خطرات رشد بدون پشتوانه | اتاق خبر
کد خبر: 382767
تاریخ انتشار: 9 آذر 1395 - 13:37
مهین بوالحسنی، عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران

تشکل ها فرصتی برای خدمت محسوب می شوند اما حتی کسانی که با قصد خدمت در تشکل ها حضور دارند طبیعتا از فوایدی در این رابطه برخوردار می شوند. شاید بسیاری فکر کنند که بحث دستیابی به رانت اطلاعاتی و یا فرصت صحبت با مقامات ارشد کشور از مهمترین دلایل حضور افراد در تشکل ها است اما واقعیت این است که دیده شدن و جلب توجه رسانه ها یکی از مهمترین پاداش های رایج و در عین حال مباح در مباحث تشکلی است. کسانی که در فعالیت تشکلی حضور دارند  طبیعتا مورد توجه افکار عمومی و رسانه ها قرار می گیرند و طبیعتا از نظر شأن و بار اجتماعی وضعیت کاملا متفاوتی دارند. سمت های تشکلی شاید فاقد حقوق و پاداش باشد اما بدون شک پاداش معنوی آن در احترامی است که جامعه به صاحبان این سمت ها می گذارند. این موضوع به تنهای نه تنها فاقد هرگونه ایراد است بلکه حتی برای تحقق اهداف تشکلی ضروری به نظر می رسد. دلیل حضور ریش سفیدها در فعالیت اجتماعی بعد از سال ها فعالیت در بنگاه خود دقیقا همین نیاز به انجام مسئولیت اجتماعی و گرفتن تحسین جامعه برای انجام کارهای عام المنفعه است. اصولا جامعه نیز به این دلیل صاحبان سمت های تشکلی را مورد تشویق و تحسین قرار می دهد چرا که این تصور را دارد که صاحبان چنین سمت هایی بدون انگیزه مادی و کسب سود و تنها برای کمک به جامعه ای که در آن حضور داشته اند به سراغ این سمت ها آمده است و اصولا به دست آوردن این سمت ها در تشکل ها بخش خصوصی به این معنی است که پذیرنده سمت جزو نخبگان آن سمت بوده و در مراحل قبلی به حدی قوی بوده است که حالا به عنوان رئیس یا عضو هیأت رئیسه تشکل انتخاب شده است.

از سوی دیگر مسئله رابطه رسانه و تشکل یک مسئله قدیمی و قابل توجه است. تشکل ها برای اثرگذاری به ابزارهای رسانه ای نیاز دارند و اصولا راه اصلی ارتباطی تشکل ها با اعضا از طریق رسانه ها تعریف می شود. به همین دلیل کسانی که در تشکل سمت می گیرند مورد توجه رسانه ها قرار می گیرند.

در این شرایط بسیار اهمیت دارد که سمت ها به افرادی با پشتوانه کافی تخصیص پیدا کند. وقتی فردی در تشکل به عنوان یک فرد موفق معرفی می شود به نوعی ما الگوسازی برای جوانان را انجام داده ایم. حال اگر این فرد الگوی مناسبی برای جوانان نباشد و بسیاری از کارهای به وی نسبت داده شده را انجام نداده باشد و مسیری که طی کرده است یک مسیر رانتی باشد چه احساسی در جوانان ایجاد می شود. یک جوان موقعی که تلاش می کند با داستانی که رئیس یک تشکل تعریف کرده است پیشرفت کند و در واقعیت متوجه می شود که این موضوع ممکن نیست طبیعتا دچار یاس و سرخوردگی خواهد شد. پشت داستان میلیاردرها که همیشه برای رسانه ها جذاب است همیشه داستانی دیگر پنهان است که کمتر نقل می شود. از سوی دیگر چنین موضوعی به زیان فرد نیز خواهد بود.

اگر فردی به عنوان کارآفرینی برتر در سطح کشور و حتی سطح بین المللی معرفی می شود باید از همه نظر دارای ویژگی های لازم باشد. نمی توان اعلام کرد کسی کارآفرین بین المللی است اما تعداد پرسنل وی که برای آنها حق بیمه پرداخت می شود به 10 نفر نرسد. این آسیب هایی است که در تشکل ها وجود دارد و از هم اکنون باید فکری برای آنها کرد.

البته بخشی از این مشکل بر عهده تشکل ها است. اولا اعضای تشکل باید نسبت به افرادی که انتخاب می کنند آگاه باشند. اگر فردی نماینده ما در اتاق بازرگانی شد به این معنی است که باید نسبت به اعضا پاسخگو باشد و اعضا نیز مسئولیت رای خود را بپذیرند. از سوی دیگر یکی از فلسفه های این که چند عضو به عنوان هیأت رئیسه تشکل انتخاب می شوند همین موضوع است که بقیه اعضای هیأت رئیسه جلوی انحرافات را بگیرند. این الگوی غلطی است که در تشکل های ایرانی تنها رئیس حرف اول و آخر را می زند. برای مثال همین مشکل باعث شد که کانون زنان بازرگان به انحراف برود در حالی که من به عنوان نایب رئیس حتی از اتفاقاتی که در آنجا در حال رخ دادن بود بی اطلاع بودم. اتفاقاتی که چند سال پیش در کانون زنان رخ داد امروز نتیجه خود را در مشکلاتی نشان می دهد که باعث شد من به عنوان یک فعال تشکلی مجبور به هشدار دادن در این خصوص شوم. باشد که خواب سنگین مسئولان با این تذکرات اندکی از آسودگی خارج شود وگرنه در آینده نه چندان دور آسیب های جدی در این خصوص را شاهد هستیم.

نظرات
ADS
ADS
پربازدید