هنر سیاسی است/نیاز ندارم کسی جز خودم باشم | اتاق خبر
کد خبر: 380076
تاریخ انتشار: 19 آبان 1395 - 12:24
بازیگر جوان آفریقایی‌‌تبار از زمانی که با فیلم «۱۲ سال بردگی» به موفقیت رسید و بعد راهی «جنگ ستارگان» شد و در فیلم «کتاب جنگل» بازی کرد و با اوباماها شام خورد، یک راه طولانی پر از پیشرفت را پشت سر گذاشته است. او در جدیدترین فیلمش در نقش مادر جوان یک دختر

به گزارش اتاق خبر، لوپیتا نیونگو بر مبنای شایعه‌ها یک کابوس است. سخت. سرد. متمایل به رفتن به سمت خواست‌های سخت و سنگین. او بی سروصدا به محض بیرون آمدن از دانشگاه درام ییل، در فیلم «۱۲ سال بردگی» بازی کرد و با همان اولین فیلمش جایزه اسکار را به خانه برد. درست سه سال پیش.

او درباره شهرت می‌گوید: فکر نمی‌کنم نیازی داشته باشم که کس دیگری جز خودم باشم.

این بازیگر که در مکزیک متولد و در کنیا بزرگ شده است در پاسخ به این سوال که اگر یک خلیج بین مردم و شخص لوپیتا وجود داشته باشد چه می‌کند؟ خنده کوچکش را سرکوب می‌کند و می‌گوید: بگذار بین صنعت سینما و زندگی‌ام راحت باشم. خب، نمی‌شود انکار کرد که نیاز به توجه داریم، این یک چیزی است اما برای آدمی مثل من… نه خیلی چیز بزرگی نیست.

فیلم جدید او با عنوان «ملکه کاتوی» ساخته کمپانی دیزنی اولین نقش مناسب او پس از «۱۲ سال بردگی» است. او در فیلم «جنگ ستارگان» و «کتاب جنگل» در نقش‌هایی فانتزی بازی کرده، اما «ملکه کاتوی» یک داستان واقعی است که میرا نیر سازنده «سلام بمبئی» و «عروسی مانسون» و «هم‌نام» آن را ساخته و بر مبنای یک زندگی واقعی از زندگی عجیب دختری به نام فیونا موتسی که قهرمان شطرنج است و در زاغه‌های اوگانادا زندگی می کند، آن را شکل داده است.

می‌گوید: میرا نیر و من همدیگر را خیلی وقت است که می‌شناسم. من زمانی به عنوان کارآموز برای او کار می‌کردم و خانواده‌های ما با هم دوست هستند. اما او به من ایمیل زد تا بگوید این نقش را برای من نوشته و آیا من حاضرم به او بله بگویم؟ او ۱۰ صفحه برایم فرستاد تا ببینم موضوع چیست و گفت: باید این فیلم را بسازم.

نیونگو در این فیلم در نقش هریت بازی می‌کند؛ یک مادر بیوه که ۵ فرزند دارد و زندگی را با غریزه تداوم بقا، بدون کمک گرفتن از کسی پیش می‌برد. اما رابرت کاتنده پیدایش می‌شود – که دیوید اویلوو نقشش را بازی می‌کند- و قول می‌دهد تا به فیونا کمک کند و زندگی او و خانواده‌اش را تغییر دهد. زندگی هریت سخت است اما او از همین زندگی نیز ممنون است. نیونگو می‌گوید: قصه زندگی در آفریقا است و ما می توانیم از آن خیلی چیزها بگیریم.

در ناهنجارترین وضعیت، دو فیلم «کول رانینگز» را با «زاغه نشین میلیونر» ترکیب کنید اما یک مقدار زیادی هم بار دراماتیک آن را افزایش دهید و صفحه شطرنجی را هم به آن اضافه کنید. استیون کولبرت در نقدی که در نیویورک تایمز نوشته از این فیلم به عنوان «فیلم محبوب سال» یاد کرده و گفته است فیلم او را به گریه انداخته و منتقد رولینگ استون ادعا کرده فیلم «مثل ضربه‌ای بود که به قلبش نواخته شده باشد».

بازی در نقش مادری رنجور انتخابی قطعی برای نیونگو است که می‌تواند تصمیم‌های متنوعی داشته باشد؛ آن هم پس از گرفتن جایزه اسکار. او چشم‌هایش را تنگ می‌کند و می‌گوید: «بزرگ‌ترین شانسی که از اسکار نصیب من شد، امکان انتخاب بود. دیگر در موقعیتی هستم که نیاز ندارم نومیدانه نقشی را انتخاب کنم تا به من کمک کند تا به فکر پرداخت صورت‌حساب‌هایم باشم. می‌توانم نقش‌هایی را انتخاب کنم که بتوانم با آن چیزی بگویم. بازی فقط برای پرداخت هزینه‌ها نیست».

نه اینطور نیست، می‌دانم نیونگو مغرور است، خیلی بیشتر از هم‌سالان خودش. او به جذابیت حساسیتی ندارد، اهل عمل است؛ هوشمندانه و شمرده حرف می‌ز‌ند، کوتاه و مودبانه. اولین نقشی که پس از بازی در فیلم «۱۲ سال بردگی» استیو مک‌کویین به او پیشنها د شد نمایشی بود که توسط دوست دانشگاهی او درباره جنگ لیبریا نوشت شده بود.

«من که آیین‌نامه‌ای ندارم که طبق آن عمل کنم. هیچ نظری ندارم. این جواب صادقانه من است. هنر بر حسب این که چطور در آن گام برداری ، می‌تواند سیاسی باشد» او اضافه می‌کند: «این چیزی نیست که از گفتنش خجالت بکشم. من در یک خانوده سیاسی بزرگ شدم بنا بر این محیطی است که من می‌توانم آن را تشخیص دهم و بشناسم».

او تمایل  دارد که غالبا در فضایی خارج از هالیوود مسابقه‌اش را پیش ببرد اما این برایش یک استثنا است نه قاعده. این ماه برای سومین با در طی سال‌ها، او روی جلد مجله آمریکایی «ووگ» دیده شد و می‌گوید: می‌خواهم برای مردم رنگین‌پوست موقعیت‌های بیشتری ایجاد کنم. اوبدون این که عذرخواهانه این حرف را بزند، می‌داند تلاشی برای تاکید بر مسایل جنسیت گرایانه ندارد.

می گوید: «سینما به مردم کمک می‌کند تا احساسی متفاوت را تجربه کنند. خیلی بیشتر از آنچه بتوانند خودشان کاری را انجام دهند. ما می‌توانیم از طریق درک این که چقدر می‌توانیم شبیه یا متفاوت با آنچه فکر می‌کنیم، باشیم، کارهای بیشتری انجام دهیم».

آیا او به عنوان یک بازیگر سیاهپوست دلش می‌خواهد درباره این مسایل بیشتر صحبت کند؟

می‌گوید: «اصلا دلم نمی‌خواهم با واقعیت مقابله کنم. دلیل بسیار واضحش صحنه‌ای است که در آن حضور داریم. وقتی ما درباره گنجاندن این مسایل در سرگرمی صحبت می‌کنیم، برای این است که سرگرمی فراگیر نیست و زمانی که چنین شود آن وقت به یک نورم بدل می‌شود و به همین دلیل باید این کار را انجام داد».

آیا این به نوعی خیانت به هم‌نسلانش است که او هرگز درنگ نمی‌کند تا نظرش را بگوید؟ نظرش در این باره این است که «من انگیزه دارم تا حرفم را بگویم زیر این مکالمه است که خیلی مستقیم بر من اثر می‌گذارد و شغل من، نقش من در جهان همین است، من از این بابت زخم زبان نمی‌خورم»

او درباره جایزه اسکار سال ۲۰۱۴ که برای بازیگر زن نقش مکمل دریافت کرد هم حرف می‌زند و می‌گوید: «این اتفاق زندگی من را یکسره عوض کرد». اما بهتر کرد یا بدتر؟ «همه چیز را عوض کرد». نیونگو می‌گوید ظرف ۶ ماه او در ۶۶ مراسم فرش قرمز شرکت کرد تا به معرفی فیلمش بپردازد.

«واقعا ترسناک و سخت بود» شانه‌هایش را بالا می‌اندازد و از رابطه‌اش با شهرت و احساس گیج‌کننده‌اش می‌گوید: «مردهای زیادی بودند که با دوربین به طرف من می‌دویدند و وقتی برمی‌گشتم تا ببینم چرا دارند می‌دوند، از خودم می‌پرسیدم، این منم؟ خیلی ناخوشایند بود» وی می‌افزاید: «مادم هنوزبه من زنگ می‌زند تا ببیند صبحانه خورده‌ام و برای این که اسکار برده‌ام هیچ چیز در زندگی من تغییر نکرده است».

نیونگو اکنون ۳۳ ساله است و از برادر کوچکترش به عنوان بهترین دوستش یاد می‌کند. او با بیانسه و همسرش با خانواده اوباما در کاخ سفید شام خورده و می‌گوید: « فکر نمی‌کنم چیزی در زندگی‌ام عوض شده باشد هنوز با همان دوست‌هایی دوست هستم که قبلا مرا دست می‌انداختند و هنوز سپاسگزار آنها هستم».

اما او از یک راز هم پرده برمی‌دارد: این که وقتی خیلی کوچک بود هر روز از خدا می‌خواست تا رنگ پوستش را کمی روشن‌تر کند و او پاسخ مادرش را نشنیده می‌گرفت که به او می‌گفت: زیبایی به تو کمک نمی‌کند. نمی‌توانی آن را بخوری  و او بتدریج فهمید که زیبایی چیزی نیست که بتوان آن را مصرف کرد بلکه چیزی است که باید بتواند باشد.


بانی فیلم به نقل از ایندیپندنت

   

نظرات
ADS
ADS
پربازدید