دی کاپریو را فراموش کنید یک خرس گریزلی واقعا به من حمله کرد | اتاق خبر
کد خبر: 310235
تاریخ انتشار: 29 دی 1394 - 06:46
روایت حمله خرس گریزلی به یک مرد؛
در فیلم های متفاوت بار ها جنگ و دعوا بین خرس انسان دیده شده است، اما چندی پیش چنین اتفاقی در دنیا واقی برای جوانی افتاده بود.

اتاق خبر - در یک صحنه از فیلم بازگشت از گور، فیلم جدید دی کاپریو، صحنه ای وجود دارد که او در جنگلی ایستاده و با تفنگش روی جای مشخصی نشانه گیری کرده است. به طور ناگهانی یک خرس گریزلی وارد صحنه می شود و دندانش را وارد پای او می کند.

دی کاپریو این صحنه را به عنوان یکی از "هیجان انگیزترین صحنه هایی که مخاطب تجربه خواهد کرد" می داند.

گرگ باسول که به همراه نامزدش در صندلی سینمایی نشسته است شاید به خودش اجازه می دهد تا لبخند کجی بزند و به این فیلم نگاه کند. فقط دو ماه پیش بود که در جنگل های کانادا خرس گریزلی به او حمله کرد. این جوان 24 ساله به خوبی می داند که به یک خرس گریزلی و مرگ نگاه کردن چه احساسی دارد.

باسول می گوید بسیاری از دوستانش به او هشدار داده اند فیلم بازگشت از گور را نبیند، ولی به طور عجیبی به جز زخمی شدن پای او، باسول دچار هیچ مشکل روانی نشد.

او برای اولین بار در مصاحبه اش در روزنامه ای گفت: من کابوسی نمی بینم، ولی من چشمان سبز خرس را هر لحظه در سرم می بینم.

باسول به عنوان یکی از با استعدادترین کوهنوردهای نسل خودش شناخته شده است. او از دوران نوجوانی وارد ورزش شد و از آن زمان قله های زیادی را در جهان فتح کرده است.

6 ساله پیش در شورای کوهنوردی بریتانیا، باسول مردی را شناخت که به همکار او تبدیل شد؛ نیک بولاک مردی 50 ساله از شمال ویلز. با وجود اختلاف سنی این دو به دوستان خوبی تبدیل شدند و تا سال پیش از 20 کوه در اسکاتلند و کانادا بالا رفتند.

حدود دو ماه پیش، بولاک دوست جوان خود را برای یک سفر سه هفته ای کوه نوردی به منطقه ای در کانادا دعوت کرد.

یکشنبه 29 نوامبر، آنها تصمیم گرفتند تا به کوه ویلسون برای کوهنوردی بروند، سفری به سمت رشته کوه های راکی.

آنها ساعت 7 صبح از هتل به سمت کوه رفتند، ساعت 9:30 کوه رسیدند، دما در آنجا 22 درجه سانتی گراد زیر صفر بود. باسول در این رابطه گفت: ما در ناکجا آباد بودیم. در آنجا شما باید از طریق جنگل سفر می کردید، این جنگل پر از خرس، یورپلنگ، گرگ و گوزن بود و با اینکه حتی آنها را ندیده بودم همیشه نگران بودم.

حتی برای این دو که در کارشان حرفه ای بودند این راه بالا رفتن از کوه 3260 متری اصلا آسان نبود. در آخر پس از اینکه احساس کردند مسیر زیادی رفته اند، تصمیم گرفتند بازگردند. همانطور که آنها دنبال راه بازگشت بودند چیزی منجر شد که باسول برگردد، او این لحظه را اینگونه توصیف می کند: من نمی دانم صدا بود یا غریزه ولی به طور ناگهانی به پشت سرم نگاه کردم و دیدم خرسی با سرعت زیاد دارد به سمت من می آید.

در چند ثانیه، این خرس نزدیک آنها بود. بولاک با سرعت شروع به دویدن کرد و باسول بر روی یک برف عمیقی افتاد.

او در رابطه با این اتفاق گفت: لحظه ای که احساس کردم افتاده ام، او روی من پرید. من به او لگدی زدم و او پای من را گاز گرفت. پاهای من را با دندان هایش گرفت و من را به شکلی به بالا کشید که فقط شانه های من روی زمین بود. قدرتی که آن خرس داشت، دیوانه‌وار بود.

در این هنگام که باسول داشت با فریادهایش بولاک را صدا می کرد ضربه هایی هم به خرس می زد. در یک لحظه او توانست به سقف دهان خرس ضربه بزند این باعث شد خرس دیگر به او ضربه ای نزند و سرش را چند سانتی متری صورت او گرفت: خرس سخت و سنگینی نفس می کشید و می توانستید بفهمید او سردرگم است. ناگهان او از روی من گذشت و فرار کرد، به نظر می رسید ترسیده بود.

ساعت 8 شب بود، آنها در ارتفاع 2 هزار متری کوه بودند و باسول خون‌ریزی شدیدی داشت آنها تلاش کردند مسیر از طریق ردپای‌های قبلیشان پیدا کنند، بعد از یک ساعت و نیم آنها متوجه شدند که به شکل اشتباهی داشتند رد پای خرس را دنبال می کردند.

پس از دو ساعت جستجو، ماشینشان را دیدند و به سرعت به سمت بیمارستان رفتند و پس از حدود 7 ساعت به بیمارستان رسیدند. پرستاری که شیفتش بود قبلا مصدومانی داشت که خرس به آنها حمله کرده بود،‌اما همه آنها کشته شده بودند.

ولی باسول بسیار خوش شانس بود و فردای آن روز از بیمارستان مرخص شد. بدون شک او مرد شجاعی است ولی همانطور که لئوناردو دی کاپرو در فیلم بازگشت از گور گفت: من دیگر از مرگ نمی ترسم، من اینکار را اکنون انجام داده ام.

منبع: تلگراف/ 17 ژانویه 2016

نظرات
ADS
ADS
پربازدید