در ۶۰ سال اخیر چه گونه‌های جانوری مهمی منقرض شدند؟ | اتاق خبر
کد خبر: 308118
تاریخ انتشار: 21 دی 1394 - 07:01
در سال ۱۹۸۰ میلادی دانشمندان با یک اتفاق مهم شوکه شدند: کشف یک تنوع خارق‌العاده از حشرات در جنگل‌های استوایی… این اتفاق عجیب حاصل یک مطالعه‌ی ظاهراً ساده بود.

در حقیقت ماجرا این‌طور رقم خورد که پژوهشگران در حین مطالعه بر روی تنها ۱۹ درخت از جنگلهای استوایی کشور پاناما قریب ۱.۲۰۰ گونه سوسک جدید را شناسایی کردند. نکته جالب اینجا بود که از این تعداد گونه ۸۰ درصدشان جزو ناشناخته‌ها بودند. همین اتفاق ساده محققان موسسه منابع جهانی را بدین جمع‌بندی رساند: «دانش ما از کره‌ی زمین هنوز بسیار بسیار محدود و ناچیز است، حداقل ما امروز می‌دانیم که در فلان کهکشان چند ستاره وجود دارد ولی با کمال تاسف هنوز نمی‌دانیم که در کره زمین دقیقاً چه تعداد گونه زیست می‌کند و چه تعداد از آنها منقرض شده یا اینکه قرار است که بزودی منقرض شود.»

در این جمع‌بندی ساده چند نکته جالب نهفته است:

۱. وقتی ما نمی‌دانیم روی کره زمین چه تعداد گونه زیست می‌کند، پس چطور قرار است که بفهمیم چه تعداد گونه در حال انقراض هستند؟

۲. شواهد و قراین موجود حاکی از این واقعیت غیرقابل انکار است که شرایط برای زندگی موجودات زنده آن‌طور که باید و شاید ایده‌آل نیست. بسیاری از گونه‌های جانوری و حتی گیاهی در زیستگاه‌های متعددی با کاهش جمعیت جدی مواجه هستند و برخی دیگر نیز سال‌هاست که دیده نشده‌اند.

۳. یک مثال ساده از همین تعداد گونه‌ی شناخته‌شده ما را به نتیجه جالبی می‌رساند. فرض کنید که در روی کره زمین ۱۰۰ میلیون گونه‌ی مختلف زیست می‌کند و نرخ انقراض تعیین‌شده برای این تعداد سالانه تنها قریب ۰.۰۱ درصد است. آیا می‌دانید که همین نرخ به ظاهر اندک معرف حذف چه تعداد گونه در سال است؟ پاسخ به این سوال تکان‌دهنده است:

با این وضعیت سالانه ۱۰ هزار گونه برای همیشه از صفحه‌ی گیتی محو می‌شوند. عمق فاجعه زمانی بیشتر مشخص خواهد شد که بدانید این آمار تنها مربوط به گونه‌های شناخته‌شده است در حالیکه در روی کره زمین هنوز تعداد بسیار زیادی گونه اعم از جانوری یا گیاهی وجود دارد که در دنیای علم شناخته‌شده نیستند.

صندوق جهانی طبیعت (WWF) نرخ انقراض گونه‌ها را سالانه معادل ۰.۰۱ تا ۰.۱ درصد تخمین زده است. اگر دست پایین این آمار یعنی ۰.۰۱ درصد رقمی واقعی باشد، بدان معنا خواهد بود که بعنوان مثال از مجموع تقریبی ۲ میلیون گونه مختلفی که بر روی کره زمین زیست می‌کنند، هر ساله بین ۲۰۰ تا ۲۰۰۰ گونه برای همیشه منقرض و از صفحه روزگار محو می‌شوند. این آمار به راستی تکان‌دهنده است.

چرا انقراض اهمیت دارد؟

برای بسیاری از ما گونه‌های در معرض خطر و حتی گونه‌های منقرض شده، نمادی از یک روند طبیعی هستند. بسیاری باور دارند که انقراض حیوانات یا حتی گیاهان یک پروسه‌ی طبیعی است یعنی اگر گونه‌ای در طبیعت منقرض می‌شود نباید آن را خیلی جدی گرفت چرا که این اساس کار طبیعت است. این باور از جهاتی درست است اما زمانی معنادار خواهد بود که چند سوال مهم را در وهله نخست پاسخ دهیم:

۱. آیا نرخ انقراض یک نرخ طبیعی است؟ یعنی آیا ما انسان‌ها تاثیری در سرعت بخشیدن بدان نداریم؟ آیا کل ماجرا حاکی از یک روند طبیعی است؟

۲. چرا گونه‌های در معرض خطر یا حتی گونه‌های منقرض شده اهمیت دارند؟

۳. آیا وضعیت کنونی می‌تواند بر زیست انسان‌ها و سلامت آن‌ها نیز تاثیرگذار باشد؟

شواهد و آمارها نشان می‌دهد که در زمان حاضر بیشتر از هر برهه‌ی زمانی دیگر انقراض گونه‌ها معنادار شده است. دانشمندان باور دارند که ما هم‌اکنون در ششمین عصر انقراض بزرگ زمین زیست می‌کنیم. پنجمین انقراض بزرگ زمین قریب ۶۵ میلیون سال پیش یعنی زمانیکه دایناسورها برای همیشه از صفحه گیتی محو شدند، اتفاق افتاد. اما متاسفانه شواهدی در دست است که نشان می‌دهد، ما نیز درست با همان سرعت گونه‌های مختلف جانوری و گیاهی را به سمت سراشیبی انقراض سوق می‌دهیم. کره زمین در این برهه خاص زمانی هر ساله بین ۱۰ هزار تا ۱۰۰ هزار گونه را از دست می‌دهد، این بدان معناست که نرخ انقراض بین ۱۰۰۰ تا ۱۰ هزار بار بیشتر از نرخ طبیعی است. همانطور که در مثال‌های پیشین هم گفته شد، نقش ما انسان‌ها در این انقراض غیرطبیعی غیرقابل انکار است. ما بسیاری از گونه‌ها را در حالی از دست می‌دهیم که هنوز اطلاعات درستی از دلیل حضورشان در طبیعت نداریم، بسیاری از این گونه‌ها می‌توانند سلامت و بقای خود ما را تضمین کنند و درست به همین دلیل است که همه ما انسان‌ها بایستی در برابر این مساله جدی‌تر از گذشته باشیم.

دانشمندان باور دارند که ما هم‌اکنون در ششمین عصر انقراض بزرگ زمین زیست می‌کنیم. نرخ انقراض کنونی بین ۱۰۰۰ تا ۱۰ هزار بار بیشتر از نرخ طبیعی است.

گونه‌های جانوری مهمی که در ۶۰ سال اخیر از دست دادیم

ببر مازندران

ببرها بزرگترین عضو خانواده‌ی گربه‌سانان هستند. رنگ پشت آن‌ها زرد متمایل به نارنجی و زیر بدنشان سفید همراه با نوارهای قهوه‌ای باریکی است که تقریباً تمام سطح بدن را پوشانده‌اند. پشت گوش ببرها سیاه است و لکه سفیدی هم در وسط آن دیده می‌شود. ببر مازندران یکی از زیرگونه‌های ببر در کشور ما بوده که در گذشته پراکندگی وسیعی در مناطق جنگلی خزر از آستارا تا پارک ملی گلستان و شبه جزیره میانکاله داشته است. تخریب زیستگاه، شکار بی‌رویه و مسموم کردن لاشه‌ی حیواناتی که ببرها از آن تغذیه می‌کرده‌اند از جمله مهمترین دلایل انقراض همیشگی این حیوان در دهه‌ی ۱۳۳۰ در ایران عنوان شده است. شواهد حاکی از آن است که آخرین ببر مازندران در پارک ملی گلستان شکار شد. متاسفانه حتی یک نمونه هم از این جانور نه‌تنها در نیزارها و بوته‌زارهای مناطق جنگلی خزر بلکه حتی در باغ‌وحش‌های سرتاسر جهان باقی نمانده است. لازم به ذکر است که باغ‌وحش‌ها در نگهداری و تکثیر گونه‌های جانوری در معرض خطر انقراض نقش بسیار مهمی را ایفاء می‌کنند یعنی اگر چنانچه حداقل یک جفت از این گونه در یک باغ‌وحش نگهداری می‌شد، امروز شاهد این فاجعه بزرگ نبودیم. بدیهی است که گونه‌هایی که در اسارت تکثیر داده می‌شوند، با گونه‌های وحشی بسیار متفاوت هستند و شاید هیچگاه توان بازگشت به طبیعت را نداشته باشند اما تجارب جهانی نشان داده است که نگهداری از چنین گونه‌های باارزشی می‌تواند مستلزم بقای آن‌ها و در شرایطی خاص عاملی برای بازگشت مجدد آن‌ها به طبیعت باشد چنانکه این مورد قبلاً هم در مورد گونه‌هایی نظیر اوریکس عربی امتحان شده است.

ببرها بزرگترین عضو خانواده گربه‌سانان هستند. ببر مازندران زیرگونه ارزشمند و بومی کشور ما بود که در دهه ۱۳۳۰ برای همیشه منقرض شد.

ببرها بزرگترین عضو خانواده گربه‌سانان هستند. ببر مازندران زیرگونه ارزشمند و بومی کشور ما بود که در دهه ۱۳۳۰ برای همیشه منقرض شد.

پلنگ زنگبار

یکی از چند زیرگونه پلنگ‌ها بوده که در گذشته در مجمع‌الجزایر تانزانیا زیست می‌کرده است. مجمع‌الجزایر تانزانیا هفت جزیره هستند که در اقیانوس هند و دور از سواحل شرقی آفریقا واقع شده‌اند. در حقیقت این مجموعه از سه جزیره‌ی بزرگ به انضمام تعدادی جزیره‌های کوچک در اطراف آن‌ها تشکیل شده است. هنوز از نظر فنی انقراض این گربه‌سان بزرگ به طور کامل مورد تایید قرار نگرفته است چرا که گاه و بیگاه گزارشاتی تاییدنشده مبنی بر رویت آن به دست کارشناسان می‌رسد. مطالعات ژنتیکی که در دهه‌ی ۹۰ میلادی روی این حیوان انجام شد، این زیرگونه را با پلنگ‌های آفریقایی در یک گروه قرار داد. یکی از دلایل انقراض این زیرگونه‌ی ارزشمند باور مردم محلی مبنی بر ارتباط میان این حیوان و جادوگران بوده است. مردم بومی به دلیل همین باور غلط پلنگ‌ها را به شکل وحشیانه‌ای قلع و قمع کردند. تا مدت‌ها مردم این منطقه پلنگ‌ها را به چشم شکارچیان شیطانی می‌دیدند که بایستی نسل آن‌ها از بین برده شود. متاسفانه این باور حتی در میان دولتمردان نیز شایع بود. سرانجام در اواسط دهه‌ی ۱۹۹۰ یک طرح حفاظتی کوتاه‌مدت برای این زیرگونه تامین اعتبار شد اما واقعیت این بود که برای حفاظت دیگر خیلی دیر شده بود. تاریخ انقراض همیشگی این زیرگونه را سال ۱۹۹۶ اعلام کرده‌اند.

در اواسط دهه ۱۹۹۰ یک طرح کوتاه‌مدت برای حفاظت از پلنگ زنگبار تامین اعتبار شد اما واقعیت این بود که برای حفاظت دیگر خیلی دیر شده بود.

در اواسط دهه ۱۹۹۰ یک طرح کوتاه‌مدت برای حفاظت از پلنگ زنگبار تامین اعتبار شد اما واقعیت این بود که برای حفاظت دیگر خیلی دیر شده بود.

ببر جاوه

این حیوان از نظر ظاهری شباهت زیادی به ببر مشهور سوماترا دارد. ببر جاوه بومی جزیره اندونزیایی جاوه است و عنوان دومین ببر کوچک دنیا را هم به خود اختصاص داده است. در دهه ۱۸۰۰ میلادی این زیرگونه پراکنش قابل‌ملاحظه‌ای در این منطقه داشت اما متاسفانه مردم محلی آن را مایه مصیبت و بلا می‌دانستند. با توسعه مدنیت در این جزیره رفته‌رفته از جمعیت ببرها کاسته شد. در دهه ۱۹۵۰ تنها ۲۰ ببر جاوه در این منطقه زیست می‌کردند تا اینکه در نهایت این تعداد معدود نیز در سال ۱۹۷۹برای همیشه نابود شدند. از مهمترین دلایل انقراض ببر جاوه می‌توان به تخریب زیستگاه و توسعه کشاورزی اشاره کرد. متاسفانه تلاش‌هایی که در دهه‌ی ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ برای حفاظت از این زیرگونه انجام گرفت، با موفقیت قرین نبود و دلیل این مساله را هم می‌توان نداشتن برنامه‌ی مدیریتی صحیح و مهم‌تر از آن فقدان عرصه مناسب برای زیست این جانور عنوان کرد.

extinct4

کرگدن سیاه آفریقایی غربی

در سال ۲۰۰۶ اتحادیه‌ی جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (آی‌یو‌سی‌ان) کرگدن با شکوه و پرعظمت سیاه آفریقایی غرب را به عنوان گونه‌ای منقرض‌شده معرفی کرد. این اتفاق پس از آن رخ داد که کارشناسان اعلام کردند که نتوانسته‌اند هیچ ردی را از این حیوان در آخرین زیستگاه‌اش واقع در کشور کامرون پیدا کنند. این زیرگونه یکی از ۴ زیرگونه کرگدن‌ها بوده که امروز همگی به نوعی در معرض تهدیدات جدی هستند. از جمله مهمترین دلایل انقراض این زیرگونه شکار غیرقانونی عنوان شده است. متاسفانه شکارچیان بنابر یک باور کاملاً عامیانه کرگدن‌ها را اغلب به خاطر شاخ‌شان به صورت غیرقانونی شکار می‌کنند. شاخ کرگدن برای استفاده در درمان‌های سنتی به کشورهایی نظیر چین فرستاده می‌شود اما کل این پروسه غیرقانونی است. کرگدنی که شاخ‌اش بریده شود، اغلب درمان نمی‌شود و مرگ بسیار دردناکی را هم تجربه خواهد کرد.

کرگدن‌ها را اغلب به خاطر شاخ‌شان به صورت غیرقانونی شکار می‌کنند. کرگدنی که شاخ‌اش بریده شود، معمولاً درمان نمی‌شود و مرگ بسیار دردناکی را هم تجربه خواهد کرد.

کرگدن‌ها را اغلب به خاطر شاخ‌شان به صورت غیرقانونی شکار می‌کنند. کرگدنی که شاخ‌اش بریده شود، معمولاً درمان نمی‌شود و مرگ بسیار دردناکی را هم تجربه خواهد کرد.

بز کوهی پیرنه

آخرین بزکوهی پیرنه در سال ۲۰۰۰ مرد. بعدها در سال ۲۰۰۹ با استفاده از نمونه‌های پوست آخرین بز کوهی تلف شده، نمونه شبیه‌سازی شده‌ای از آن به دنیا آمد اما این حیوان نیز اندکی پس از تولد بواسطه مشکلات حاد دستگاه تنفسی از دست رفت. کارشناسان دلیل انقراض این حیوان را شکار غیرمجاز عنوان کرده‌اند. هم‌اکنون بسیاری از کارشناسان حفاظت از محیط‌زیست دولت اسپانیا را مقصر اصلی این فاجعه می‌دانند چرا که ظاهراً این دولت بوده که نتوانسته در زمان مناسب بودجه کافی را برای حفاظت از این حیوان ارزشمند مهیا نماید.

extinct6

بوآی نقب‌زن جزیره راند

جزیره‌ی راند (Round Island) یک جزیره‌ی غیرمسکونی واقع در ۲۲.۵ کیلومتری شمال جزیره موریس است. جزیره‌ی مشهور موریس در جنوب غربی اقیانوس هند واقع شده و از نظر جغرافیایی به ماداگاسکار نزدیک است. مار بوآی نقب‌زن گونه‌ای منحصربفرد و بومی این جزیره بود که زندگی در لایه‌های فوقانی و سطوح شیب‌دار آتشفشانی را ترجیح می‌داد. این گونه زیبا و منحصربفرد را در ابتدا در چندین جزیره دیگر واقع در همین منطقه نیز شناسایی کردند اما جمعیت آن از دهه‌ی ۱۹۴۰ به بعد رو به کاهش گذاشت چنانچه در سال ۱۹۴۹ تنها در جزیره راند مار بوآی نقب‌زن یافت شد. آخرین مار بوآی نقب‌زن نیز در سال ۱۹۷۵ مشاهده شد و پس از آن دیگر کوچکترین ردی از این جانور دیده نشد. دلیل انقراض این گونه را معرفی گونه‌های غیربومی از جمله موش‌ها و بز به این منطقه عنوان کرده‌اند. امروزه محقق شده که این گونه‌های غیربومی بودند که زیستگاه ایده‌آل مارهای بوآی نقب‌زن را به طور کل تخریب کردند. ساکنان این جزیره در حال حاضر با معضل جدی حضور همین جانوران مهاجم دست به گریبان هستند.

extinct7

وزغ طلایی

وزغ زیبای طلایی تنها گونه‌ای نیست که ظرف ۴۰ سال اخیر منقرض شده اما بدون‌تردید این گونه یکی از زیباترین و منحصربفردترین گونه‌هایی بوده که طبیعت دیگر نظیر آن را کمتر به خود خواهد دید. این دوزیست زیبا با پوست شفاف و درخشان برای نخستین بار در ارتفاعات کشور کاستاریکا مشاهده شد اما متاسفانه به دلیل آلودگی، گرمایش جهانی و عفونت‌های پوستی قارچی که ریشه‌ی آن‌ها را باید در همین مواد آلاینده جستجو کرد؛ سرانجام توان ادامه بقا را از دست داد و در سال ۱۹۸۹ برای همیشه منقرض گردید.

وزغ زیبای طلایی تنها گونه‌ای نیست که در ظرف ۴۰ سال اخیر منقرض شده اما بدون‌تردید این گونه یکی از زیباترین و منحصربفردترین گونه‌هایی بوده که طبیعت دیگر نظیر آن را کمتر به خود خواهد دید.

وزغ زیبای طلایی تنها گونه‌ای نیست که در ظرف ۴۰ سال اخیر منقرض شده اما بدون‌تردید این گونه یکی از زیباترین و منحصربفردترین گونه‌هایی بوده که طبیعت دیگر نظیر آن را کمتر به خود خواهد دید.

منبع: دیجی کالا مگ

نظرات
ADS
ADS
پربازدید