زوج گلزار- حیایی و یک کمای پرفروش! | اتاق خبر
کد خبر: 335866
تاریخ انتشار: 4 اردیبهشت 1395 - 08:34
شکل گیری علاقه اش به سینما بر می گردد به سال های آغازین کودکی، زمانی که چهار یا پنج سال بیش تر نداشت و به همراه پدر و مادرش به سینماهای نزدیک محل سکونت شان می رفت و فیلم می دید.

به گزارش اتاق خبر، شکل گیری علاقه اش به سینما بر می گردد به سال های آغازین کودکی، زمانی که چهار یا پنج سال بیش تر نداشت و به همراه پدر و مادرش به سینماهای نزدیک محل سکونت شان می رفت و فیلم می دید. از همان سال ها بود که عشق به جادوی سینما در وجودش شکل گرفت؛ اما از آن جا که در دوران دبیرستان دانش آموز ممتازی بود، خانواده تمایل داشتند که پس از فراغت از مقطع متوسطه، در رشته های فنی- مهندسی ادامه تحصیل دهد؛ اما او عاشق هنر و سینما بود. 

به همین جهت بلافاصله پس از اتمام دبیرستان هم زمان در کنکور رشته های فنی شرکت کرد و هم آزمون هنر (رشته سینما)، در نهایت نیز  در هردو رشته پذیرفته شد. به این ترتیب دوره فوق دیپلم برنامه نویسی کامپیوتر را در دانشگاه امیرکبیر گذراند و با رتبه 3 وارد دانشکده سینما و تئاتر شد. البته تحصیلاتش را ابتر باقی نگذاشت و پس از تمام دوره کارشناسی سینما، تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی ارشد رشته ادبیات نمایشی ادامه داد و همین زمینه ای شد تا به تدریس در مراکز مختلف هنری نیز بپردازد و حتی به ترجمه و تالیف در این زمینه مشغول شود. در این میان نخستین تجربه سینمایی اش یکی از پرفروش ترین های سینمای ایران شد؛ فیلمی که با زوج محمدرضا گلزار و امین حیایی اتفاق موفقی را رقم زد.

زوج گلزار- حیایی و یک کمای پرفروش!


از تدوین تا فیلم سازی

آرش معیریان برادرزاده یکی از اساتید چهر پردازی سینمای ایران است؛ جلال الدین معیریان که طبعا تاثیر بسیار زیادی در روند شکل گیری مسیر حرفه ای او داشته است و خود او نیز از این تاثیر صحبت می کند: «به یمن وجود عمویم از همان ماه های اولیه تحصیل در دانشکده سینما و تئاتر، به عنوان دستیار چهارم ابوالحسن داوودی در فیلم سینمایی «جیب برها به بهشت نمی روند» مشغول به کار شدم. 

درواقع عمویم در علاقه مندی و گرایش من به سینما بسیار مثمرثمر بود. خاطرم هست که از همان دوران کودکی به دلیل علاقه بیش از حد به فیلم و سینما به همراه او به پشت صحنه فیلم هایی که خودش به عنوان طراح چهره پردازی در آن ها حضور داشت، می رفتم. پشت صحنه فیلم ها و سریال هایی چون «هزاردستان»، «کوچک جنگلی»، «کمال الملک» و آثار شاخص دیگری که با علاقه و آرزوی بسیار آن ها را دنبال می کردم.» 

به موازات تحصیل در رشته کارگردانی سینما، شاخه های دیگر این هنر مانند دستیار کارگردانی، برنامه ریزی، منشی صحنه، حتی در برخی از فیلم ها به عنوان چهره پرداز و... را نیز تجربه کرد تا این که به یاری بهرام دهقان که به گفته خودش، باب آشنایی شان از فیلم «جیب برها به بهشت نمی روند» باز شده بود و به جهت علاقه شخصی اش به هنر تدوین، شانسی نصیبش شد که به عنوان دستیار در قریب به 25 فیلم سینمایی در شاخه تدوین همراه او باشد: «در تمام این سال ها سودای کارگردانی در سر داشتم آرزویی که در سر می پروراندم و خوشبختانه تحصیل در دانشکده سینما و تئاتر این مهم را تا حدی برایم محقق کرد؛ اما به سبب دم خوری با مقوله تدوین و ارزش و اهمیتی که این رشته در سینما دارد، تصمیم گرفتم که هم در حوزه تدوین فعالیت داشته باشم هم در عرصه کارگردانی و فیلم سازی و این اتفاق با کمک بهرام دهقان برایم میسر شد.»

می گوید سال ها کنار بهرام دهقان آموخت تا در نهایت موقعیتی دست یافت تا به صورت مستقل تدوین فیلمی را عهده دار شود؛ «شراره» ساخته سیامک شایقی. معیریان تا آن زمان قریب به 15 فیلم سینمایی مونتاژ کرده و تعدادی فیلم کوتاه، کلیپ و آنونس فیلم ساخته بود: «زمستان 81 پس از مونتاژ آثاری چون «شب دهم» و «ملاصدرا» و در ادامه ارتباطی که با موسسه هدایت فیلم برای ساخت آنونس فیلم «سام و نرگس» پیدا کرده بودم و به لطف مرتضی شایسته از من برای ساخت تله فیلمی به نام «خلوت گزیده» به سفارش ستاد مبارزه با مواد مخدر دعوت شد. 

تله فیلمی که فیلم نامه نداشت؛ اما زمانی که پیشنهاد ساخت آن به من شد، آن قدر هیجان داشتم که با شوق زیادی در عرض تنها سه روز سناریویی در این باب نوشتم که خوشبختانه مورد قبول هم واقع شد. این گونه شد که این فیلم با حضور سروش گودرزی به عنوان بازیگر نقش اول کلید خورد. 

زوج گلزار- حیایی و یک کمای پرفروش!


از قضا سفارش دهنده کار از تولید فیلم بسیار راضی بود، چرا که بلافاصله ساخت فیلم نامه دیگری به قلم شعله شریعتی را به من واگذار کردند با نام «رفقای خوب» که فیلم برداری این تله فیلم نیز در بهار 82 با حضور بازیگرانی چون مهدی پاکدل، مهدی امینی خواه و... شروع شد که در واقع آغازی بود بر کارنامه فیلم سازی من.» 

قرعه به نام معیریان افتاد

آشنایی معیریان با حسین فرحبخش از زمان ساخت فیلم «شب های تهران» شکل گرفته بود؛ فیلمی که معیریان به عنوان دستیار حسین زندباف و کاوه ایمانی در تیم تدوین حضور داشت. همین آشنایی بود که سبب شد فرح بخش در تابستان 82 پیشنهاد ساخت فیلم نامه ای را به این کارگردان جوان دهد به نام «کما». 

«پیشنهاد ساخت یک فیلم نامه از سوی تهیه کننده حرفه ای چون حسین فرحبخش برایم اتفاق خیلی خوبی بود و بسیار خوشحالم کرد، به ویژه این که برای ساخت نخستین فیلم سینمایی ام دعوت به کار شده بودم. در عین حال با خواندن فیلم نامه حس کردم فضایی دارد که می تواند اتفاق خوبی در سینما رقم بزند. در آغاز کار و در بخش انتخاب بازیگر در ابتدا صحبت از محمدرضا فروتن بود؛ اما پس از افت و خیزهایی که داشتیم، نهایتا محمدرضا گلزار و امین حیایی به عنوان بازیگران اصلی فیلم انتخاب شدند.»  

بی شک «کما» از آن دست فیلم هایی است که علاوه بر خوش ساخت بودن، حال و هوای خوبی هم دارد، چیزی که قاعدتا باید فروش خوب فیلم را تضمین کند. معیریان هم از این فضای خوب صحبت می کند، از این که فضای فیلم نامه و پشت صحنه نیز خبر از این فروش خوب می داد: «از همان ابتدا حال و هوای فیلم نامه و کار به گونه ای بود که پیش بینی می شد می تواند با استقبال خوب مخاطبان رو به رو شود، درواقع زمانی که فیلم برداری به پایان رسید و با ری اکشن هایی که به هنگام مونتاژ از اطرافیان می دیدیم، به این حدس و گمان رسیده بودیم.»

یکی از نقاط قوت «کما» فیلم نامه آن است. فیلم نامه ای به قلم پیمان معادی که گویا قرار بود سال ها پیش از آن تولید شود، اما به دلایلی به مرحله تولید نرسیده بود تا اینکه قرعه به نام معیریان افتاد: «در زمان پیش تولید متنی نوشته پیمان معادی در اختیار ما بود. از آن جا که دست اندرکاران حاضر در پروژه نیز از حرفه ای های سینما بودند، همین امر زمینه ای شد تا درباره متن فیلم نامه با یکدیگر تبادل نظر داشته باشیم. 

حقیقتا از همان آغاز حس خوبی نسبت به فیلم نامه داشتیم. مضافا این که میان عوامل فیلم همدلی و رفاقت زیادی وجود داشت و از نظرات و پیشنهادات یکدیگر استقبال می کردیم. مجموعا این که هرچه به پایان فیلم برداری نزدیک می شدیم، احتمال می دادیم که ماحصل کار برای تماشاگر جذاب باشد. عملا نیز این فرضیه ها به هنگام مونتاژ قطعیت بیشتری یافت، به گونه ای که زمانی که فیلم برای اکران آماده می شد، تقریبا می توان گفت رفلکس همه سینماداران خوب بود.» 

خاطره ای از یک سکانس

سکانسی را که محمدرضا گلزار پشت فرمان است و با آن پیرمرد تصادف می کند، قطعا همگی از فیلم «کما به یاد داریم؛ سکانسی که در حقیقت اصل ماجرا از آن آغاز می شود. شاید جالب باشد دانستن این که این صحنه عینا برای کارگردان فیلم در همان روزها رخ داده بود. اتفاقی که در ذهن مخاطب به یادماندنی است «سکانس تصادفی که در فیلم شاهدش هستیم، به شخصه برای من خاطره انگیز است و ماندنی.

 این سکانس در فیلم نامه اولیه شکل دیگری داشت؛ گوشی تلفن همراه شخصیتی که نقش اش را محمدرضا گلزار بازی می کنأ، به هنگام صحبت با مادرش که در خارج از کشور زندگی می کند، هنگام رانندگی و در پشت فرمان به ناگاه از دستش رها شده و به زیر صندلی می افتد و زمانی که او در حین رانندگی به دنبال آن می گردد، ناگهان به پیرمردی برخورد می کند، آن تصادف کذایی رخ می دهد و آن پیرمرد به کما می رود؛ اما آن چه که در نهایت در فیلم اجرا می شود، درواقع نتیجه اتفاقی بود که همان روزها شخصا برای من رخ داد.

به خاطر دارم که در یکی از روزهای پیش تولید، هنگامی که از دانشگاه محل تدریسم در حال عزیمت به دفتر بودم، در یکی از خیابان ها، پشت اتومبیلی گیر افتادم که راه همه ماشین های آن خیابان را هم سد کرده بود و بدتر آن که وقتی اعتراض کردیم و خواستار آن شدیم که راه را باز کند، جوانی که پشت فرمان بود در نهایت قلدری از ماشین پیاده شد، سوئیچ را از روی ماشین برداشت و گفت اصلا ماشین خراب است و رفت. 

زوج گلزار- حیایی و یک کمای پرفروش!


این مسئله برای من به شدت آزاردهنده و در عین حال عجیب بود. این که یک نفر بدون توجه به حرمی قانونی و رعایت حقوق شهروندی وسط خیابان توقف کند و جماعتی را پشت سر خود معطل نگه دارد. القصه من که از ان اتفاق به شدت عصبانی بودم، دقیقا کاری را کردم که محمدرضا گلزار در فیلم انجام می دهد؛ با عقب و جلو کردن ماشین، با سرعت از کنار ماشین آن جوان رد شدم و آینه بغل ماشینش را شکاندم. قوتی به خود آمدم و پشت سرم را نگاه کردم که چهار، پنج نفر جوان قوی هیکل با سرعت باد در حال تعقیب من بودند و لحظه توقف من می توانست منجر به این شود که از آن ها کتک مفصلی بخورم و مصدوم شوم.»

معیریان دست فرمان خیلی خوبی هم دارد و اتفاقا تمام صحنه های اکشن و ماشین رانی فیلم هایش را نیز خودش جای بازیگران رانندگی می کند. گویا در آن روز هم با همان دست فرمان و با سرعت بسیار زیاد خیابان ها را طی کرده است: «به سرعت خیابان ها را طی می کردم که در نهایت در یکی از خیابان های فرعی توانستم از مهلکه فرار کنم و زمانی که به دفتر رسیدم، ماجرا را برای آقای فرحبخش بازگو کردم. با صحبت هایی که کردیم، به نظرم رسید جالب است اگر چنین اتفاق فرعی ای را هم در فیلم قرار دهیم و حسین فرحبخش هم استقبال کرد و این گونه شد که آن اتفاق را عینا در فیلم اجرا کردیم.»

به خاطر صمیمیت عوامل

یک فیلم موفق طبعا پشت صحنه ای خوب و دوستانه را در بطن خود دارد؛ یک همکاری دلسوزانه میان عوامل فیلم. معیریان نیز «کما» را ماحصل رفاقت جمعی همه عوامل از تهیه کننده و کارگردان گرفته تا گروه فیلم برداری، بازیگری و حتی تدارکات می داند و معتقد است این فضای دوستانه می تواند تاثیر کیفی بی نهایت مثبتی بر فیلم و شکل ارتباط آن با مخاطب داشته باشد: «تا به امروز قریب به 35 فیلم و تله فیلم ساخته ام و تجربه این کارها به من ثابت کرده که هرگاه پشت صحنه یک اثر، از همدلی و رفاقت بیش از حد میان عوامل فیلم برخوردار باشد، بالطبع تاثیر خیلی خوبی، بر مخاطب دارد؛ چیزی که شاید در برخی از فیلم ها شاهد فقدانش باشیم اما زمانی که مخاطب به تماشای فیلم می نشیند، به هرحال این فقدان خودش را نشان می دهد. به هر طریق هنوز هم اعتقاد دارم «کما» نمونه موفق یک همکاری دلسوزانه و یک همیاری صمیمانه و پر از مهر و صفا میان عواملش بود.»

منبع:روزنامه سینما

کلید واژه ها :
نظرات
ADS
ADS
پربازدید