رمزگشایی «بادیگارد» از رابطه علم، انقلاب و منافع ملی | اتاق خبر
کد خبر: 332085
تاریخ انتشار: 23 فروردین 1395 - 03:15
توانایی فیلمساز در تلفیق و تبیین مفاهیمی چون امت و امامت، سیاست خارجی و داخلی، جایگاه علم، شخصیت انقلابی، محافظت، محافظه کاری، خانواده و کارگردانی خیره‌کننده از «بادیگارد» یک شاهکار سینمایی ساخته است.

به گزارش اتاق خبر، «بادیگارد» الهام بخش ترین فیلم ابراهیم‌حاتمی‌کیاست و ناخواسته مخاطب را به یاد آژانس شیشه‌ای می‌اندازد. نقطه اشتراک هر دو اثر، توفیق فیلمساز در بازنمایی چالش انقلابی‌گری با محافظه‌کاری است. هر دو اثر شورش در برابر نظمی را روایت می‌کند که درصدد سازگاری با محیط بین‌الملل است. مواجهه‌ای هشدارگونه در قبال شرایطی که ناباورانه انقلاب را پدیده‌ای محدود به دوره‌ای پایان یافته تلقی می‌کند. اما بادیگارد در بیان این هشدار به جامعه بسیار موفق تر از آژانس شیشه ای عمل می کند.

 

 

در آژانس، مخاطب در قبال شهادت عباس در پایان فیلم گرچه تحت تاثیر قرار گرفته و احتمالا برای مظلومیت او اشک می ریزد و به خاطر سرنوشت غمبار عباس‌ها تاسف می‌خورد اما لاجرم حذف تفکر او را به اقتضای زمان غیر قابل اجتناب می بیند. دیالوگ فیلم در گوش او زنگ می زند که «دوره‌ات گذشته مربی». عباس و حاج کاظم در آژانس شیشه ای به نسلی تعلق دارد که علی الظاهر نسبتی با جامعه حال ندارد و بوی کهنگی می دهد. قهرمان فیلم اگرچه آدم خوبی است اما مخاطب دلیلی هم برای تسلط و تفوق تفکر او در جامعه نمی بیند مگر به وقت جنگ و در جغرافیایی خارج از شهر. گویی که واقعا دوره عباسها و حاج کاظمها به سر آمده اما حکایت حاج حیدر بادیگارد اینگونه نیست چرا که در پایان فیلم این مفهوم کاملا برای مخاطب جا می‌افتد که حذف حیدرها زنگ خطری برای آرامش و امنیت  جامعه محسوب می شود. هر قدر که شهادت عباس در پایان فیلم آژانس شیشه ای به رغم غمبار بودن خنثی است شهادت حیدر در فیلم بادیگارد حامل پیامی هشدار آمیز برای جامعه است.

در هر دو اثر انقلابی‌ها در حال حذف شدن هستند. آژانس و بادیگارد تضادها و تناقضهای مردان راستین انقلاب اسلامی را در مواجهه با مسئولانی نشان می دهد که در باطن تقید و تعهدی حقیقی و عمیق به مفاهیم انقلابی ندارند. مسئولانی که به زعم آنها کشور در حال گذار و استحاله غیرقابل اجتناب به دوران پساانقلابی گری است.  

 

 

 

با پایان جنگ ایران و عراق بخشی تاثیرگذار از حاکمیت کوشید به بازتعریف جدیدی از مفاهیم انقلابی دست یابد. پروژه ای که در جریان آن برای مثال مستضعف تبدیل به قشر آسیب پذیر شد. امت به شهروند و امام به لفظ رهبر تقلیل پیدا کرد و محافظ تبدیل به بادیگارد شد و اغلب مفاهیم قدسی لباس سکولار برتن کردند. برخی مفاهیم نیز بدون تغییر در لفظ از معنای حقیقی خود تهی شدند. حاج حیدر نماد مقاومت در برابر این استحاله فرهنگی است و به خوبی این نکته را جا می اندازد که تن دادن به نظمی که از فرهنگ و سیاست تقدس زدایی کند لاجرم منجر به خلع سلاح و حذف انقلابیها شده و حذف انقلابیها منافع ملی کشور را به مخاطره می اندازد.

حاتمی کیا در بادیگارد نسبت به  آژانس شیشه ای شفاف تر عمل کرده و با صراحت و تاکید بیشتری عیار حاج حیدرها را به محک قضاوت مخاطب می زند. در بادیگارد اهمیت حیدر فقط  به حفاظت از امنیت جامعه خلاصه نمی شود و مسئله رشد و تعالی علمی و اخلاقی جامعه را نیز دربر می‌گیرد. اگر در آژانس شیشه ای مخاطب با دیدن رفتار پرخاشگرانه و به حق حاج کاظم با این تعارض مواجه می شود که او اگرچه آدم خوبی است اما امنیت من را نیز سلب می کند اما در بادیگارد حاج حیدر تمام قد حافظ امنیت و تعالی جامعه به تصویر کشیده شده است.

 

 

 

مورد دیگری که بادیگارد را به اثری پیشروتر از آژانس شیشه ای تبدیل کرده اهمیت مسئله علم و نسبت آن با انقلابی گری است. اگر در آژانس شیشه ای حاج کاظم و عباس نماد جانفشانی در برابر متجاوز و محدود به یک دوره تمام شده به نظر می رسیدند اما در بادیگارد حیدر و میثم زرین نسبت واضحی با رشد و پیشرفت علمی کشور دارند و اینجا دیگر صرف مسئله امنیت در یک جنگ نظامی علیه دشمنی که به خاک میهن هجوم آورده مطرح نیست و نکته با اهمیت تر اینکه در بادیگارد علم زاییده و وارث انقلاب است چرا که میثم زرین فرزند یک انقلابی شهید است. هیچ بیانی تا به حال نتوانسته به قوت فیلم بادیگارد رابطه انقلابی گری و زایش علمی در کشور را جا بیاندازد.

بادیگارد را باید ادای دینی فاخر به شهدای مظلوم هسته ای نیز قلمداد کرد. کیست که نداند کاظمی آشتیانی، احمدی روشن، شهریاری، علیمحمدی و رضایی نژاد بدون محافظ به شهادت رسیدند. در فیلم به درستی اشاره به این می شود که شخصیتهای دهه نود دانشمندان هسته ای هستند. در دورانی که سیاستمداران اغلب به شخصیتهایی استحاله شده تبدیل شده اند علم زاییده از انقلاب بیش از سیاستمدار برآمده از انقلاب ارزش محافظت دارد.     

نکته دیگر تبیین مرز میان افراطی گری و انقلابی گری در فیلم بادیگارد است. در دوره ای که انقلابی های راستین به بهانه افراطی گری منزوی و طرد می شوند فیلم بادیگارد به خوبی ساحت انقلابیگری را منزه از افراط می داند ضمن اینکه بادیگارد بر علیه تفریط نیز می شورد و فروکش کردن روح انقلابیگری در مسئولان را مایه خسران معرفی می کند و نسبت به آن هشدار می دهد.

 

 

 

بادیگارد نسبت به خلع سلاح انقلابیها در جامعه هشدار می دهد. انقلابیهایی که در حالت خلع سلاح هم جان خود را سپر منافع ملی می کنند. منافع ملی در بادیگارد در نسبت مشخصی با امر قدسی قرار دارد و این دو ماهیتی جدا از هم ندارند. در بادیگارد منافع ملی نه تنها در تضاد با علم و معنویت قرار نمی گیرد بلکه فیلم به وضوح در هم تنیدگی و یکپارچگی این سه مفهوم را به تصویر می کشد. 

بادیگارد مانند بسیاری از بهترین آثار حاتمی کیا چون از کرخه تا راین و آژانس شیشه ای به رابطه امت و امامت هم اشاره دارد. آنجا که حاج حیدر با حسرت قاب عکسی را در دست گرفته و تماشا می کند که او را به عنوان یک مأموم و البته محافظ پشت امام جماعتش در حال نماز خواندن نشان می دهد.

حاج حیدر بادیگارد اگرچه مانند حاج کاظم آژانس شیشه ای طغیان می کند اما شورش او اینبار به دلیل شفافیت بیشتر زمانه و کنار رفتن برخی غبارها که اقتضای زمان است، عقلانی تر و حساب شده تر است. طغیان حاج کاظم در آژانس شیشه ای ناشی از حیرانی و سرگشتگی دوران پس از جنگ علی الظاهر در تعارض با جامعه شکل می گیرد اما حاج حیدر بادیگارد به تکلیف به گونه ای عمل می کند  که در موقعیت تقابل غیر قابل اجتناب از جنس رفتار حاج کاظم در آژانس شیشه ای قرار نگیرد گرچه در بادیگارد نیز همچنان تضادها میان مفاهیم انقلابی و نظم بوروکراتیک بیداد می کند.

تناقضهای دوران پساانقلابیگری کاراکتر حاج کاظم را به شخصیتی نوستالژیک تبدیل کرده که مدام به دنبال تنفس در فضایی است که گویی فقط آنرا در عکسها و تصاویر قدیمی می یابد. بادیگارد بیش از آنکه فیلمی درباره محافظ شخصیت نظام باشد اثری درباره شخصیت محافظ  نظام است.

توانایی فیلمساز در تلفیق و تبیین مفاهیمی چون انقلابیگری، امت و امامت سیاست خارجی و داخلی، جایگاه علم، جایگاه زن انقلابی، شخصیت انقلابی، محافظت، محافظه کاری، خانواده، امر قدسی و نظم بوروکراتیک، مبتنی بر فیلمنامه و کارگردانی خیره کننده از بادیگارد یک شاهکار سینمایی ساخته که یک سرو گردن از تراز سینمای ایران بالاتر است.

یادداشت: جواد محرمی

 منبع:فارس

کلید واژه ها :
نظرات
ADS
ADS
پربازدید