بهروز افخمی: در مجلس ششم حوصله ام سر رفت | اتاق خبر
کد خبر: 328919
تاریخ انتشار: 20 فروردین 1395 - 18:08
بهروز افخمی با برنامه «هفت» در سال 94 از چهره های مطرح بوده است. نقدهایی که در برنامه او به آثار فیلمسازان ایرانی وارد می شود، «هفت» را وارد فاز تازه ای کرده است.

به گزارش اتاق خبر، بهروز افخمی با برنامه «هفت» در سال 94 از چهره های مطرح بوده است. نقدهایی که در برنامه او به آثار فیلمسازان ایرانی وارد می شود، «هفت» را وارد فاز تازه ای کرده است. افخمی یک چهره خاص است که وقتی در کنار فراستی قرار می گیرد می تواند یک برنامه جذاب و گیرا را حتی اگر هم طولانی باشد بسازد، با او گفتگویی تفصیلی انجام داده ایم.

از شرایطی که در برنامه هفت دارید راضی هستید؟

- بله. گویا از زمانی که برنامه به طور زنده پخش می شود بهتر هم شده و ظاهرا بینندگان بیشتری پیدا کرده است.

اگر بار دیگر به زمانی برگردید که آقای پورمحمدی به شما پیشنهاد داد با برنامه هفت همکاری کنید، باز هم می پذیرید؟

- بله. یعنی در آن شرایط، وضعیت سینمای ایران بحرانی بود و فکر می کردم که یک نفر باید داد و فریاد کند که این سینما به معنای نمایش فیلم در سالن سینما و روی پرده بزرگ و در حضور جمعیت مرده است. باید یک نفر این کار را انجام می داد. به نظر می رسد همه عادت کرده اند در هر شرایطی فیلم بسازند و حتی زمانی که مردم به تماشای فیلم ها نمی نشینند باز هم فیلم بسازند؛ در حالی که اتفاقی که رخ داده بود، این بود که سینما تعطیل شده بود یا حداقل به تعطیلی کامل نزدیک شده است، بنابراین تصور می کنم که باید این کار را انجام می دادم و اگر بار دیگر به آن شرایط رجوع کنم، باز هم همان کار را انجام می دهم.

بهروز افخمی: در مجلس ششم حوصله ام سر رفت


فضای تلویزیون را چگونه می بینید؟ آیا دست تان در اجرای کاری باز است؟

- کسی به من چیزی نگفته است؛ و تا امروز هیچ کس به من سفارشی نکرده است. هر کاری خودم خواسته ام انجام داده ام.

هیچ باید و نبایدی برای شما تعریف نشده است؟

- نه، هرگز چنین مسائلی نداریم. البته برخی چهره ها هستند که ممکن است حضورشان در تلویزیون ممنوع باشد که مشکلاتی برای آنها وجود داشته باشد که به ما می گویند و ما هم مراعات می کنیم یا سعی می کنیم اجازه حضور آنها در تلویزیون را اخذ کنیم که گاهی هم موفق می شویم. برخی افراد نیز خودشان به تلویزیون نمی آمدند که گاهی اوقات به دلیل تولیدی بودن برنامه، به آنها اطمینان می دادیم که خودشان بر تدوین نهایی نظارت خواهند داشت و آنها خودشان می آمدند اما ممکن است دیگر نیایند. 

یا از آنجایی که به برنامه علاقمند شده اند و به ما اطمینان پیدا کرده اند، با وجود اینکه برنامه زنده است، در برنامه حضور می یابند. ما آمادگی داریم که برخی برنامه ها را به صورت تولیدی روی آنتن ببریم؛ یعنی اگر کسی حاضر نباشد در برنامه زنده شرکت کند، به دفتر او می رویم یا قبل از پخش زنده، در استودیوی برنامه هفت، برنامه را ضبط و تدوین می کنیم و می گذاریم که خود آن فرد، برنامه را ببیند. به غیر از این موانع که موانع عادی همه برنامه هاست، مورد خاصی به من گفته نشده است.

اتفاق جالبی که در برنامه شما رخ داده این است که هراسی ندارید که افراد مختلف در برنامه تان حضور پیدا کنند؛ آقای جیرانی، آقای فراستی یا آقای صدرعاملی از جمله این چهره ها هستند. این در حالی است که در مقطعی، برنامه هفت حالت انحصاری پیدا کرده بود.

- به نظر من برنامه سینمایی باید متنوع و سرگرم کننده باشد؛ به خصوص که موضع و رویکرد آن در قبال کلیت سینمای ایران است که سینمای ایران، خصوصیات اولیه را از دست داده است. سینمای ایران سرگرم کننده نیست و حوصله تماشاچی را سر برده است. اگر ما چنین ادعایی داریم، اولین کاری که باید انجام دهیم این است که برنامه خودمان را جذاب و سرگرم کننده بسازیم. 

بنابراین من فکر می کنم که جمع شدن عقاید متفاوت و شخصیت های متفاوت که گاهی اوقات با یکدیگر جور درنمی آیند، برای تماشاچی جالب است و باعث می شود که در وهله اول سرگرم شود و در وهله بعد، به این مسئله فکر کند که این برخورد عقاید به کجا می رسد؛ یعنی نظر خودش چیست؟ خودش تفکری کند و از میان نظرات انتخابی انجام دهد؛ ممکن است هوادار مسعود فراستی باشد و در برنامه بعدی پیرامون یک موضوع دیگر، طرفدار نظر من باشد. من فکر می کنم که این نقد و نظر، اصلی ترین جنبه برنامه هفت است. اگر ما برنامه را یکطرفه و یک سویه کنیم، نقد و نظر به معنای دقیق نیست.

نظرسنجی های سیما درباره برنامه شما چه نتایجی داشته است؟

- بعد از برنامه زنده و اتمام جشنواره تا امروز نظرسنجی جدیدی به ما ارائه نکرده اند و حتی ممکن است تا عید نوروز هم نتیجه ای به دست ما نرسد؛ چرا که معمولا نظرسنجی های سازمان طول می کشد و با وسواس انجام می شود، سراسری است و هنوز یک نظرسنجی وسیع و دقیق که شامل پخش زنده برنامه بشود به دست ما نرسیده است.

اتفاقی که برای آقای جیرانی افتاد این بود که جریان ارزشی حوزه فرهنگ نسبت به ایشان موضع گرفت و حتی به آقای ضرغامی نامه نوشت. نسبت آن گروه با شما چگونه است؟ به نظر می رسد که چندان ناراضی نباشند...

- خودم هم چنین نظری دارم اما فکر می کنم که فریدون جیرانی خودش تمایل نداشت که برنامه را ادامه دهد؛ یعنی اصرار داشت که برنامه را رها کند. رفتار آقای جیرانی به گونه ای بود که به نظر می رسید تحت فشار سانسور می کند. فکر می کنم خودش علاقه چندانی به ادامه برنامه نداشت اما در عین حال فشارهایی هم وجود داشت.

شما با این جریان چه می کنید؟ ما دو جریان در حوزه فرهنگ داریم؛ یکی جریان روشنفکری که تکلیف شما با آنها روشن است و از روز نخست گفته اید که با آنها کاری ندارید و دیگری جریان ارزشی است. فکر می کنید که در میانه این دو جریان چگونه باید حرکت کنید؟

- در واقع برای هیچ یک از دو جریان اهمیتی قائل نیستم و فکر می کنم که سینما یک امر سیاسی نیست و موضع گیری سیاسی گروه های مختلف که پیش از اینکه برنامه هفت را یک برنامه سینمایی در نظر بگیرند به عنوان یک برنامه سیاسی در نظر می گیرند، اهمیتی برای من ندارد. اصل مطلب این است که سینمای ایران باید با تماشاچی ایرانی ارتباط برقرار کند. اگر این موضوع مورد تایید گروه های سیاسی خاصی قرار دارد، احتمالا با من هم جهت می شوند و اگر این موضوع برای شان اهمیت ندارد، من و برنامه هفت در مقابل آنها قرار می گیریم. این به معنای جهت گیری سیاسی نیست بلکه به این معناست که ما سعی می کنیم سینمای ایران را نجات بدهیم.

بهروز افخمی: در مجلس ششم حوصله ام سر رفت


روی کلیدواژه نجات سینمای ایران تاکید ویژه ای دارید...

- بله، حرکت دون کیشوت وار نجات سینمای ایران که دیگر نسبت به قبل چندان غیرممکن به نظر نمی رسد که چهار، پنج ماه پیش به نظر می رسید.

فضا تغییر کرده است. نکته ای که در خصوص برنامه شما وجود دارد این است که ریتم کندی دارد. این نکته به ویژه درباره گفتگوهای ابتدای برنامه بیشتر جلب توجه می کند و گاهی اوقات حدود یک ساعت به طول می انجامد. فکر نمی کنید آن جنبه سرگرمی که اعتقاد خاصی به آن دارید به بیننده القا نمی شود؟

- فکر می کنم فصل اول برنامه باید کند می بود و موضوع نظری و تا حدودی غیرمنتظره ای را منعکس می کرد. چارچوب های تصور جا افتاده درباره سینمای ایران را باید می شکستیم؛ باید با اینکه سینما امری روشنفکرانه است یا اینکه فیلم انتقاد اجتماعی لزوما فیلم باارزشی است، مخالفت می کردیم و این تصور را از بین می بردیم یا حداقل این تصور را جا می انداختیم که برنامه هفت این تصورات را خرافات می داند و برای آنها اهمیتی قائل نیست. 

طبیعتا این مسائل باعث می شد که مباحثی که در برنامه های اول اتفاق می افتد، تا حدودی دقیق تر باشد و احتیاج داشت که گفتگوها فشرده تر باشد؛ در نتیجه تدوین و بیرون کشیدن تمام حرف های تکراری نیز لازم بود. من فکر می کنم که آن گفتگوها شنیدنی بود و مخخاطب هم داشت اما دیگر نمی توانست ادامه پیدا کند؛ یعنی قبول ندارم که این برنامه ها خسته کننده بود بلکه تصور می کنم که آن گفتگوهایی که حتی تا یک ساعت نیز به طول می انجامید مخاطب پیدا کرد و مخاطبان نیز درباره رویکرد جدیدی که ما درباره سینما داریم فکر کردند. 

ما سعی می کنیم به یاد مردم بیاوریم که سینمای واقعی همان است که شما فکر می کنید؛ یعنی اگر شما فیلم تماشا نمی کنید به این دلیل نیست که فیلم دیدن را از یاد برده اید بلکه به این دلیل است که فیلم ساختن از یاد فیلمسازان رفته است اما در عین حال اگر این وضعیت ادامه پیدا می کرد تا حدودی خسته کننده می شد و من تصور می کنم که حرف ها تا حد زیادی گفته شده بود و حالا نوبت این بود که برنامه به طور زنده روی آنتن برود و سرگرم کننده تر باشد. لحن کلی برنامه همچنان باید همان لحن شوخ طبیعی جدی نگرفتنِ روشنفکران و رویکرد روشنفکرانه باشد.

گروتسگ باشد یعنی؟

- نه. گروتسگ نیست بلکه کمی ناهمخوان است؛ گروتسگ معنای دقیقی دارد و باید جنبه ترسناک و در عین حال پوچ داشته باشد اما تا حدودی تفریح کردن با این گرایش جا افتاده قمپز درکن سینمای روشنفکرانه باید همچنان ادامه پیدا کند...

شما دشمن خونینی سینمای روشنفکری هستید...

- بله و دشمن قمپز در کردن در سینما هستم. یعنی کسی که ساختن یک فیلم معمولی را بلد نیست، این ژست را بگیرد که می خواهد فیلم بسیار مهمی را بسازد و اهمیت بیشتری از گنج قارون دارد (خنده). بسیاری از اینها واقعیت ندارد و می بینیم بسیاری از فیلم هایی که با ژست روشنفکری ساخته می شود، حتی به اندازه گنج قارون هم برای تماشاچی گیرایی و جذابیت ندارد؛ یعنی حتی تا آخر هم تماشا نمی شود. 

با آقای فراستی چه می کنید؟

- تو سر و کله هم می زنیم (خنده). فکر می کنم که اصلا نکته جذاب این برنامه باید این باشد که سه شخصیت ناهمخوان و ناجور در آن حضور داشته باشند که هر یک از آنها خیالات و خصوصیات کاراکتری متفاوتی دارند که به هیچ وجه با یکدیگر جور درنمی آید. اینها در کنار یکدیگر صحبت می کنند، در بخش های مختلف برنامه ظاهر می شوند و در بسیاری از موارد، حرف هایی می زنند که با یکدیگر همخوانی ندارد. من به شوخی می گفتم که با آمدن رسول صدرعاملی، سه کله پوک تکمیل شدند.

و به یک معنا قرار است که آقای فراستی به حرف شما گوش کند؟

- اصلا اینطور نیست.

بهروز افخمی: در مجلس ششم حوصله ام سر رفت


بالاخره شما رییس هستید...

- نه نه، رییسی وجود ندارد. مسعود فراستی هر کاری دلش بخواهد انجام می دهد و هر زمانی که من فکر کنم اشتباه عمده ای کرده یا با نظر و تصور من اختلاف عمده دارد، روی آنتن و حین پخش برنامه به او می گویم و لحن من نشان می دهد انتظارم ندارم که او از من اطاعت کند.

ولی به نظر می رسد که آقای فراستی کمی بیشتر در چارچوب قرار گرفته است.

- این مسئله دیگر به خودش مربوط است. اگر تصمیم گرفته باشد که کمی مهربان تر باشد...

کمی آن ویژگی های قبل را کنار گذاشته است.

- اگر چنین تصمیمی گرفته باشد، خودش گرفته است و من هیچ نقشی نداشته ام. اتفاقا من لحن تند و بی رحم مسعود فراستی را خیلی بیشتر می پسندم.

این مسئله موجب چالش شما با کارگردانان نمی شود؟

- فکر می کنم اگر آن کارگردان ها نمی توانند لحن مسعود فراستی را تحمل کنند به این دلیل است که اصلا منش و روش درست فیلمسازی را بلد نیستند یا آن را فراموش کرده اند. فیلمساز باید از منتقد خوب بترسد و بداند که اگر فیلمی بی سروته ساخت یا نقاط ضعف بزرگی در کارش وجود داشت، منتقد پنبه اش را می زند و با او با خشونت برخورد می کند؛ چرا که فیلمساز مقدار زیادی پول و وقت دیگران و تماشاچی را هدر داده و حالا باید آماده فحش شنیدن باشد. این در همه جای دنیا متداول است. اینجا اگر فیلمسازها عادت کرده اند که مانند مردان مقدس با آنها برخورد کنیم، یکی از کارهایی که ما می کنیم و در آینده نیز آن را انجام خواهیم داد این است که همین هاله تقدس آنها را بشکنیم.

فکر می کنید «هفت» تا چه زمانی ادامه یابد؟

- من خودم تا یک سال یعنی تا آخر شهریورماه برنامه داشتم اما با توجه به اینکه برنامه به طور زنده روی آنتن می رود و این اتفاق زودتر از آنچه من تصور می کردم رخ داده است، شاید اگر لازم باشد بتوانم بیشتر هم ادامه بدهم؛ چرا که بیشتر از یک روز در هفته وقت من را نمی گیرد. 

من فکر می کردم که برنامه تا پایان تابستان به صورت تولیدی پیش می رود اما حالا تصور می کنم که متنوع تر می شود. پخش برنامه در ایام جشنواره به صورت زنده باعث شد که ترسم از پخش زنده بریزد و از آنجایی که یک مشاور و جانشین فعال به نام یوسف منصوری دارم، فکر کردم که می توان با پخش زنده ادامه داد. منصوری اطلاعات بسیار خوبی دارد. معمولا طی هفته بسیار فعال است و تنوع زیادی در آماده کردن مواد لازم برای برنامه در روز جمعه دارد. این اتفاق، شش ماه زودتر از آنچه فکر می کردیم رخ داد و به پخش زنده رسیدیم.

می توانید به کارهای دیگرتان هم برسید؟

- بله. تصور می کنم بعد از عید می توانم حتی به ساختن فیلم هم فکر کنم.

در شبکه های مجازی آمده بود که شما در حال آموزش دادن به آقای منصوری هستید.

- تحریف و دروغ بود.

می گفتند با آقای پورمحمدی هم نسبت فامیلی دارد.

- بله؛ در یک سال و نیم اخیر داماد آقای پورمحمدی شده اما یک برنامه ساز با سابقه است.

پس پیش از این هم در این حوزه فعالیت کرده است؟

- بله و تا حدود زیادی هم فرد شناخته شده و تقدیر شده ای است؛ برای مثال، دو یا سه سال پیش داور جشنواره فیلم کودکان بود. خلاصه اینکه همه سابقه حرفه ای، مدیریتی و برنامه سازی اش را قبل از ازدواجش در دوره آقای دارابی و آقای میرباقری به دست آورده است.

یکی از نکاتی که در برنامه شما وجود دارد، این که اصلا ملاحظه مدیران سینمایی را نمی کنید.

- به نظر من مدیران سینما واقعا تقصیرکار نیستند. مسئله اصلی ما فیلمسازان هستند؛ به خصوص فیلمسازانی که سن و سالی از آنها گذشته و به هیچ وجه نگاه نکرده اند که سینمای جهان در دهه های اخیر چه تحولاتی را طی کرده و به چه صورتی در آمده است. آنها تصور می کنند که همچنان یک کوپن دارند که هر سال یک فیلم بسازند در حالی که دیگر کسی فیلم های آنها را نمی بیند. آنها سعی می کنند سینما را به همین صورت ادامه بدهند و با کمک های دولت و هر شکل دیگری که می توانند، فیلم بسازند. 

بنابراین من انتظار نداشتم که مدیریت دولتی و وزارت ارشاد، تا این حد حساس باشد و عکس العملی که ما داشتیم به آنها بربخورد. طبیعتا فکر می کردیم که سیاست های مدیریتی هم باید تغییر کند، اصلاح شود و بسیاری از آنها درست نیست اما اصل مطلب این نبود. به نظرم آقای ایوبی به اشتباه مطلب را به خودش و مدیریتش گرفت و باعث شد فیلمسازانی که ما می خواستیم با آنها روبرو شویم و با آنها دعوا راه بیندازیم از زیر آتش خارج شوند یا خودشان را از این دعوا خارج کنند.

بهروز افخمی: در مجلس ششم حوصله ام سر رفت


قرار نبود که آقای ایوبی مورد حمله شما قرار بگیرد اما...

- بله. البته نه اینکه قرار نبود مورد حمله قرار نگیرد؛ بالاخره ما نسبت به آنها نیز انتقاداتی داشتیم اما این مسئله نیست بلکه مسئله اصلی سینمای ایران، فیلمسازان پیری هستند که عادت کرده اند از کمک های دولتی استفاده کنند. منظور من فقط کارگردانان نیستند بلکه ما تهیه کنندگان پیری داریم که عادت کرده اند از کمک های دولتی استفاده کنند.

البته با آقای ایوبی رابطه دوستانه ای پیدا کردید و در ایام جشنواره با ایشان مصاحبه کردید.

- بله. من از ابتدا با آقای ایوبی سلام و علیک داشتم و بالاخره موفق شدم ایشان را قانع کنم که مشکل اصلی ما با شما نیست اما در عین حال در دو سال اخیر شما سیاست هایی را در وزارت ارشاد در پیش گرفته اید که تحت تاثیر فیلمسازان پیری بوده که نمی دانند سینما متحول شده است و آنها هستند که شما را اداره کرده اند. طبیعی است که آقای ایوبی آشنایی چندانی با عرصه سینما و مدیریت سینمای ایران نداشت و تحت تاثیر گروه کوچکی قرار گرفت که به او می گفتند چه باید بکند و چه نباید بکند. همان ها مشکل سینمای ایران هستند.

ممکن است بگویید دقیقا چه کسانی؟

- نه، نمی خواهم نام ببرم.

دعوای شما با آقای اسعدیان نیز در همین قالب می گنجد؟

- بله، آقای اسعدیان و بسیاری از افراد دیگر؛ یعنی شاید یک جمع هفت یا هشت نفره باشند که عادت کرده اند سرمایه های دولتی، رانت و شکل های مختلف کمک گرفتن از موسسات دولتی را به هم بدوزند و فیلم را به عنوان یک فیلم ساخته شده در بخش خصوصی جلوه بدهند! یعنی گروه کوچک تهیه کنندگان به اصطلاح خصولتی...

البته ممکن است برخی از این افراد مدعی سینمای ارزشی باشند.

- همه اینها ادعای سینمای ارزشی را دارند.

کمی هم درباره خودتان صحبت کنیم. چرا دیگر شوکران نمی سازید؟

- شوکران یک اتفاق بود. این گونه نیست که وقتی آدم یک فیلم خوب می سازد، خیال کند که خودش همه کارها را کرده است. این هم از همان تصوراتی است که برخی از فیلمسازانی که خودشان را مقدس جلوه می دهند مطرح کرده اند. هم شوکران، هم عروس و هر فیلم دیگری که من ساخته باشم و به نظر برخی افراد فیلم خوبی از کار درآمده باشد، شامل مجموعه ای از حوادث خوب بوده است؛ یعنی شانس آورده ام. به قول جان فورد، بهترین چیزها در سینما، لحظات اتفاقی هستند. من زمانی که این حرف را برای نخستین بار شنیدم سر در نیاوردم اما به تدریج طی چند دهه تجربه کاری در عرصه فیلمسازی فهمیدم که شانس از همه چیز مهمتر است؛ خدا شانس بدهد (خنده).

ممکن است فیلمی بسازید که بهتر از شوکران باشد؟

- ببینید داستان شوکران داستان خوبی بود؛ یعنی همان زمانی که فیلمنامه را می نوشتم تعجب می کردم چرا که فکر می کردم همه چیز با یکدیگر جور در می آید. اما هنگام فیلمبرداری نیز اتفاقات بسیار خوبی افتاد؛ اتفاقاتی که ممکن بود برای یک فیلمساز دیگر ترسناک باشد یا ممکن بود یک فیلمساز دیگر آن اتفاقات را به فال بد بگیرد و با دست خودش، فیلمش را خراب کند اما برای ما باعث شد که فیلم بهتری بسازیم و در طول فیلمبرداری، فیلمنامه را بازنویسی کنیم که به نتایج بهتری هم رسیدیم.

باز هم پاسخ سوالم را نگرفتم. ممکن است فیلمی بسازید که بهتر از شوکران باشد؟

- اگر داستان خوب پیدا کنم و در فاکتورهایی همچون انتخاب بازیگر یا در برهه فیلمبرداری شانس بیاورم، ممکن است.

برنامه بعدی شما ساخت همان فیلم جنگی است که...

- بله خمسه خمسه.

بعد از عید این کار را کلید می زنید؟

- بعد از عید نه اما شاید از ابتدای تابستان شروع به کار کنیم.

برنامه تان این است که فیلم در جشنواره سال آینده به نمایش دربیاید؟

- امیدوارم به جشنواره برسد؛ چرا که فیلم سنگینی است.

بهروز افخمی: در مجلس ششم حوصله ام سر رفت


پرخرج هم هست؟

- تا حدودی پرخرج است اما چندان هم پرخرج نیست.

بودجه فیلم را از کجا تامین می کنید؟ خصوصی است یا...

- هنوز نمی دانم. و به همین دلیل هنوز مطمئن نیستم که...

خصوصی نیست؟

- نه؛ یا دولتی کامل است و با سرمایه دولت ساخته می شود یا اینکه با سرمایه کامل بخش خصوصی. من شکل نیمه خصوصی – نیمه دولتی را برای پخش نامناسب می دانم؛ یعنی فکر می کنم تهیه کننده ای که پیش از اتمام تولید فیلم، با رانت و گرفتن کمک از دولت به سود رسیده است، علاقه چندانی به پخش فیلم ندارد، فیلمش تماشاچی پیدا نمی کند و به درستی پخش نمی شود. من دوست دارم تماشاچی فیلم من را ببیند.

بهترین فیلمی که در جشنواره امسال دیدید، کدام فیلم بود؟

- من یک فیلم اول را که به بخش مسابقه راه پیدا نکرد، بیشتر از سایر فیلم ها پسندیدم؛ نامش بود: «برادرم خسرو». اما اگر بخواهم بگویم که کدام فیلم پرفروش تر از سایر فیلم هاست و مطابق سیاست های برنامه هفت و رویکرد این برنامه توضیح بدهم، احتمالا زاپاس یا بارکد را می گویم.

در جشنواره امسال اتفاق مهمی که در سینمای ایران رخ داده باشد، باز هم همان برادرم خسرو بود یا...؟

- نه؛ واقعا ابد و یک روز فیلم بسیار خوبی است و فکر می کنم بسیاری از جوایزی که گرفت، حقش بود؛ اما اتفاق خوب در جشنواره امسال خیلی زیاد داشتیم. جشنواره امسال، جشنواره خوش شانسی بود و واقعا همه شانس آوردند. مایی که می خواهیم برنامه ای جذاب و سرگرم کننده داشته باشیم، شانس آوردیم؛ چرا که تعداد زیادی فیلم خوب ساخته شده که می توانیم در طول سال آینده راجع به آنها حرف بزنیم. آقای ایوبی شانس بسیار زیادی آورد و من فکر کنم کسانی بدشانسی آوردند که مجبور به ترک سینمای ایران هستند؛ زیرا هیچ چیزی در چنته ندارند و در مقابل این جوانانی که یکی از دیگری با استعدادتر هستند، باید عرصه را واگذار کنند.

اگر شما داور بودید، تا چه حدی جوایزتان با جوایزی که اهدا شد تفاوت داشت؟

- فرق چندانی نداشت. من فکر می کنم داوری امسال بسیار دشوار بود؛ یعنی هر گروه داوری که می آمد، تعدادی از فیلم ها از گروه نامزدها بیرون می ماند که فیلم های خوبی بودند. واقعا مقدور نبود که همه فیلم ها جزو نامزدها باشند؛ مگر اینکه تعداد نامزدها را به عدد هشت می رساندیم.

چه اشکالی داشت؟

- شاید راهش همین بود اما اگر قرار بود ما بیش از پنج کاندیدا داشته باشیم، هر گروه داوری یا شخص من، اشتباهات زیادی می داشتم البته من پیش از این نظرم را در برنامه هفت گفته ام و معتقدم که نظر هیات داوران درباره بازیگر نقش اول مرد کاملا اشتباه بود؛ یعنی بازیگران نقش اول بسیار بهتری داشتیم.

درباره حاتمی کیا چطور؟

- من در مورد حاتمی کیا، همانطور که مسعود فراستی گفته است فکر می کنم که فیلمش از لحاظ تکنیکی خوب است و سکانس آخر فیلم بسیار خوش ساخت و موثر است اما به طور کلی بهترین فیلم حاتمی کیا نیست و فیلمنامه اش هم خالی از ایراد نیست. گذشته از این فکر می کنم که در میان فیلم های حاتمی کیا، از همه پرفروش تر باشد.

شخص حاتمی کیا را چگونه می بینید؟ بسیار معترض و شاکی است...

- فکر می کنم حاتمی کیا همان حالتی را پیدا کرده است که به طور کلی از آن صحبت کردیم؛ یعنی شوخ طبیعی اش را از دست داده و موضوع کار خودش را بیش از حد سیاسی می کند. حاتمی کیا تصو رمی کند که در حال نمایندگی کردن یک جریان یا جهت سیاسی است. فیلمساز پیش از هر چیزی باید به یاد داشته باشد که باید داستان گوی خوبی برای مردم باشد و آنها را خسته نکند، حوصله شان را سر نبرد. در مرحله بعد اگر بتواند فیلمی بسازد که چیزی بیش از سرگرمی صرف باشد. باید خدا را شکر کند شانس آورده، با استعداد بوده است یا هر چیز دیگری. ما نباید فکر کنیم که در حال انجام دادن یک وظیفه سیاسی هستیم یا تماشاچی فیلم مان یک وظیفه سیاسی انجام می دهد.

برخی معتقدند که حاتمی کیا علاقه دارد آوینی دوم باشد و نوعی حالت پدرخواندگی در میان بخشی از جریان فرهنگی داشته باشد.

- ممکن است غیر از او افراد دیگری نیز دوست داشته باشند که این وضعیت را پیدا کنند اما این مسئله به من ربطی ندارد و من در این باره کنجکاوی هم نمی کنم بلکه به فیلم نگاه می کنم؛ فیلم را هم به لحاظ خصوصیات فنی و زیبایی شناسی وارسی می کنیم و فکر می کنم مهمترین نکته ای که در نظر می گیریم این است که فیلم جذاب و جالبی است یا فیلمی خسته کننده که حوصله آدم را سر می برد.

بهروز افخمی: در مجلس ششم حوصله ام سر رفت
اسعدیان و افخمی


ایستاده در غبار را پسندیدید؟

- بله، من دو ماه قبل از جشنواره، مونتاژ اول ایستاده در غبار را دیدم؛ در آن زمان محمد حسین مهدویان فیلم را به من نشان داد. فکر می کنم آن مونتاژ یکسری خصوصیات خوبی هم داشت که وقتی در زمان برگزاری جشنواره مونتاژ جدید فیلم را دیدم مشاهده کردم که برخی از آنها حذف شده اند.

ابد و یک روز را چگونه دیدید؟

- فیلم خیلی خوبی بود. به طور کلی فیلم خوب زیاد داشتیم.

برخی معتقدند که به سیانور ظلم شده...

- بله، به نظر من هم سیانور یکی از فیلم هایی بود که نادیده گرفته شد. من با سازندگان این فیلم شوخی می کنم و به آنها می گویم که شما جزو «ندیده گرفته شدگان» هستید (خنده). غیر از سیانور، فیلم هایی از قبیل بارکد هم بودند که به طور کلی به آنها بی توجهی شد. اساسا فیلم هایی که هیچ توجهی به آنها نشد، کم نبودند.

آقای میرکریمی را چگونه می بینید؟

- من از فیلم دختر خوشم آمد و البته فکر می کنم یکی از افراد شایسته گرفتن جایزه نقش اول مرد، فرهاد اصلانی برای بازی در این فیلم بود.

خودش هم توقع داشت که این جایزه را بگیرد و بعد از اهدای جوایز، بسیار ناراحت بود.

- بله. کم نیستند کسانی که ناراحت شدند. این جایزه بنا به مصلحت اهدا شد و بازیگران بسیاری را ناراحت کرد؛ حتی بازیگرانی که امسال فیلم نداشتند اما فیلم ها را می دیدند، می گویندی کسری از اصول ابتدایی باید رعایت می شد که نشد.

کمی هم وارد عرصه سیاست بشویم. انتخابات مجلس شما را وسوسه نکرد که وارد این فضا بشوید؟

- اصلا به هیچ وجه. آن دوره دیگر تمام شده است.

دیگر دوست ندارید؟

- نه، هیچ علاقه ای ندارم. من در مجلس ششم هم همان یک سال اول خسته شدم و حوصله ام سر رفت؛ به این نتیجه رسیدم که در این مجلس و با این فضای سیاسی کاری نمی توان انجام داد. البته من تا حدی از روی کنجکاوی آمده بودم تا ببینم برای این تجربه می توانم داستانی هم بسازم یا فیلمی در ارتباط با مجلس تهیه کنم اما حتی این هم در همان یک سال اول برایم تمام شد.

انتخابات را دنبال می کردید؟

- خیلی کم؛ فقط رأی دادم.

فکر می کردید انتخابات با این نتیجه به پایان برسد؟

- این نتیجه غیرمنتظره نیست. به هر حال گروه های مختلفی که در حال حاضر به فعالیت سیاسی می پردازند، سعی می کنند تحلیل های دلخواه خود را ارائه دهند.

اصلا فقط آرای تهران را بررسی کنیم...

- در تهران در نگرش آماری و واقع بینانه، نیمی از صاحبان حق رأی در انتخابات شرکت کردند که حدود نیمی از آنها به آقای عارف رأی دادند که سرلیست اصلاح طلبان است؛ یعنی مجموعا...

حدودا یک و نیم میلیون نفر...

- یک و نیم میلیون نفر از حدود هشت میلیون نفر.

نه، شهر تهران هشت میلیون نفر نیست بلکه شش میلیون نفر است.

- مطابق اعلام وزارت کشور، مشارکت در تهران 50 درصد بوده و چهار میلیون هم رأی داده اند.

استان تهران...

- بله و چهار میلیون نفر به دو لیست 30 نفره رأی داده اند.

بهروز افخمی: در مجلس ششم حوصله ام سر رفت


نه مشارکت در استان تهران برای انتخابات خبرگان چهار میلیون نفر و برای مجلس شورای اسلامی سه میلیون رأی از میان شش و نیم میلیون واجدین شرایط بوده است.

- یعنی بیست و پنج درصد صاحبان حق رأی در انتخابات شرکت کرده اند و حدود یک میلیون نفر به آقای حداد عادل رأی داده اند؛ یعنی حدود 18 درصد اما به دلیل اینکه انتخابات تهران و شهرهای بزرگ اشکال فنی دارد و من پیش از این هم در مجلس ششم یادداشتی درباره اش نوشته بودم، 30 نفر عضو فهرست اصلاح طلبان به مجلس رفتند و 30 نفر بعدی که رأی آنها به نسبت آرای اصلاح طلبان حدود 10 درصد کمتر بود، نتوانستند وارد مجلس بشوند. به نظر من نباید نتایج چندان مبالغه شده ای از این نتیجه گرفت؛ یعنی خیلی نباید مایه خوشحالی برای اصلاح طلبان باشد. واقعیت این است که شمارش آماری و عددی نشان می دهد که آقای عارف کمتر از بیست و پنج درصد آرای واجدان حق رأی در میان مردم تهران را کسب کرده است.

در واقع عارف و حداد، پنج یا شش درصد با یکدیگر فاصله دارند.

- بله.

شما همواره منتقد تندروی های اصلاح طلبان به ویژه جبهه مشارکت در مجلس ششم بوده اید. فکر می کنید این بار نیز اصلاح طلبان تندروی کنند؟

- فکر نمی کنم دیگر بتوانند تندروی کنند؛ چرا که یک فراکسیون صد یا 110 نفره خواهند بود که نمی توانند اکثریت را به دست بیاورند.

عاقل تر شده اند...

- حتما عاقل تر شده اند؛ بالاخره حوادث چند سال اخیر بی تاثیر نبوده است.

آیا می توانند در سال 96 هم قدرت را در اختیار خود نگه دارند؟

- معمولا رییس جمهوری که انتخاب شده و به اصطلاح داخل کاخ ریاست جمهوری است، رأی می آورد. ما در تاریخ جمهوری اسلامی نداشته ایم که رییس جمهور برای بار دوم انتخاب نشود؛ ممکن است آرای رییس جمهور در دور دوم کمتر باشد اما معمولا رأی می آورد.

منبع:هفته نامه اصولگرای مثلث نوشت

 

کلید واژه ها :
نظرات
ADS
ADS
پربازدید