Performancing Metrics

سردمداران اقتصاد کلاهشان را قاضی کنند | اتاق خبر
کد خبر: 434479
تاریخ انتشار: 8 آبان 1398 - 09:56
علی‌اصغر سمیعی‌زفرقندی ، تحلیلگر بازار ارز

هر يک از ما به کاري مشغول هستيم، عده‌اي از ما تعريف و تمجيد مي‌کنند، عده‌اي هم طعنه مي‌زنند يا تنقيد مي‌کنند. و البته روح ما از تعريف و تمجيد خشنود و فربه مي‌شود و از انتقاد کدر و کسل. کساني که از ما تعريف مي‌کنند، يا عاشق ما هستند که اصلا عيوب ما را نمي‌بينند يا از متملقان هستند، يا گروهي که از روي ترس بدي‌هاي ما را خوب جلوه مي‌دهند و البته گروه چهارمي هم وجود دارد که از فرط دشمني، از کارهاي ناصواب ما تمجيد مي‌کنند که ما را به اشتباه بياندازند. منتقدان هم البته برخي از سر خيرخواهي انتقاد مي‌کنند و برخي از سر حسد و براي تخريب روحيه و عده‌اي هم چون ذاتا همه چيز را سياه مي‌بينند، خوبي‌ها را بد جلوه مي‌دهند. وقتي کسي از انسان انتقاد مي‌کند، بهتر است درباره آن فکر کنيم تا ببينيم آيا سخنان منتقد منصفانه و صحيح است يا نه. اگر بزرگنمايي مي‌کند، تا چه مقدار؟ اگر کلا خلاف است که اصلا به آن توجهي نشان ندهيم، اگر کاملا درست است آن را چون موهبتي براي خود بدانيم و در رفع اشکالمان کوشش کنيم. همچنين اگر کسي از انسان تعريف و تمجيد کرد، باز شايسته است که چشم‌بسته از آن تمجيدها، تعريف‌ها و ستايش‌ها عبور نکنيم و بدان مغرور نشويم. بلکه بايد بررسي کنيم تا ببينيم اين سخنان تا چه حد صحيح است و اگر اين سخن را صحيح نيافتيم بايد ديد انگيزه گوينده آن سخن چيست؟ در واقع اين ما هستيم که بايد اين تمجيدها و تنقيدها را بشنويم و کارهاي خود را هم بررسي کنيم تا به اين نتيجه برسيم که کدام حرف صحيح و کدام حرف ناصحيح است. وقتي يک خبرگزاري معتبر از عملکرد دستگاه اقتصادي کشور تمجيد مي‌کند خوب است سردمداران اقتصاد کشور بنشينند کلاه خود را هم قاضي کنند و بگويند ما در مردادماه سال 92 سکان اقتصاد کشور را با دلار 3200 توماني در دست گرفتيم، الان هم بعد از شش سال حدود 12هزار تومان است، در حالي که در اين مدت اجازه داده شده که دلار 18 هزار تومان هم در بازار مورد معامله قرار بگيرد و البته دلارهاي سهميه‌اي (يا به قولي رانتي) هم به قيمت‌هاي پايين‌تر از بازار فراوان مورد معامله قرار گرفته و اگر منحني نمايشي در اين باره رسم شود،‌ مشاهده مي‌کنيم که در اين شش سال چه مقدار از نوسان شکل گرفته و به‌ويژه در سال 97 که توفاني از نوسانات ويرانگر اقتصاد کشور را مورد هجمه قرار داد، اگر سعي مي‌شد نرخ 3200 توماني با يک شيب ملايم و رو به بالا با احتساب تفاضل نرخ‌هاي تورم و بهره داخل و خارج و بدون تاثيرپذيري از موفقيت‌هاي سياسي مربوط به برجام، افزايش يابد و البته دلارهاي رانتي هم به هيچ بهانه‌اي حتي خيرخواهانه به بازار تزريق نمي‌شد،‌ بهتر نبود؟ که در آن صورت مسلما قيمت فعلي دلار از 7500 تومان بيشتر نبود. يا اگر نرخ بنزين که شش سال پيش نيز همين رقم فعلي يعني هزار تومان بود، همراه نرخ تورم تعديل مي‌شد بهتر نبود؟ يا همينطور براي ساير حامل‌هاي انرژي. آيا اگر به مسافران خارج از کشور دلار رانتي نمي‌داديم و عوارض خروج از کشور را به گونه‌اي تعديل مي‌کرديم که سفرهاي داخلي براي مردم جذاب‌تر مي‌شد و گردشگري داخلي رونق مي‌يافت و با استفاده از درآمد حاصل از محل عوارض خروج از کشور هتل‌ها، گردشگاه‌ها و امکانات براي شهرهاي خودمان مي‌ساختيم، بهتر نبود؟ و ده‌ها سوال ديگر. رسانه‌اي که اعلام مي‌کند 40 درصد ارزان‌شدن ارز ريال نقطه مثبتي است، خوب است ما از خودمان بپرسيم که به چه دليل بايد قيمت پول ملي ايران تقويت شود؟ آيا نرخ بهره ما به استانداردهاي جهاني نزديک شده است؟ آيا نرخ تورم ما نسبت به نرخ تورم کشورهاي حوزه دلار کمتر شده است؟ آيا نرخ بيکاري د‌ر کشورمان کاهش يافته است؟ آيا سرمايه‌گذاري در صنايع و معادن افزايش چشمگيري داشته است؟ پس چرا پول ملي بايد تقويت شود؟ اگر به طور مصنوعي اين کار صورت بگيرد،‌ قطعا اشتباه است و اگر بگويند قبلا به طور مصنوعي بالا رفته بود و حالا پايين آمده که بايد در واکنش به آن بگوييم قبلا کار اشتباهي صورت گرفته که اجازه داده شده است اين نرخ بالا برود. ممکن است گفته شود که جهش ناگهاني قيمت‌ها در فروردين‌ماه 97 در اثر تهديدات و تحريم‌هاي ظالمانه آمريکا بوده که البته کسي منکر اين فشارها نيست، ولي وظيفه کشتيبان فقط هدايت کشتي در شرايط آرامش دريا نيست که در اتاق خود بنشيند و قهوه‌اش را بخورد و کشتي هم در دريا حرکت کند، بلکه اتفاقا در شرايط سخت و در درياهاي ناآرام و متلاطم است که ناخدا مي‌بايد تبحر و توانايي‌هاي خود را بروز دهد. قبلا هم گفته‌ام بانک‌هاي مرکزي دو وظيفه اصلي دارند يکي ايجاد ثبات نسبي در قيمت‌ها (البته سبد قيمت‌ها نه فقط ارز و طلا) و از آن مهم‌تر ايجاد شغل و مبارزه با بيکاري. وقتي ديگران از ما تعريف مي‌کنند به جاي اينکه خوشحال شويم و لبخند بزنيم بايد از خود بپرسيم آيا واقعا توانسته‌ايم به وظايف خود عمل کنيم؟ اخيرا يک مقام بلندپايه ولي غيراقتصادي سخنان بسيار حکيمانه‌اي در رابطه با اقتصاد کشور گفته بود وقتي اين سخنان را در روزنامه مي‌خواندم با خودم گفتم اي‌کاش مسئولان اقتصادي کشور هم از اين حرف‌ها مي‌زدند و از آن مهم‌تر اينکه به اين حرف‌ها اعتقاد داشتند و به آنها عمل مي‌کردند. صحبت‌هاي ايشان در رابطه با ايجاد شفافيت در فضاي اقتصادي کشور، واقعي‌شدن قيمت‌ها، حذف قيمت‌هاي رانتي و حذف سوبسيدهاي غير ضروري بسيار جالب توجه بود، ولي همانطور که عرض کردم به اين سخنان و مهم‌تر از آن عمل به آن از زبان مسئولان اقتصادي کشور خوش‌تر است. هرچند که شاعر موافق نباشد: «خوشتر آن باشد که سر دلبران ** گفته آيد در حديث ديگران‌‌». به هر حال به نظر مي‌رسد براي ارزيابي عملکرد مسئولان نه تعريف و تمجيد فلان خبرگزاري خارجي ملاک است و نه طعنه و کنايه و انتقادهاي فلان روزنامه داخلي، بلکه تنها نتايجي که از فعاليت‌ نهادهاي اقتصادي حاصل مي‌شود مي‌تواند معيار سنجش و نمره دادن به آنها باشد.

 
نظرات
ADS
ADS
پربازدید