نوسانات اقتصادی، چالش نقدینگی صنعت | اتاق خبر
کد خبر: 358698
تاریخ انتشار: 22 تیر 1395 - 21:24
تامین نقدینگی نخستین عامل بقای یک واحد تولیدی است اما مدیریت دخل و خرج از تامین آن مهم‌تر است. در این مدیریت عوامل گوناگون درون سازمانی و برون سازمانی تاثیرگذار هستند تا حدی که این مدیریت را تحت‌شعاع خود قرار می‌دهند.

به گزارش اتاق خبر، مدیریت نقدینگی یکی از چالشی‌ترین موضوعاتی است که هر واحد صنعتی یا بنگاه اقتصادی با آن روبه‌رو است به‌ویژه در سال‌های اخیر که واحدهای تولیدی با کمبود نقدینگی و سرمایه در گردش مواجه بوده‌اند؛ تا جایی که برخی کمبود نقدینگی را عامل ورشکستگی و تعطیلی برخی واحدهای صنعتی می‌دانند. با این حال دیدگاه کلی این است که اگر مدیریت نقدینگی و سرمایه در گردش به درستی انجام شود نه‌تنها چرخه تولید از کار نمی‌افتد، که تاثیر بسزایی در سودآوری شرکت‌ها نیز خواهد داشت. البته سیاست‌های یک واحد صنعتی در زمینه نقدینگی ارتباط عمیقی با عملکرد مالی بهبودیافته آن بنگاه تولیدی دارد. به عبارتی روش دخل و خرج باید به نحوی باشد که بتوان بهترین سودآوری و کمترین هزینه را در سیستم داشت. این ایده‌آل‌ترین حالتی است که می‌توان برای مدیریت سرمایه در گردش در نظر گرفت. از این‌رو می‌توان گفت نقدینگی نقش مهمی در سازمان صنعتی دارد به گونه‌ای که اگر شرکتی سودآور نباشد، بیمار است ولی اگر نقدینگی نداشته باشد، بقای آن در خطر است. گرچه هر دو این عوامل با اهمیت هستند ولی نقدینگی از اهمیت بیشتری برخوردار است. چون احتمال ورشکستگی شرکت‌هایی که در معرض مدیریت نادرست سرمایه در گردش قرار دارند حتی با وجود سودآوری مثبت، بیشتر است. روی دیگر سکه نقدینگی و تامین آن به فضای بیرونی واحد صنعتی برمی‌گردد. ورودی و خروجی و تامین منابع مالی در یک سازمان متاثر از فضای بازار و عرضه و تقاضا نیز است.


مدیریت نقدینگی دردرون سازمان
مدیریت سرمایه در گردش با دارایی‌ها و بدهی‌های جاری واحد صنعتی سروکار دارد. واحدها و بنگاه‌های صنعتی که دارایی‌های جاری کمی دارند در روند عادی عملیات، کمبودها و مشکلاتی خواهند داشت. مدیریت سرمایه در گردش برای اینگونه سازمان‌ها شامل برنامه‌ریزی و کنترل دارایی‌ها و بدهی‌های جاری به گونه‌ای است که ریسک ناتوانی در برآورده کردن تعهدات کوتاه‌مدت از یک سو و اجتناب از سرمایه‌گذاری بیش از حد در دارایی‌های جاری را از سوی دیگر برطرف کند. اهمیت سرمایه در گردش از این حقیقت نشات می‌گیرد که سطوح سرمایه در گردش بر سودآوری و سطح ریسکی که شرکت می‌تواند متحمل شود و در نهایت بر ارزش شرکت موثر است. بحران‌های نقدینگی اخیر اهمیت مدیریت و کنترل سرمایه در گردش را پررنگ‌تر می‌کند. مدیران برای رسیدن به سرمایه در گردش باید بده بستان بین سودآوری و نقدینگی را کنترل کنند. از یک مدیریت سرمایه در گردش انتظار می‌رود که به صورت مثبت برای واحد صنعتی فهرست ارزیابی و بررسی دخل و خرج داشته باشد.


 اهمیت مدیریت سرمایه
به جز شرکت‌ها و واحدهای صنعتی که به صورت روزانه و ماهانه و سالانه به تناوب زمان چرخش سرمایه خود را ارزیابی کنند تامین نقدینگی در پروژه‌های زماندار نیز مهم است. تامین نقدینگی یا پول نقد در زمان‌های لازم یکی از عواملی است که می‌تواند باعث تسریع در انجام پروژه شود و شاید بهتر باشد بگوییم که کمبود نقدینگی در زمان‌های لازم از مواردی است که به طور قطع باعث کاهش سرعت پروژه و ایجاد مشکل در پروژه خواهد شد. نظیر پروژه‌های نیمه‌تمامی که در بخش‌های صنعت آب و برق وجود دارند و همچنان منتظر تامین نقدینگی هستند البته در اینجا باید گفت کمتر پروژه‌ای است که به صورت نامحدود پول داشته باشد به همین جهت «مدیریت نقدینگی» یکی از کارهایی است که در بیشتر پروژه‌ها باید انجام و به طور مداوم بروزرسانی شود. جریان نقدینگی پروژه در حقیقت برآورد مقدار پول در دسترس پروژه از روی مقادیر دریافتی و پرداختی در مقاطع مختلف پروژه است. یک مدیر پروژه زمانی می‌تواند جریان نقدینگی را به طور کامل برآورد کند که تمامی کارهای پروژه، نحوه و زمان انجام آن مشخص شده باشد یعنی باید شرح کار پروژه در قالب یک ساختار مناسب تهیه و زمان‌بندی هریک از فعالیت‌ها و منابع مربوط برای انجام کارها مشخص شده باشد. باید معلوم باشد چه بخشی از کار توسط پیمانکاران فرعی انجام می‌شود و قرارداد پیمانکاران از نظر پرداخت چگونه است یعنی در هر قرارداد چقدر پیش‌پرداخت داده می‌شود و نحوه پرداخت‌های قراردادی چگونه است. اگر پروژه دارای کارفرماست باید نحوه پرداخت‌های قرارداد کارفرما هم برای محاسبه دریافت‌ها مشخص باشد. نقدینگی را می‌توان در حد روز نیز محاسبه کرد ولی چون در این حد جزئی دارای خطای زیاد بوده و مورد استفاده پروژه‌ها نیست به طور معمول جریان نقدینگی را در دوره‌های ماهانه یا فصلی تخمین می‌زنند. نکته دیگر اینکه جریان پرداخت از روی نحوه هزینه کردن فعالیت‌ها به‌دست آمده و نیازمند آن است که تمام مفروضاتی که بر اساس آن، این تخمین به‌دست آمده توسط مدیر پروژه تعیین یا تایید شود. این اطلاعات باید در طول اجرای پروژه حداقل ماهی یک‌بار بازبینی و بر اساس این اطلاعات پروژه راهبری نقدی شود. با استفاده از اطلاعات جریان نقدینگی در زمان‌هایی که جریان نقدی پروژه منفی شده نیازمند توجه و برنامه‌ریزی درباره مدیریت نقدینگی هستیم؛ باید دریافت یا پرداخت‌ها را جلو یا عقب ببریم یا اینکه نقدینگی را از جایی تامین کنیم.


کمبود یا مدیریت نقدینگی
مدیریت نقدینگی به غیراز فضای برون سازمانی و مدیریت پروژه‌ها روی دیگری نیز دارد که به سیاست‌های حمایتی دولت و تزریق تسهیلات و منابع مالی برمی‌گردد به ویژه اینکه مهم‌ترین مسئله‌ای که این روزها درباره آن صحبت می‌شود تامین نقدینگی بنگاه‌های صنعتی و تولیدی است که با رکود بازار دست و پنجه نرم می‌کنند. البته ممکن است راهکار نجات این واحدهای صنعتی بروزرسانی صنعتی یا انتقال دانش و بالا بردن دانش مدیریتی در این واحدها شناخته شود. به تازگی منصور معظمی، معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت گفته است که «نقدینگی» بخشی از مشکلات صنعت ماست و مشکلات مدیریتی و فناوری نیز وجود دارد؛ پس باید از برجام برای نوسازی و بروزرسانی صنایع استفاده کنیم و حداکثر سرعت را به کار بریم تا از رقیبان خود عقب نمانیم و بازار را از دست ندهیم. سخنان معظمی این نکته را می‌رساند که تمامی مشکلات واحدهای صنعتی در تامین نقدینگی خلاصه نمی‌شود و مدیریت نقدینگی نیز مهم است.

به عبارتی می‌توان گفت که مدیریت نقدینگی از خود نقدینگی مهم‌تر است. کاری به این موضوع نداریم که چه میزان تسهیلات و برای کدام بخش صنعت تخصیص داده می‌شود؛ سخن اصلی این است که باید ورود و خروج منابع مالی ارزیابی شود تا موازنه و تناسب سرمایه در گردش به هم نریزد. علی‌اصغر پورمتین، کارشناس اقتصادی در این زمینه به صمت گفت: باید زمانی به واحدهای صنعتی و بنگاه‌های اقتصادی نقدینگی تزریق شود که نیاز واقعی دارند اما در کشور ما به دلیل مشکلات ساختاری و نوسانات اقتصادی ورودی و خروجی منابع مالی به بنگاه‌ها کمتر ارزیابی می‌شود. به عنوان نمونه واحدهای صنعتی برای تولید، مواد اولیه زیادی تهیه کرده و در انبار می‌گذارند در حالی که در کشورهای دیگر تامین و خرید مواد اولیه براساس نیاز انجام می‌شود. بدیهی است که خرید مقادیر زیادی مواد اولیه موازنه نقدینگی را به هم می‌زند.  پورمتین معتقد است که این مشکل به نحوه عملکرد سنتی بنگاه‌های صنعتی ما برمی‌گردد که ورودی و خروجی آنها به صورت سیستمی هدایت نمی‌شود و مدیریت منابع در اولویت قرار نمی‌گیرد. با این حال ابوالحسن خلیلی، عضو اتاق صنعت تهران معتقد است که فضای بیرونی و رکود بازار تاثیر بسزایی در مدیریت نقدینگی داخل واحد صنعتی به جا می‌گذارد. وی گفت: آنچه مسلم است بازار رکودی است که وارد سال سوم آن می‌شویم؛ بازاری که تقاضا سال به سال در آن کاهش پیدا می‌کند. در چنین فضایی موجودی انبارهای واحدهای تولیدی از میزان عرضه بیشتر می‌شود و بنگاه‌ها با کمبود نقدینگی و ناتوانی در تامین مواد اولیه روبه‌رو می‌شوند. این مشکلات باعث شده که برخی از واحدهای صنعتی ظرفیت خود را کاهش دهند و برخی با ورشکستگی و تعطیلی روبه‌رو شوند. از این‌رو در چنین شرایطی به‌جرات می‌توان گفت که تامین نقدینگی به تنهایی نمی‌تواند اثربخشی لازم را ایجاد کند و باید پویایی در بازار عرضه و تقاضا ایجاد شود. این عامل نیز بستگی به سطح درآمد مردم و افزایش اشتغال دارد. سیر تناوب این عوامل این نکته را می‌رساند که تنها تامین و تزریق نقدینگی دوای درد واحدهای صنعتی نیست.


نکات گفته شده این موضوع را می‌رساند که مدیریت نقدینگی مسئله‌ای چندبعدی است که از فضای برون سازمانی نشات می‌گیرد و تاثیر فوق‌العاده‌ای بر فضای درون سازمانی می‌گذارد. نکته دیگر اینکه هر قدر اقتصاد پویاتر باشد امکان تخمین آوردها و هزینه‌های سازمانی بیشتر است. در مقابل در یک اقتصاد بیمار نمی‌توان توقع بکارگیری سیستم‌های جامع مدیریت نقدینگی را داشت. نکته مهم دیگر اینکه هرقدر مدیریت نقدینگی دچار چالش شود به تناسب آن میزان سودآوری نیز با چالش پیش‌بینی روبه‌رو می‌شود. باید در نظر گرفت که تامین نقدینگی واحدهای صنعتی در چنین فضایی تنها می‌تواند مسکن درد باشد و درمان واقعی نیست؛ مسکنی که واهمه درد را کم نمی‌کند بلکه واحدهای تولیدی می‌دانند که باید پیش‌بینی دردها و نوسانات اقتصادی دیگری را نیز داشته باشند.

منبع: صمت

95102

نظرات
ADS
ADS
پربازدید