Performancing Metrics

تصویرهای آمریکا در ذهن مدیران ایرانی | اتاق خبر
کد خبر: 424507
تاریخ انتشار: 1 فروردین 1398 - 19:10
حیدرعلی مسعودی - استاديار پژوهشکده مطالعات منطقه اي

بحث من در این نوشته درباره ادراک ایرانی‌ها از آمریکای ترامپ و امکان پیوند ملی در حوزه سیاست خارجی است. موضوع آمریکا در طول 4-3 دهه گذشته، همواره یک مساله و مشکل ذهنی برای نخبگان ایرانی و نخبگان سیاسی و روشنفکری بوده هست. در این چند سال تازه سپری شده به‌خصوص با امضای برجام و پس از آن با خروج آمریکا از برجام به نظر می‌رسد این ادراک‌ تغییر وتحولاتی جدی را تجربه کرده است. به این معنی که احساس می‌شود آمریکا دوباره در مسیر دشمنی و خصومت‌ورزی با ایران حرکت کرده است. مقام‌های جمهوری اسلامی ایران هم در گفتارها و بیان‌های خود به سمت دیدگاه‌های خصومت‌گرایانه بیشتر حرکت کرده‌اند. بنابراین سوال در این نوشته این است که ادراک‌ ایرانی از آمریکای ترامپ چه تفاوتی با ادراک پیشین کرده است؟ یعنی آیا بعد از به قدرت رسیدن ترامپ در کاخ سفید و دیدگاه‌هایی که توسط نخبگان ایرانی دنبال می‌شد نسبت به آمریکای پیش از ترامپ تفاوتی دارد یا نه و آیا همان دیدگاه‌ها و چارچوب‌های ذهنی قبلی است که وجود دارد؟ من از چارچوب مفهومی آقای نیومن استفاده کردم که رابطه‌ای را برقرار می‌کنند بین گفتمان و عملگرایی و در واقع عامل واسط و پیونددهنده اینها است. من مصداق عملگرایی را امضای برجام یا خروج آمریکا از برجام تلقی کرده‌ام. روش تحقیق در این مقاله روش اسنادی است. ما با مراجعه به گفتارها و گزاره‌هایی که توسط مقام‌های جمهوری اسلامی، شامل مقام رهبری یا رئیس‌جمهور یا مقام‌های ارشد دیگر مطرح شده است را بررسی و از دل آنها صفات، ویژگی‌ها و افعال نسبت داده شده به آمریکا را استخراج کرده‌ایم و این به صورت خاص بعد از دوران آمریکای ترامپ را شامل می‌شود. موضوع و مقاله آمریکا همچنان یک موضوع بحث‌برانگیز و چالش‌برانگیز برای مقام‌های جمهوری اسلامی و در عرصه گفتمان‌های مختلف که من نام آن گفتمان ذات‌انگارانه و گفتمان زمینه‌گرا باقی خواهند ماند، می‌گذارم. عناصر روایی و جابه‌جایی آنها بین این ابرگفتمان به نظر می‌رسد زمینه یک گفتمان، پیوند ملی یا زمینه معنای مشترک را به این گفتمان‌ها پدید می‌آورند. ابتدا مختصر ادراک‌ها ایرانی از آمریکا را در پنج روایت یا تصویر بیان می‌کنم که اینها همه ارجاع به گفتارها و دیدگاه‌ها و گزاره‌های مقامات جمهوری اسلامی ایران است.

یک تصویر این است که آمریکا منفعت‌طلب است و آمریکا هم مانند سایر بازیگران بین‌المللی دنبال منافع خود است و در یک بازی عقلانی بین‌المللی برای بیشینه‌سازی منافع خود تبدیل می‌کند. بنابراین نتیجه این خواهد بود که آمریکا دشمنی ایدئولوژیک با ایدئولوژی انقلابی و ماهیت جمهوری اسلامی ایران ندارد.

تصویر دیگر، تصویر آمریکای ضد اسلام است، به این معنا که آمریکا با ماهیت جمهوری اسلامی ایران و با و ذات انقلابی جمهوری اسلامی سروکار دارد و در تضاد با این ذات است و بنابراین به دنبال ضربه زدن و انحراف این در واقع کنشگر اسلامی است و می‌خواهد آن را  از جاده و مسیر منحرف کند.

تصویر و روایت سوم، روایت آمریکای امپریالیسم است که عمدتا مبتنی بر دیدگاه‌های چپ و مارکسیستی است. در این تصویر آمریکا و دولت آمریکا و هیات حاکمه آن نظام سرمایه‌داری برشمرده می‌شود و سلطه‌گری و مداخله آمریکا را بر این اساس تبیین می‌کند.

تصویر چهارم آمریکای لیبرال است. به این معنا که آمریکا در واقع سازنده و مدافع یک نظم لیبرال بین‌المللی است و این نظام را ساخته و تلاش می‌کند ادامه بدهد و تداوم ببخشد و بنابراین رابطه‌اش با بقیه کنشگرها وحتی متحدین نزدیکش بر اساس رابطه فرادستی و فرودستی است. در این تصویر  آمریکا یک رژیم یاغی، گردنکش، مغرور و باج‌خواه تلقی می‌شود. به نظر من این روایت‌های کهن، ‌الگوهای ادراک از آمریکا در دوره جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند.

الان می‌‌خواهیم ببینیم در دوره ترامپ همچنان این ادراک‌ ادامه یافته یا خیر؟ مجددا با ارجاع به گزاره‌هایی که از مقام‌های ارشد گرفتم در چند تصویر بیان می‌کنم. یک تصویر این است که  آمریکا مستکبر یا ضد اسلام است و در یک تضاد ذاتی با ایدئولوژی انقلابی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. بنابراین اصولا آمریکا با نظام مشکل دارد و با ماهیت آموزه‌ها و گرایش‌‌های اسلامی مردم مشکل دارد. آمریکای منفعت‌طلب که حتی مقام رهبری هم در واقع وقتی به ضعف دستگاه محاسباتی آمریکا اشاره می‌کنند فرض‌شان بر این است که دستگاه هر چند فشل ناتوانی در آمریکا وجود دارد که منافع آمریکا را دنبال می‌کند وسعی می‌کند منافع آمریکا را بیشینه‌سازی کند و بنابراین مشکل آمریکا با ایران این است که می‌خواهد دوباره بر ایران و منافع ایران و موقعیت راهبردی ایران تفوق و سلطه پیدا کند.

تصویر بعدی این است که  آمریکا روان‌پریش است و مقام‌های آمریکایی به عنوان یک موجود بیمار، دارای یک نوع وسواس ذهنی نسبت به
ایران شده‌اند و در تعبیر مقام رهبری نیز این  هست که آمریکایی به عنوان احمق‌های درجه یک و هم در گفتمان وزارت خارجه آقای ظریف که آمریکا را دچار یک رفتار روان‌پریشانه نسبت به ایران می‌دانند و بیماری بدخیم وآلرژی نسبت به ایران می‌داند تعابیر که نسبت به ترامپ مطرح است.

 تصویر بعدی تصویر آمریکای عهدشکن است. به این معنی که بعد از خروج آمریکا از برجام به‌خصوص این تصویر برجسته می‌شود. آمریکای منزوی، آمریکایی که در نزدیکی و در اجماع‌سازی و همراه‌سازی با متحدین نزدیک خود دچار مشکل است و نمی‌تواند این اجماع را در مورد ایران ایجاد کند، در این تصویر جای می‌گیرند. آمریکای یاغی تصویری است که وجود دارد در گفتمان آقای روحانی آمریکا در راس قلدرمابانه جهان یا یاغی بودن آمریکا که تقریبا به عنوان برندی برای آمریکا در گفتمان‌های ظریف تبدیل شده است. در این تصویر آمریکا گرفتار یک سری متغیرهای داخلی است که این متغیرهای داخلی می‌تواندن لابی‌ها باشند یا می‌توانند اصولا آن منافع و لایه‌بندی‌های مختلف در نظام تصمیم‌گیر‌ی‌های آمریکا باشند که در بیانات مقام رهبری و روحانی هم دیده می‌شوند. این روایت‌ها و تصاویر مختلف از آمریکا را می‌توان در دو ابرگفتمان کلان به عنوان ذات‌انگارانه و زمینه‌گرا جای داد. منظور از ذات‌گرایی این است که ادراک ایرانی‌ها نسبت به آمریکا بر اساس یک ویژگی‌هایی است که در واقع یک ویژگی ذاتی است در کوتاه‌مدت تغییر نمی‌کنند. اما روایت‌های زمینه‌گرا به این معنی است که بر اساس یک سری متغیرهای زمینه‌ای تصویر می‌کند مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرند. روایت زمینه‌گرا، آمریکا را منفعت‌طلب و منزوی در مقابل متحدین خود می‌بیند و چند پاره شدن نظام تصمیم‌گیری آمریکا را به شکل یک کلیت واحد در سطوح مختلف تفسیر می‌کند و معتقد است که رفتار آمریکا بر اساس منافع این کشور باید مورد ارزیابی قرار بگیرد. حالا ممکن است این به صورت کامل در تطابق کامل با منافع آمریکا نباشد ولی به هر حال آن مرکزیتی که به آن ارجاع داده می‌شود منافع آمریکا است وقتی که شما نظام تصمیم‌گیری آمریکا را چند پاره می‌دانید وقتی که سران آمریکا را گرفتار یک سری مسائل و مشکلات تلقی می‌کنید طبیعی است که امکان تغییر شرایط داخلی آمریکا به نفع ایران یا به ضرر ایران وجود دارد. وجود یک سری دیدگاه‌های عقلانی نسبت به ایران در آمریکا فرض گرفته می‌شود که حداقل نفی نمی‌شود و معتقدند ممکن است بشود با آدم‌هایی در آنجا کار کرد.

در این دیدگاه گمانه‌زنی‌ها این است که قدرت هژمونیک آمریکا روبه افول است، چون آمریکا در رفتار با متحدین خود دچار مشکلاتی است و خصومت ایران با چند سیاستمدار خلاصه می‌شود. روایت زمینه‌گرا اصولا معتقد است این یک تقابل ذاتی تاریخی است. بحثی که من در اینجا ارائه می‌کنم و تقریبا به سمت نتیجه‌گیری حرکت می‌کنم این است که بین این دو ابرگفتمان زمینه‌گرا و ذات‌گرا یک عناصری جابه‌جا شده و یک عناصری وام گرفته شده و استخدام شده که می‌تواند به نوعی آن زمینه معنای مشترک را برای یک فهم ملی از آمریکا ایجاد کند و در واقع به برخی از آنها اشاره می‌کنم. مثلا توجه به پیچیدگی‌های درونی در آمریکا و ادراکی که نسبت به این پیچیدگی‌ها در بالاترین سطح یعنی رهبری وجود دارد به نظرم مساله مهمی است. تفکیک بین نه‌تنها نظام اجتماعی و مردم آمریکا با دولت حتی خود درون نظام سیاسی و حتی هیات اجرایی که در واقع مسائل و اختلاف‌نظرهای نسبت به ایران دارند نیز قابل اعتناست. این دو ابرگفتمان زمینه‌گرا و ذات‌گرا گفتمان لیبرال یعنی فهم هژمونیک از آمریکا و نگاه امپریالیسم یا نگاه چپ را به حاشیه رانده است و آنچه که الان زمینه ادراکی مشترک است در قالب دو گزاره بیان می‌شود و تقریبا به یک نوعی از اجماع در عرصه ملی رسیدیم که حداقل رژیم فعلی آمریکا و نظام سیاسی آمریکایی تفاوت‌ دارند. در این شرایط شما چه در قالب چند معنای استعاری تصور کنید و یا چه در معنای مخالفت با نظم بین‌المللی. می‌بینید که اختلاف‌نظرهای مختلفی وجود دارد و رهبری آمریکا دچار ضعف است و اقدامات آمریکا منجر به کاهش قدرت این کشور شده است. پیش‌بینی و توصیه است دو دیدگاه لیبرال و مارکسیستی یا چپ نسبت به آمریکا به نظر من حاشیه‌ای شده و اگر فرض را بر این بگیریم که گفتمان اصلی سیاست خارجی آقای روحانی نوعی از نهادگرایی لیبرالی است، بنابراین نیازمند یک نوع بازسازی گفتمان سیاست خارجی هستند. سیاست عقلانی و متعادل آمریکا نسبت به ایران می‌تواند زمینه‌ساز یک تعاملی شود. آنچه به شکل تجویز تاکید می‌شود این است که اگر بخواهیم این اجماع نسبی نسبت به آمریکا تداوم پیدا کند و به یک انگاره در ایران تبدیل شود به نظر من مهم‌ترين نکته غیرامنیتی کردن حداقل روابط دانشگاهی و پارلمانی با آمریکا است.

نظرات
ADS
ADS
پربازدید