پول‌پاشی صاحبان قدرت و ثروت برای کسب کرسی‌های بیشتر در مجلس | اتاق خبر
کد خبر: 432649
تاریخ انتشار: 27 شهریور 1398 - 11:13
گفت‌وگو با محمود جامساز، اقتصاددان
بانک مرکزي از سال گذشته در تلاش است تا نرخ ارز در بازار را واقعي کرده و به ثبات برساند. کارشناسان بر اين باورند که سياست‌هاي اين بانک تا حد زيادي موفق بوده و اکنون ارز در نرخي نسبتا متعادل و با کمترين نوسان ممکن معامله مي‌شود.

به گزارش اتاق خبر، در همين حال نگراني‌ها از ارزپاشي توسط برخي جريان‌ها در آستانه انتخابات مجلس و برهم خوردن نظم بازار افزايش يافته است. «آرمان‌ملي» ‌در گفت‌وگو با محمود جامساز- اقتصاددان- به بررسي شرايط ارزي کشور متاثر از اقدامات برجامي و بين‌المللي و نيز فرازونشيب‌هاي سياسي-اقتصادي داخلي پرداخته است که بخش نخست آن با موضوع تاثير کاهش تعهدات برجامي ايران در بازار ارز را در شماره 537 روزنامه خوانديد و ادامه آن با موضوع بررسي ارزپاشي انتخاباتي را اکنون از نظر مي‌گذرانيد.

با توجه به انتخابات پيش روي مجلس، بيم آن مي‌رود که برخي با ارزپاشي براي کسب راي، مجددا در بازار ارز و دلار اختلال ايجاد کنند. ارزيابي خود را بفرماييد و اينکه آيا عزمي از سوي بانک مرکزي براي مقابله با چنين فعاليت‌هاي اختلال‌زايي ديده مي‌شود؟

در بانک مرکزي اين عزم براي کنترل بازار ارز وجود دارد و در آن بحثي نيست. اما مساله تنها تصميمات بانک مرکزي نيست، عوامل ديگري هستند که در ارز يا ساير بازارها نوساناتي ايجاد مي‌کنند و سياست‌هاى مالى و پولى را تحت تاثير قرار مي‌دهند. درست است که بانک مرکزي متولي سياست پولي است و يكى از مهم‌ترين وظايف بانک مرکزي اين است که نرخ ارز، تورم و نقدينگي را کنترل کند، اما عوامل زياد ديگري هستند که در اين زمينه فعال و اثرگذارند و در بسياري از مواقع، بازارها را به نفع خود متلاطم مي‌کنند. حتي يک تصميم اشتباه که بانک مرکزي ممکن است اتخاذ کند نيز روي نرخ ارز تاثير مي‌گذارد. به‌عنوان مثال در اواخر سال 96، نرخ بهره از 20 درصد به 15درصد کاهش يافت و سبب ايجاد نابساماني در بازارهاي ارز و طلا و بسياري ديگر از بازارهاي غيرمتشکل شد. قيمت ارز حتي تا مرز 20هزار تومان هم بالا رفت که البته افزون بر دخالت عوامل داخلي تحريم‌هاي خارجي نيز در اين تحولات بى‌تاثير نبود.

آيا عوامل داخلي بدون نياز به فشارهاي بيروني مي‌توانند بر بازار ارز اثرگذار باشند؟

به اعتقاد من نقش عوامل داخلي بيش از نقش تحريم‌هاي خارجي است. زيرا ما اکنون با نقدينگي بيش از 2000هزار ميليارد توماني مواجه هستيم و بانک مرکزي دقيقا نمي‌داند که بخش عظيم اين نقدينگي کجاست و قادر نيست که اين نقدينگي را به سمت توليد هدايت کند؛ در صورتي که اگر اين نقدينگي به سمت توليد هدايت شود تا حد زيادي از بار مشکلات توليد، بيکاري، ارز و امثالهم كه بر دوش مردم سنگينى مي‌كند كاسته مي‌شود. وقتي ما نقدينگي را به سمت توليد هدايت كنيم طبعا توليد رونق مي‌گيرد و رشد اقتصادي ما از منفي به مثبت ارتقا مي‌يابد. در واقع، وقتي رشد اقتصادي منفي مي‌شود، يعني اقتصاد ما کوچکتر شده و بيکاري افزايش مي‌يابد. اين به آن معناست که درآمد ملي کاهش يافته و ارزش پول ملي پايين آمده است. اما عکس اين اتفاق زماني است که رشد اقتصادي ما مثبت است و ما توانسته‌ايم هم اشتغال ايجاد کنيم و هم ميزان توليد را افزايش دهيم. همچنين درآمد ملي بالا رفته و محصول ملي افزايش داشته است. وقتي محصول ملي افزايش پيدا کند بخش مهمي از تقاضا که اکنون بدون پاسخ است پاسخ داده مي‌شود و قيمت‌ها نيز کاهشي مي‌شوند. يعني اين روند روي گراني هم اثرگذار است.

در اين صورت نگراني از دخالت جريان‌ها در بازار ارز در آستانه انتخابات مجلس، از کجا ناشي مي‌شود؟

افزايش نرخ ارز يا تلاطم در بازارها در حال حاضر يا حتي طى چند دهه گذشته مستمسکي براي حلقه‌هاى مرتبط از معدود افرادي بوده است که از رانت ثروت و قدرت برخوردارند و هزاران ميليارد تومان سرمايه گردآوري کرده‌اند و حتى ميلياردها دلار در داخل کشور نيز ذخيره نموده و به دولت هم پاسخگو نيستند. آنها همواره در راستاى مقاصد خود از ابزار تبليغات سياسي عليه تضعيف جناح‌هاى مخالف در اين بازارها استفاده کرده‌اند. اکنون که صحبت انتخابات مجلس را مي‌کنيد هم به هر حال ممکن است چنين اتفاقي در بازار ارز بيفتد براي اينکه جناحي را بيشتر تضعيف کنند تا افراد مربوط به جناح خود وارد مجلس شوند و اکثريت را به دست بگيرند.

يعني ممکن است به‌گونه اي دخالت غيرمستقيم در بازار صورت گيرد؟

در انتخابات مجلس عکس انتخابات رياست‌جمهورى كه فراگير است نمايندگان منتخب حوزه‌هاى انتخاباتى متعدد هستند و آراى بخش‌ها و روستاها براي فرستادن نمايندگان به مجلس بسيار اثرگذار است؛ ابزار تبليغات نيز پشتوانه تامين مالى از سوى صاحبان قدرت مرتبط با رانت‌هاى سياسى، اقتصادى و اطلاعاتى است تا كرسى‌هاى بيشترى را در مجلس اشغال كنند و مسير دستيابى به منافع و مقاصد اقتصادى و سياسى خود را از طريق تصويب و يا عدم تصويب و يا لغو برخى از قوانين هموار سازند؛ لذا تلاش مي‌كنند نمايندگانى را به مجلس بفرستند كه در راستاى منافع آنان عمل كنند و از اين‌ رو، بسيار هزينه مي‌کنند؛ بازارها از جمله ارز را متلاطم مي‌کنند، سعى مي‌كنند در بيان معضلات اقتصادى و اجتماعى و فرهنگي اغراق كرده و تلاش مي‌كنند با وعده‌ها و كاشتن بذر اميد در دل مردم حوزه انتخابيه خود آراي آنان را جذب كنند و به هر حال از ترفندهايي استفاده کنند که در انتخابات‌‌هاي پيشين هم رخ داده و در انتخابات‌هاي آينده هم رخ خواهد داد. اما همين كه بر كرسى نمايندگى مجلس تكيه زدند به دنبال منافع شخصى و گروهى وابسته به خود هستند.

اما چگونه است که برخي نمايندگان حمايت مالي را کاملا تکذيب مي‌کنند؟

البته در واقع نبايد شيوه رفتارى چنين نمايندگانى را به همه مجلسيان تعميم داد؛ زيرا معدود نمايندگانى نيز هستند كه منافع ملى و منافع حوزه انتخابيه خود را بر منافع شخصى مرجح دانسته و نه تنها زير بار رانت و فساد نمي‌روند بلكه به‌رغم تهديدها با شجاعت به آشكارسازى مفسدان صاحب‌قدرت پرداخته و تكاليف نمايندگى خود را در راستاى آنچه قانون اساسى مقرر داشته انجام مي‌دهند. اما چون در اقليتند فريادشان در فضاى بى‌قانونى گرچه شنيده هم شود بى‌تاثير است.

 
نظرات
ADS
ADS
پربازدید