محمود عزیزی، هم بازیگر سینماست هم استاد دانشگاه! | اتاق خبر
کد خبر: 356940
تاریخ انتشار: 15 تیر 1395 - 06:09
سال هاست که او را می شناسیم و با کارهای هنری اش آشناییم؛ از بازی در فیلم «لیلی با من است» تا «رسم عاشقی» و «ستایش». دکتر محمود عزیزی در سال 1323 در تهران به دنیا آمده و سال هاست در رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر مشغول به فعالیت است.

به گزارش اتاق خبر، سال هاست که او را می شناسیم و با کارهای هنری اش آشناییم؛ از بازی در فیلم «لیلی با من است» تا «رسم عاشقی» و «ستایش». دکتر محمود عزیزی در سال 1323 در تهران به دنیا آمده و سال هاست در رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر مشغول به فعالیت است. دکتر عزیزی هم اکنون عضو هیات علمی و استاد دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی پردیس هنرهای دانشگاه تهران است. در این مطلب با او به بهانه حضورش در فیلم تازه ابراهیم حاتمی کیا (بادیگارد) به گفت و گو نشسته ایم.

آرامش را نمی شود تزریق کرد


از آشنایی تان با دنیای تصویر شروع کنیم.

من کارم را از تئاتر شروع کردم و به آن خیلی علاقه دارم چون بازی در تئاتر اجازه رشد و خلاقیت را به بازیگر می دهد اما در آن سال ها و به دلیل نوع تربیتمان در تئاتر خیلی وحشت داشتیم به سمت دنیای تصویر برویم چون فکر می کردیم رفتن به طرف تصویر خیانت به صحنه و هنر نمایش است. به دفعات برایم پیش آمد که در سینما بازی کنم اما ابا داشتم که بپذیریم زیرا سینما شرایط مطلوبی نداشت، تا اینکه بالاخره به عنوان یک شغل جانبی به سوی سینما رفتم و یکی از فیلم هایی که در بدو ورودم در سینما کارکردم، فیلم «همه یک ملت» بود.

شکستن این تابو برایتان سخت بود؟

نمی توانم بگویم سخت نبود اما به هر حال بازی در سینما تجربه جدیدی در آن زمان برایم بود و باعث شد موارد جدیدی بیاموزم. 

از دنیای این روزهایتان بگویید. وقتتان را چگونه می گذرانید؟

تا همین اواخر درگیر جشنواره فیلم فجر بودم. امسال با فیلم بادیگارد به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا به جشنواره آمدم. خوشحالم که از این فیلم استقبال شد و خوشحال تر هستم که پس از مدت ها مردم دوباره با سینما آشتی کردند. 

خیلی ها معتقدند محمود عزیزی آنقدر به کلیشه نزدیک شده که دیگر انتظار نقش های جدید و متفاوتی از او نمی رود؛ یا پزشکی دلسوز یا پدری مهربان. نظر خودتان چیست؟

متاسفانه این کلیشه ها در ذهن کارگردان ها و خاصه تهیه کنندگان ما وجود دارد؛ وقتی می بینند بازیگری در یک نقش خوب ظاهر شده و مخاطب هم او را پذیرفته، دیگر جرات و جسارت کار زیاد و سر و کله زدن با بازیگران جدید و نامطمئن را در خود نمی بینند و ترجیح می دهند همان آدم شناخته شده را به کار گیرند. از طرف دیگر، به هر حال ما هم درگیر روزمرگی شده ایم و نقش های آنچنانی هم وجود ندارد.

شما یکی از بازیگران موفق و باتجربه تئاتر هستید. تجربه تئاتری تان چقدر در ارائه نقش هایتان موثر است؟

ما در تئاتر تحلیل نقش، موقعیت، محتوا و ارزیابی بین شخصیت ها داریم. این تجربه به من کمک می کند تا بتوانم در نوع دکوپاژ، نگاه و زاویه تصویری که کارگردان می بیند، متمرکز شوم و با او همکاری کنم تا قصه جلو برود.

بازی در تئاتر و مقابل دوربین، تفاوت هایی با هم دارند که بازیگر آنها را درک می کند و از این تفاوت ها در کارش بهره می گیرد. به هر حال مطمئنا بازی در تئاتر کمک زیادی به من و سایر بازیگران که چنین تجربه ای داشته اند، کرده چون به معنای واقعی تئاتر مادر همه هنرهاست.

مساله ای که دوست دارم در موردش صحبت کنید، این است که نسل شما با کمبودهای شدیدی در زمان خودش مواجه بوده اما در عین حال افراد نامی و موفق متعددی را تربیت کرده، در حالی که نسل جدید عمدتا می خواهند ره صدساله را یک شبه طی کنند. فکر می کنید چرا؟

سوال خیلی خوبی مطرح کردید. نسل امروز درگیر مسائلی است که ما نبودیم، مثلا امروزه با یک کلیک ساده می توانید از اتفاقات دنیا باخبر شوید، در حالی که مادر گذشته حتی توان خرید کتاب را هم نداشتیم و برای خواندن کتاب آن را از کتابخانه امانت می گرفتیم یا در نهایت کرایه می کردیم یا برای آموختن چیزهایی که دوست داشتیم، مشقت های زیادی را باید تحمل می کردیم. می خواهم بگویم نسلمان موفق بود چون صبر و حوصله داشت. برعکس نسل امروز که به قول شما کاملا شتاب زده عمل می کند و آرامش کمتری در او وجود دارد.

به نظر شما چرا این آرامش در نسل امروز نیست؟

چون آرامش در جامعه آن طور که باید، نیست. آرامش چیزی نیست که بشود آن را تزریق کرد. باید حال جامعه خوب باشد تا حال مردم هم خوب شود.

برای رسیدن به این حال خوب چه پیشنهادی دارید؟

به نظرم باید تفریحات سالم در کشورمان زیاد شود و مهمتر از آن دغدغه های مالی از بین برود که امیدوارم بعد از برجام و موفقیت هایی که داشتیم این اتفاقات خوب به زودی بیفتد.

آرامش را نمی شود تزریق کرد


در سال های اخیر به نظر می رسد آمار بیماری های قلبی و سرطان بیشتر شده و هنرمندان زیادی را هم به همین دلایل از دست داده ایم. فکر می کنید چرا آمار این نوع بیماری ها رو به افزایش است؟

قطعا دلایل زیادی در بروز این بیماری ها نقش دارند؛ از هوای آلوده بگیرید تا غذاهای پرچربی که این روزها زیاد استفاده می کنیم اما بالاتر از همه اینها فکر می کنم که استرس نقش موثرتری در این مورد دارد. به همین دلیل پیشنهاد می کنم در این مورد دارد. به همین دلیل پیشنهاد می کنم کنترل خشم و کمی خودداری را بیاموزیم و خیلی به خودمان سخت نگیریم. چون زندگی بالا و پایین زیادی دارد و همیشه همه آدم ها حتی نسل های قبل از ما سختی های خودشان را داشتند اما می توان با مدیریت و توکل به خدا مشکلات را حل کرد.

شما در بیشتر نقش هایتان آرامش خاصی دارید. آیا این آرامش از درون خودتان می آید؟

این ویژگی به طبیعت نقش هم بر می گردد. درواقع، خود نقش ها اینگونه ایجاب می کنند که آرامش را به مخاطبم القا کنم اما در دنیای واقعی خودم و خارج از نقش باید بگویم ذاتا آدم آرامی هستم و خیلی دنبال هیاهو نیستم.

قبول دارید که تکنولوژی در عین قابل استفاده بودنش باعث شکاف بین آدم ها شده است؟

البته! اصلا یکی از مشکلات جامعه امروز وسایل ارتباط جمعی است. درواقع، می شود گفت شبکه های اجتماعی شاید در یک نگاه آدم را در نقاط مختلف دور خود جمع کرده باشد اما باید قبول کنیم که با تکنولوژی های امروزی تنهاتر شده ایم و به همین دلیل هم غربی ها دارند روی بیشتر دور هم بودن آدم ها برنامه ریزی می کنند؛ مثل تولید فیلم و گسترش سینما یا تفریحات این چنینی. باید قبول کنیم که داریم به خاطر این شبکه های اجتماعی روز به روز تنهاتر می شویم و بهتر است تا این اتفاق عمیق تر نشده، با برنامه ریزی و هدایت درست این مسیر بیراهه را تغییر دهیم.

شما آدم انتقادپذیری هستید؟

بله، اگر کسی از من انتقاد و سپس مرا قانع کند، نه تنها ناراحت نمی شوم، بلکه دستش را هم خواهم بوسید و تا ابد هم از او ممنون خواهم بود.

شما در دانشگاه هم تدریس می کنید. تدریس و بازیگری همزمان تداخلی در زندگی شخصی تان ایجاد نمی کند؟

نه، چون این دو از هم دور نیستند. در همه جای دنیا نیز چنین است که افرادی که کار عملی می کنند، دوست دارند اوقاتی از کار خود را به آموزش اختصاص دهند. درواقع، این دو، لازم و ملزوم یکدیگرند. آموزش دهنده به طور همزمان آموزش هم می گیرد.

 به نظرم تدریس و بازیگری مثل فلسفه یا ریاضی نیست که با یک قرارداد یا یک فرمول به راه حل و در نهایت پاسخ نهایی رسید. این 2 در یک مسیر هستند و به من خیلی کمک می کنند. حتی می توانم بگویم دیدگاهم نسبت به حرفه ام در این مدت خیلی بازتر و بهتر شده است.

کدام یک از نقش هایی که در این سال ها بازی کرده اید، برایتان دلچسب تر بوده است؟

من کاری را برای تلویزیون انجام دادم به نام «زیر چتر خورشید» که متاسفانه خوب دیده نشد، اما من خیلی قصه و نقشم را دوست داشتم. قصه این کار در ارتباط با 3 پیرمرد بود که ارتباط شیرینی با یکدیگر داشتند و درواقع، نشان می داد زمان بازنشستگی، نه تنها زمان پایان زندگی انسان ها نیست، بلکه می تواند آغاز فعالیتی جدید باشد. به هر حال، آن شخصیت خیلی به دل من نشست و من واقعا دوستش داشتم.

سخت ترین نقشی که در این سال ها ایفا کرده اید، چه بوده؟

نقشی که در فیلم چشم هایش داشتم، خیلی سخت بود، خیلی هم دوستش داشتم و برایش زحمت کشیدم، با اینکه نقش منفی بود اما قابل ملاحظه بود.

فکر می کنید مخاطبان تلویزیون با کدام نقش شما بیشتر ارتباط برقرار کردند؟ 

فکر می کنم محمود در سریال ستایش، چون پدری بود که ما به ازای بیرونی داشت و قابل باور بود.

دلم می خواهد کمی هم از گذشته تان بدانم، مثلا اینکه بازی هایتان چه بودند یا هیچ وقت جشن تولدی داشتید یا نه؟

می توانم بگویم گذشته برایم پر از خاطرات زیباست؛ از بازی های کودکانه بگیرید تا دوست های عمیق و خوب دیروز. بیشتر بازی های ما به فوتبال با توپ پلاستیکی یا بازی های سنتی محدود می شد اما در عین سادگی برایمان بسیار دلچسب بود. یادش بخیر! چقدر آدم برفی در زمستان درست می کردیم. در مورد جشن تولد هم باید بگویم که بله، پدر و مادرم برایم جشن تولد می گرفتند که خیلی هم خوب بود و امروز از آن فقط یک خاطره در ذهنم دارم.

آرامش را نمی شود تزریق کرد


اگر به گذشته برگردید، چه چیزی را با خود می آورید؟

سوال سختی است چون انتخاب سخت است اما خیلی چیزها را دوست دارم با خودم بردارم و بیاورم؛ از عزیزانی که از دست دادم گرفته تا دلخوشی های کوچکم.

در آن زمان پسربچه بازیگوش بودید؟

نه، اتفاقا خیلی آرام بودم و بازیگوشی های دردسرساز نداشتم.

حستان نسبت به تئاتر شهر؟

همان طوری که آدم خانه اش را دوست دارد، من هم به همان اندازه تئاتر شهر را دوست دارم.

چه چیزی به شما انرژی می دهد؟

به نظرم هر رنج درستی که باعث خلاقیت شود؟ ماحصلش سرمستی است.

پازل سرگرمی های شما شامل چه چیزهایی است؟

کتاب خواندن، فیلم دیدن، گپ زدن با دوستان و دانشجویانم و...

برای حفظ سلامتتان چه می کنید؟

سعی می کنم از آنچه که می دانم برای سلامت جسم و روانم مضر است، دوری کنم.

فکر می کنید چه چیزهایی سلامت روان آدم را به هم می ریزد؟

قضاوت های نادرست، بخل ورزیدن، استرس زیاد داشتن، صادق نبودن، مهربان نکردن و...

آرامش را نمی شود تزریق کرد


نظرتان راجع به زندگی؟

به نظرم زندگی هدیه ای از جانب خداوند به انسان است و باید از آن لذت برد.

چه چیزی در زندگی به شما انرژی می بخشد؟

دانستن بیشتر و آشنایی با موارد تازه به خصوص در حرفه ام.

خاطرات شیرین بادیگارد

چرا در فیلم بادیگارد بازی کردید؟

از مهم ترین دلایلی که باعث شد بازی در فیلم «بادیگارد» را بپذیریم، قصه فیلم بود. زمانی که فیلمنامه را خواندم، با قصه ای محکم مواجه شدم و ابراهیم حاتمی کیا هم در مقام کارگردان بسیار خوب فیلم را هدایت کرد و جلو برد. او دقیقا می دانست چه می خواهد بکند و وقتی بازیگر با چنین کارگردانی روبروست، طبیعی است با خیال آسوده تری مقابل دوربین قرار می گیرد و به نوعی خودش را به دست کارگردان می سپارد.

 ضمن اینکه پس از سال ها دوباره دوست داشتم با پرویز پرستویی به عنوان یکی از بهترین بازگیران سینمای ایران همبازی باشم که خوشبختانه وقتی پیشنهاد کار در فیلم «بادیگارد» داده شد، متوجه شدم نه تنها با پرستویی، بلکه قرار است با مریلا زارعی و سایر دوستانم در این فیلم همراه شوم و امروز از این انتخابم راضی و خوشحالم

منبع:هفته نامه سلامت 

 

کلید واژه ها :
نظرات
ADS
ADS
پربازدید