اختصاصی/اقتصاد ورزش در گفت و گو با آقاى ترانسفر/فوتبال در اقتصاد ایران آویزون است | اتاق خبر
کد خبر: 33435
تاریخ انتشار: 29 آبان 1391 - 16:26
اتاق نیوز : ورزش درايران هميشه به عنوان يكى از مباحث فرعى در اقتصاد مورد توجه قرار گرفته است. موضوعى كه در كشورهاى توسعه يافته به عنوان يك ركن مهم اقتصادى، سياسى و اجتماعى به آن نگاه مى شود. كشورهايى نظير آلمان بخش قابل توجهى از توليد ناخالص داخلى (GPD) خود را از طريق رونق اقتصاد ورزشى به دست مى آورند. حال اين سئوال مطرح مى شود كه ايران چند درصد از توليد ناخالص داخلى را از طريق اقتصاد ورزش تأمين مى كند؟ نياز به تفكر بسيار نيست! پاسخ مشخص است. كمتر از ۱ درصد! بى توجهى به اين مقوله مهم سبب شده است اين موضوع هميشه به عنوان يك ايده مطرح باشد تا عمل. در اين ميان مديرانى نيز در ورزش ايران بوده اند كه با هدف رونق دادن به اقتصاد ورزش گام به عرصه فعاليت نهاده تا اين بخش را رونقى دهند و گره اى از ورزش كشور باز كنند تا هميشه ورزش وامدار دولت نباشد. على فتح ا... زاده مديرعامل باشگاه فرهنگى - ورزشى استقلال تهران نامى است كه همواره تفكرات اقتصادى وى به مدد باشگاه استقلال آمده است. همگان اذعان دارند كه ترانسفر فوتباليست در ايران به نام وى گره خورده. براى تشريح موضوع اقتصاد ورزش به گفت و گو با وى نشستیم. اقتصاد از جمله مقوله هايى است كه درهمه حوزه ها نقش اساسى را ايفا مى كند. در حوزه ورزش نيز اين نقش اساسى مشهود است. به نظر جنابعالى در بخش ورزش اين سازوكارهاى اقتصادى چقدر مى تواند مفيد به فايده و نقش تعيين كننده اى در جهت گيرى ورزش كشور داشته باشد. زواياى زندگى و اجرامى كه در كنارما هستند، هميشه تازگى خودش را دارد. اما چون ما به همه علوم آگاهى نداريم ودرحقيقت ضعيف هستيم سالهاطول مى كشد تا آن اشكال را بشناسيم و به ماهيت آن پى ببريم. يك زمانى وقتى در كشتارگاه ها كشتارى مى كردند و حيوانى راسر مى بريدند، فقط گوشت آن را استفاده مى كردند ومشتقات آن به دور ريخته مى شد، اما امروزه سعى مى شود از تمامى بخش هاى حيوانى مثل گوسفند استفاده شود. مى خواهم بگويم خداوند هر چيزى را كه آفريده با ارزش است. من فكر مى كنم كليد دروازه هاى اقتصادى دنيا در حال حركت به سوى ورزش است. يعنى جايگاه ورزش به شدت درآمد زا است و در حال انحصارى كردن اقتصاد دنيا است. امروز در جايگاه جهانى بنگاه هاى اقتصادى ورزشى رتبه دهم راكسب كرده است. يعنى در حال حاضر ورزش رتبه دهم معادلات اقتصادى سياسى، فرهنگى و اجتماعى دنيا را به خود اختصاص داده و اين رتبه هر روز در حال اوج گرفتن و پيشرفت است. من فكر مى كنم اگر كشورى مثل ايران يك چشم انداز بيست ساله براى ورزش كشور ترسيم كند، مى  تواند به اندازه درآمد نفت از ورزش درآمد كسب كند. اين حرف شايد خيلى خنده دار باشد و بعضاً هم بگويندكه شدنى نيست، اما من مى گويم شدنى است. به قول آقاى مهندس صفى زاده كه اشاره كرده بودند، برزيل چندين ميليون دلار از ترانسفر بازيكن به دست آورده است ،اين يك واقعيت است. در حال حاضر برزيل برنامه ريزى كرده براى ترانسفر ۲۰۰ هزار بازيكن، كه اگر شما هر كدام را در حد ۳۰ ميليون دلار فرض كنيد، جمع اين ارقام با هم يك رقم نجومى را پيش روى شما مى گذارد. اگر بخواهم مقايسه اى بين پول نفت و ترانسفر بكنم بايد بگويم در شرايط فعلى كه نفت به بشكه اى ۱۰۰دلار رسيده است درمقايسه با يك بازيكن برزيلى، بايد چندين هزار بشكه نفت صادر كرد، تا قيمت يك بازيكن فوتبال بشود. مثلاً  زمانى كه در ترانسفر بازيكن با باشگاه لوركوزن در ارتباط بوديم، يك شخص برزيلى وجود داشت كه به تنهايى ۸۰۰ بازيكن را در مجموعه خود ترانسفر مى كرد. همين «امرسون» و «زى روبرتو » بازيكنان وى بودند. با ۷ ميليون دلار آمدند لوركوزن و با ۵۵ ميليون دلار «امرسون »به آث رم ايتاليا رفت! يا مثلاً ترنول مالى كه الان دربخش فوتبال وجود دارد ۶۰۰ ميليارد  دلار است. شما وقتى به اين رقم ها نگاه مى كنيد متعجب مى شويد. اين بدون شك نيازمند سازو كارهايى است كه بيشتر در كشورهاى توسعه يافته اى كه شما هم در صحبت هايتان اشاره كرديد مشاهده مى شود. يعنى آن ها بسيار در اين زمينه كاركرده اند. به نظر شما اين يك قياس نامناسب نيست؟ ببينيد، مثلاًصنعت گردشگرى در كشور ما ظرفيت و توان جذب سرمايه  را دارد، اما توان استفاده از آن را نداريم ، كشورهايى مثل اسپانيا به اندازه  درآمد نفتى ما از توريسم جذب سرمايه مى كنند. اين نشان دهنده اين است كه منابع ما و كشورهايى مثل اسپانيا برابر است شايد در برخى حوزه ها ماخيلى ثروتمندتر باشيم، اما به دليل سو مديريت نمى توانيم از آن بهره بردارى كنيم. ورزش مثل يك معدن طلايى مى ماند، كه در جايى دور دست باشد و نتوان از آن بهره برد. اين درحاليست كه ورزش فقط در مقوله  اقتصاد هم نمى گنجد؛ يك مقوله  سياسى، فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى است. و فقط به يك بعد منتهى نمى شود. مثل موضوع جهانى شدن؟ بله. من يك آمار جالب به شما مى دهم. كشورهايى كه الان جزو فيفا (فدراسيون جهانى فوتبال) هستند، تعدادشان از اعضاى كشورهاى عضو سازمان ملل بيشتر است به نظر شما اين چه چيزى را نشان مى دهد؟ بدون شك اهميت ورزش. اين نشاندهنده اين است كه ورزش نبض اقتصادى دنيا را در دست مى گيرد. ورزش ديگر تنها در شرايط تأثير گذارى نيست. در حال در دست گيرى نبض اقتصادى دنيا است. اين سند چشم اندازى كه در صحبت هاى خودتان اشاره كرديد مربوط به همين سند چشم انداز۲۰ساله است كه ترسيم شده ودر حال حاضر چند سال از آن مى گذرد؟ خير- اين چشم اندازى جداگانه است .بدون شك ما نمى توانيم طى ۲ تا۳ سال اين رقم هاى نجومى را براى ورزش كشور كسب كنيم. ولى در ۲۰ سال مى توانيم. چرا؟ براى اينكه ما يك كشور ۷۵ ميليونى هستيم. يعنى ما از اين جمعيت جوان مى توانيم ۱۰۰ هزار بازيكن آماده ترانسفر داشته باشيم. اين يعنى يك قطب اقتصادى سازنده. يعنى شما اينقدرزيرساخت هاى ورزش كشور را مى سازيد كه ديگر نياز نيست داروى ضد افسردگى وارد كشور كنيد! يعنى ترويج ورزش در كشور باعث مى شود در بعد اجتماعى نيز جامعه از يك شادابى برخوردار شود. مثلاً اين همه پولى كه براى مبارزه با مواد مخدر در كشور هزينه مى شود يا امكاناتى اعم از بيمارستان، دكتر، پرستار، ساختمان، تاسيسات فراهم مى شود براى درمان بيماران در كشور، اگر همين پول در عرض ۵ سال صرف زير ساخت  هاى ورزش كشور شود، موضوع اعتياد و افسردگى هم به صورت چشمگيرى كاهش پيدا مى كند. به نوعى مى توان اين نتيجه را گرفت كه هزينه كردن براى ورزش، هزينه نيست بلكه سرمايه گذارى است. دقيقاً همين است. اگر روزى به اين درك برسيم كه براى ورزش هزينه نمى كنيم، بلكه سرمايه گذارى مى كنيم، ورزش اين كشور خيلى پيشرفت خواهد كرد. براى رسيدن به اين فهم، سياستگذاران كشور در امر ورزش به خصوص دولتمردان دخيل هستند. چرا كه بخش خصوصى تا كنون در ورزش كشور ورود آنچنانى نداشته است. اين نگاهى كه شما از آن گفتيد را دولتمردان و سياستگذاران ورزش كشور دارند؟ در دهه هاى گذشته اشخاصى كه در امر ورزش كشور بودند عمدتاً در راستاى قهرمان پرورى تلاش مى كردند و به لحاظ آكادميك در رتبه بالايى نبودند. يعنى اينها به خاطر اينكه مداراك عاليه نداشتند از اظهار نظرهاى تخصصى در بخش ورزشى عقب مانده بودند. تا همين ۷-۸ سال پيش فقط ۲۰ درصد افرادى كه درسازمان تربيت بدنى بودند داراى تحصيلات عاليه بودند. يعنى قهرمانانمان؟ به طور كلى. بين قهرمانانمان كه خيلى بيشتر مشهود بود. اما امروزه چيزى حدود ۴۰درصدشده، چون آن موقع تحصيلات عاليه نبوده است در ارگان هاى تصميم گيرنده نفوذ نداشتند. خوب وقتى ما يك دكتر نداشته باشيم كه در فراكسيون ورزش مجلس حضور داشته باشد ديگر در مورد ورزش كسى ريز بين نيست، نمايندگان غير تخصصى درخصوص اين بخش تصميم گيرى مى كنند، كلى به اين مقوله مى نگرندكه آن هم بيشتر از منظر سياسى است. اما ما ورزش را از منظر ورزشى مى بينيم و ارزشهاى آن را نشان مى دهيم.  يك مثال براى شما مى زنم. تحصيلكردگان سياسى ما مى دانند كه ورزش طلاست. شما فرض كنيد تكه طلايى را بگذاريد در راهروهاى مجلس. نمايندگان و دولتمردان آنرا نگاه مى كنند و رد مى شوند. اما اگر يك متخصص طلا ساز آنرا بر دارد و به شكل هاى مختلف و اشكال زيبا آن را طراحى كند و بسازد و در راهروى مجلس بگذارد تعجب همان نمايندگان را بر مى انگيزد. به طور كلى اگر تحصيلكرده هاى ورزش كشورمان در امرتصميم گيرى ورود كنند، ورزش كشور ترقى خواهد كرد و از منظر اقتصادى نيز مفيد به فايده خواهد بود. وقتى مسندهاى تصميم گيرى باعث بشوند كه فضاى مناسب براى جوانان فراهم شود كه بتوانند ورزش كنند ديگر از نظر اجتماعى هم به دنبال اعتياد نمى روند و كار مى كنند. جوانان ما در حال حاضر ۸ ساعت فكر مى كنند كه چه كار كنند و ۱ ساعت كار مى كنند، در حالى كه در كشورهاى پيشرفته جوانان ۸ ساعت كار مى كنند و ۱ ساعت وقت استراحت خواهند داشت. موضوعى كه شما به آن اشاره كرديد بسيار مهم است. مسئولان كشور در گذشته صحبت هايى شبيه صحبت شما را داشتند كه البته بيشتر به شعار تبديل شد و اجرايى نشد. به نظر شما الان در چه نقطه اى هستيم و راه حل اجرايى شما به عنوان يك مدير ارشد ورزشى براى بهبود شرايط ورزش كشور چيست؟ نخستين كارى كه بايد صورت بگيرد اين است كه مسئولان بيايند و به افرادى كه ورزشى هستند اطمينان كنند و به آنها مأموريت بدهند. مثلاً بيايند و به دو باشگاه استقلال و پيروزى بگويند ما در چند منطقه مهم تهران با بحران هاى اجتماعى روبرو هستيم. حاضر هستيم هزينه اى را هم براى بهبود اين شرايط قبول كنيم. بدون شك اين سبب خواهد شد كه معضلات اجتماعى هم رفع شود. در همين راستا ما آمديم وتيم هاى پايه راه اندازى كرديم به نوعى تيم هاى پايه صندوق ذخيره ما هستند. يعنى اگر ما بتوانيم براى سال آينده فقط ۵ بازيكن تربيت كنيم، ۵۰۰ ميليون تومان صرفه جويى كرده ايم. پس ارزش دارد كه ما ۲۰۰ ميليون خرج كنيم و ۵۰۰ ميليون بهره  بردارى. شما در كدام بخش سرمايه گذارى كنيد چنين سودى را به دست مى آوريد؟ در بخش مسكن به خصوص در چند سال اخير. ببينيد دربخش مسكن هم حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد سوددهى داريد ولى در اينجا شما در سال اول ۶۰ درصد سود مى كنيد. اما كسى اين سود را نمى بيند. مثلاً اگر شما به كسى بگوييد بياييد برويم و مدرسه فوتبالى راه اندازى كنيم، حتى به شما مى خندد. يعنى اين را باور ندارند كه ورزش سود ده است. دليل آن هم اين است كه ورزش را اقتصادى نديديم و تفكرات اقتصادى در ورزش نيامده پدر خود من مى گفت:« تو تا به حال ديدى كسى از فوتبال به جايى برسد؟» خوب دليل سئوال ايشان هم اين بود كه واقعاً در آن زمان كسى از ورزش تجارت نمى كرد. اما امروزه يك بازيكن براى يك فصل ۱۰۰ ميليون دلار پول مى گيرد. در ايران خودمان 3میلیارد تومان پول مى گيرد. من مى خواهم بگويم كه ما يك معدن اقتصادى زودبازده را داريم اما كسى آنرا جدى نمى گيرد. مديران ورزشى كشورمان همواره از مشكلات اقتصادى فريادشان بلند بوده است. اين به نظر شما به دليل توقع بالاى مديران ورزشى از دولت است و يا به دليل عدم حمايت جدى و به دور از شعار دولت از ورزش كشور.اينجا يك سوء تفاهم به وجود آمده است. دولت در ايران چوب دو سر طلاست. يعنى هم پول را مى دهد و هم مورد عتاب ورزشى  ها قرار مى گيرد. دليل آن هم اين است كه پشت مديران ورزشى به دولت گرم شده است. چرا كه دولت بدون برنامه به خيلى از باشگاه ها پول مى دهد و اين باشگاه ها هم بازيكنى را به قيمت ۵۰ ميليون تومان مى خرند در حالى كه قيمت آن بازيكن ۵۰ ميليون تومان نيست. اين باعث تورم زيادى مى شود. در ليگ ايران ۱۵۰ ميليارد تومان هزينه مى شود، عمده اين پول را هم دولت مى دهد. در حالى كه ارزش كل ليگ برتر فوتبال ايران بالاتر از ۷۰ ميليارد نيست! يعنى ۸۰ ميليارد را مى سوزانيم! منظورتان از ارزش ۷۰ ميلياردى چيست؟ وقتى كه پول شما حاصل دسترنج شما نباشد پول را به راحتى خرج مى كنيد. ما بايد به سمت و سويى برويم كه ورزش كشور ما به طوركامل خصوصى شود. تعارف كه نداريم. در طول مدت زمانى ۲۰ ساله ورزش را بايد خصوصى كنيم. مثلاً تيم هاى پرسپوليس، استقلال و شايد سپاهان را بشود كاملاً  خصوصى كرد چون تيم هاى ضعيف مانند يك طفل تلف مى شوند و براى حمايت اين تيم  ها دولت بايد همچنان در صحنه باشد. اين خصوصى سازى ورزش كشور كه به آن اشاره كرديد مربوط به لايحه اصل ۴۴ كه از سوى مقام معظم رهبرى ابلاغ شد نيز مى باشد. به خصوص بند (ج) كه خصوصى سازى شركت هاى دولتى است. بله. يعنى به تعبيرى ما از پشتوانه قانونى هم برخورداريم. بايد براى خصوصى سازى در كشور برنامه باشد. در جام جهانى که آلمان ها میزبان بودند آنها از يك توپ ساده به سادگى ۷ميليارد دلار سود به دست آوردند. يعنى حتى براى كوچكترين مسايل ورزشى خود برنامه ريزى دارند. آنها به اندازه هزينه  ۲ باشگاه استقلال و پرسپوليس از فروش توپ پول به دست آوردند.آنها اجزاى ورزش راشناخته اند و براى لحظه، لحظه آن برنامه ريزى اقتصادى مى كنند. امروزه فوتبال يك صنعت پول ساز است، اما در كشور ما يك صنعت آويزون است! نظرى كه شما درباره، خصوصى سازى كشور داريد بدون شك بازخوردهاى زيادى در محافل سياسى، اقتصادى و ورزشى كشور خواهد داشت، چرا كه خيلى از دولتمردان ما معتقدند ورزش اصلاً  نبايد خصوصى شود. به جهت اينكه اگر برود دست بخش خصوصى از پشتوانه قانونى برخوردار نيست. به همين جهت احتمال ضربه خوردن به ورزش وجوددارد. فوتبال خودش پول ساز است. اگر مجلس بيايد وقانون كپى رايت را تصويب كند، باشگاه ها بسيار درآمد زا خواهند شد. يعنى چيزى حدود ۷درصد درآمد باشگاه هاى ورزشى در دنيا از لوگوى(نشان) پيراهنشان است. مثلاً تيمى مثل بايرلوركوزن كه فراگيرى درتمام كشورشان هم ندارند ۷درصد از لوگو ونشانشان درآمد دارند. حالا تيمى مثل استقلال و پرسپوليس كه در تمام كشور طرفدار دارند حداقل مى توانند چيزى حدود ۳۰ درصد از هزينه هاى باشگاه را از نام ونشانشان در بياورند. ما از مجلس مدد مى خواهيم كه اين قوانين را تصويب كند. اگر رعايت حقوق همه به عدالت بشود ديگر باشگاهى از دولت ناراضى نخواهد بود. هم اكنون از ۱۵۰ ميلياردى كه در ليگ فوتبال مى شود بالغ بر ۱۲۰ ميليارد تومان آن را دولت مى پردازد در حالى كه وظيفه اى ندارد. اما چون مديريت منابع صحيح نيست باشگاه ها هميشه از دولت طلبكارند. اين نيازمند تعامل بيشتر مديران ورزشى با مسئولان كشورو قانونگذاران نيز است. مديران ورزشى كمتر در راهروهاى مجلس وجود دارند. دليل اين چيست؟ يواش يواش درحال رفتن به راهروهاى مجلس هم هستند (مى خندد). برخى معتقدند وضعيت ورزش ايران از نظر اقتصادى بسيار بحرانى است. شما نيز چنين اعتقادى داريد؟ دولت بايد پول ها را درزير ساخت ها خرج كند. يعنى از هزينه هاى روزمره كم كند و به زير ساخت ها رسيدگى كند. اين باعث مى شود كه كشور از وضعيت بحرانى خارج شود. دولت اگر پول ها را در نقاط محروم كشور هزينه  كند به زير ساخت ها كمك كرده است. پس چرا كمك نمى كنند؟ شايد به اين جوابى كه به شما مى دهم برخى بخندند. اما شما بنويسيد و بگذاريد بخندند. ۲۰ سال ديگر مى فهمند من چه گفته ام. بعضى از آقايان براى اينكه روزى ۲ ساعت در سالن هاى دولتى به صورت اختصاصى ورزش كنند ۲ ميليارد تومان مجموعه را تحت انحصار خود قرار مى دهند براى اينكه ۲ ساعت ورزش كنند! عکس ها:علیرضا صمدی
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید