زنگ خطري براي جامعه | اتاق خبر
کد خبر: 393454
تاریخ انتشار: 27 اردیبهشت 1396 - 10:18
فراز جبلي

نيكولو ماكياوللي حكومت‌ها را به 3دسته تقسيم مي‌كند؛ حكومت يك نفر كه منارشي ناميده مي‌شود، حكومت گروهي از نخبگان كه به آريستوكراسي شهرت دارد و در نهايت حكومت مردم كه دموكراسي ناميده مي‌شود. هرچند ماكياوللي معتقد است كه ابتذال اين حكومت‌ها آنها را تبديل به حكومت‌هاي رو به انحطاط مي‌كند به‌طوري كه منارشي تبديل به ديكتاتوري، آريستوكراسي تبديل به اليگارشي و دموكراسي تبديل به آنارشي مي‌شود.

پس از جنگ جهاني دوم و پيروزي دموكراسي‌هاي غربي و برچيده شدن نازيسم و فاشيسم به مرور شاهد تبديل بسياري از كشورها به الگوي دموكراسي بوديم اما در عين حال ايرادات دموكراسي نيز به خوبي خود را نشان مي‌داد. در حقيقت تلاش بسياري از جوامع اين بوده است كه از دل دموكراسي‌ها نخبگان يا چهره‌هاي مطرح بيرون بيايند تا دموكراسي را در كنار فوايد آريستوكراسي تجربه كنند. اين موضوع تا زماني كه فاصله ميان عامه مردم و نخبگان جوامع اندك باشد، قابل دسترسي است اما زماني كه نخبگان جامعه ايده‌يي دارند و ايده عامه جامعه خلاف آن است ديگر چنين مدلي قابل اجرا نيست.  در چنين شرايطي نخبگان جامعه دو راه پيش روي دارند. راه اول ماندن بر سر اصولي است كه از نظر علمي، منطقي و تجربي درست بودن آن را پذيرفته‌اند ولو اينكه عامه جامعه آن را نپذيرد. راه‌حل دوم دادن شعارهايي است كه با علم و منطق نخبگان همخواني ندارد اما باعث اقبال عمومي و افزايش شانس آنها براي انتخاب بر اساس اصول دموكراسي مي‌شود.  اين مساله اتفاقي است كه در انتخابات رياست‌جمهوري دوره دوازدهم كاملا شاهد آن هستيم هرچند كه در ايران چنين پديده‌يي سابقه طولاني دارد كه مثال آن تجربه انتخابات سال 1384 است. در انتخابات اين دوره برخي كانديداها شعارهايي مي‌دادند كه با هيچ منطق اقتصادي قابل اجرا نبود. نخبگان جامعه به خوبي به زيان‌هاي افزايش يارانه نقدي در شرايطي كه منابع آن نيز غيرمشخص است، اذعان دارند. بسيار بعيد است كه كانديداهايي كه سال‌ها تجربه اجرايي داشته‌اند به زيان افزايش يارانه‌ها اشراف نداشته باشند. پس سوال اين است كه چرا چنين شعاري مطرح شد يا مي‌شود؟ جواب ساده اين است كه چنين موضوعي يك خواسته عمومي از سوي بسياري از مردم بود. گذشته از اينكه يكي از كانديداهاي طرفدار افزايش يارانه‌ها در انتخابات پيروز شود يا گروهي كه طرفدار حفظ يارانه در سطح فعلي است همچنان بر سر كار بماند، اما شعار طرف اول نشان داد كه همچنان آن شعار داراي طرفداراني است. واقعيت اين است كه نبايد درباره علت و معلول اشتباه كرد، كانديداهاي طرفدار افزايش يارانه‌ها اين خواست را در ميان مردم به ويژه فقرا و روستايي‌ها ايجاد نكردند بلكه خواسته عامه مردم باعث ايجاد اين كانديداها شد.  نتيجه انتخابات هر چه باشد، بايد گفت وجود چنين تفكري يك زنگ خطر است. عامه جامعه از نخبگان فاصله گرفته‌اند و به همين دليل سايه پوپوليست سال‌هاست كه بر سر ايران در حركت است. اين اتفاق در سال 1384 نيز رخ داد و فاصله ميان نخبگان جامعه و خواسته عامه مردم باعث شد كه ديدگاهي عمومي اما غيركارآمد به پيروزي برسد. انتخابات 1396 اما تفاوت‌هايي دارد. اين‌بار نخبگان به خوبي مشكل فاصله ديدگاه‌هاي منطقي خود با ديدگاه مردم را درك كرده‌اند. چنين فاصله‌يي معمولا با حركت نخبگان به سوي مردم قابل كاهش يافتن است.  گذشته از اينكه يك هفته ديگر چه كسي رييس‌جمهور منتخب ناميده مي‌شود اما انتخابات اين دوره يك زنگ خطر جدي براي نخبگان جامعه است.

شكاف ميان ديدگاه‌هاي مردم در نواحي مختلف ايران و در سطوح مختلف درآمدي كه در اين دوره به عنوان ابزاري براي تبليغات برخي كانديداها مورد استفاده قرار گرفت، مي‌تواند در آينده تبديل به يك چالش اساسي در جامعه شود. حفظ دموكراسي به ما اين تضمين را مي‌دهد كه خواسته اكثريت با در نظر گرفتن حقوق اقليت اجرا مي‌شود اما اگر خواسته اكثريت به دليل ناآگاهي برخلاف مصالح خودشان باشد چه؟ آيا بايد اجازه داد كه مردم بار ديگر تصميمي برخلاف صلاح خود بگيرند كه چنين مساله‌يي به آنارشي بدل مي‌شود يا بايد به دليل مصلحت مردم جلو آنها را گرفت كه طبيعتا اين موضوع نوعي اليگارشي است. در حقيقت جلوگيري از اين وضعيت باخت-باخت يك مساله اساسي است كه بايد از فرداي انتخابات فارغ از هرنتيجه‌يي كه حاصل شود به آن پرداخت.

 

نظرات
ADS
ADS
پربازدید