«جنگ و صلح»، سریالی با حال و هوای تولستوی | اتاق خبر
کد خبر: 369953
تاریخ انتشار: 19 شهریور 1395 - 01:06
حتی اگر یک ذره اهل کتاب خواندن باشیم و گهگاه دلمان برای گشت و گذار بین قفسه های کتابفروشی ها غنج بزند، نمی توانیم منکر حسرت عمیق درونی مان برای خواندن کتاب های مهم و چندجلدی روسی شویم.

به گزارش اتاق خبر، حتی اگر یک ذره اهل کتاب خواندن باشیم و گهگاه دلمان برای گشت و گذار بین قفسه های کتابفروشی ها غنج بزند، نمی توانیم منکر حسرت عمیق درونی مان برای خواندن کتاب های مهم و چندجلدی روسی شویم. البته حسرت عمیق که نه! اسمش را باید بگذاریم یک جور عذاب وجدان یا آرزوی همیشه سرکوب شده!

 
مثل مسئولیت مهمی که هر بار یک جوری از زیرش در رفته ایم و سعی کرده ایم به روح عزیزمان که به قفسه کتاب های روسی چسبیده و حاضر نیست برگردد. و بیاید بنشیند توی وجودمان حالی کنیم. «خب فعلا پول ندارم!»، «الان که امتحان دارم»، «حالا تابستون می رم سراغش» و این جور چیزها.

 

شکست غول

نتیجه اش هم این شده که 20، 30 سال از عمرمان گذشته و تازه فهمیده ایم که ای دل غافل، هنوز حتی یک صفحه از «جنگ و صلح»، «آنا کارنینا»، «برادران و کارمامازوف» و... را هم نخوانده ایم یا حتی نمی دانیم راجع به چه چیزی هستند و شخصیت های اصلی شان کدام ها هستند و اصلا چه قصه ای دارند.

خلاصه سایه این غول های بزرگ مهربان، همیشه بر زندگی مان سنگینی کرده و کماکان داریم از آن فرار می کنیم. طبیعتا در این گیر و دار عذاب وجدان و بی وقتی و بی پولی، وقتی نسخه سینمایی یا سریالی این رمان ها می آید دستمان، زیاد هم نمی توانیم در مقابل شان مقاومت کنیم و بگوییم نه! من به این نویسنده شهیر روسی خیانت نمی کنم یا باید فقط کتاب را خواند؛ فقط کتاب! چون این بار روح عزیزمان هم کنار بیا نیست. درست است که هیچ فیلم و سریالی نمی تواند به اندازه خواندن کتاب لذتبخش باشد اما بالاخره از بی خبری نسبت به جنگ و صلح بهتر است.

اطلاعات فوری

جنگ و صلح
War&Peace
•    امتیاز IMDb: 8.2 از 10
•    کارگردان: تام هاربر
•    نویسنده: اندرو دیویس  (با اقتباس از جنگ و صلح لئو تولستوی)
•    بازیگران: پل دانو، لیلی جیمز، جیمز نورتون، ریکا فرانت و...
•    محصول: انگلستان/ 2016
•    تعداد قسمت: 7 قسمت 60 دقیقه 

جنگ و صلح مهم است؟

بعد از این که مینی سریال جنگ و صلح ساخته شد، آمار جالبی درباره مطالعه این اثر در انگلیس منتشر شد. در این آمار اعلام شده بود که فقط چهار درصد انگلیسی ها رمان «جنگ و صلح» را خوانده اند و 14 درصدشان هم دوست داشتند این کار را انجام دهند اما هیچ وقت سراغش نرفته اند.

جالب این جاست که طبق این آمار، این رمان یکی از پنج اثر داستانی است که افراد دوست دارند به دروغ بگویند آن را خوانده اند یا دلشان می خواهد حتی اگر وقتی برای خواندن آن ندارند، حداقل آن را بخرند. که در این یک مورد آخر به نظر می رسد توی ایران فراوانی بیشتری وجود داشته باشد.  
            
شکست غول
                                                                                                                                                        

نمی شود یکباره قورتش داد


جنگ و صلح به خاطر قصه طولانی شخصیت های بسیار زیادی که دارد، یک جورهایی دست و پای کارگردان ها را برای اقتباس بسته است. پنج خانواده بزرگ دارد با بیش از 500 کاراکتر مهم که تک تک شان یک جورهایی با هم در ارتباطند و برای معرفی این شخصیت ها و جنس روابطشان باید وقت زیادی صرف کرد. برای همین هم هست که ساخت نسخه سینمایی یا به اصطلاح کپسولی آن، کار راحتی نیست.

مهم ترین فیلم اقتباسی از روی جنگ و صلح، همان نسخه ای است که سال 1956 به کارگردانی کینگ ویدور ساخته شده؛ فیلمی که به گواه نقدها هیچ وقت نتوانسته عظمت این کتاب را به تصویر بکشد و امتیاز خوبی هم نگرفته است.

چرا فقط شش قسمت؟

رمان جنگ و صلح وقایع اجتماعی و تاریخی روسیه را در سال های 1805 تا 1820 روایت می کند؛ دوره ای پانزده ساله در فاصله میان دو جنگ بزرگ روسیه و فرانسه. برای نمایش چنین عظمتی، سریال بهترین بستر روایت است.
 
شکوه و عظمت جنگ، فراز و فرودهای مقطعی در طول مبارزه، اثری که این جنگ ها روی زندگی مردم داشته و به طور کلی زندگی مردم عادی و طبقه اشراف، همگی باید در این بستر روایت شوند اما مسئله اینجاست که وقتی اراده ای بر ساخت چنین سریالی قرار می گیرد و چنین هزینه و وقتی برای آن صرف می شود، چرا ماحصل آن یک مینی سریال شش قسمتی است؟

ما کل کتاب چهار جلدی جنگ و صلح با تمام جزییات و روابط پیچیده بیشتری از 580 شخصیت را باید در شش قسمت یک ساعته ببینیم. شش ساعت وقت به هیچ عنوان زمان مناسبی برای پرداختی جامع به این مسائل نیست. درواقع این مینی سریال، بیشتر روی رابطه میان چند شخصیت اصلی داستان متمرکز شده و روابط میان آن ها را ترسیم کرده و همین مسئله باعث شده زمان زیادی برای پرداختن به جنگ، وقایع اجتماعی و دیگر مسائل مهم نداشته باشد.

ما صحنه های عظیمی از جنگ میان روسیه و فرانسه را می بینیم و انتظار داریم از این پرداخت باشکوه، جزییات و اطلاعات تاریخی زیادی دستمان را بگیرد. اما تمام سهم سریال از جنگ، به چند سکانس کوتاه در هر قسمت محدود می شود و حق مطلب جنگ آن طور که باید در سریال ادا نمی شود. البته از حق هم نمی شود گذشت که شاید اگر میزان تمرکز روی جنگ و وقایع اجتماعی آن دوران در سریال بالاتر از این بود، مخاطبان چندان رقبتی برای تماشای آن نشان نمی دادند و به همان سرنوشت کتاب دچار می شود. چون تجربه نشان داده مخاطبان سریال، بیشتر به دنبال قصه هستند.

 

شکست غول

 

 

کمرنگ بودن مسائل اقتصادی


سریال بیش از این که پایبند نشان دادن روباط خانواده های اشرافی و ریخت و پاش های مختلف و وضعیت اقتصادی آن دوران باشد، روی قصه چند شخصیت جوان اصلی داستان تمرکز کرده؛ روی کاراکترهایی مثل پیر بزوخف، ناتاشا، آندره، آناتول، هلن، ماریا، نیکولا، سونیا و...
 
روابط عاشقانه ای که با جنگ گره می خورد یا بعضا به خاطر مشکلات اقتصادی رنگ و بوی سوءاستفاده، ترحم و... پیدا می کند، البته به دلیل کوتاه بودن زمان سریال، مجال چندانی برای پرداختن به همین روابط هم وجود ندارد. درواقع ماجرای اصلی رمان جنگ و صلح، ماجرای میان پیر بزوخف، ناتاشا روستوف و آندره بالکونسکی است که حتی این مسئله هم به صورت عمقی واکاوی نمی شود.

نمایش باشکوه جنگ و زندگی

اگر تمام انتظارهایی را که پیش از تماشای سریال داشتیم، کنار بگذاریم و با یک اثر کاملا مستقل رو به رو شویم، مینی سریال جنگ و صلح، هم به عنوان منبع مهم برای آن هایی که کتاب را نخوانده اند و هم به عنوان یک سریال داستانی، اثری جذاب است.
 
شخصیت های اصلی بسیار دقیق معرفی شده اند و چه در شخصیت پردازی و چه در انتخاب بازیگر، بسیار به شخصیت های خود رمان شبیه هستند. طراحی صحنه بخصوص در نمایش باشکوه میدان جنگ و آرایش سپاهیان درجه یک است و در بازسازی زندگی مردم در مسکو سن پترزبورگ در قرن هجدهم به بهترین نحو انجام شده، البته باز هم ما از زندگی مردمان عادی جامعه تصویر زیادی نداریم.

پیشرفت درست قصه

یکی از مهم ترین ویژگی های سریال این است که به هیچ وجه مخاطبش را خسته نمی کند. درست است که در بسیاری از موارد، از بیان بسیاری نکات مهم به راحتی گذشته اما در همه حال سعی کرده آن را به عنوان محصولی کاملا سرگرم کننده و پرکشش ارائه کند.
 
هر قسمت سریال، درست در نقطه عطفی مهم به پایان می رسد و مخاطب را برای تعقیب قسمت های بعد منتظر می گذارد اما مثل خیلی از سریال های دیگر، پیشرفت قصه در کل سریال چندان متوازن نیست. درست در شرایطی که همه گره ها ایجاد شده و مخاطب منتظر گره گشایی و مشخص شدن تکلیف تمام شخصیت هاست، همه چیز روی دور تند می افتد و پایان بندی بسیار به سرعت انجام می شود.

 

شکست غول

 

 

چرا باید ببینیم؟


مینی سریال جنگ و صلح، با تمام کم و کسری هایی که شاید در نگاه اول به ذهن برسد، سریال به نسبت موفقی است و در سایت IMDB امتیاز 8.2 از 10 را از منتقدان گرفته. درست است که تمرکزش روی مسائل نه چندان مهم کتاب، یک مقدار ذهن مخاطبانش را بهم می ریزد اما جدای از این مسئله، آنچه مهم است معرفی این اثر به وسیله سریال به مخاطب است.
 
برای کسی که می خواهد صرفا از اتفاقات درون رمان سر دربیاورد و با شخصیت های آن آشنا شود، این مینی سریال، بهترین انتخاب است، چون یک شمار کلی از سیر حرکت داستان و روابط میان شخصیت ها می دهد و در عرض شش ساعت، کل ماجرا را تعریف می کند.

ساده سازی خواندن کتاب

یکی از مشکلاتی که شاید خیلی وقت ها باعث می شود قید خواندن کتاب های روسی را بزنیم و از چند کیلومتریشان رد نشویم، دشواری به خاطر سپردن اسم شخصیت های کتاب است شخصیت؟! خیلی وقت ها تا وسط راه هم رفته ایم اما آن قدر این شخصیت ها زیاد و سخت بوده اند که مجبور شده ایم برگردیم و ببینیم کی به کی بوده و هر شخصیت چه تاریخچه ای داشته. تماشای این سریال، از تک تک شخصیت ها تصویری کامل به مخاطبش می دهد و درواقع کارش را برای خواندن راحت می کند.

پرفروش شدن کتاب

بلافاصله بعد از پخش سریال جنگ و صلح، خبر جالبی درباره بالار فتن میزان توجه ها به این رمان منتشر شد؛ رمانی که طبق آمار، شمار خوانندگان آن به چهار درصد هم نمی رسید، یک مرتبه با چنان توجهی رو به رو شد که اسمش در فهرست پرفروش ترین ها به ثبت رسید.
 
حتی در خبری آمده که در کتابفروشی های انگلستان، این رمان جزء 50 کتاب پرفروش قرار گرفته. قطعا علت اصلی این توجه، جذابیت این سریال است. از یک طرف، خیالا مخاطبان را درباره محتوای جذاب رمان راحت کرده و یک نقشه راه کاملا مشخص به آن ها داده و از طرف دیگر، تک تک شخصیت ها را به آن ها معرفی کرده و به اصطلاح لقمه را برایشان جویده است.
 
علت دیگر هم این است که سریال به بعضی از روابط و نکات جذاب، صرفا ناخنکی زده و زیاد مفصل و با جزییات به این مسائل ورود نکرده. همین مسئله تمایل مخاطبان برای رفتن سراغ کتاب و مطالعه کامل آن را بیشتر کرده. درحال حاضر مهم ترین نسخه این کتاب با ترجمه سروش حبیبی توسط انتشارات نیلوفر در اختیار مخاطبان قرار دارد.

• شخصیت اصلی سریال که تقریبا بیشتر اتفاق ها در ارتباط با او شکل می گیرد، پیر بزوخف، تنها وارث کنت بزوخف بزرگ است؛ پسری ساده و دست و پا چلفتی که مدام مورد سوءاستفاده قرار می گیرد.

 

 
شکست غول
منبع:هفته نامه همشهری جوان
نظرات
ADS
ADS
پربازدید