عاشق هم‌نوازی با موزیسین‌های ایرانی هستم + فيلم | اتاق خبر
کد خبر: 316209
تاریخ انتشار: 21 بهمن 1394 - 10:34
«انزو فاواتا» نوازنده مطرح ایتالیایی گفت: ماه ژوئن که برای اولین بار به ایران آمدم، در یک هفته با مردمی آشنا شدم که به هنر، فرهنگ و موسیقی آگاهی و عشق داشتند. صحبت با این مردم و دیدار از روی صحنه‌ اجرا آرزویی بزرگ است.

به گزارش اتاق خبر،  انزو فاواتا یکی از شناخته شده‌ترین نوازندگان جَز ایتالیا به شمار می‌رود. او نوازنده‌ای نوگرا بوده، و در مسیر کند و کاو موسیقاییش همواره با فرهنگ های مختلف موسیقی، و تلفیق موسیقی سنتی و مدرن مواجه بوده است. ساکسفون تنور و سوپرانو، کلارینت باس و سازهای بادی قومی به ویژه ساردینیایی را می‌نوازد. و از موسیقی الکترونیک ماهرانه در اجراهای خود استفاده می‌کند. به لطف این پیشینه و تاثیرات که به طور مثال از موسیقی آمریکای لاتین پذیرفته، به زبان و سبکی منحصر به فرد دست یافته است و تا کنون نزدیک به بیست آلبوم از وی انتشار یافته است. حال این نوزانده قرار است تا در جشنواره سی‌ویکم موسیقی فجر روی صحنه برود. این اجرا با اقبال مواجه شده و به همین دلیل کنسرت این هنرمند ایتالیایی در جشنواره تمدید شده است. به همین بهانه با این هنرمند ایتالیایی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

*شما تا چند هفته دیگر دوباره به تهران سفر می کنید. از اجرایتان در فستیوال موسیقی فجر و رپرتوار کنسرت تهران بگویید.

دوست دارم در مورد ایده اولیه پروژه که دنیای موسیقایی من و حساسیت‌های هنری متفاوت سهیل شایسته‌پور (نوزانده ویلن) و ادیب قربانی (نوزانده پیانو) بوده صحبت کنم. اولین بار نیست که ما با هم کار می‌کنیم و این باعث شده که ایده این موسیقی را با عبور از سبک‌های مختلف موسیقی به یک موسیقی بین شرق و غرب، بین موسیقی آکوستیک و الکترونیک و بین ترکیب معماری ملودیک و هارمونیک توسعه دهیم. من عاشق هم‌نوازی با موزیسین‌های ایرانی هستم و از انجام این پروژه خرسندم.

*شما پیشتر هم به تهران آمده بودید و اجرایی را در فرهنگسرای نیاوران تهران روی صحنه برده بردید. از تجربه آن اجرا و برخورد مخاطبان ایرانی با موسیقی‌تان بگویید. 

ماه ژوئن که برای اولین بار به ایران و تهران آمدم در یک هفته با مردمی آشنا شدم که به هنر، فرهنگ و موسیقی آگاهی و عشق داشتند و به قدرت بالقوه ارتباطی هنر اشراف کامل داشتند. صحبت با این مردم و دیدن مخاطبین از روی صحنه‌ی اجرا آرزویی بزرگ است.

*موسیقی جز که شما در آن تخصص دارید؛ در میان مخاطبان شرقی هم طرفداران کمی ندارد. فکر می‌کنید اساسا مواجه مخاطبان شرقی با موسیقی شما چگونه خواهد بود؟

همین سوال 20 سال پیش زمانی که تازه کار روی موسیقی «جز» و موسیقی جزیره خودم «ساردینیا» را آغاز کرده بودم پرسیده شد. می‌خواهم جمله‌ای از «لوییس آرمسترانگ استاد «جز» دهه 30 نقل کنم که می‌گوید: «اگر به این می‌اندیشید که موسیقی «جز» چیست، من هم هرگز نفهمیدم» تنها اینکه این موسیقی مفاهیم عمیقی دارد و طی صدسال اخیر مکررا به سمت نوگرایی گرایش پیدا کرده و تغییرشکل یافته و به مسیرهای نامحدودی گرویده است.

*موسیقی جز با موسیقی ایران یک اشتراک مهم دارد و آن اشتراک بداهه نوازی و بداهه پردازی است. درا ین باره کمی توضیح دهید و بفرمایی که آیا در موسیقی شما و اجرایتان در تهران به سراغ بداهه‌نوازی هم خواهید رفت؟

موسیقی «جز» برای من مانند چسب می‌ماند که آزادانه زبان‌ها، سبک‌ها و فرهنگ‌های موسیقایی را به هم پیوند می‌زند. من برای سالیان از این چسب بهره برده‌ام و همچنین در این پروژه سعی می‌کنم کارم را به بهترین شکل انجام دهم که دیداری باشد بین موسیقی «جز» و موسیقی و موسیقیدانان ایرانی.

*از تجربه همکاری با نوزانده‌های ایرانی آنسامبل آدیوس بگویید.

این را فرصتی نیک می‌بینم تا تشابهات آنالوگ را توسعه داده و با غور در مُدهای ملودیک قدیمی، در بافت ریتمیک اثری بدیع خلق کنم.

* شما نوازنده ای نوگرا هستید و در مسیر کند و کاو موسیقایی‌تان همواره با فرهنگ های مختلف موسیقی و تلفیق موسیقی سنتی و مدرن مواجه بوده است. شما به لطف این پیشینه و تاثیرات که به طور مثال از موسیقی آمریکای لاتین پذیرفته‌اید به زبان و سبکی منحصر به فرد دست یافته اید. آیا هنوز هم به تمایل دارید فرهنگ‌های شنیداری دیگر کشورها را به موسیقی‌تان اضافه کنید؟

سی سال است که در سفر هستم. سال گذشته یک ماه به آلمان، نروژ، برزیل و اتیوپی سفرم کردم تا به ایران رسیدم. اینها تنها تعدادی از کشورهایی بودند که از آنها دیدن کرده و با موسیقی‌شان آشنا شده‌ام و من در هرکجا در تحقیقی مستمر بر تجربیات موسیقاییم می‌افزایم. برای تکمیل تحقیقاتم، به جمع‌آوری آلات موسیقی بادی بومی محلی در سراسر دنیا می‌پردازم و در این سفرها آلات موسیقی‌ای به دست آورده‌ام که از فرهنگهایی که بدان تعلق دارند سخن می‌گویند. یک چیز جالب از موقعیکه به تهران رسیدم برایتان بگویم، این شانس را داشتم که از موزه آلات موسیقی سنتی ایران دیدن کردم و با شرکت موسیقی که همکارانم با آن کار می‌کنند و مدیر آن دیدار داشتم. باور کنید که این مجموعه برایم بسیار جالب بود و در طی این دیدار برخی سازهای بادی چوبی با ساز «بناس» که بومی جزیره ما یعنی «ساردینیا» است اشتراکات زیادی داشتند چه از نظر ظاهری و چه از نظر ویژگی‌ها و خصوصیات آن ساز و یا در اتاقی دیگر در بخش سازهای کوبه‌ای یک ساز دیدم که کاملا مثل ساز کوبه‌ای «گاووی» که نیز نام کوهستانی در جزیره «ساردینیا» است وجود داشت. من در مورد سازهایی صحبت می‌کنم که چند هزار کیلومتر دورتر و طی هزار سال به تکامل رسیده‌اند و این قدرت اعجاب‌آور موسیقی است: عبور از بیابان‌ها، کوهها، دریاچه‌ها، دریاها، رودخانه‌ها و زمان... واقعا سفری است طولانی.

*آیا تا به حال نام فستیوال موسیقی فجر را شنیده بودید؟

در مورد جشنواره فجر مطالبی شنیده بودم اما هرگز فکر نمی‌کردم روزی در این فستیوال بنوازم و برای دیدن مردم ایران بسیار هیجان‌زده‌ام.

در ادامه بخشی از اجرای این هنرمند همراه با آنسامبل آدیوس را می‌بینید:

 

 

گفت‌وگو: حسین سلیمی/ ترجمه: علیرضا سپهوند

منبع:فارس

کلید واژه ها :
نظرات
ADS
ADS
پربازدید