در تجارت با چه راهکاری می‌توان موفق شد؟ | اتاق خبر
کد خبر: 356721
تاریخ انتشار: 14 تیر 1395 - 17:50
درآمدسازی در جهت ساخت زندگی همراهان و خانواده و نیز آینده‌نگری، همه آدمیان را از روزهای آغاز به فعالیت واداشت. ساخت مناطق روستایی، کوچه‌ها، مغازه و بازارچه برای کمک‌رسانی به دیگران و البته خود آنها باعث شد تا به امروز برسیم،

به گزارش اتاق خبر، به روزهای شکل‌گیری نخستین خانه‌های دوطبقه و بالاتر. حوضی در خانه برای نگهداری آب، استفاده از درخت برای سایه‌اش، میوه‌هایش و لذت تماشایش همه جا را سبز کرد، البته قبل از انسان طبیعت کارش را انجام داده بود، جنگل‌ها حاصل زحمات طبیعت است و باران و آب جوی‌ها و نهرها، تا همه بیشتر به قدرت پیدا و آشکار خداوند واقف شوند، تا روزی که «ادیسون» برق را آورد و «بل» صحبت از راه دور و نزدیک را با تلفن آسان کرد و جهان را به سوی آینده‌اش رهنمون شد. محله‌ها توسط مردم به وجود آمدند و با شکل‌گیری فعالیت کارگران ساختمانی و بالاتر از آنها افرادی که نام‌شان بنا بود و طرح خانه‌ها را می‌ریختند، فقط با استفاده از قریحه و دانش فردی سرپناه‌هایی را ساختند برای مردم همان محله‌ها، بناهایی که بعدا وقتی فرزندان‌شان راهی دانشگاه شده و تبدیل به معماران و مهندسان ساختمانی شدند. همین معماران آن روزگار بازارچه‌ها و بازارها را به وجود آوردند، با زحمت و همت و رنج بسیار تا همه خواسته‌های مردم و نیازهای‌شان زیر یک سقف بلند جمع شده و از راه رسیده‌ها هم به تبع فکر و اندیشه از آنان کار یاد گرفته و جلوتر حرکت کردند تا ماشین‌ها روی زمین و درون زمین دنیای امروز را ساختند و امروز همه دادوستدها با تنها یک واقعیت که همان کسب پول و درآمد است در یک خط مستقیم و مشخص جلو می‌رود تا جایی که اکنون ما قرار گرفته‌ایم که شاید همان پله‌های نخستین نردبان موفقیت باشد.


و اما... واقعیت
و اما واقعیت اصلی این است که برای بقا و حفظ یک زندگی توام با خوشبختی و دستیابی به همه نیازها و خواسته‌های مورد نظر نزد همه افراد جامعه، به چشم‌انداز و آینده باید چشم بدوزیم، نزد بعضی‌ها چشم‌انداز، پول و ثروت و مسافرت‌های دور و دراز است و بس، اما بعضی‌های دیگر که به طور معمول افراد عاقل‌تر و دوراندیش‌تر هستند، چشم‌اندازشان تنها حفظ سلامتی و روی پا ایستادن است. آنها معتقدند: سلامتی که باشد همه چیز فراهم است، عقل سالم هم در بدن سالم است، عقل خوب، تصمیم‌های خوب را به دنبال دارد، البته از همین طریق هم باز آنچه میسرتر است، حضور در بازار کار و در سطح بالا دستیابی به پول بیشتر است. یعنی تن سالم، عقل سالم و البته ثروت سالم. در همین بافت واقعیت از روزگار نخستین تا امروز، آنچه بیشتر از همه مطرح بوده، با حضور یک شخصیت موفق اجتماعی به یک کارگاه، دکان، فروشگاه و کارخانه خوب می‌رسیم که به همت همان نخبه موفق و کارآمد توانسته جایی را راه‌اندازی و جنسی یا اجناسی را تولید کند و تعدادی از افراد مورد نظر را به کار گیرد و اجناس تولیدی را در داخل و خارج به فروش برساند. دلیل اصلی برای حفظ و ادامه فعالیت‌های اقتصادی نیز، استفاده از نیروهای کارآمد و کارکشته و نگرش بازاریابی آنها همراه با دیگر نیروهای به خدمت گرفته است، هم‌اکنون بسیاری از کارخانه‌های بزرگ خصوصی و چندملیتی که در کشورهای توسعه‌یافته در حال کار و استفاده از نیروهای کاربلد یا تازه‌کار هستند، همه سعی و تلاش‌شان در جهت بالا بردن بازده تولید است. همه اینها را آوردیم تا تازه برسیم به مطلب اصلی. یعنی همان برنامه‌ریزی در جهت حضور کامل در دنیای کار و فعالیت و بازار و بازارهای جهانی.

انگیزه‌سازی موفق
به گفته صاحبان اندیشه و کار، هر تولیدکننده به طور معمول با نسل‌های مختلف در تماس دائمی است، یکی هم‌نسل‌های خود، کسانی که با آنها درس خوانده، بزرگ شده و به سوی کار و موفقیت قدم برداشته است و در حال حاضر یا همراه آنان است و یا به‌عنوان صاحب‌کار و مدیر کمک حال او هستند، بعد نسل قبلی، همان نسلی که از آنها بسیار آموخته است و با بکارگیری افکار جدیدتر موفق به اقدام‌های فراتر شده و به عبارتی بر اندوخته‌های آنها چیزی افزوده و حالا به کار می‌گیرد و یا... خواهد گرفت و بالاخره نسل کوچکتر از خود که باید از او و همسن و سال‌های او بیاموزند و مسیر پیش‌رو را پوشش دهند، در این میان انگیزه‌ها موثرترین وظیفه را برای ساخت راه آینده ایجاد می‌کنند، به گفته دانایان فن و آنان که توانسته‌اند در مقام بالاتر به عنوان مدیر قرار بگیرند، گرچه انگیزه بخش مهم موفقیت است، اما دوست داشتن و ذوق و شوق برای ایجاد انگیزه، یکی از شاهراه‌های ترسیم شده است، برای نمونه در همین سرزمین خودمان ایران از این افراد کم نداشته‌ایم که نان درآورده‌اند، کوشش کرده‌اند و جدا از نان درآوردن به مال و ثروت رسیده‌اند و سپس با پیوستن به یک گروه کاری همشکل خود، نهادی را بنیان گذاشته‌اند که صدها و هزاران تن را در کارگاه‌ها و کارخانه‌های‌شان به کار گرفته‌اند، در یکی از برنامه‌ریزی‌های مربوط به کار و درآمد، وضعیت تولید و استفاده از نیروهای همکار مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه اینکه در نخستین بررسی به شخصی رسیدیم که کم‌کم تبدیل به یک واردکننده مهم و سرشناس شد، در آن زمان بسیاری برای پول درآوردن بیشتر راهی «مثلا» آلمان می‌شدند و با خرید یک اتومبیل دست دوم «بنز» راه را می‌کوبیدند و با گرفتاری‌هایی که بین راه در گذر از شهرهای ترکیه پیش می‌آمد، بالاخره با یک اتومبیل بنز از مرز می‌گذشتند و پس از گذر از گمرک راهی تبریز و تهران می‌شدند، بنز را خوب می‌شستند و در و پنجره‌هایش را تر و تمیز می‌کردند و با سودی متعارف در یک بنگاه خرید و فروش اتومبیل به فروش می‌رساندند، از لحظه حرکت تا رساندن خودرو بنز به‌دست مصرف‌کننده یا دلال، حداقل حدود ۱۰نفر از همین بنز نان می‌خوردند و بعد از یکی دو هفته باز همراه با یک تن دیگر که او هم می‌خواست به پولی برسد راهی آلمان می‌شدند و باز می‌رفتند سراغ خودرو دیگر و روز از نو روزی از نو، از آن پس با خودروی «ب‌ام‌و» اقدام به سفر به سوی وطن می‌کردند، یعنی دو نفر با دو خودروی دیگر همان راه را می‌آمدند و به بنگاه می‌رفتند و با سود متعارف و دلخواه پولی درمی‌آوردند و این سیکل رفتن و خریدن و آوردن ادامه می‌یافت. در این میان آن شخصیت مورد بررسی فقط یک نوع خودرو خریداری می‌کرده و با همین آشنایی و همراهی، عاقبت توانست خودرو پرمشتری پیکان را آن هم از یک کارخانه انگلیسی با عنوان مونتاژ و تولید در ایران پایه‌گذاری کند، در حالی که به خاطر نفر اول بودن این مونتاژ به تولید تبدیل شد و با شراکت بانک و دریافت وام بالا کارگاه ۳۰ نفره‌اش تبدیل به یک کارخانه مجهز تولید شاسی و موتور و رنگ‌پاشی و دیگر ملحقات شد و در همین دوران بود که دیدن یک تابلوی بزرگ در نیمه راه جاده قدیم کرج به تهران و برعکس همه را به تفکر واداشت. «از نیروهای جوان که دنبال فرصت هستند دعوت می‌شود با مراجعه به دفتر کارخانه به عنوان کارگر مشغول به کار شوند، بیمه، خانه، بهداشت و درمان بهتر در انتظار شماست. » پس از مراجعه نفرات اول، کم‌کم نیروهای جوان درس‌خوانده و درس‌نخوانده از شهرهای کوچک و روستاها که ماجرا را شنیده بودند راهی کرج و کارخانه تولید خودروپیکان شدند و بیشتر آنها در کلاس‌های آموزشی و محیط کارخانه کارشان را آغاز کردند، این کارخانه تولید خودرو باتوجه به فروش به صورت اقساطی به موفقیت بالایی رسید و کار به جایی رسید که اعلام کردند به امید روزی که هر ایرانی یک اتومبیل پیکان داشته باشد.

و... رقبا از راه رسیدند
در تاریخ ساخت و مونتاژ خودرو در ایران اگر خوب دقیق شویم، این بازار پردرآمد که ضمن بکارگیری نیروهای جوان و منتظر فرصت، حتی کار صادرات را هم به کشورهای اطراف آغاز کرد، آغازی شد برای ورود دیگرانی که سرمایه لازم را داشتند و می‌توانستند از سرمایه‌های خارجی نیز استفاده کنند و در کنارش صدالبته وام‌های بانکی را هم به خدمت بگیرند و تغییرات وسیعی را در بازار کار و اقتصاد ایران به وجود آورند، باز هم دیگرانی را به این شغل پردرآمد و زمین‌های بزرگ و بیکار در دو طرف جاده قدیم کرج دعوت کرد، در اینجا همان واقعیت همراهی و همکاری کاملا به چشم می‌آید که عامل پولسازی و پول‌رسانی می‌شود، خیابان ملت، در بخش مرکزی تهران که بیشتر لوازم یدکی خودروهای خارجی را به نمایش و فروش می‌گذاشتند کم‌کم با ایجاد هماهنگی و دریافت نمایندگی از کارخانه پیکان و شورلت و دیگر بخش‌های مونتاژ خودرو تابلوهای نمایندگی پیکان و شورلت را بالای سر مغازه‌های‌شان نصب کردند و جدا از اینها همه این خودروهای مونتاژی و تولیدی داخل احتیاج به لاستیک داشتند که در نتیجه بسیاری از همین مغازه‌ها تبدیل به فروشگاه‌های لاستیک شد و این مسیر ادامه پیدا کرد.

رفتار خلاقانه در تولید
به طور معمول ورود به هر کار جدیدی برای ساخت و تولید و عرضه، احتیاج فراوانی به سرمایه دارد، سرمایه‌ای که اگر درست به کار گرفته شود، هم باعث ایجاد کار برای نیروهای آماده کار می‌شود و هم سود مناسبی را برای سرمایه‌گذار یا سرمایه‌گذاران فراهم می‌کند، اصولا همه پیشرفت‌ها و موفقیت‌ها در امر تولیدات مختلف به خاطر نیاز بازار است، اگر نگاه کنیم به کارخانه‌های تولید لبنیات یا همان کارگاه‌های کوچک معروف به ماست‌بندی، در کار تولید لبنیات که از ضروریات غذایی همه مردم در جوامع شهری و روستایی هم هست، یک ماست‌بند ماهر و کارشناخته کارش را با خرید شیر از یک دامداری آغاز می‌کند و با جوشاندن صدها لیتر شیر، به خامه و کره و ماست و کشک می‌رسد، یعنی برکت کار در استفاده اولیه از شیر دامداری است، بنابراین می‌بینیم با کار سالم و تولید جنس خوب از یک شیر ساده، لبنیاتی انواع ماست پرچرب و کم‌چرب، خامه و سرشیر و... را تولید و در دسترس افراد قرار می‌دهد، بسیاری از ماست‌بندهای قدیمی در تبریز که تنها با چند نفر کارشان را آغاز کرده‌اند، اکنون بزرگترین کارخانه‌های تولید لبنیات را راه‌اندازی کرده‌اند که فقط حضور مسافران فصلی برای کسب درآمدشان کافی است، نمونه دیگر تولید پنیر از شیر پرچرب گوسفند و گاو و گاومیش است که امروز جدا از آذربایجان و دیگر شهرهای ایران و تهران به دیگر کشورهای جهان هم صادر می‌شود، برای نمونه در انگلیس و حتی «ولز» در آگهی‌های پشت شیشه فروشگاه‌های مواد غذایی نمونه‌های زیادی را می‌بینیم که پنیر تبریز و لیقوان را تبلیغ کرده‌اند، در حالی که در همین تهران و در چند دهه قبل، یکی از پرمصرف‌ترین پنیرهای سفید، پنیر «بلغار» بود که از بلغارستان و از طریق ترکیه و توسط تاجران تبریزی به ایران وارد می‌شد، پنیری که مزه‌اش بسیار شبیه پنیرهای ایرانی بود و امروزه هیچ خبری از آن بلغاری نیست چون در خود تبریز و اسکو و شهرستان‌های اطراف پنیرهای بسیار خوشمزه‌تر و باارزش‌تری تولید و به بازارهای داخلی و خارجی فرستاده می‌شود و گوی سبقت را از دیگر پنیرهای تولیدی معروف برده است، گرچه به‌هر حال طبع نیک ایرانی جماعت، از پنیرهای تولید دیگر کشورها نیز بهره می‌برد، حتی اگر گران‌تر باشد و بسیار پرچرب‌تر.

بازارداری و تجارت
ایرانی‌ها از جمله ملت‌هایی هستند که با شکل‌گیری تجارت و کار و درآمدسازی، حتی با سفر به دیگر کشورهای دور و نزدیک این بازار را رونق فراوان دادند، برای نمونه یکی از مشهورترین تاجران ایرانی، شخصی بود که ناصرالدین به او لقب کاشف‌السلطنه داد. احتیاج به یادآوری نیست که تا زمان حکومت شاه‌عباس یکی از نوشیدنی‌های گرم و داغ «قهوه» بود که جماعت ایرانی هم به آن روی آورده بودند به همین دلیل هم بعضی از مغازه‌های تازه شکل‌گرفته آن دوران، لقب قهوه‌خانه را به خود گرفته و در کنار دیگر ملزومات این قهوه‌خانه‌ها فروش قهوه تلخ و شیرین بود، البته آنها که قلیان‌کش قهار بودند چای را ترجیح می‌دادند که به همین خاطر هم تاجران وارد می‌کردند، اما سفر کاشف‌السلطنه به هند و گشتن در شهرهای هند باعث شد تا او نسبت به خرید و واردات بوته‌های چای اقدام کند و از همان لحظه‌های نخست هم بهترین منطقه را در شمال ایران و به‌ویژه لاهیجان دید، چون هم هوای مرطوب و هم آب فراوان و خاک مناسب داشت، لازم به یادآوری است که بسیاری از ایرانیان علاقه وافری به چای ویژه و خشک کرده در کارگاه‌های خصوصی دارند که بهایش هم کمتر از محصولات تولیدی هند و سیلان و دیگر کشورهای معروف تولید چای نیست اما در حال حاضر به دلایل مختلف، چای‌های خارجی هم مورد استقبال ایرانی‌ها قرار گرفته و بزرگترین تجارت و درآمدسازی که باید به خود ایران و ایرانی تعلق داشته باشد توسط سرمایه‌داران و دلال‌ها در کار واردات چای و فروش به هموطنان ایرانی است. البته نمونه کامل این نوع دلالی و تجارت را در زمینه‌های مختلف سراغ داریم که به مدد همکاری واسطه‌ها و سرمایه‌گذاران ایرانی، باعث کم‌کاری و بیکاری میلیون‌ها ایرانی منتظر فرصت شده است، برای دستیابی به واقعیت‌های مربوط به تولید و تجارت در ایران امروز، احتیاج به بررسی‌های دقیق و موشکافانه و جست‌وجو کردن همه آگاهان و کارشناسان اقتصادی و صد البته اجتماعی است تا ببینیم چگونه می‌توان موفقیت‌های اقتصادی را از نو آغاز کرد.
یادمان باشد ایران سرزمین فرصت‌های بزرگ است که اگر از دست برود حاصلی جز اندوه و نشستن سر سفره غریبه‌ها ندارد.

کلید واژه ها :
نظرات
ADS
ADS
پربازدید