رازهاي يك شركت نفتي منحصر‌به‌فرد | اتاق خبر
کد خبر: 356707
تاریخ انتشار: 14 تیر 1395 - 17:22
باور اين مساله كه در بازار پرتلاطم نفت و فرآورده‌هاي آن كه لحظه به لحظه و روز به روز دچار نوسان و فراز و نشيب قيمت است و انواع و اقسام ريسك‌هاي خارجي را متحمل مي‌شود شركتي در زمينه تجارت نفت وجود داشته‌باشد كه از بدو تاسيس خود تا به امروز هيچگاه زياني را

اتاق خبر: باور اين مساله كه در بازار پرتلاطم نفت و فرآورده‌هاي آن كه لحظه به لحظه و روز به روز دچار نوسان و فراز و نشيب قيمت است و انواع و اقسام ريسك‌هاي خارجي را متحمل مي‌شود شركتي در زمينه تجارت نفت وجود داشته‌باشد كه از بدو تاسيس خود تا به امروز هيچگاه زياني را متحمل نشده‌باشد؛ يعني نوسانات قيمت نفت و بحران‌هايي كه بر جاي جاي بازار سايه مي‌افكند نه تنها آنها را به زيان نرساند بلكه فرصتي براي سودآوري آنها نيز باشد، دشوار است. اما چنين شركتي وجود خارجي داشته و «ويتول» نام دارد. شركتي كه امروزه جزو بزرگ‌ترين شركت‌هاي تجارت نفت در اقصا نقاط مختلف مشغول كسب و كار است. فرقي نمي‌كند كه آن نقطه شهري جنگ‌زده در ليبي باشد يا شهري سيل‌زده در ژاپن. ويتول براي كسب درآمد به هرجايي كه لازم باشد جسورانه سر مي‌زند تا از دل وضعيتي بحراني پولي به جيب بزند. فرهنگ ماجراجويي و جسارت، فرهنگ غالب بر اين شركت است كه در آستانه 50 سالگي قرار دارد و اگر چنين فضايي بر اين شركت حاكم نبود قطعا شركتي كوچك كه نيم قرن پيش در روتردام هلند تشكيل شد به جايگاه امروزي خود نمي‌رسيد. در ادامه قسمت اول از ترجمه گزارشي را مي‌خوانيد كه به قلم دو تن از خبرنگاران بلومبرگ به نگارش درآمده و تحسين زيادي را در بر داشته است. اين خبرنگاران با قلم فوق‌العاده خود از تجربه همراهي خود با يان تيلور مديرعامل ويتول در سفر به بنغازي ليبي و اتفاقات هيجان‌انگيزي كه براي آنها افتاده مي‌نويسند و گزارش مفصلي از تاريخچه اين شركت ارائه مي‌كنند كه در ادامه مشاهده مي‌كنيد.

 

اين‌ يك سفر كاري معمولي حتي براي يان تيلور نبود. يان‌ تيلور دانش‌آموخته آكسفورد كه چهل سال تجربه كاري در صنعت نفت را نيز دارد سفرهاي پرچالشي به نقاط مختلف جهان از تهران تا كاراكاس تا بغداد و لاگوس را داشته است. اما حتي براي وي نيز سفري به مقصد بنغازي در بحبوحه جنگ‌هاي داخلي متفاوت بود.

تنها كاري كه تيلور مي‌توانست انجام دهد، نگاه ‌كردن از پنجره هواپيماي شخصي‌اش به بيرون براي ثبت يك خاطره بود. به فاصله هزار پا زير هواپيما، يك هواپيماي بدون سرنشين ناتو براي مراقبت از هواپيماي ما قرار داشت. در اين لحظه مديرعامل قوي‌هيكل شركت ويتول به عنوان بزرگ‌ترين شركت مستقل تجارت نفتي جهان متوجه شد كه كاش با يك هواپيماي جنگي مناسب به اين سفر مي‌آمد.

اوايل سال 2011 بود. نيروهاي معارض ليبيايي، ديكتاتوري 42ساله سرهنگ معمر قذافي را خاتمه دادند، كنترل شهر را در دست گرفتند و حكومت خود را تاسيس كردند. در اين سفر ديداري با توده‌يي از افسران نظامي سابق و سياسيون محلي ترتيب داده‌ شده‌بود. هرچند اين ملاقات بسيار سريع هماهنگ شده‌بود اما به گفته تيلور تنها شركت ويتول است كه مي‌تواند چنين ملاقاتي را ترتيب دهد.

چند هفته قبل از اين سفر «كريستوفر بيك» يكي از مديران ارشد اجرايي ويتول تماسي را از دوحه دريافت مي‌كند. آ‌ن‌طور كه يكي از واسطه‌ها توضيح مي‌دهد در اين تماس «محمد صالح الساده» وزير انرژي قطر مي‌پرسد كه آيا شركت ويتول حاضر است به نيروهاي شورشي مورد حمايت قطر در ليبي نفت عرضه كند؟ و شركت ويتول تنها 4ساعت فرصت داشت كه به اين سوال فكر كند!

تنها 4دقيقه طول مي‌كشد كه «كريستوفر بيك» كه در دوحه حضور داشت نخستين سيگنال‌هاي مثبت ويتول را به قطري‌ها ارسال‌ كند. پس از آن بلافاصله همكاران خود را كه اكثرا در لندن حضور داشتند دور هم جمع مي‌كند تا يك پيشنهاد سازماني در اين زمينه ارائه كنند و پس از آن به شخص واسطه اعلام مي‌كند كه ويتول آمادگي دارد. اينكه آنها تصميم مي‌گيرند در چنين وضعيت جنگي خونباري اين معامله را بپذيرند خود نشان‌دهنده فرهنگ حاكم بر اين شركت است. تمام كساني كه در صنعت نفت حضور دارند مي‌توانند گواهي بدهند كه ويتول همواره آماده و چالاك براي شكار چنين فرصت‌هايي است.

اكنون در هواپيما، تيلور و بيك كه به لطف هيكل شبيه بازيكنان راگبيش بسان يك باديگارد مي‌ماند آماده‌اند تا اين معامله را جوش بزنند. اما در اين بين يك مشكل وجود داشت و آن اينكه شورشيان پولي در چنته نداشتند و ويتول مجبور بود پول خود را به صورت نفت دريافت كند. اگرچه كه دول غربي اين توافق را به صورت ضمني مورد تاييد قرار دادند اما در آن لحظه به جز آن هواپيماي بدون سرنشين هيچ نيروي پشتيباني رسمي وجود نداشت و اگر مشكلي پيش مي‌آمد تيلور و شركتش باقي مي‌ماندند و حوضشان.

اين دو نفر در هواپيما خودشان را سفت و محكم بسته‌بودند. احتمال حمله از سوي نيروهاي قذافي، فرود سهل و آسان هواپيما را غيرممكن كرده‌بود در نتيجه خلبان مجبور بود كه بارها ارتفاع پرواز هواپيما را به سرعت كاهش دهد كه اين مساله دل و روده مسافران را بهم ريخته‌بود. به محض اينكه هواپيما فرود آمد، تيلور و بيك به سمت محل قرار از پيش تعيين‌شده رهسپار شدند.

محل قرار در مركز بنغازي بود. جايي در ميان ساختمان‌هاي متروكه و كهنه به جا مانده از سال 1970 نزديك يك درياچه متعفن كه بسيار خطرناك‌تر از آن‌چيزي به نظر مي‌رسيد كه در فيلم هاليوودي «13ساعت: راز سربازان بنغازي» ديده‌بوديم. اين فيلم در مورد حمله به سفارت ايالات‌متحده در ليبي و كشته‌شدن جي. كريستوفر استيونس سفير اين كشور در سپتامبر سال 2012 ساخته شده است. در روزهاي آغازين جنگ داخلي ليبي، بنغازي شهري بود كه در آن تقريبا هر مرد و حتي هر كودكي را مي‌شد ديد كه يك كلاشنيكف به دست گرفته و مابقي ساكنان شهر نيز زير سايه وحشت دايمي ناشي از عبور نيروهاي قذافي از سدهاي دفاعي شهر زندگي مي‌كردند.

به هر سوي، بعد از چند دور مذاكره ويتول اين معامله نفتي را مي‌پذيرد. اما اين پايان كار نبود و در روزهاي بعدي قمر طالع ويتول در عقرب افتاد. با وجود قول و قرار مبني بر محرمانه‌ ماندن معامله، شورشي‌ها رسما اعلام كردند كه به توافقي مبني بر فروش نفت دست ‌‌يافته‌اند. همين مساله كافي بود تا نيروهاي قذافي در پاسخ به اين خبر به سرعت يك خط لوله مركزي را منفجر كنند. نتيجه چه مي‌شود؟ بدون نفت چيزي به ويتول پرداخت نمي‌شد.

اما كماكان ويتول به اين معامله پايبند بود. در ماه‌هاي بعدي تانكرهاي اين شركت محموله پشت محموله بنزين، گازوئيل و نفت‌سوخت را به شرق ليبي حمل كردند. به گفته عبدالجليل مايوف يكي از مقامات رسمي شركت «نفت خليج عربي» مستقر در بنغازي كه اكنون به كنترل شورشيان درآمده سوخت ارسالي از سوي ويتول براي نيروهاي شورشي بسيار مهم بود.

در پايان نيروهاي شورشي قذافي را از منصب قدرت به زير كشاندند و به محض پايان درگيري‌ها ويتول به پول خود رسيد.

اكنون پنج‌سال بعد از اين ماجرا، تيلور 60ساله پشت ميز صبحانه در ساعت 9:18صبح در خيابان پانكراس لندن از اتفاقات آن روزها سخن مي‌گويد. مي‌گويد: «صادقانه بگويم، اين معامله بسيار بزرگ‌تر از آن‌چيزي شد كه بايد مي‌شد».

شهامت و جسارت موجود در معامله بنغازي منعكس‌كننده دنياي ويتول است. جايي كه در آن تجارت و ژئوپلتيك انرژي در يكي از دشوارترين نقاط جهان با هم تركيب شده‌بود. شركت ويتول –سهامي خاص- سال گذشته يك ميليارد و 600ميليون دلار سود خالص كسب كرد. اين شركت يكي از غول‌هاي مخفي اقتصاد جهان است كه روزانه معامله بيش از 6ميليون بشكه نفت را كنترل مي‌كند كه به تنهايي كفاف انرژي مورد نياز آلمان، فرانسه، ايتاليا و اسپانيا با هم را مي‌دهد.

اين شركت در ماه آگوست سال جاري پنجاهمين سالگرد تاسيس خود را جشن خواهد گرفت. نكته شگفت‌انگيز در مورد اين شركت اين است كه در طي نيم قرن اين شركت هرگز و هرگز رنگ زيان سالانه به خود نديده است. براساس داده‌هايي كه توسط بلومبرگ بررسي‌ شده سود اين شركت از 22ميليون و 900هزار دلار در سال 1995 به 2ميليارد و 280ميليون دلار در سال 2009 افزايش پيدا كرده است. در دوران اوج اين شركت، سود پرداختي اين شركت به سهام‌داران خود، آتش‌فشان طور فوران كرد و 56 درصد افزايش يافت. بهترين نرخ بازگشت سهام گلدمن‌ساكس از زمان عمومي‌شدن آن در سال 1991 حدود 31درصد بوده و حتي وال‌استريت نيز از اين مقايسه رنگ از رخسار مي‌بازد. «ژان فرانكويس لمبرت» كه از مديران اسبق بانك HSBC در بخش بازارهاي كالاها تامين مالي تجارت‌هاي ساختاري است و در زمان فعاليت خود بسيار با ويتول سر و كار داشته‌ درباره اين شركت اظهار مي‌كند: «ويتول خود را به عنوان يك تاجر انرژي تمام عيار معرفي كرده است». اين نوشتار داستان شركتي به نام ويتول است كه تا به امروز چه مسيري را طي كرده و چگونه در اين جايگاه قرار گرفته است.

ويتول كه سهم 6.5درصدي از كل معاملات نفتي جهان را در اختيار دارد در ميدان دشواري مشغول مبارزه است. رقباي اين شركت را مي‌توان كمپاني‌هايي مانند گلنكور، ترافيگورا، گروه انرژي مركوريا، گانور و شركت بين‌المللي كالاي كستلتون دانست. اين شركت‌ همچنين با شركت‌هايي مانند بي‌پي، رويال‌داچ‌شل، توتال و بيش از همه شركت‌هاي دولتي نفتي چيني براي به دستاوردن سهم بيشتر از بازار دست به گريبان است.

اما ويتول در آينده با يك حقيقت دشوار روبرو است. بدون شك دوران طلايي تجارت نفت پشت سر گذاشته‌شده و اكنون فقط از آينه عقب ماشين قابل مشاهده است. مارجين قيمت‌ و هزينه‌ها درحال كاهش است و بازار بيش از پيش در حال شفاف‌شدن و شاهد ورود مبارزان جديد براي بشكه‌هاي نفت فعلي است. حتي اگر ويتول سرمايه‌گذاري‌هاي عظيمي را نيز در حوزه پالايشگاه‌ها و ترمينال‌هاي حمل نفت بكند نرخ بازگشت اين سرمايه‌گذاري‌ها در حال كاهش است. سال گذشته نرخ سود پرداختي به سهام اين شركت 16درصد بود كه كم‌تر از نصف رقم ستاره‌يي است.

 داستان زندگي آقاي مديرعامل

تيلور به صورت اتفاقي تاجر نفت مي‌شود. او يك اسكاتلندي بزرگ‌شده و تحصيل‌كرده در انگلستان است و به يك دليل تصميم مي‌گيرد در شركت شل كار كند: شل در آن زمان پول بيشتري نسبت به ديگر گزينه‌هاي كار وي پرداخت مي‌كرد. وي تجارت نفت را در سال 1978 و زماني كه در سنگاپور و كاراكاس در مضيقه بود فرا گرفت. تيلور در اين دوران همسر خود را نيز ملاقات كرد.

ويتول تحت مديريت تيلور، همانند يك شركت استارتاپ در سيليكون ولي (جايي كه غول‌هاي تكنولوژي مانند اپل و مايكروسافت حضور دارند) رشد پيدا كرد‌ه است. آقاي مديرعامل در 1985 وارد اين شركت شد و يك دهه بعد بالاترين جايگاه را در دست گرفت و اين شركت را در خلال افزايش تقاضاي نفت چين و ديگر كشورهاي در حال توسعه تبديل به يكي از بزرگ‌ترين‌هاي تجارت نفت كرد. در طي دوران مديريت‌عاملي تيلور، ارزش سهام اين شركت 3500درصد رشد پيدا كرد و از 278ميليون‌دلار در سال 1996 به 10ميليارد ‌دلار در سال گذشته رسيد. در همين دوران شركت رقيب ويتول يعني گلنكور ارزش خود را از 1ميليارد و 200ميليون دلار به 35ميليارد دلار رساند. هرچند رشد ارزش سهام اين شركت 2800درصد و كم‌تر از ويتول است اما با وجود اين بسيار شگفت‌انگيز است.

اما شركت ويتول در سال 1966متولد شد. در آگوست اين سال دو مرد هلندي به نام‌هاي «هنك ويتور» و «جاكوئس ديتنگر» سرمايه‌گذاري به ارزش 10هزار گيلدر (معادل 2هزار و 800دلار در آن زمان) براي راه‌اندازي يك شركت در روتردام با هدف خريد و فروش محصولات پالايشي نفتي و جابه‌جايي آن از طريق رود راين انجام دادند. نام «ويتول» از دل تركيب نام‌هاي Viëtor و Oil درآمد. پول اوليه تاسيس اين شركت را پدر هنك ويتور تامين كرد و دو شريك موافقت كردند كه اين وام را با نرخ سود سالانه 8درصد بازپرداخت كنند. ديتنگر كه اكنون 81سال دارد به ياد دارد كه پدر هنك ويتور به او گفته‌بود: «تو تنها 6 ماه فرصت داري و اگر از پس آن برنيايي بيرون مي‌روي!».

نخستين حساب اين شركت نشان‌دهنده سود بسيار پايين و تراز پرداخت 200هزار گيلدري است كه ارزش دو اتومبيل صاحبان شركت نيز در آن لحاظ شده است. كسب‌وكار آنها با گسترش رقابت در اواخر دهه 60 و دهه 70ميلادي گسترش يافت. پيش از اين توليدكنندگان بزرگ كنترل قراردادهاي بلندمدت فروش نفت را در اختيار داشتند. شركت‌هاي تجاري كوچك مانند ويتول خريد و فروش نفت را در بازارهاي اسپات كه تازه به راه افتاده‌بودند شروع كردند.

ديتنگر در يك مصاحبه در لندن كه در كنارش تيلور مديرعامل فعلي اين شركت نشسته‌بود از لحظات بسيار خطرناكي كه اين شركت با آن روبه‌رو بوده ياد كرده‌بود. مانند نخستين بحران نفتي در سال 1973 كه منجر به نوسان شديد در قيمت محصولات پالايشي شد.

 با رشد كسب‌وكار، اين شركت به صورت جغرافيايي نيز گسترش يافت و دفاتر خود را از سويس و لندن تا نيويورك افتتاح كرد. در سال 1976«ويتور» از پايه‌گذاران ويتول اين شركت را ترك كرد و ديتنگر كنترل كمپاني را به دست گرفت. در همان زمان تيلور به اين شركت ملحق شد و سرپرست بخش نفت‌خام اين شركت شد. در آن تاريخ شركت ويتول روزانه 450هزار بشكه در روز نفت‌خام را معامله مي‌كرد كه رقم قابل توجهي بود اما كماكان تنها نيمي از مقدار معاملاتي بود كه توسط بزرگان صنعت انجام مي‌شد. سلطان بازي معاملات نفتي در آن سال‌ها شركت «فيبرو» بود كه بانك سرمايه‌گذاري «برادران سالامون» را به قيمت 550ميليون‌دلار تملك كرده‌بود. همچنين ديگر رقباي بازار شركت «مارك ريچ» كه براساس نام موسس آن نام‌گذاري شده‌بود و شركت «ترنس‌ورلد اويل» كه توسط «جان ديوس» كنترل مي‌شد و با رژيم آپارتايد افريقاي‌جنوبي تجارت مي‌كرد به حساب مي‌آمدند.



 آغاز مدرنيزاسيون در ويتول

ويتول مدرن از سال 1990 شروع به شكل‌گرفتن كرد. زماني كه ديتنگر و هفت شريك ديگر كمپاني را به رقمي بين 100 تا 200ميليون‌دلار (رقم واقعي مشخص نيست) به گروهي 40نفره از كارمندان شامل تيلور فروختند. هزينه اين معامله توسط بانك هلندي ABN و تاجري به نام «تان وانك» كه به سمت مديرعاملي نيز منصوب شد تامين شد.

از آن زمان به بعد هيچ سهام‌داري سهم بيش از 5درصدي در اختيار نداشت و به قول تيلور و ديگران يك فرهنگ جمعي را شكل داد كه سنگ‌بناي موفقيت‌هاي ويتول است. بيك مي‌گويد: «اگر كساني هستند كه فكر مي‌كنند از خرد جمعي بزرگ‌تر يا بهترند چنين اشخاصي به طور غيرمستقيمي ضربه سنگيني خواهند خورد».

وانك تمركز خود را روي تجارت نفت‌خام و فراي محصولات پالايشي گذاشت. وي همچنين اقدام به امضاي قراردادهايي كرد كه تحت عنوان معاملات فرآوري با پالايشگاه‌ها، عرضه‌كنندگان نفت‌خام و دريافت‌كنندگان سوخت به امضا مي‌رسيد. اين قراردادها منجر به سودآورترين قراردادها براي ويتول شد و البته همين‌ قراردادها نيز اين شركت را به پايين كشيد.

در اوايل 1990 ويتول نفت‌خام را در پالايشگاه نفرين شده‌يي در شهر «كام باي چنس» در شرق كانادا فرآوري مي‌كرد. هنگامي كه اين پالايشگاه در اثر آتش‌سوزي به ورطه ورشكستگي افتاد ويتول آن را با قيمت 300ميليون‌دلار در سال 1995 خريد و يك دهه بعد با فروش آن 1ميليارد دلار سود كسب كرد. اين معامله كماكان بهترين «تك معامله» در تاريخ ويتول به حساب مي‌آيد.

آن‌چه كمتر شناخته شده است اين است كه ويتول زماني تا مرز ورشكستگي پيش رفت. آن زمان كه كسب و كار تجاري پالايشگاه «كام باي چنس» اين شركت در كانادا به بن‌بست خورده‌بود و اين شركت تحت هزينه‌هاي ارتقاي اين پالايشگاه ضررهاي زيادي را پرداخت كرد. در سال 1997 سود خالص اين شركت تا سطح 6ميليون و 600هزار دلار كاهش يافت كه از سود ثابت اين شركت در بازه 60 تا 70ميليون ‌دلار در سال‌هاي 1992، 1993 و 1994 و پيش از خريد پالايشگاه «كام باي چنس» بسيار كم‌تر بود. «خو هوي منگ» سرپرست بخش آسياي ويتول در اين باره مي‌گويد كه خريد اين پالايشگاه به عنوان سرمايه‌گذاري در آن زمان و با توجه به اندازه ويتول براي اين شركت بسيار بزرگ بود.

در اين دوران كه ويتول با مشكلات اين پالايشگاه دست و پنجه نرم مي‌كرد به صورت متعصبانه‌يي محافظه‌كار و دچار خطا در برآورد سرمايه‌ شده‌بود. در رتبه‌بندي S&P و فتچ نمره اين شركت به BBB رسيده‌بود. از آن زمان ويتول به دنبال يافتن شريك بود كه از جمله مي‌توان به سازمان سرمايه‌گذاري ابوظبي اشاره كرد. امروزه پالايشگاه‌هاي اين شركت به عدد پنج رسيده كه ظرفيت توليد آن 390هزار بشكه در روز است. اما «خو» معتقد است ويتول هيچگاه نقطه قوت كليدي خود را از ياد نمي‌برد و هسته مركزي كسب‌وكار اين شركت تجارت و انتقال نفت از نقطه الف به نقطه ب در بهينه‌ترين شكل ممكن است.



 برشي از يك روز ويتولي

در يك صبح آفتابي در ماه آوريل در روتردام، «جك دو مول» مشغول بررسي كسب و كار ويتول بود. ويتول در اين شهر صاحب ترمينال بزرگ يورو تانك است كه دو مول آن را اداره مي‌كند و بارج‌هاي نورازي و سيتراين مشغول جابه‌جايي سوخت از مخزن شماره 404 هستند كه ارتفاع آن از يك ساختمان ده‌طبقه نيز بيشتر است. چند متر آن‌طرف‌تر، يك تانكر بزرگ به نام زمرد آبي با ارتفاع 144متر نيز مشغول بارگيري سوخت به سمت درياي شمال است. مقصد نهايي آن «تامس استاري» در انگلستان است.

سال گذشته اين ترمينال 3900 بارج را بارگيري كرد كه زمان بارگيري هركدام حدود دو ساعت و نيم طول مي‌كشد. هركدام از اين كشتي‌ها نشان‌دهنده يك سود بالقوه است حتي اگر كوچك باشد. همانند گردش عقربه‌هاي ساعت تجارت نفت در اين‌جا جريان دارد. از سال 2006 ويتول در حاشيه آب‌هاي عميق «كلندكانال» روتردام 28برج ذخيره‌سازي ساخته است. حجم سوختي كه آنها ذخيره مي‌كنند براي پر كردن باك 22ميليون اتومبيل گلف فولكس واگن كافي است.



 كسب منفعت از دل نوسان‌ها

سلامت مالي ويتول همانند شركت‌هاي بزرگ نفتي وابسته به قيمت نفت نيست. «پائول گرينزليد» سرپرست بخش تجارت ويتول كه در سال 2014 بازنشسته شد ويتول را اينگونه توصيف مي‌كند: «ما يك نوسان طولاني هستيم». اين اصطلاح در صنعت يعني ويتول از نوسان قيمت نفت سود مي‌برد. بطور خاص در سال 2009 كه اين شركت بهترين عملكرد را از خود بر جاي گذاشت قيمت نفت از 150دلار به 30دلار در هر بشكه كاهش يافت. سال گذشته نيز كه قيمت نفت با شيب زيادي در حال سقوط بود اين شركت چهارمين سود بزرگ خود را گزارش كرد.

براي ويتول، نفت تنها يك نقطه آغاز است. اين شركت سوخت‌هاي مختلف را با هم در مي‌آميزد تا به گريدي كه دقيقا مختص هر منطقه، مشتري يا فصل است دست يابد. براي تضمين عرضه، اين شركت از حق قراردادهاي خود خود با شركت‌هايي مانند روسنفت روسيه يا دولت‌هايي مانند كردستان پول بيشتري نسبت به فروش نفت به دست مي‌آورد.

پروفسور «كريگ پيرانگ» استاد مباحث مالي در دانشگاه هيوستون درباره ويتول مي‌گويد: «ادراك آنها مانند سفته‌بازان است. اما در واقعيت آنها يك واسطه بين خريداران و فروشندگان هستند».

در سال 2015 اين شركت يكي از بزرگ‌ترين تانكرهاي جهان با ارتفاع 380متر را خريداري كرد تا نفت‌خام را در آن ذخيره كند. ويتول هر روز 200 كشتي حامل سوخت روي آب‌ها شناور دارد. سال گذشته اين شركت 6 هزار و 629 سفر دريايي را گزارش كرد.

براي اكثر بخش‌ها ويتول مانند مسافري است كه روي بازار نفت سوار است. بعضي اوقات بازار به‌شدت امكان سودآوري را براي شركت‌ها محدود مي‌كند. همانند اتفاقي كه در سال‌هاي 2012، 2013 و اواخر دهه 1990 افتاد. در دوره‌هاي ديگر بازار فرصت‌هاي غالبا غيرمنتظره‌يي را براي سودآوري فراهم مي‌كند. جنگ ليبي يك نمونه از اتفاقات غيرمنتظره است. بحران هسته‌يي 2011 فوكوشيما نمونه ديگر است. «راسل هاردي» از مقامات اجرايي ارشد ويتول اظهار مي‌كند:«فرصت‌ها به صورت برونزا تعريف مي‌شوند. كار شركت اين است كه راه‌هايي براي كسب سود از آنها پيدا كند».

منبع: تعادل

95103

 

نظرات
ADS
ADS
پربازدید