«مساله» اين هست/ نيست | اتاق خبر
کد خبر: 397136
تاریخ انتشار: 9 مرداد 1396 - 10:21
سيد علي ميرفتاح

از همان كه مي ترسيديم دارد سرمان مي آيد. همان وقتي كه بحث اقتصاد مقاومتي مطرح شد، خيلي از دلسوزان گفتند، من هم در حد خودم با قلم شكسته ام نوشتم واي بر ما اگر اين هم تبديل به شعار و تشريفات شود و نتواند به سطوح مختلف مديريتي و زندگي مردم راه يابد. آيا مردمي كه در اوج فصل گرما ركورد مصرف بنزين را مي شكنند، مي شود باور كرد يا با عقل جور درمي آيد كه بگوييم اهل اقتصاد مقاومتي هستند؟ وارد هر نهاد دولتي و حكومتي كه بشويد، مي بينيد كه هيچ نشاني از صرفه جويي نيست. بعضي سازمان ها و نهادها در اين مردادماه چنان سردند كه دل تان مي خواهد پتو روي دوش تان بيندازيد. نه كسي در مصرف آب صرفه جويي مي كند و نه در برق. از شركت برق بپرسيد ببينيد آيا نشاني از مقاومت در مصرف برق دارند؟ به قول آقاي جهانگيري حتي مديركل ها هم -همان ها كه در بيلان كاري و سخنراني شان به كرات روي اقتصاد مقاومتي تاكيد مي كنند- بي خيال اين حرف ها هستند. بحث اقتصاد مقاومتي قرار بود فراگير باشد و همه عرصه ها را در برگيرد و مناسبت ها را تغيير دهد. اما صادقانه- به عنوان روزنامه نگاري كه دور و برش را رصد مي كند- بگويم كه ما مسرف تر شده ايم كه صرفه جوتر نه. در مصرف، بي مبالات تر شده ايم كه قانع تر. قناعتي اگر جايي مي بينيد علتش بي پولي است و همين كه خرج از كيسه بيت المال باشد، همه حاتم طايي اند و بي ملاحظه. حقيقت اين است كه همه مي دانيم اقتصاد مقاومتي با بخشنامه و دستورالعمل ممكن نمي شود. بايد تبديل به گفتمان عمومي شود كه نمي شود. بايد پارادايم شود كه نمي شود. مقصرش البته يكي، دو نفر نيستند كه فكر كنيم با عوض كردن شان اوضاع درست مي شود. سياسي هم نبايد برخورد كنيم كه همه كاسه و كوزه ها را سر دولت بشكنيم و تنزه طلبي كنيم. جريان هاي سياسي و رقيب دولت تنزه طلبد و معمولا اين جور مواقع در پي سوءاستفاده سياسي اند. اما چون نيك بنگري مي بيني كه آنها نيز تقصير كارند و اصلا به چيزي مثل اقتصاد مقاومتي يا منافع ملي فكر هم نمي كنند. خيال خودم را راحت كنم و حرف تلخم را صريح و پوست كنده بگويم كه جز معدودي از آدم هاي دلسوز و دردمند و تا حدودي آگاه نسبت به وضعيت كشور، بقيه مساله اقتصاد مقاومتي ندارند و نگران بحران هاي پيش رو نيستند. همين قصه بي آبي اگر در اروپا پيش بيايد يك دفعه چنان پارادايم جدي اي مي شود كه آحاد جامعه احساس مسووليت مي كنند. همين الان در امريكاي شمالي و كانادا دو روز باران نيايد، سريع ملت و دولت دست و پاي شان را جمع مي كنند و مسوولانه با قضايا برخورد مي كنند. بي جهت با همديگر تعارف تكه پاره نكنيم. «ما» در مقابل اقتصاد مقاومتي، در مقابل بحران هاي زيست محيطي، در مقابل منافع ملي، در مقابل آينده حتي گاهي در مقابل گذشته، بي مسووليتيم و از اينكه باري بر دوش بگيريم طفره مي رويم... سخت نيست بفهميم ايراد از كجاست و چه شده كه امروز همه چيز را از سر باز مي كنيم و به تعارف و تشريفات برگزار مي كنيم. آسيب شناسي قضيه سخت نيست و به سهولت مي توانيم بفهميم كه چرا يخ بعضي امور نمي گيرد و مردم جدي شان نمي گيرند. چه مي شود كه مثلا حجاب يك مجري تبديل به گفتمان مي شود، اما بي مبالاتي در مصرف بنزين يا به طور كلي اقتصاد مقاومتي تبديل به «مساله» نمي شود و هرچقدر هم كه مسوولان تكرار مي كنند و تلويزيون «نمايش» مي دهد اتفاقي نمي افتد؟ همين گرماي طاقت سوز تهران را ملاحظه كنيد. خوب به هر دليلي تهران سال به سال در حال گرم تر شدن است و ما هيچ فكري براي تطبيق با اين گرما نداريم. همچنان كولرهاي آبي، آب و برق را به بدترين شكل هدر مي دهند و ما را بفهمي- نفهمي خنك مي كنند، كه نمي كنند. چرا هيچ اداره اي براي جمع آوري اين هدر دهنده هاي انرژي وجود ندارد و چرا كسي دنبال جايگزين كردن اينها با اين ورتر نيست؟ بله. هر كس پولدارتر باشد لابد براي تجمل اين ورتر مي خرد اما به نظرم اين قضيه هم شبيه به پيكان و ماشين هاي پرهزينه و پرمصرف است كه بايد با مداخله دولت جمع شوند و جاي خود را به مصرف بهينه بدهند. امكان ندارد در پياده روهاي تهران راه برويد و آب كولرهاي آبي روي سرتان چكه نكند. عجيب اينكه هنوز هم دارند توليد مي شوند. بحث بازيافت آب هم همين طور. الان در همه جاي دنيا دنبال راه حل هاي ارزان و علمي متناسب با محيط زيست مي گردند كه جلوي هدر رفتن آب را بگيرند، آن وقت ما آب پشت سد را به همراه فضولات مان به چاه مي ريزيم. دستگاه هاي پيشرفت هاي ساخته شده اند كه مي توانند نود درصد آب يك خانه را بازيافت كنند و مجدد به سيستم برگردانند. اما هيچ اراده اي براي جذب و توليد اين تكنولوژي وجود ندارد. همين الان دستگاه هايي هستند كه مي توانند مقدار آب خوراكي و بهداشتي خانواده را از هوا جذب كنند. اين دستگاه مي تواند مشكل آب آشاميدني بسياري از استان ها را حل كند. اما كو گوش شنوا... از اين دستگاه ها و راه حل ها الي ماشاءالله تا دل تان بخواهد جلوي چشم مان هستند اما چون مساله مان جدي نيست نمي بينيم شان، يا مي بينيم و جدي نمي گيريم شان.

نظرات
ADS
ADS
پربازدید