تاریخ یک التهاب؛ همه چیز درباره «فروشنده» | اتاق خبر
کد خبر: 373512
تاریخ انتشار: 10 مهر 1395 - 11:49
اصغر فرهادی بعد از ساخت «گذشته» مصمم بود که فیلم دیگری را در خارج از کشور کارگردانی کند. تهیه کننده فیلم هم الکساندر ماله گی، مدیر کمپانی ممنتو، و پدرو آلمادووار، کارگردان مشهور اسپانیایی بودند...

به گزارش اتاق خبر، فیلم چطور ساخته شد

اصغر فرهادی بعد از ساخت «گذشته» مصمم بود که فیلم دیگری را در خارج از کشور کارگردانی کند. تهیه کننده فیلم هم الکساندر ماله گی، مدیر کمپانی ممنتو، و پدرو آلمادووار، کارگردان مشهور اسپانیایی بودند. وقتی خبر ساخت این فیلم منتشر شد، همگی گمان کردند که فرهادی فعلا قصد ندارد به ایران برگردد به خصوص که به طور رسمی اعلام شد فرهادی برای ساخت این فیلم در اسپانیا با پنه لوپه کروز و خاویر باردم مذاکره کرده است.

 

تقریبا همه چیز مشخص بود اما همان زمان فرهادی به ایران آمد و بی سروصدا شروع به نوشتن یک فیلمنامه دیگر کرد. کمی بعد به تهیه کننده فرانسوی اش خبر داد که می خواهد فیلمی را در ایران کارگردانی کند و دوست ندارد بعد «گذشته» یک فیلم خارجی دیگر بسازد. تهیه کننده فرانسوی اول زیر بار نرفت اما بعد آلمادووار به کمک فرهادی آمد و توانست نظر تهیه کننده فرانسوی را هم تغییر دهد.

 

تاریخ یک التهاب؛ همه چیز درباره «فروشنده»


پروژه اسپانیا برای یک سال عقب افتاد اما چه چیز فرهادی را تشویق کرده بود در ایران فیلم بسازد؟ ظاهر او یک قصه جذاب دیگر پیدا کرده بود. درست مثل بعد از فیلم «درباره الی...» که تصمیم قطعی داشت فیلمی در آلمان بسازد و یکدفعه همه چیز را ول کرد و آمد به ایران و «جدایی نادر از سیمین» را ساخت. او سافند 1393 نگارش فیلمنامه اش را شروع کرد و به سبک خودش با سوالاتی درباره شخصیت ها و آدم های فیلم، کار را جلو برد. پاسخ به این سوالات قاعدتا نیاز به تحقیق داشت و او بدون این که جنجالی کند مشغول آماده سازی طرح و ایده اش بود.

مهر سال 94، اعلام شد که فرهادی فیلمی به نام «رسد به دست آهو» را می سازد. او مثل دو سه پروژه اخیرش بدون این که خبری به رسانه ها بدهد گروهش را انتخاب کرد: اول مدیر فیلمبرداری را برگزید و کم کم نوبت بازیگران شد. حسین جعفریان، مدیر فیلمبرداری «درباره الی...»، گزینه اصلی او بود اما همان زمان خبرهایی بود مبنی بر این که پشت دوربین، علیرضا برازنده و پیمان شادمان قرار می گیرند. در نهایت برازنده سر فیلمبرداری «50 کیلو آلبالو» رفت و شادمان فر فیلمبردار فیلم شد. برای بازیگران هم اول از همه شهاب حسینی انتخاب شد و کمی بعد، نام ترانه علیدوستی مطرح شد.

آنها همان زمان تازه فیلمبرداری سریال «شهرزاد» را تمام کرده بودند و با فاصله کمی تمرین های ویژه بازی در فیلم فرهادی را شروع کردند اما مهم ترین اتفاق فراخوان تلگرامی بود که فرهادی برای انتخاب بازیگران نقش های دیگر منتشر کرد. این را هم باید جزو اولین ها گذاشت. به دنبال فراخوان او چند هزار پیام دریافت شد که بعضی از آنها اصلا ربطی به تست بازیگری هم نداشتند و درد دل مردم بودند اما فرهادی از بین آنها چند بازیگر را انتخاب کرد.

 

در نهایت بازیگران اصلی فیلم مشخص شدند: شهاب حسینی، ترانه علیدوستی و بابک کریمی که کمی بعد مینا ساداتی هم به آنها اضافه شد. آن زمان خیلی ها به شوخی می گفتند فیلم جدید که نامش به «فروشنده» تغییر کرده بود، ادامه «درباره الی...» است و یک جورهایی داستان زندگی «الی و احمد است، اگر الی زنده می ماند!» دلیلش هم دو بازیگر نقش های اصلی فیلم بود.

فیلمبرداری «فروشنده» اوایل دی شروع شد و تا فروردین سال 94 ادامه داشت. 4 ماه زمان زیادی برای فیلمبرداری یک فیلم سینمایی است اما مرگ نا به هنگام مدیر صدابرداری فیلم، یدالله نجفی و سختگیری فرهادی در اجرا، مدت فیلمبرداری را طولانی تر از همیشه کرد.

اولین جنجال

اولین جنجال وقتی اتفاق افتاد که نام فیلم های برگزیده کن اعلام شد اما نام «فروشنده» میان آنها نبود. روابط عمومی «فروشنده» اعلام کرد که فیلم هنوز آماده نمایش نشده و قرار است بعدا به کن ارسال شود اما چه کسی باور می کرد؟ پچ پچ هایی راه افتاده بود که فیلم به مذاق مسئولان کن خوش نیامده و حتی برخی از آنها گفته اند که این فیلم پیشرفتی برای اصغر فرهادی نیست.

 

نپرسید چه کسی این حرف ها را می زد، چون منبع مشخصی نداشت و از آن شایعه هایی بود که در سینما خیلی زود شکل می گیرد اما دو روز قبل از برگزاری جشنواره نام چند فیلم دیگر پذیرفته شده در کن اعلام شد و «فروشنده» میان آنها بود اما این خودش شایعه دیگری راه انداخت. آن زمان نام داوران اعلام شده بود و نام کتایون شهابی، پخش کننده و تهیه کننده سینمای ایران هم میان آنها بود.

باز شایعه راه افتاد که لابی او در انتخاب فیلم موثر بوده است. هر چه بود گروه برای حضور در شهر کن آماده می شد اما انتشار مصاحبه ای از فاطمه الرمیحی، مدیر موسسه فیلم دوحه، یک جنجال و شایعه دیگر درست کرد. او گفت که از فیلم «فروشنده» حمایت مالی کرده است. البته او ادامه داده بود که شش فیلم از مجموعه آثاری که آنها در ساخت شان مشارکت داشته اند، در جشنواره کن پذیرفته شده اند.

 

تاریخ یک التهاب؛ همه چیز درباره «فروشنده»


مسئله سرمایه گذاری خارجی نبود؛ مسئله روابط ایران و قطر بعد از حوادث سوریه و لبنان بود که باعث می شد سرمایه گذاری موسسه فیلم دوحه عملی سیاسی تعبیر شود. فرهادی همان موقع سعی کرد توضیح بدهد که تهیه کننده فیلم، او و شرکت ممنتوی فرانسه اند و ظاهرا شرکت ممنتو، کمک مالی موسسه فیلم دوحه را پذیرفته است. او گفت که موسسه فیلم دوحه تنها مبلغی را به این فیلم پرداخت کرده است که در برابر هزینه های فیلم خنده دار است اما در مراسم فرش قرمز فیلم «فروشنده» در کن، فاطمه الرمیحی به همراه سایر عوامل این فیلم به روی فرش قرمز آمد و این بار حواشی تازه ای راه افتاد. اگرچه خیلی زود فروکش کرد.

ماجراهای کن

اولین نمایش در جشنواره کن واکنش های گسترده ای داشت. ظاهرا تماشاگران حدود 2 دقیقه سرپا فیلم را تشویق کردند و بازی شهاب حسینی بسیار مورد توجه قرار گرفت. در جلسه مطبوعاتی هم فرهادی توضیحاتی درباره تم فیلم داد و گفت که «در فرهنگ شهری و ایرانی ما، از کودکی چیزی وجود دارد به نام حریم، حریم بدن خودمان و خانواده خودمان. این مسئله هر چه بزرگتر می شویم پررنگ تر می شود. وجود غریبه در حریم خصوصی چیز مهمی است و این یک مسئله فرهنگی است. این خودش می تواند منجر به فشارهایی باشد که به خانواده ما می آید. این باعث می شود فرد دست به کاری بزند که خشونت آمیز باشد.»

و ترانه علیدوستی هم گفت: «مسئله این است که حریم شخصی یک فرد و یک زن در همه جای دنیا به همین نسبت حساس است و نمی شود درباره اش حرف زد. همیشه قربانی خجالت می کشد بگوید چه اتفاقی افتاده و فکر نمی کنم این فقط در ایران و برای ما باشد. این مرد که خود را روشنفکر و بازیگر تئاتر بداند هم نمی تواند باعث شود که قربانی بودن زن خودش را تعرض به حریم خودش تلقی نکند. در فیلم متاسفانه این مرد در مقابل فشار جامعه موفق نمی شود و به جای دفاع از زنش جلوی عرف سر خم می کند.»

می بینید؟ خودشان کمی از قصه را لو داده اند! اما شهاب حسینی بحث را کامل کرد: «تعرض یک مقوله جهانی است. ما داشتیم زندگی مان را می کردیم و یک آقایی آمد در خانه ما ... همیشه کژراهی ها و قانون شکنی ها به خاطر این است که خودمان می خواهیم با موضوع برخورد کنیم. شاید اگر هر کس سرش به زندگی خودش بود و زیاده خواهی نمی کرد، مشکلات بعدی پیش نمی آمد و راحت می توانستیم زندگی کنیم.»

اما خارج از جلسه پرسش و پاسخ، دعوایی بین مخالفان و موافقان به راه افتاده بود. جدول ستاره ها نشان می داد که اروپایی ها نظرات متناقضی درباره فیلم دارند. جولین جستر و دیدیه پرون، دو منتقد روزنامه لیبراسیون، از چهار ستاره تنها یک ستاره به فیلم دادند و نیک جیمز، سردبیر مجله ساید اند ساوند هم که از فیلم خوشش نیامده بود مثل آنها یک ستاره به «فروشنده» داد.

در جدول زیر نشان داده ایم که فیلم «فروشنده» چه ستاره هایی را در کن دریافت کرد اما بد نیست تعدادی از نظرات منتقدان را هم بخوانید. باربارا شارس در سایت راجر ایبرت نوشت: «مثل جدایی نادر از سیمین، داستان فیلم یک پازل اخلاقی از مجموعه روایت هایی می شود که با هم تضاد دارند اما برخلاف «جدایی» پیچیدگی داستان باورپذیر نیست و لایه های متعددی که از روایت خلق کرده، چیزی به داستان اضافه نمی کنند.»

اما جسیکا کیانگ در «پلی لیست» نوشت: «چهار فیلم اخیر فرهادی، چهارشنبه سوری، درباره الی...، جدایی نادر از سیمین و گذشته، به نوعی مطالعه زوج هایی است که تن به سازش داده اند و هر چهار فیلم توانایی ستایش برانگیز اصغر فرهادی در ترسیم کردن عواقب پیش بینی ناپذیر ساده ترین چیزها (جواب ندادن به زنگ در، دروغ مصلحتی، تلفنی فراموش شده) را نشان می دهند که ناگهان مثل فنری رها می شود و به اوج های فوق العاده ای می رسد که هم اجتناب ناپذیر است و هم پیش بینی ناپذیر.»

و پیتر برادشاو در روزنامه «گاردین» از فیلم تمجید کرد و نوشت که ترکیب زندگی شخصیت های فیلم با نمایش فوق العاده است اما هیچ کدام از این نظرات تاثیری در رأی هیئت داوران نداشت. «فروشنده» دو جایزه مهم از این جشنواره دریافت کرد؛ جایزه بهترین فیلمنامه و جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد. هر دوی این جایزه ها منحصر به فرد بودند چون هیچ وقت به فیلمنامه و بازیگری در فیلم های ایرانی در چنین سطحی پرداخته نشده بود.

 

تاریخ یک التهاب؛ همه چیز درباره «فروشنده»


جنجال دوباره

در حالی که موج تبریک سینماگران و وزیر و معاون وزیر خطاب به فرهادی و حسینی منتشر می شد، جنجال دوباره فیلم «فروشنده» آغاز شد؛ آن هم درست در روزهایی که گروه هنوز از فرانسه به تهران برنگشته بودند. آن زمان روزنامه کیهان در یادداشتی نوشت: «در فیلم «فروشنده»، تلاش برای دفاع از شرافت و غیرت خانوادگی، تعصب و خشونت تلقی شده و ناشی از غلبه اخلاق و رفتار سنتی و دینی بر تفکرات و منش روشنفکرانه نشان داده می شود! ضمن این که هرگونه دفاع از حریم خانه و خانواده نیز نامشروع جلوه می کند!»

و بعد ادامه داد: «این در حالی است که نه تنها از مدافعین غربی بلکه حتی از متجاوزین آمریکایی و تروریست هایی همچون کریس کائل در فیلم هایی مثل «تک تیرانداز آمریکایی» قهرمان ساخته شده و مورد تجلیل و تحسین قرار می گیرند!»

صدا و سیما چه کرد؟ خب انتظار که ندارید یک ویژه برنامه برای فیلم فرهادی پخش کرده باشد. آنها در شب اعطای جوایز فقط با زیرنویس خبر دریافت جایزه را اعلام کردند و روز بعد در اخبار صبحگاهی حدود دو دقیقه و سی ثانیه به این موضوع پرداختند و بیش از خود فیلم به جایزه شهاب حسینی اشاره کردند و جمله «در این شب تمام آسمان کن پر از شهاب شد» را درباره و گفتند.

اما مهم ترین موضع را سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفت. او در نشست مطبوعاتی اش گفت: «برای جمهوری اسلامی ایران زیبنده نیست که فیلم هایش از طریق کشور یا شرکت غیرایرانی عرضه شود تا موجب تحقیر ما در سطح بین المللی شود و در این بین شرایطی را نبینیم که یک شرکت عربی واسطه و میزبان ما باشد.»

و البته چند روز بعد اعلام کرد که «فروشنده» برای نمایش در ایران نیاز به ممیزی دارد. در حالی که حجت الله ایوبی که در کن فیلم را دیده بود همانجا اعلام کرده بود که فیلم هیچ مشکلی برای پخش در ایران ندارد اما اصغر فرهادی و گروهش هم یک هفته بعد جشنواره در نشستی حاضر شدند و توضیحاتی دادند که یک بخش اصلی درباره این حواشی بود.

فرهادی گفت: «در فیلم های من، از «درباره الی...» تا بقیه آثارم نقش ها همه تحصیلکرده و دارای زندگی هایی هستند که ممکن است برخلاف تصور عموم باشد. بنابراین به نظرم بعضی افراد که این مطالب را می گویند قصدشان چیز دیگری است و آگاهانه هم آن را مطرح می کنند که در این سال ها هم من اصلا پاسخی نداده ام اما درباره آنهایی هم که ناآگاهانه می گویند بگویم که اصلا اینطور نیست.»

او توضیح داد که قصه برای او از همه چیز مهم تر است: «یکی از مسائلی که بعد از ساخت اولین فیلمم یعنی «رقص در غبار» مد نظرم بود و توانستم پس از فیلم «شهر زیبا» روی آن متمرکز شوم این بود که فیلمی بسازم که هم مردمی که به طور حرفه ای پیگیر سینما نیستند بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و هم آنهایی که تخصصی و به شکل ریزبین آن را دنبال می کنند بتوانند آن را ببینند اما به نظر می رسید این اتفاق شدنی نیست و باید در یکی از این دسته ها قرار می گرفتم.

 

بر اساس تجربه ای که از کار کردن در رادیو و تلویزیون و ساخت سریال «داستان یک شهر» داشتم این راه به نظرم رسید که کلید ماجرا در قصه گفتن است؛ چون همه آدم ها از شنیدن قصه لذت می برند و قصه چیزی است که وقتی مخاطب می شنوند برای شنیدن آن کنجکاوی و اشتیاق دارد. این موضوعی است که یک اتفاق مشترک بین مردم، نخبگان و منتقدان است.»

و البته یک نکته مهم دیگر را هم گفت: «اینجا زندگی بهتری دارم. در ایران دوستان بسیاری دارم و خانواده ام هم اینجا زندگی می کنند. کجای دنیا می توانم چنین ثروتی داشته باشم؟ شما در جریان بعضی از مسائل نیستید. بسیاری از پروژه های بین المللی را نپذیرفته ام چون دوست دارم در کشور خودم فیلم بسازم اما برای همکاری با گروه های دیگر کنجکاوی دارم چون این همکاری ها باعث می شود به روزتر شوم و تکنیک های بیشتری را بیابم و به کارم کمک می کند.» و بعد درباره حرف های سخنگوی وزارت ارشاد گفت: «نمی دانم معنی این سخن چه بود. وقتی هنوز فیلم دیده نشده این اظهارنظر برایم عجیب بود.»

 

تاریخ یک التهاب؛ همه چیز درباره «فروشنده»


راهنمای تماشای فروشنده

احتمالا شما فیلم را دیده اید اما این بخش را بگذارید برای آنهایی که فیلم را ندیده اند و کنجکاوند بدانند که با چه جور فیلمی طرفند. بگذارید نکته ها را یکی یکی مرور کنیم:

* «فروشنده» به نمایش «مرگ فروشنده» ربط دارد اما اقتباس نیست یا اگر هم اقتباس به حساب بیاید، اقتباس مو به مو و دقیق یا حتی برگردان ایرانی آن نیست.م بیشتر از هر چیز فرهادی از تم و ایده مرکزی آن استفاده کرده و با پر رنگ کردن برخی شخصیت ها و برخی داستانک های نمایشنامه، به نفع داستان خودش عمل کرده است. یعنی چه؟ یعنی «فروشنده» داستانی از فرهادی است که تکه هایی از محتوای نمایشنامه را مصادره به مطلوب کرده است.

* پس شاید بشود گفت این یک کار بینامتنی است. در واقع فیلم تازه فرهادی از خود نمایش هم بهره برده و چند صحنه فیلم به تمرین و اجرای نمایش می پردازد اما همه این صحنه ها هم جوری انتخاب شده اند که با مضمون فیلم هم خوان اند، نه اینکه به صرف ادای دین یا اشاره به نمایشنامه آرتور میلر سراغ آن برود.

* «فروشنده» اشاره ای هم به فیلم و داستان «گاو» دارد. استفاده اش هم مثل نمایشنامه میلر، یک جور اقتباس محتوایی است که باید در متن فیلم دقیق شد تا متوجه کارکرد «گاو» در «فروشنده» شد.

* ترانه رعنا به قول خیلی ها نقش مهمی در فیلم دارد اما راستش این ترانه ملوک ضرابی، تنها یک صحنه شگفت انگیز در فیلم می سازد و آنقدرها کارکرد تماتیک ندارد. اگرچه متن ترانه به شدت عاشقانه است و احتمالا تصویری است از علاقه «عماد» (شهاب حسینی) به «رعنا» (ترانه علیدوستی) که البته کارکرد شخصیت پردازانه دارد.

* فیلم «فروشنده» به «درباره الی...» هم ربطی ندارد. این فیلم اصغر فرهادی اگرچه از نظر تماتیک ادامه دو سه فیلم قبلی است اما نکته های تازه ای در آن وجود دارد که آن را از سایر ساخته هایش متفاوت می کند. چه چیزهایی در «فروشنده» هست؟ خب اول از همه این که این فیلم سرراست تر و صریح تر است و درباره مسائلی حرف می زند که فرهادی همیشه آنها را کمی پیچیده تر نشان می داد؛ دوم فرم بصری فیلم است که اصولا با نگاه فرهادی و زیبایی شناسی او متفاوت است. «فروشنده» خیلی شسته رفته و قدری نمایشی است که البته با چنین فیلم و جهان بینی اش به شدت هم خوان است و سوم موضع گیری فیلم است که یک پیشنهاد به جامعه ایرانی است. حتی اگر خود فرهادی نخواهد آن را صریح بگوید. پیشنهادش چیست؟ خودتان ببینید متوجه می شوید!

بازیگران فرهادی

فرهادی می گوید از زمانی که اولین فیلمش را می ساخته به این فکر می کرده که چطور مخاطب عام را در کنار قشر فرهیخته تر جذب کند. راهکار او تعریف کردن قصه بود اما جز این، تیم بازیگرانش هم یکی از دلایل علاقه مندی مردم به فیلم های اوست. در این سال ها او دو بار با فرامرز قریبیان، دو بار با پیمان معادی، دو بار با مریلا زارعی، یک بار با هدیه تهرانی، چهار بار با ترانه علیدوستی و سه بار با شهاب حسینی همکاری کرده است.

تعداد بالای همکاری او با علیدوستی و حسینی علاوه بر این که نشان می دهد شخصیت های فیلم هایش مناسب آنهاست، اعتماد به کار آنها را هم ثابت می کند. شهاب حسینی و ترانه علیدوستی در دو فیلم «درباره الی...» و «فروشنده» با هم همکاری کرده اند اما جدای از فضای فیلمسازی اصغر فرهادی در سریال «شهرزاد» هم کنار هم حاضر شدند و طبق برخی اخبار احتمالا در فیلم تازه کیانوش عیاری، «کاناپه» هم دوباره همبازی می شوند. 

اصولا همبازی شدن آنها در فیلم های فرهادی آن هم بعد از «درباره الی...» خیلی ها را به حدس و گمان واداشته بود. آنها می گفتند که فرهادی دارد ادامه ای بر «درباره الی...» می سازد اما زوج عماد و رعنا ربطی به شخصیت های آن فیلم ندارند و دنیا و حال و هوای خودشان را دارند.

در «فروشنده» البته یک بازیگر دیگر هم حضور دارد که کم و بیش به چهره ثابت فیلم های فرهادی بدل شده: بابک کریمی. او که فرزند نصرت کریمی است، در «جدایی نادر از سیمین» کشف شد و چنان در نقش قاضی پرونده موثر ظاهر شد که کمتر کسی فکر کرد که او بازیگر است و دارد بازی می کند. کریمی در «گذشته» و بعد در «فروشنده» نقش های فرعی بر عهده داشته است. او یکی از یاران همیشگی اصغر فرهادی است.

 

تاریخ یک التهاب؛ همه چیز درباره «فروشنده»


سینمای اصغر فرهادی؛ فیلم به فیلم


از گذشته رهایی نداریم

رقص در غبار

نظر، جوان بیست و یکی دو ساله ای است که در مینی بوس با دختری به نام ریحانه آشنا می شود و ازدواج می کند  اما مردم حرف های ناپسندی درباره مادر ریحانه می گویند و آنقدر فشار زیاد می شود که او مجبور می شود زنش را طلاق بدهد اما قسم می خورد که مهریه اش را کامل پرداخت کند.

اولین فیلم فرهادی بارقه هایی از استعداد و خلاقیت را نشان می دهد. توجه به خانواده گذشته ای که شخصیت ها را آزار می دهد، ناکامی در ازدواج، همه و همه از ایده هایی است که در فیلم اول او دیده می شود. این فیلم به دلیل این که بخشی از داستان در بیابان می گذرد، فضای بصری متفاوتی در کارهای فرهادی دارد.

شهر زیبا

هم زمان با جشن تولد اکبر، معلوم می شود که او هجده ساله شده و زمان اجرای حکم اعدامش فرا رسیده. دوستش اعلا قسم می خورد که رضایت خانواده شاکی را بگرد. او اول سراغ خواهر اکبر می رود و همره او پیش ابوالقاسم پدر مقتول می رود. ابوالقاسم شرط عجیبی را برای رضایت به آنها می گوید. پایان باز، از اینجا در فیلم های فرهادی رخ نشان می دهد. باز هم دو راهی ها سرنوشت ساز است و زوجی که باید درباره خودشان تصمیم بگیرند. گذشته نه تنها شخصیت اصلی که حتی باقی شخصیت ها را آزار می دهد. بین منتقدان، «شهر زیبا» یکی از محبوب ترین هاست. 

درباره الی...

الی که معلم کودکستان است به اصرار سپیده همراه خانواده آنها به مسافرت شمال می رود اما با به آب افتادن پسربچه یکی از اعضای خانواده، الی هم گم می شود. خانواده، خانه، روابط بحرانی زن و مرد و البته مثلث های عاطفی که اینجا مدام ساخته می شوند. نشانه های فرهادی به بهترین شکل ممکن تکرار می شوند. اینجا یک تم دیگر هم به فیلم اضافه می شود: قضاوت آدم ها درباره یکدیگر و البته موضوع دروغ که همه اینها به فیلم وجه اخلاقی می بخشد.

جدایی نادر از سیمین

نادر که با مسئله درخواست طلاق همسرش دست به گریبان است، برای تنها نماندن پدر مبتلا به آلزایمرش پرستاری را استخدام می کند اما یک روز به خانه بر می گردد و می بیند که پرستار در خانه نیست و دست پدرش به تخت خواب بسته شده است. عالی ترین نمایش روحیه پنهان کاری ایرانی ها در کنار نمایش اختلاف طبقاتی و مسائل روابط بحرانی زن و مرد در این فیلم دیده می شود. فیلم مثل آثار قبلی فرهادی در سطح خانواده به موضوع قضاوت، پنهان کاری، تعهد اخلاقی و اختلاف زن و شوهر می پردازد.

 

تاریخ یک التهاب؛ همه چیز درباره «فروشنده»


گذشته

مردی ایرانی بعد از چهار سال پیش همسر فرانسوی اش بر می گردد تا مقدمات طلاق را فراهم کند. او می بیند که زنش با مردی دیگر زندگی می کند. اسم فیلم، محتوا را لو می دهد! اینجا هم شخصیت ها از گذشته پیچیده شان رهایی ندارند. باز هم مسائل خانوادگی خودشان را نشان می دهند.

1350

تولد در خمینی شهر اصفهان – در 14 سالگی عضو انجمن سینمای جوان خمینی شهر اصفهان می شود و در همان ایام فیلم های کوتاه 8 میلیمتری می سازد. ضمنا عضو گروه فنی فیلم سینمایی «تفنگ شکسته» به کارگردانی و نویسندگی مهدی معدنیان می شود.

1370 

در رشته تئاتر با گرایش ادبیات نمایشی در دانشگاه تهران قبول می شود. در طول چهار سال تحصیلش چند نمایشنامه می نویسد اما هنوز نمایشنامه نویس قابلی نشده است.

1373

اولین نمایشش را در این سال روی صحنه می برد. نمایش «ماشین نشین ها» به کارگردانی و بازی خودش و همسرش پریسا بخت آور که همکلاسی فرهادی بود، اجرا می شود و مورد توجه قرار می گیرد. یک سال بعد نمایش «مار و پله» نوشته ناصح کامگاری را روی صحنه می برد.

1375

در رشته کارگردانی دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته می شود. طی دو سال تحصیل هنوز تئاتر کار می کند و سال 76 نمایش «آخرین قهرمانان زمین» را با بازی ستاره اسکندری روی صحنه می برد. در این سال ها او برای رادیو هم نویسندگی می کند.

1376

در این سال وارد تلویزیون می شود. 22 قسمت فیلمنامه سریال «روزگار جوانی» را به تهیه کنندگی اصغر توسلی و کارگردانی شاپور قریب می نویسد. سریال محبوب می شود.

1377

همزمان با پخش روزگار جوانی، سریال «ماه مهربان» را می نویسد و کارگردانی می کند. مجموعه «چشم به راه» دومین تجربه کارگردانی اوست. بعد از «چشم به راه، مجموعه «مجتمع مسکونی فرخ و فرج» را برای شبکه دو کارگردانی می کند؛ سریالی که نوروز 1378 روی آنتن می رود. ژاله صامتی، سعید آقاخانی، اسماعیل داورفر و ... برای فرهادی جوان بازی کردند.

1378

با الهام از برنامه گزارشی «در شهر»، سری اول سریال «داستان یک شهر» را برای شبکه تهران می سازد. علیرضا بذرافشان در نوشتن سری اول داستان یک شهر با فرهادی همکاری می کند.

1380

سری دوم «داستان یک شهر» را با لحنی تلخ تر می سازد. همان سال برای همسرش پریسا بخت آور فیلمنامه سریال «یادداشت های کودکی» را می نویسد. بعد این سریال از تلویزیون جدا می شود. در این سال وارد سینما می شود و فعالیت سینمایی اش را با نوشتن فیلمنامه «ارتفاع پست» برای ابراهیم حاتمی کیا شروع می کند. او برای این فیلمنامه در ششمین دوره جشن خانه سینما نامزد تندیس بهترین فیلمنامه نویس سال می شود.

1381

«رقص در غبار»، اولین فیلم سینمایی اش را به تهیه کنندگی ایرج تقی پور می سازد. فیلمی که جایزه ویژه بهترین فیلم بخش بین الملل فیلم فجر را دریافت می کند.

1382

«شهر زیبا» را می سازد. باز هم فرامرز قریبیان برای او بازی می کند و ترانه علیدوستی برای اولین بار همکارش می شود.

1384

«چهارشنبه سوری» در این سال ساخته می شود. او فیلمنامه این فیلم را با همکاری مانی حقیقی می نویسد. فرهادی سیمرغ بهترین کارگردانی جشنواره بیست و چهارم فیلم فجر را دریافت می کند. هدیه تهرانی هم برنده سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره 24 و هایده صفی یاری سیمرغ بهترین تدوین جشنواره فیلم فجر را می گیرد. سیمرغ بلورین فیلم محبوب تماشاگران جشنواره هم نصیب «چهارشنبه سوری» می شود.

 

تاریخ یک التهاب؛ همه چیز درباره «فروشنده»


1386

این بار فیلمنامه «کنعان» را برای مانی حقیقی می نویسد. همان سال برای همسرش فیلمنامه «دایره زنگی» را می نویسد. طرح اولیه فیلمنامه «شب» و «هر شب تنهایی» را در کنار این کارها آماده می کند که رسول صدر عاملی هر دو طرح را کارگردانی می کند.

1387

طرح اولیه فیلمنامه «محاکمه در خیابان» را برای مسعود کیمیایی می نویسد و همان سال چهارمین فیلمش «درباره الی...» را جلوی دوربین می برد. فرهادی سیمرغ بهترین کارگردانی را از جشنواره فیلم فجر می گیرد و برنامه جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره برلین می شود. تندیس بهترین کارگردانی در چهاردهمین جشن خانه سینما به فرهادی می رسد.

1389

بعد از دو سال «جدایی نادر از سیمین» را با تهیه کنندگی و نویسندگی خودش می سازد. فرهادی با پنجمین فیلمش جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان را در هشتاد و چهارمین دوره جایزه اسکار دریافت می کند و نامزد اسکار بهترین فیلمنامه هم می شود. او برای این فیلم جایزه بهترین غیرانگلیسی زبان را از مراسم گلدن گلوب می گیرد.

1391

«گذشته» را در فرانسه و با بازیگران فرانسوی و ایرانی می سازد و جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن به برنیس بژو اهدا می شود.

1394

فیلمبرداری فیلم تازه اش، «فروشنده» را شروع می کند؛ فیلمی که اشاره هایی به «مرگ فروشنده» و «گاو» دارد.

1395

«فروشنده» جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگری نقش اول مرد را از جشنواره کن می گیرد. فرهادی بعد از بازگشت به ایران یک کارگاه فیلمنامه نویسی راه می اندازد و همزنان با اکران فیلمش در ایران به اسپانیا می رود تا مقدمات فیلم تازه اش را فراهم کند.

آرتور میلر، اصغر فرهادی و مرگ فروشنده


تراژدی مدرن

مشهورترین نمایشنامه آرتور میلر، همین «مرگ فروشنده» است که اصغر فرهادی به نوعی به آن ارجاع می دهد. میلر نویسنده یهودی بود که خانواده اش به آمریکا مهاجرت می کنند ولی از شانس بد در دوران رکود اقتصادی ورشکست می شوند و آرتور مجبور می شود برای کمک به خانواده کار کند. 

می گویند خانه نمایشنامه «مرگ فروشنده» با الهام از زندگی او در دوران کودکی شکل گرفته است. او چندین نمایشنامه نوشت تا به «مرگ فروشنده» رسید؛ مشهورترین متنی که نوشت در سال 1949 منتشر شد و جایزه پولیتزر و تونی بهترین نمایشنامه را نصیب او کرد.

«مرگ فروشنده» داستان ویلی، فروشنده ای است که دچار فروپاشی شده و کم کم دارد دچار فراموشی هم می شود. دو پسرش با آرزوهای بزرگ، افراد شکست خورده ای هستند و وقتی خود ویلی هم از کارش اخراج می شود، دیگر امیدی برای زندگی در او باقی نمی ماند.

میلر در سال های بعد گرایش های کمونیستی پیدا کرد و در جریان محاکمات مک کارتیسم او حاضر به لو دادن همفکرانش نشد و در لیست سیاه قرار گرفت. با این همه متن های میلر را با تنسی ویلیامز، یونسکو و بکت مقایسه می کنند. اگرچه فضای آثار او به کلی با دنیای این نویسندگان فرق دارد. میلر معتقد بود که دور تا دور هر آدمی را جهانی از آدم ها گرفته اند و همه در برابر هم مسئولند. او سبک رئالیستی منحصر به فردی داشت و در آثارش تصویر دقیقی از جامعه معاصر آمریکا و ارزش های رو به زوال آن ارائه داد. بیشتر شخصیت اوی او مثل ویلی لومان «مرگ دستفروش» قربانی بی عدالتی و خشونت سیستم سرمایه داری بودند.

 

تاریخ یک التهاب؛ همه چیز درباره «فروشنده»


در آثار او احساس مسئولیت نسبت به انسان ها وجود دارد و میلر با تاکید بر نقش خانواده، اخلاق و مسئولیت پذیری فرد، بازگو کننده فروپاشی جامعه مدرن است. او همیشه می پرسید که آیا در دنیای امروز با وجود خانواده هایی که فروپاشیده اند و مردمی که به ناچار نمی توانند مدت طولانی در یک مکان اقامت داشته باشند، پایه و اساسی برای زندگی انسان ها باقی می ماند؟

اما «مرگ فروشنده» بر اساس یک داستان واقعی نوشته شد که 10 سال ذهن میلر را به خود مشغول کرده بود. این نمایشنامه بعدها نه تنها در آمریکا بلکه در سراسر جهان به اسطوره بدل شد. میلر متن نمایشنامه را تنها در دو روز نوشت و سال ها بعد درباره این نمایش گفت: «اصلا پیش بینی نمی کردم که به چنین شهرتی دست یابد.»

«مرگ فروشنده» اثری ضد سرمایه داری است و جالب است بدانید زمانی که این اثر در آمریکا نوشته و اجرا شد، میلر چاره ای جز خروج از آمریکا و اقامت اجباری در پاریس نداشت چون امکان کار برای مخالفان سرمایه داری فراهم نبود. می گویند این متن، دولت آمریکا را به سمت همگانی شدن «بیمه و تامین اجتماعی» هدایت کرد. می گویند که درونمایه اصلی تراژدی مدرن «بحران هویت در جامعه صنعتی» است و آثار میلر، به خصوص «مرگ فروشنده» غنی از این موضوع است.

اینها چه ربطی به فیلم فرهادی دارد؟ خانه ای که عماد و رعنا برای زندگی به آنجا اسباب کشی می کنند درست مطابق توصیف میلر است از خانه ویلی لومان و فرهادی علاوه بر استفاده از ایده مرکزی آن درباره آدم هایی که جاکن شده و در خانواده و خانه خودشان بلاتکلیف اند، تلاش کرده که ماجرای حاشیه ای حضور یک زن فاحشه در اتاق لومان را با زندگی آهو، شخصیتی که در فیلم می بینیم، معادل سازی کند اما از اینها که بگذریم، علاقه فرهادی به مسئله فروپاشی خانواده، احساس مسئولیت نسبت به دیگران و البته اخلاق گرایی او از شباهت هایی است که می شود بین آثار او و میلر پیدا کرد. همین طور رئالیسم موجود در آثار هر دو، شباهت ها را بیش از پیش آشکار می کند. بی دلیل نیست که او متنی از میلر را برای کار انتخاب کرده است.

اما اصغر فرهادی فقط علاقه مند به تئاتر نیست. بد نیست بدانید که فرهادی کار حرفه ای را با تئاتر شروع کرد، اگرچه قبل تر فیلم کوتاه هم ساخته بود. او سال 1370 در رشته ادبیات نمایشی دانشگاه تهران پذیرفته شد و او همدوره نمایشنامه نویسانی مثل علیرضا نادری بود.

فرهادی سال 1373 نمایش «ماشین نشین ها» را اجرا کرد که خودش و همسرش، پریسا بخت آور در آن بازی می کردند. ظاهرا این نمایش در آن سال ها به شدت مورد توجه قرار گرفت. از جمله بهرام بیضایی و نصرت کریمی تماشاگر آن بودند و متن کم نقص و بازی دیدنی خود فرهادی را ستودند. بعد از این هم فرهادی کار تئاتر را ادامه داد. مثلا سال 1374 نمایش «ماروپله» نوشته ناصح کامگاری را روی صحنه برد که مورد توجه قرار گرفت.

بعد از آن در مقطع فوق لیسانس در رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر در دانشگاه تربیت مدرس قبول شد و سال 1376 نمایشی به نام «آخرین قهرمانان زمین» را با بازی ستاره اسکندری روی صحنه برد. پایان نامه او که عنوانش «مواجهه کارگردان با دیالوگ با نگره ویژه بر آثار رئالیستی و سیستم استانیسلاوسکی» است زیر نظر فرهاد مهندس پور آماده شده و او در چکیده آن نوشته است: «کارگردان در مواجهه با متن با دستگاه واژگان منظمی سروکار دارد که کلمه و جمله از اجزاء اصلی آن هستند و دیالوگ (گفتگو) را سامان می بخشند. پس دیالوگ مهمترین ابزار است در دست کارگردان که می تواند به کمک آن و در هماهنگی با دیگر عناصر، وارد دنیای متن شود تا نسبت به اجزای دیگر آن شناخت پیدا کنند و نهایتا به اجرای آن اثر برسد.

 

بنابراین کارگردان باید در قدم اول بتواند دیالوگ را تجزیه و تحلیل نماید، ویژگی های برجسته آن را کشف و رابطه آن با دیگر دیالوگ ها و کل اثر را مشخص نماید زیرا هر دیالوگ در خود باید واجد یک یا چند ویژگی اصلی باشد که عبارتند از: تعیین زمان و مکان، معرفی اشخاص، وقایع و نقش اشیاء در نمایشنامه.»

همین پایان نامه و البته علاقه او به دیالوگ ها نشان می دهد که روش فرهادی از اول هم گرایشی کاملا رئالیستی داشته و دیالوگ ها در این ساختار نقش مهم و محوری داشته اند. با این سابقه، فرهادی سراغ متنی از میلر رفته است که می گویند خودش استاد دیالوگ نویسی بود و مثلا در نمایشنامه «سقف کلیسای جامع» یا «نوعی داستان عاشقانه»، دیالوگ ها چند وجهی اند و حتی گاهی ماهیت بازجویی مانند پیدا می کنند؛ درست شبیه به کاری که فرهادی در فیلم هایش انجام می دهد.

منبع:هفته نامه صدا

نظرات
ADS
ADS
پربازدید