راهکارهای پایان دادن به پدیده "حباب سکه" در بازار ایران | اتاق خبر
کد خبر: 15854
تاریخ انتشار: 3 دی 1390 - 14:42
برای تخلیه حباب قیمت سکه بانک مرکزی می تواند از طریق ورود به بازار آتی بورس کالا و با عرضه سکه و یا تشکیل بازاری مستقل و عرضه آتی سکه اقدام به کنترل بازار کند که روش اول نتایج مطلوب تری حاصل می کند. اتاق نیوز- در هفته های اخیر بانک مرکزی ایران در تلاشی برای مبارزه با پدیده ای موسوم به "حباب سکه" اقدامات متعددی را انجام داده است و آخرین آنها موضوع پیش فروش سکه با نرخهای روز است که از دیدگاه اغلب کارشناسان اقتصادی و اهل نظر، نیازمند سازماندهی و ایجاد روشهای کنترل و نظارت لازم و کافی است و تعجیل در اجرای آن عملا می تواند به این حباب با شرایط اعلام شده فعلی دامن بزند. طلا فلزی است قیمتی و ارزش آن با توجه به اقتصاد جهانی و عوامل بسیاری دیگر در سطح جهان و از طریق عرضه و تقاضا تعیین می شود و هیچ کشوری به تنهایی نمی تواند قیمت طلا را به میل خود و یا هم سو با سیاست های اقتصادی کشور در بازار آزاد مهار کند. به این عقیده، برای مبارزه موثر با حباب سکه و جلوگیری از ایجاد قیمت های کاذب برای طلا دو راه کار برای بانک مرکزی وجود دارد؛ راه کار اول آن است که بانک مرکزی به عنوان بازارگردانی مقتدر وارد بورس کالای کشور شود و با تبعیت از قیمتهای جهانی طلا و نرخ واقعی مبادله دلار و ریال به تعادل مطلوبی دست یابد. حضور بانک مرکزی در بازار بورس کالا و شرکت در بازارهای نقدی و آتی سکه طلا، حداقل در کوتاه مدت یکی از بهترین گزینه ها برای مبارزه با "حباب سکه" است و تصمیمی قابل تحسین خواهد بود و شاید مدتها پیش می باید صورت می گرفت. گزینه دوم برای بانک مرکزی ایجاد یک بازار غیر رسمی “Over The Counter” است که در واقع به عنوان رقیبی برای بازار بورس کالا در بخش سکه تلقی شود. گرچه در اصول ایجاد چنین بازاری می تواند به بازار طلای کشور سرو سامان دهد و تعادل نسبی ایجاد نماید، اما تشکیل بازار غیر رسمی آتی، مستلزم سازماندهی و تربیت کارکنان و ایجاد روشهای نظارتی و کنترلی است که بتواند سلامت عملیات را تضمین کند، در غیر اینصورت اوراق آتی طلا در بازار قابل معامله خواهند بود و حباب تبدیل به بالون خواهد گردید. عرضه سکه توسط بانک مرکزی از طریق بازار متشکل و سازمان یافته بورس کالا محاسن مختلفی دارد و برای بانک مرکزی امکان کنترل بهتر قیمت طلا و ارز را فراهم می آورد که به صورتی خلاصه به شرح ذیل اند: الف) مبارزه با قیمتهای کاذب طلا از طریق کشانیدن سرمایه گذاران به بازار رسمی بسیار عملی تر و موثرتر می باشد و هیچ هزینه اضافی را برای دولت و ملت ایجاد نمی کند. عرضه سکه از طریق سازمانی اعمال می شود که مشخصات خریدار و فروشنده را داراست و هر گونه سوء استفاده و اقدامات غیر قانونی توسط برخی از سفته بازان قابل رویت و پیگیری است؛ اما شرط لازم برای حضور موثر و مفید بانک به عنوان بازار گردان طلا تبعیت آن از قیمت های جهانی طلا و شرط کافی نیز توجه به نرخ واقعی مبادله دلار به ریال است که چنانچه این نرخ حمایتی باشد، شکاف قیمت ایجاد شده و احتمال سفته بازی و آربیتراژ در بازار بسیار زیاد خواهد شد و مقصود نهایی قطعا حاصل نخواهد گردید. ب‌) جریان مستمر سرمایه کشور به طور قانونمند وارد بورس می شود و بانک مرکزی نظارت بسیار خوبی بر حجم نقدینگی و میزان سرمایه گذاری در این فلز قیمتی را داشته و سیاست های تعدیلی موثرتری را اتخاذ خواهد نمود و میزان نوسانات را با حضور موثر و مفید و سالم خود کنترل می کند و به عنوان یک عرضه کننده مقتدر تا حدود زیادی قادر است مسیر و جریان قیمتها را به سمت تعادل مطلوب هدایت نماید. ج‌) حضور بانک مرکزی طبعا نقدینگی بازار را بالا می برد و این خود بازاری کارآمدتر را ایجاد می کند، بازاری که دارای بازارگردانی چون بانک مرکزی باشد، قیمت طلای آن همیشه واقعی است زیرا به طور همزمان عرضه و تقاضا برای آن توسط بانک فراهم است. د‌) حضور بانک مرکزی در بازار رسمی کالا، موجبات اعمال سیاستهای پولی بهتر را فراهم می کند و به اجرای سیاست های پولی موثرتری می انجامد و تعیین نرخ بهره و میزان اندوخته های بانکی با دقت بیشتری طراحی می شوند. ه‌) وجود بازار معاملات ثانویه برای سکه های پیش فروش به راحتی متقاضی و فروشنده را قادر می سازد که هر هنگام که بخواهند وارد به بازار و یا از آن خارج شوند که چنین امکاناتی به خودی خود از ایجاد بازار سیاه جلوگیری می نماید و امکان سوء استفاده دلالان و سفته بازان را به طور محسوسی کاهش می دهد. اما مساله بسیار پر اهمیت آن است که در بازار سکه و ارز، نرخ مبادله ارزی دلار به ریال را چه کسی و یا چه بخشی تعیین می کند؛ قیمتهای ریالی عرضه طلا در بورس کالا از قیمتهای آتی جهانی فاصله زیادی نشان می دهند، که به احتمال زیاد، عمده ترین علت آن دیدگاه مردم نسبت به ارزش ریال در ماههای آتی است. عوامل موثر در قیمت سکه بازارهای آتی ایران عبارت از قیمت جهانی طلا، اوضاع نابسامان اقتصادی آمریکا و اروپا، "تورم، عوارض جانبی حذف یارانه ها" بیکاری، برخی تخلفهای بانکی، تحریمها و تهدیدات خارجی می باشند که هر یک عاملی مهم برای کاهش ارزش ریال است و از آنجا که سکه با ریال خرید و فروش می شود، لذا چندان دور از ذهن نیست که قیمت سکه در شش ماه آینده از مرز 800.000 تومان هم بگذرد. قیمت ریالی سکه و ارزش مبادله پول ملی را بازار با توجه به دیدگاهش از آینده اقتصادی کشور تعیین می کند و به نظر نمی رسد که بتوان آنرا با سیاستهای مقطعی مهار و کنترل کرد. مادامیکه بسیاری از کشورهای جهان بعد از بحران مالی سال 2007 به طور مستقیم و غیر مستقیم تلاش می کنند تا پول ملی خود را کمی پایین نگه دارند تا حجم مبادلات داخلی و خارجی شان افزایش یابد، مسوولان ما تلاش دارند که اجازه ندهند نرخ تبدیل ریال به دلار را بازار تعیین کند. باید این واقعیت را پذیرفت که پول ملی کشور بر اساس شرایط اقتصادی موجود کاهش ارزش پیدا کرده و کاهش ارزش پول ملی هر کشوری در شرایطی خاص امری طبیعی است، اما عکس العملی کارشناسانه در قبال آن به نحوی که اقتصاد را از مسیر اصلی منحرف نکند معیار سنجش سیاستهای پولی کشور است. می دانیم که در دوران رکود اقتصادی کاهش ارزش پول ملی به صادرات قوت بیشتر می بخشد و واردات را کاهش می دهد که البته بیشتر مناسب حال کشورهایی است که حجم صادرات آنان از وارداتشان بیشتر است. کشور سوئیس مدتی قبل با اقدامی بسیار جالب جلوی افزایش مبادله فرانک سوئیس را به ارزهای دیگر جهان گرفت و دعوای چین و آمریکا، امروز بر سر آن است که چین می باید ارزش مبادله پول خود را بالا ببرد. شاید این قیاسی مع الفارغ باشد و بافت اقتصادی این کشورها ایجاب می کند که اینطور عمل کنند، اما ایکاش در مباحثات مسوولین و کارشناسان مساله ارزش واقعی ریال بیشتر و مدنظر قرار گیرد تا مساله حباب بتواند بطور واقعی رفع شود. قیمت مبادله ریال به سایر ارزها را در واقع بازار تعیین می کند و بانک مرکزی همیشه قادر است که این ارزش واقعی را از طریق همکاری با بازار که متشکل از هوش عمومی است تعادل بخشد؛ اگر قرار است قیمت سکه طلا حبابی نشود، لازم است ارزش ریال واقعی تر محاسبه شود. اگر قیمت مبادله ریال به دلار به 1450 تومان می رسد، الزاما به این معنی نیست که سفته بازان به این عمل دست می زنند، بلکه بسیاری از مردم نگران آینده اقتصادی خود به سوی ارزی با ثبات تر روی می آورند. نگه داشتن ارزش ریال در مقابل ارزهای جهانی نه نشانه از موفقیت و نه بیانگر عدم کارآئی مدیران است، بلکه ایجاد بازار اقتصادی سالم می تواند ملاکی برای ارزیابی ها باشد. منبع :پانا
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید