سيگنال مرگ كول‌بران به تصميم‌سازان | اتاق خبر
کد خبر: 387690
تاریخ انتشار: 13 بهمن 1395 - 10:16
هوشيار رستمي

 به لطف شبكه‌هاي اجتماعي و رسانه‌هاي مجازي مرگ كول‌بران در چند روز گذشته فراتر از انتظار، اذهان ايرانيان را در نورديد و به يك ترند اجتماعي تبديل شد. يك ترانه كردي فولكلور سال‌هاست در گوش اين مردها مي‌خواند كه «زندگي امروزم را مي‌فروشم براي خريدن نان فردا» و ياد گرفته‌اند نان و جان چندان با هم سر سازگاري ندارند. اين كاسبان مرزنشين بر خلاف بارهاي گذشته كه از پا در مي‌آمدند، اين‌بار قرباني خشم طبيعت شدند. طبيعتي كه در آن به دنيا آمده‌اند و بزرگ شده‌اند و به نظر مي‌رسد راه و رسم همزيستي با آن را ياد گرفته باشند، اما ورق به گونه‌يي ديگر برگشت. معلوم نيست اين وسط چه كسي پيمان‌شكني كرده ولي واضح است در سرما، برف، كوه و كمر مي‌شود زندگي كرد اما پول در آوردن از دل طبيعت به اين سادگي‌ها هم نيست. اين مردم نه تنها هيچ مزيت رقابتي براي يافتن روزنه‌هاي درآمدزايي ندارند بلكه گاهي اسير سركشي‌هاي ابر و باد و مه و خورشيد هم مي‌شوند. ساكنان اين مناطق به واسطه خط‌كشي‌هاي مرزي، برپا شدن سيم خاردارها را به فال نيك مي‌گيرند و براي رد و بدل كردن چند قلم جنس، جان‌شان را در اين راه‌هاي صعب‌العبور روي دست‌شان مي‌گذارند. ناگفته نماند اين مراوده‌هاي بازرگاني اتفاق جديد نيست و 3 استان غربي ايران كه عمدتا كردنشين و از توسعه نيافته‌ترين مناطق ايران هستند، بيش از 100 سال است تمام اميدشان به اين است كه مرزها باقي بمانند تا زندگي‌شان ادامه پيدا كند. شايد اينجا تنها نقطه‌يي از زمين باشد كه همگان مرز را مي‌ستايند و كسي دوست ندارد آب از آب تكان بخورد. حال جالب اينجاست كول‌بري، فقط يك راه‌حل محلي براي زندگي حداقلي نيست، بلكه يك رويه گمركي رسمي است. در ايران كه هر چيزي پيچيده‌تر از آن است كه دنيا انجام مي‌دهد 14 رويه گمركي داريم كه در ديگر كشورها فقط 3 رويه است. در اين 14 رويه، 3 رويه بازارچه مرزي، مرزنشيني و كول‌بري مربوط به مرزهاي غربي و شرقي است. در مرزهاي جنوبي ملواني و ته لنجي هم بخشي از اين رويه‌هاست. دستاورد اين پيچ و تاب بيهوده و سردرگمي بروكراتيك، تنها تفسيرهاي متفاوت از واردات، قاچاق و تخلف است و هر بار كه تفسير مجري قانون عوض مي‌شود راه گذر كول‌بران هم تغيير مي‌كند و سخت‌تر خواهد شد. همين عدم انسجام سياست‌گذاري باعث شده ورود كالايي امروز قانوني، فردا تخلف و شايد پس‌فردا قاچاق باشد كه اگر از زير تيغ طبيعت هم گريزي باشد، باز هم كول‌بر مطمئن نيست بتواند بار ديگر سالم به خانه بازگردد. البته اين فقط بخشي از يك مشكل فراگير است و دردسر اصلي به اجبار زندگي براي مرزشكني مربوط است. وقتي كه اين 3 استان بيكارترين و كم‌توسعه يافته‌ترين استان‌هاي كشور هستند و هيچ منفذي براي خروج از اين وضعيت بحراني ندارند، قطعا نمي‌توان در مركز درك‌شان كرد و براي آنها تصميم ساخت. اگر اين استان‌ها تاكنون سهمي از همين توسعه نصف و نيمه در بقيه كشور نداشته‌اند، شايد بتوان قانع‌شان كرد كه دم از سهم خواهي نزنند، اما نمي‌توان آنها را سر سفره خالي نشاند. اگرچه قانون براي همه است و قانون‌گريزي ناپسند و ضدهنجار است، اما در عين حال نبايد ادعا كرد قانون هميشه و همه جا نافذ است. ضمانت اجرايي قانون به كيفيت آن و مجالي كه براي تداوم زندگي فراهم مي‌كند وابسته است؛ پس بايد هشيار بود كه نافرماني قانوني به رويه‌يي همگاني تبديل نشود. در چنين وضعيتي به جاي تشكيل كميته و ستاد و هيات، نياز مبرم به يك راه‌حل اساسي احساس مي‌شود كه به نظر مهم‌ترين آن تصويب لايحه دولت براي تبديل اين مناطق به منطقه آزاد است. مخالفان البته اصرار دارند كه اين مناطق بستري براي قاچاق خواهند شد كه به نظر چندان واقعي نيست. هر مشاهده‌گري كه يك‌بار به اين مناطق سر زده باشد، مي‌بيند كه مقوله قاچاق در مناطق غربي غير از قاچاق‌ سازمان‌يافته كه مردم محلي دخالتي در آن ندارند و توسط برخي نهادهاي رسمي و نيمه‌رسمي مديريت مي‌شود، تنها يك عادت براي امرار معاش روزانه است و بعيد است وضع بدتر از ايني شود كه اكنون هست. اظهارات برخي نمايندگان مجلس هم اگر در جزئيات آنها وارد شويم بيشتر نوعي رنگ و بوي بخشي‌نگري براي حوزه انتخابيه خودشان دارد و رويكرد جامع و مانعي در آن قابل رديابي نيست. پس با وجود تعلل در تصويب اين لايحه در مجلس و تعويق آن به خاطر برنامه ششم و بودجه 96 نمي‌توان انتظار داشت به زودي راه‌حلي جامع طراحي كرد تا هم مردم را از رنج كول‌بري برهاند و هم از آسيب به اقتصاد ملي جلوگيري شود.

 

نظرات
ADS
ADS
پربازدید