حفظ شرط احتياط در برخورد با ترامپ | اتاق خبر
کد خبر: 387964
تاریخ انتشار: 18 بهمن 1395 - 10:13
 هوشيار رستمي

فرامين جنجالي دونالد ترامپ در دو بعد داخلي و خارجي شبيه سيلي شده كه خوب و بد را با هم مي‌برد و چون به نظر نمي‌رسد به دنبال هدف خاصي باشد، نمي‌توان از نگاه كارشناسي به واكاوي آن پرداخت. در واقع ترامپ به اين نتيجه رسيده معضلاتي كه نظم سياسي حاكم بر امريكا در طول سال‌ها نتوانسته براي آنها يك راه‌حل مياني و البته موثر بيابد، بهتر است كل صورت مساله را حذف كرد. تصميم‌هايي كه هنر خاصي نمي‌خواهد و تنها جسارتي جاهلانه مي‌طلبد تا به مرحله اجرا برسد، آنگاه اگر به نتيجه قابل قبولي رسيد كه افتخارش براي رييس‌جمهور است و اگر شكست خورد دليل آن به مخالفان پر سر و صدا نسبت داده مي‌شود. در اين بين، تكليف ملت‌هايي كه نقش خاصي در انتخاب ترامپ نداشته‌اند اما از اين انتخاب تاثير مي‌پذيرند، موضوعي است كه بايد به آن دقت ويژه‌يي داشت و تا آنجا كه به ايران مربوط مي‌شود، به دليل وجود معاهده‌يي خاص به نام برجام بين دو كشور، حساسيت‌ها دوچندان است.

حداقل در اين چند روز ثابت شد كساني كه در اوايل پيروزي ترامپ در ايران بر طبل شادي مي‌كوبيدند و حضور يك معامله‌گر در راس هرم سياسي ايالات متحده را به فال نيك مي‌گرفتند، سخت در اشتباه بوده‌اند آن هم نه فقط به دليل تصميم‌هايي كه تاكنون گرفته، بلكه به خاطر كيفيت تصميم‌ها و پيش‌بيني‌ناپذيري كه تحميل خواهد كرد. پيش‌بيني‌ناپذيري ترامپ مي‌تواند از يك سو به تفاوت فرمان‌ها و مواضعش مربوط باشد و از سوي ديگر، گاردهايي كه نسبت به اين فرمان‌ها گرفته مي‌شود نااطميناني را تشديد خواهد كرد. به همين دليل است كه فرمان‌هاي ترامپي ذاتا بستري براي كاهش پيش‌بيني‌پذيري هستند و برخورد نخبگان يا جامعه امريكا با آن نيز، حتي اگر از سر خيرخواهي باشد، موج دوم نااطميناني را استارت زده و همچنان جهان و به تبع آن ايران در سردرگمي باقي خواهد ماند. حال ادبيات برخورد با چنين پديده‌يي، ريزه‌كاري‌هاي خاصي دارد كه بايد براي آن يك محور كليدي تعيين كرد. به نظر مي‌رسد در وضعيت كنوني و با توجه به استقبال كشورهاي غربي و شرقي از احياي روابط اقتصادي با ايران، اين محور كليدي بايد در چارچوب پارادايم «منافع ملي» و به سركردگي اقتصاد تعريف شود.

حسن روحاني در همين راستا قبلا در يك همايش گفته بود، سال‌هاست كه اقتصاد به سياست باج مي‌دهد اما اكنون زمان آن است كه سياست به اقتصاد يارانه بدهد. تحت تاثير همين سخنان رييس‌جمهور تغيير رويه‌هاي مهمي رخ داد و برجام هم با چنين اسم رمزي به نتيجه رسيد كه نهايتا حاكميت حاضر شد در قالب يك بازي برد-برد با دادن چند امتياز سياسي، چندين امتياز اقتصادي بگيرد و حالا همين فرمول را بايد تكرار كرد. پرواضح است كه بازي برد-برد با دنيا و بر اساس اولويت‌هاي اقتصادي، در زماني كه نظم جهاني از يك روند نرمال برخوردار بود به مراتب آسان‌تر از اين است كه همين رويكرد در شرايط نااطميناني فعلي ادامه پيدا كند. ولي نبايد از ياد برد در حالي كه امنيت ملي به سطوح بالايي از پايداري رسيده و جهان در سطح بالايي از پيش‌بيني ناپذيري متاثر از اروپا و امريكا قرار دارد، لازم است تصميم‌سازان با هوشمندي ويژه‌يي گزينه‌هاي رويارويي با ترامپ را انتخاب كنند. مثلا مي‌توان از شرايط فعلي استفاده كرد و براي نشان دادن خباثت ترامپ اقداماتي انجام داد كه واكنش‌هاي هيستريك او را در پي داشته باشد، اما چنين عملكردي با اينكه در راستاي رو كردن ماهيت سياسي امريكا، بعدها به كار خواهد آمد ولي هزينه‌هاي هنگفتي هم در پي دارد كه به نظر توجيه‌پذير نيست. نيازي نيست كه ايران بخواهد در خط مقدم رسواكردن امريكا باشد آن هم وقتي كه اروپا به ميدان آمده و تمام قد در برابر او ايستاده است. اينكه ترامپ در توييتي گفته ايران نبايد با آتش‌ بازي كند هر چند تهديدي جدي محسوب نمي‌شود ولي اين جمله پيام مهمي دارد از آن جهت كه ايران با آتش نه، ولي با موجود ناشناخته‌يي چون او بازي نخواهد كرد. اين موضع به معناي ضعف و ترس از رويارويي نيست، بلكه التزام كامل به منافع ملي و دور كردن اين منافع از دستبرد آدمي به غايت خطرناك است كه حاضر است براي شهرت خود نه تنها جهان، بلكه كشور خودش را نيز به باد دهد. پس بهترين موقعيت براي ايران در شرايط فعلي رفتن به خط دوم و در پشت سر اروپا ايستادن است و در آنجا به‌جاي مشاجره سياسي سعي كند تا پيوندهاي اقتصادي خود را مستحكم‌تر كند كه اگر ترامپيسم به روندي در امريكا تبديل شد، كمترين آسيب از آن به كشور وارد شود. در اين صورت مي‌توان گفت كه حسن روحاني و تيم ديپلمات‌ها توانسته‌اند در تجربه‌يي ويژه و در دو برهه متفاوت به نفع اقتصاد ملي تصميم بگيرند و اگر در اين بين به يارانه دادن‌هاي سياسي هم نيازي احساس شد، شجاعانه از آن حمايت كنند.

 

نظرات
ADS
ADS
پربازدید