلام کرد که همه حساب ها و اسناد درست بوده است. در بحث مسائل مالی شما موافق دریافت یک در هزار بودید؟ از نظر من 3 در هزار کافی بود. بعد از ورود به اتاق من همه اعضا را شناسایی کردم و بدون استثنا از همه 3 در هزار گرفته شد. آن منبع برای اتاق کافی است. یکی از اشتباهات اتاق ایران در قانون برنامه پنجم گنجاندن یک در هزار بود. یک در هزار یک پول هنگفت و زوری است که از اعضا گرفته می شود به همین دلیل ما سال 90 نگرفتیم. در سال 91 هم نمی خواستیم بگیریم ولی فشار زیادی بر روی ما گذاشتند. در نهایت در جلسه ای ما پیشنهاد نگرفتن این مبلغ هنگفت از اعضا را دادیم ولی به اصرار اتاق ایران قرار شد 30 درصد مبلغ گرفته شود. همان 30 درصد هم هنگفت می شود. برای کارت بازرگانی توجیح ندارد که چنین مبالغ کلانی از شخصی گرفته شود. شما در آن تاریخ دبیرکل بودید. آیا با اتاق تهران مشورتی درباره یک در هزار نشد؟ اصلا هیچ گونه مشورت و صحبتی نشد و بعد از قانون شدن ما متوجه شدیم. اتاق ایران می گفت باید کامل گرفته شود ولی ما می گفتیم کلا نباید گرفته شود. از هم اکنون هم باید تلاش کنیم که این قانون لغو شود. اگر بخش خصوصی هم بخواهد پول زیاد و تشکیلات طویل داشته باشد چه فرقی با دولت دارد. این تصمیمات اثرات بدی خواهد داشت. دوستانی که بعد از ما به اتاق آمدند با آمارها بازی کردند. آمار واقعی کارت بازرگانی را مخدوش کردند که معلوم نشود که چقدر ریزش داشته ایم. برای نشان ندادن آمار متوسط سال گرفته اند. این آمارها غلط است و آمار گذشته کارت بازرگانی 18 هزار کارت بود که به 12 هزار رسیده است و دلیل اصلی آن یک در هزار است. وقتی دارندگان کارت بازرگانی قدیمی کارت خود را تمدید نمی کنند اتاق اعضای قدیمی خود را از دست می دهد و به سمت افراد با کارت یک بار مصرف می رود. ما با این روش افراد صحیح العمل را به سمت کارت یکبار مصرف می کشانیم. اتاق تهران و ایران با آمارها بد عمل کرده است و آمار واقعی در اختیار من است. حتی بعد از بحران مالی جهانی هم ما اینقدر ریزش کارت بازرگانی نداشتیم ولی یک در هزار از آن هم بیشتر آسیب زد. به هر حال این پول بین تشکل ها پخش شد. ما یک در هزار را از برج پنج سال 91 گرفتیم و من تا آخر برج 10 سال 91 در اتاق حضور داشتم. واقعا بعد از آن هم نمی دانم پول چگونه خرج شده است. ولی بعد از آن رئیس کمیسیون تشکل ها شدید. بله و از هیأت رئیسه خواستیم پولی را که می خواهد به تشکل ها بدهد در کمیسیون تصویب کند. علی رغم نوشتن آیین نامه ولی هیأت رئیسه با این بند موافقت نکرد و خودشان پول را تقسیم کردند. ما ضابطه گذاشتیم که به هیچ تشکلی پول مستقیم ندهند. مواردی همچون آموزش برای هزینه کردن پول برای تشکل مشخص شده بود. همایش، هیأت و پژوهش از موارد هزینه کرد بود. من مخالف کامل دادن پول مستقیم به تشکل ها بودم. آیا قانونی وجود دارد که پول فقط به تشکل های عضو اتاق داده شود؟ اعضای اتاق تشکل هایی را ایجاد کرده اند. بعضی از این تشکل ها در خارج از اتاق مثلا در وزارت کار ثبت شده اند. اگر تشکلی در خارج اتاق ثبت شده است عضو آن گناهی ندارد و باید از کمک برخوردار شود. در آیین نامه ننوشته بودیم فقط تشکل های ثبت شده در اتاق تهران. در ثبت تشکل ها عدالت رعایت نمی شد و بروکراسی بسیار سختگیرانه ای برای این موضوع وجود داشت. من خودم به صنعت پتروشیمی پیشنهاد ایجاد تشکل دادم و درخواست آن را نوشتم ولی بعد از 18 ماه به هیچ جا نرسیدند و به همین دلیل مجبور به ثبت در وزارت کار شدند. اعضای این تشکل به اتاق پول های سنگینی می دهند. محل ثبت مهم نیست بلکه تشکل گرایی اولویت است. هیچ منعی ندارد به تشکل هایی که در اتاق ایران نیستند کمک مالی شود. مشکل آنجایی است که به تشکل های دوست کمک کنیم ولی من در جریان عملکردشان نیستم. شما همیشه تأکید بر بیطرفی می کردید ولی بعد نایب رئیس مجمع فعالان توسعه شدید. چه اتفاقی رخ دارد؟ اول این که این موضوع بعد از دبیرکلی من بود و در زمان دبیرکلی حتی در مجمع فعالان توسعه عضو هم نبودم تا بیطرفی خودم را حفظ کنم. من سال گذشته به اصرار دوستان ثبت نام کردم و نایب رئیس اول شدم. دوستان ابراز محبت زیادی می کردند و با همه گروه ها ارتباط خوبی داشتم. اتاق مگر چه می خواهد؟ ما بهترین افراد اقتصاد مثل دکتر غنی نژاد، دکتر نیلی، دکتر میرمطهری و دکتر دانش جعفری را به اتاق آوردیم. چنین چیزی حتی در اتاق ایران هم وجود نداشت و هنوز هم ندارد. در شورایی افرادی همچون دکتر واعظی، دکتر جنتی، دکتر کرباسیان و دکتر شیخ الاسلامی را به اتاق آوردیم. از طیف های مختلف برای اتاق مشاور گرفتیم تا طوفان فکر ایجاد کنیم. در بخش بین الملل هم همین شرایط بود . سیاست توسعه روابط با همسایگان برای حل مشکل تحریم از ایده همین جلسات فکر بود. به خاطر مشکل تحریم بانکی ،هیأتی از هند را پذیرش کردیم و بعد چند سفر به هند داشتیم که باعث حل مشکلات بانکی شد. هرکسی دشمنی هم داشته باشد باید قبول کند که کارها بزرگ بود. در بحث 3 در هزار تمام اعضای اتاق تهران را حسابرسی کردیم و از همه این پول دریافت شد که باعث بهبود وضعیت مالی اتاق تهران و به تبع آن اتاق ایران و سایر اتاق های شهرستان شد. دبیرکلی که تا این حد موفق بود چرا زمانی که نایب رئیس مجمع فعالان می شود در حالی که رئیس هم در کارهای اجرایی دخالت چندانی نداشت نتوانست موفق باشد؟ شما حتی یک دوره گروه را ترک کردید. چه اتفاقی رخ داد؟ در مجمع فعالان توسعه برخی دوستان عقاید خاصی داشتند و من خودم را کنار کشیدم که دوستانی که تصمیم به مدیریت دارند کارها را پیش ببرند. اختلاف نظر از کجا بود؟ مشکل در نوع برنامه ریزی و برخورد و عملکرد مجمع بود. پشت این حرکت ها انتخابات بود که یک سوی کار پیروزی است و سوی دیگر شکست. به همین دلیل من خودم را کنار کشیدم که باعث شکست مجمع نشده باشم. ولی در نهایت شکست خوردید، علت چه بود؟ در بحث مجمع با وجود آن که نایب رئیس بودم خودم را کنار کشیدم تا بقیه ریاست کنند. رئیس ستاد و رئیس ستاد ائتلاف بزرگ افراد دیگری بودند. شروع قضایا از آنجایی بود که مشکل چیز دیگری بود و احکام دیگری منتشر شد. چرا بازگشتید؟ اصرار بسیار زیاد دوستان باعث بازگشت من شد. آنقدر رفت و آمد شد که من شرمنده محبت دوستان شدم. حتی دوستان به منزل من آمدند و شرم کردم که بازنگردم. نقطه ضعف ائتلاف بزرگ که باعث شکست آن شد چه بود؟ مشکل اصلی در مدیریت ائتلاف بزرگ بود. یک مدیریت جامع و کامل صحیح در زمینه انتخابات وجود نداشت که بتواند یک وحدت فرماندهی داشته باشد که کارها را پیش ببرد. انتهای پیام
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید