تلاش برای تازه نشان دادن سوژه های کهنه | اتاق خبر
کد خبر: 376242
تاریخ انتشار: 27 مهر 1395 - 14:33
برای پیدا کردن دلایل موفقیت اقتصادی بسیاری از فیلم ها در غرب طی سال های اخیر باید دست به کنکاش های عمیقی زد.

به گزارش اتاق خبر، شاید بتوان تخمین زد که چرا فیلم های کمیک استریپی این همه موفق اند و حتی دلایل توفیق دیرپای فیلم های فضایی «جنگ ستارگان» و «سفر ستاره ای» نیز قابل فهم نشان می دهند اما کسی نمی فهمد به چه سبب فیلمی فانتزی و در عین حال درام و غیرملموس همچون «حالا مرا می بینی» آن قدر موفق است که به ساخت قسمت دوم کشیده می شود و از حالا طرح تهیه قسمت های بعدی آن نیز در دست اقدام و اجرا است.

در هر دو قسمت با مشتی شعبده باز ظاهراً سطحی و درجه دوم طرف ایم و جادوگرانی نازل خیابانی که فقط برای امرار معاش به این حرفه بی ثبات و مرموز و خطرناک روی آورده اند اما هر دو فیلم به ما می گویند پشت زندگی این آدم ها چیزهای مهمتری آرمیده است.

تغییر مسیر یک فیلمساز

جان ام چو فیلمساز آمریکایی که رگ و ریشه های شرق آسیایی دارد، در درجه اول به سبب ساخت کارهای موزیکال نظیر قسمت های دوم و سوم فیلم های موسوم به «Step Up» در هالیوود مشهور شد اما در سال ۲۰۱۱ با ساختن قسمت دوم فیلم اکشن «جی.ای.جو: واکنش» وارد وادی فیلم های جدی و پر برخورد هم شد. او در آن فیلم از دوواین جانسون و بروس ویلیس در رل های اصلی بهره گرفت که تخصصی توامان در قصه های کمیک و داستان های جدی دارند ولی به هر دلیل از کارگردانی قسمت سوم این فیلم پرهیز کرد. اینک قسمت دوم فیلم فانتزی و در عین حال دراماتیک «حالا مرا می بینی» با کارگردانی جان ام چو فراروی بینندگان در غرب قرار دارد. قسمت اول این فیلم با بازی جسی ایزن برگ و وودی هارلسون در نقش های اصلی که در سال ۲۰۱۳ اکران و با توفیق زیادی مواجه شد، درباره دو شعبده باز است که خودشان را «سوارکاران» می نامند و از حرکات شعبده بازانه خود برای دزدیدن از اغنیا و دادن متعلقات آنها به طبقه فقیر بهره می گیرند تا رابین هودهای زمانه مدرن کنونی باشند. قسمت دوم که طی ۱۵ هفته اکران در آمریکا و کانادا ۷۰ میلیون دلار و در سایر نقاط دنیا ۱۰۴ میلیون دلار فروخته، ماجراها را از یک سال بعد از اتمام رویدادهای فیلم نخست از پی می گیرد. در این زمان «سوارکاران» که در اصل مشتمل بر چهار تن می شوند، برای گریز از قانون در فضا بسر می برند و یک مامور اف بی آی به نام دیلان رودز (مارک رافالو) در پی آنها است ولی این مامور نیز در فضا و باطن با آنها همسو است زیرا خودش از نوادگان شعبده بازی است که سال ها پیش به سبک همین سوارکاران به کارهای عام المنفعه و سرقت های با نیت کمک رسانی به سایرین می پرداخت. این بار یک شعبده باز خیابانی دیگر به نام لولا با بازی لیزی کاپلان نیز به جمع چهره های اصلی فیلم اضافه شده است و با این اوصاف جا دارد که جان ام چو توضیح بدهد پایه های کار چیست و چرا فیلم های «حالا مرا می بینی» در جلب نظر عوام این قدر موفق اند.

www

|با ساختن این همه قسمت های دنباله ای فیلم های مشهور و موفق عملاً دست خود را می بندید زیرا مجبورید از اصول امتحان پس داده و پایه های موفق موجود تبعیت کنید و جایی برای نوآوری نیست. آیا درست نمی گوییم؟

– در اصل نمی خواستم یک قسمت دنباله ای تازه بسازم اما چون فیلم اول را بسیار دوست داشتم تصمیم گرفتم که پیشنهاد رسیده را بپذیرم. دنیای آن فیلم و اتفاقاتش منحصر به فرد بود. روابط کاری ام نیز با اریک فیگ و بابی کوهن که از سازندگان این فیلم بوده اند، به سبب پیشینه همکاری مان روی فیلم «Step Up» خوب بود و این نیز بیشتر مرا به سوی ادامه پروژه «حالا مرا می بینی» کشاند. جذابیت این فیلم های دنباله ای موفق در این است که دائماً باید از خود بپرسید به چه کارهایی باید دست بزنید تا یک فیلم موفق امتحان پس داده باز هم ابتکاری تازه به نظر برسد و یک سوژه کهنه و تکراری، جدید جلوه کند.

|چگونه با مجموعه بازیگرانی این طور زیاد و معروف کار می کنید؟

– البته کار سختی است و سر و کله زدن با آنها انرژی تان را می گیرد، بخصوص وقتی در یک صحنه با ۸ بازیگر معروف طرف هستید و موضوع و اتفاق مطروحه در آن صحنه می طلبد که هر ۸ نفر را در کادر تصویری تان نگه دارید. از طرف دیگر شخصیت ها و کارهای هر یک از آنان به قدری قوی و جذاب است که حذف حتی یک نفر غیرممکن می نماید و باید حتماً دقایقی را به هر یک برای خودنمایی شان اختصاص بدهید. بر این اساس بود که ما ابتدا روخوانی ها و تمرینات لازم را انجام می دادیم و سپس سر صحنه فیلمبرداری هم قدری آزادی بیشتر به نفرات خود می دادیم که در صورت امکان به فی البداهه گویی هم روی بیاورند.

|اما طبایع و تخصص های آنان بسیار متفاوت با یکدیگر است. برای این وجه از قضیه چه فکری کردید؟

– در مورد برخی از آنها دست به تغییراتی زدیم و این بخصوص برای لیزی کاپلان صدق می کرد که وارد یک جمع کاملاً مردانه شده بود. با این حال آنچه به من کمک و مسئله مورد اشاره شما را حل کرد، مهارت های هر یک از آنها در اجرای تکه های کمیک بود و چون حسی قوی در این زمینه دارند، ناخودآگاه با یکدیگر هماهنگ می شدند.

|لابد بسیاری از صحنه ها را با دوربین های متعدد گرفتید تا بتوانید اکثر حرکات غریزی بازیگران را ثبت کنید.

– بدیهی بود که دوربین ها را افزایش بدهیم و کاملاً خلاف جاد آپاتو عمل کنیم که می گویند کل اینگونه صحنه ها را با یک دوربین می گیرد.

|چطور این کار را انجام می دهد؟

– فکر می کنم صحنه های غیرقابل شمارش را با همان تک دوربین می گیرد و سپس در اتاق ادیت آنها را کنار یکدیگر می گذارد تا خط داستانی را در بیاورد. روند دیوانه واری است ولی وقتی از عهده اش بر می آید، چیزی نمی توان گفت.

*مشاور شعبده بازی و جادوگری در هر دو قسمت فیلم «حالا مرا می بینی» دیوید کوانگ بوده است ولی به نظر می رسد بازیگرانی مثل دیو فرانکو به اینگونه مشاوره ها نیازی نداشته اند.

– حرف تان را تایید می کنم. او واقعاً در کارش خوب و صاحب سبک و به طور غریزی از فنون شعبده بازی آگاه است. به او و سایر بازیگران فیلم گفتم هدف مان این است که این ماجرا را تا سر حد امکان قابل فهم و سر راست بگیریم و در عین بازی با فاکتور زمان مردم را گیج نکنیم و اتفاقات، قابل لمس و فهم باشند. در عین حال کوشیدیم قابلیت های تردستی بازیگران فیلم را براساس متن قصه و اتفاقات افزایش بخشیم و بچه ها را تشویق می کردم که یک حرکت شعبده بازی را ۱۰ بار تکرار کنند و به بهترین هایشان ۱۰۰ دلار دستخوش می دادم.

|اما با کلک های سینمایی و هنرهای تصویرسازی «GGI» هم می شد تمامی این صحنه ها را گرفت و تردستی هنرپیشه ها را افزایش نداد.

– در مورد این قضیه هم صحبت کردیم اما یک قسمت هایی از ماجرا به فرز بودن بازیگران و سرعت عمل دست های آنان برمی گردد و غیرقابل تامین توسط کامپیوترها است. از طرف دیگر بعضی جادوها و شعبده ها هم توسط دوربین به طور کامل قابل شکار نیستند. در نهایت بنابراین شد که تمامی کوشش ما صرف راست و حقیقی نشان دادن این شعبده ها شود. در صحنه مربوط به قطع شدن سر لیزی کاپلان جلوه های تصویری و هنر اسپشیال افکت حرف اول را می زد اما در بعضی صحنه های دیگر سهم جلوه های ویژه اندک بود. در نهایت همیشه اتاق ادیت و ماشین های تدوین در اختیارمان بود تا آن قدر صحنه ها را کوتاه و پیوسته به یکدیگر کنیم که واقعاً یک جنس و یک مورد نشان بدهند و مفهوم مورد نظر ما شکل گیرد. این البته تقلب نیست و اسمش سینماست!

 

 بانی فیلم

نظرات
ADS
ADS
پربازدید