جهان پیر است و بحران زا... | اتاق خبر
کد خبر: 357272
تاریخ انتشار: 16 تیر 1395 - 03:49
دنیا در حال پیر شدن است و این واقعیتی است که با روندهای ادامه دار فعلی متوقف کردن آن حداقل تا چند دهه آینده ناممکن به نظر می رسد.

اتاق خبر - در این گزارش که در شماره سه شنبه 15 تیر 1395 هجری خورشیدی به قلم رضا جمیلی منتشر شد، آمده است: بسامد گزاره هایی که در ارتباط با جمعیت جهان و آینده آن می شنویم بیش از هر دوره دیگری در تاریخ بشر، مفاهیم پیری و سالمندی و بحران ها و تغییرات مربوط به این دو واژه است.

دنیا در حال پیر شدن است و این واقعیتی است که با روندهای ادامه دار فعلی متوقف کردن آن حداقل تا چند دهه آینده ناممکن به نظر می رسد. سال به سال نسبت کمیت کودکان به سالمندانی که در خیابان ها و شهرها و سکونتگاه های بشری، شمایل انسانی جامعه جهانی را می سازند کمتر می شود. تا آنجا که اگر جمعیت جهان را فارغ از مرزهای جغرافیایی و پرچم ملی کشورها: پیکره ای واحد در نظر گیریم با فردی میانسال روبه رو هستیم که چروک های آغازین بر صورتش نشسته و گرد پیری نرم نرمک بر شقیقه هایش می نشیند. پیری جهان در راه است و این خبر خوبی نیست.
حداقل دو قرن از زمان هایی که جوامع محلی با یورش بیماری های همه گیری چون دیفتیری، طاعون و حصبه قلع وقمع می شدند گذشته: روزگاری که زن ها آنقدر عمر نمی کردند تا مادربزرگ شوند و مردها در دام بیماری یا جنگ های خانمانسوز در میانسالی دست شان از دنیا کوتاه می شد. انقلاب صنعتی و میوه های آن از یک سو و پیشرفت علم پزشکی و ارتقای شاخص های سلامت از دیگر سو: شکلی از زندگی مدرن و البته سالم تر را رقم زده که طول عمر یکی از ره آوردهای آن است. آدم های هزاره سوم بیشتر عمر می کنند و از این منظر مفهوم سالمندی واجد شاخص های پیشرفت بشری است. اما این همه داستان نیست. سویه های زیانبار و البته نگران کننده ای هم هست که حداقل در دو دهه گذشته بسیاری از کشورها را به تکاپو انداخته که در برابر سالمندی آماده باش دهند. برنامه ریزی و سیاستگذاری های اجتماعی خود را در جهت کنترل اثرات زیانبار آن همسو کنند و راهکارهایی را برای در امان ماندن اقتصاد خود از این موج سالخوردگی جمعیت، پیش بینی و اجرایی کنند.
**چرا جهان پیر می شود؟
افزایش سن امید به زندگی در کشورها یکی از شاخص های توسعه یافتگی به حساب می آید. اینکه نوزادی که چشم به جهان می گشاید این انتظار را داشته باشد که اگر گرفتار تیر بلاو اتفاق غیرمنتظره ای نشود بتواند هشت دهه زندگی را پشت سر بگذارد معنایش این است که سن امید به زندگی در آن کشور بالای هشتاد سال است.
این شاخص در دهه های گذشته با ارتقای متغیرهای تاثیرگذار بر سلامت و سبک زندگی و رفاه اجتماعی در بیشتر نقاط دنیا افزایش یافته است. در کشوری مانند موناکو این سن به حدود ٩٠ سال رسیده است و این بدان معناست که یک فرد موناکویی می تواند امیدوار باشد ٩٠ سالگی را به چشم ببیند. از سوی دیگر میل به زادوولد به دلیل تغییر سبک زندگی کمتر شده است. کاهش نرخ باروری کشورها و آمار ازدواج در برابر آمار طلاق موید این نکته است که همان طور که افراد بیشتر عمر می کنند کودکان کمتری هم به دنیا می آیند.
این دو عامل، کلیدی ترین متغیرهای تاثیرگذار بر روند سالمند شدن جهان هستند: افراد بیشتر عمر می کنند و کمتر فرزنددار می شوند.
**آمارهای جهانی چه می گویند؟
اگرچه جمعیت دنیا روبه پیری می رود اما روندها و سرعت این پیر شدن در همه جای آن یکسان و همسان نیست. در امریکا که بزرگ ترین اقتصاد جهان را دارد تعداد افراد بالای ٦٥ سال به ٨٣ میلیون نفر رسیده است: یعنی چیزی حدود ٢٠ درصد جمعیت این کشور. آمارهای صندوق جمعیت سازمان ملل نشان می دهد در این کشور و در طول بیست سال آینده هر دقیقه ١٠هزار نفر وارد ٦٥ سالگی می شوند. برای ژاپن هم که یکی از چشمگیرترین تغییرات سالمندی جهان را در جمعیت خود تجربه می کند روندها به گونه ای است که تا سال ٢٠٥٠ بیش از ٤٢ درصد مردم این کشور سالمند بالای ٦٠ سال می شوند. رقمی که در حال حاضر ٣٣درصد است.
سال ٢٠٥٠ اما یکی از نقاط عطف زمانی در تغییرات جمعیتی جهان از نقطه نظر مفهوم سالمندی است. سالی که برای نخستین بار تعداد افراد بالای ٦٠سال با تعداد کودکان برابری خواهد کرد! در این سال یک میلیارد و ٩٧٠ میلیون انسان بالای ٦٠ سال روی کره خاکی زندگی خواهند کرد. اگر اشاره شود که در حال حاضر تنها ٦٠٠ میلیون فرد بالای ٦٠ سال در جهان زندگی می کنند و در سال ٢٠٢٠ به یک میلیارد نفر افزایش می یابند: روند و سرعت رشد این بخش از جمعیت جهان بیشتر و بهتر نمایان می شود و راحت تر می توان گفت: جهان به سرعت در حال پیر شدن است!
**ایران چه نسبتی با سالمندی دارد؟
در چند سال اخیر با پایین آمدن نرخ باروری کشور از یک سو و بالارفتن سن امید به زندگی از سوی دیگر، هشدارهای سالمند شدن جمعیت ایران بیش از هر زمان دیگری در ادبیات برنامه ریزی اجتماعی به گوش رسیده و تکرار شده است. در حال حاضر حدود ٨ درصد جمعیت ٨٠ میلیونی کشور سالمند هستند: یعنی ١٠میلیون ایرانی سالمند در کشور زندگی می کنند. دکتر حسین راغفر، اقتصاددان و استاد دانشگاه در نشستی که سال گذشته در موسسه عالی پژوهش اجتماعی برگزار شده بود این روند و اهمیت توجه به آن را این گونه تشریح کرده است: «فرآیند سالمندی جمعیت، که به عنوان گذار جمعیتی نیز شناخته می شود، آثار مهمی بر جنبه های مختلف اقتصاد کشورها خواهد داشت.
ایران هم اینک در دوران پنجره جمعیتی قرار دارد که تا سال ٢٠٤٠ این روند پابرجاست: فاصله و فرصتی گرانبها برای اقتصاد کشور که بتواند خود را با این تغییرات هماهنگ و برای آن برنامه ریزی کند. » اما راغفر هشدار داده که چنین فرصتی تاکنون موردتوجه قرار نگرفته و این یک تهدید جدی برای اقتصاد کشور خواهد بود. او کاهش نرخ باروری و افزایش امید به زندگی را دو عامل اصلی شکل گیری پدیده سالمندی جمعیت در کشور و بیش زایی دهه ٦٠ را باعث مواجهه با یک موج سالمندی یک باره در کشور عنوان کرده است. «پیش بینی ها بر این است که تا ٣٠ سال آینده با بحران جمعیت سالمند روبه رو شویم، سالمندی به دامنه ای اطلاق می شود که در آن ١٥ درصد جمعیت کشور ٦٠ تا ٦٥ ساله باشند.» جمعیتی که به عقیده کارشناسانی چون راغفر در نظام کار و تولید کشور جایگاهی برای آنها در نظر گرفته نشده و خروج زودهنگام آنها که نتیجه سیاست های بازنشستگی زودهنگام و حمایت های یارانه ای سال های گذشته بوده: آنها را تبدیل به یک لایه ضخیم جمعیتی نیازمند حمایت و مراقبت با هزینه های بالامی کند. هزینه هایی که بخش اعظم آن در حوزه درمان تعریف می شود. بیماری های مزمن دوران سالمندی و سبک زندگی بیماری زای دوره جوانی و میانسالی ایرانیان به گونه ای است که هزینه های درمان سالمندان وطنی را دو برابر جوانان کرده است. واقعیتی که وقتی با کسری های فعلی و فشارهایی که برای تامین منابع درمانی کشور هم داستان شوند بخشی از بحران سالمندی آینده کشور را نمایان می کنند.
**لزوم بازتعریف سن سالمندی
خروج زودهنگام سالمندان از چرخه کار و تولید نخستین ضربه را بر پیکر نهادهایی وارد می کند که از قضا مهم ترین پشتیبان زندگی و رفاه سالمندی هستند: صندوق های بازنشستگی و بیمه های اجتماعی که هم نقش حمایت گر درمانی را ایفا می کنند و هم مستمری دوران سالمندی افراد تحت تکفل خود را باید پرداخت کنند. بالارفتن سن امید به زندگی و خروج زودهنگام از چرخه کار (به دلیل سیاست های بازنشستگی به روزنشده یا تصمیم های غیرکارشناسی در این زمینه) یک معادله دوسر باخت را برای این نهادها رقم می زند: خروج زودتر افرادی که به این صندوق ها پرداختی دارند به اضافه طولانی تر شدن مدت زمانی که مستمری دریافت می کنند. گزارش های رسمی سازمان ملل حاکی از آن است که شاخص امید به زندگی در ایران در بازه سال های ١٣٥٤ تا ١٣٩١ از ٥٦ سال به ٧١ سال رسیده و بنا به برخی تحلیل های کارشناسی هم اکنون در مرز ٧٤ سال است. اما سن بازنشستگی متناسب با این افزایش عمر: نه تنها تغییری نکرده بلکه در سال های گذشته و براساس تصمیم گیری های مغایر با اصول سیاست های اجتماعی، جمعیت زیادی به بازنشسته های کشور، خارج از روند متعارف و معمول آن اضافه شده است. موضوعی که از نظر مجتبی قاسمی، پژوهشگر اجتماعی، در سال های نه چندان دور کشور را با بحرانی به نام بحران مستمری مواجه خواهد کرد.
«تجربه جهانی به ما می گوید که بخشی از بحرانی که در دنیا با عنوان «بحران مستمری» مطرح است ریشه در پیری جمعیت دارد. خوشبختانه در ایران هنوز به این نقطه بحرانی یعنی پیر شدن جمعیت نرسیده ایم. اما فاصله چندانی با آن نداریم. برای مواجهه با آن هم باید از اقتصاد سیاسی کمک بگیریم. اصلاح سیستم مستمری ها و اصلاحات پارامتریک چون اصلاح سن بازنشستگی متناسب با افزایش سن امید به زندگی می تواند جلوی تبعات اقتصادی و اجتماعی این بحران را بگیرد. » تغییرات و پیش بینی هایی که به اعتقاد او به دلیل ترس از نارضایتی های موقتی و برخی تبعات سیاسی تاکنون به آن وقعی نهاده نشده است.
اصلاحاتی که در بسیاری از کشورهای توسعه یافته جهان در دهه های گذشته انجام شده و در آینده مهم ترین بخش از راه حل کنترل بحران سالمندی آنها خواهد بود. برای نمونه چنین تغییراتی باعث شده تا در کره جنوبی و در سال ٢٠٧٥ بیش از ٨٠ درصد افراد شاغل، سالمند باشند. این درصد برای پرتغال 75.6 و برای ژاپن 77.2 درصد خواهد بود. کشورهای توسعه یافته برنامه ریزی های اجتماعی و تغییرات سیستمی مرتبط با حوزه های کار و رفاه اجتماعی خود را به گونه ای تعریف و بازتعریف کرده اند که با نگه داشتن جمعیت بالای ٦٠سال خود در بازار کار و تولید، هم بحران مستمری را از سر دور کنند و هم نشاط و طراوت زندگی بخش بزرگی از جمعیت کشورشان را با حفظ تاثیرگذاری اقتصادی- اجتماعی آنها تامین کنند.
موضوعی که اگر در ایران مورد توجه قرار نگیرد، می تواند در هیات یک جمعیت ٢٠ میلیونی پارک نشین و مبتلابه بیماری های جسمی و روحی به بخشی از بحران جمعیتی آینده تبدیل شود: بحرانی که بی شک تبعات اقتصادی و اجتماعی آن فراتر از تامین هزینه های درمان و مستمری خواهد بود.
*منبع: روزنامه اعتماد

ایرنا

94110

کلید واژه ها :
نظرات
ADS
ADS
پربازدید