Performancing Metrics

گزاف‌گرایان علیه حجاریان | اتاق خبر
کد خبر: 445931
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1399 - 16:37
عباس موسایی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب

تفکر افراط‌گرا-پوپوليست و توسعه‌ستيزي که روزي مغز متفکر اصلاحات را نشانه گرفت، امروز به ترور شخصيت او روي آورده است، غافل از آنکه با تير و ترور نمي‌توان به مصاف تفکر رفت. حجاريان قديس نيست که نتوان نقدش کرد، ولي آنقدر با اصول، پرنسيب، چارچوب‌دار و مستدل سخن مي‌گويد که تندروها، توان پاسخ به نقدهايش را ندارند. ‌آنان به جاي نقد حجاريان نفي او را تئوريزه مي‌کنند، غافل از آنکه نفي‌شان، نه تنها حجاريان را از ميدان فکر و ساحت سياست بيرون نرانده، که او و تفکر اصلاح‌طلبي را در متن و بطن و جامعه نمايان‌تر کرده و روزبه‌روز نياز کشور به اصلاحات را نمايان‌تر مي‌سازند. تندروهاي گزاف‌گرا (extermist)وقتي از تاثيرگذاري مرغ نيمه‌بسمل (تعبير سروش از وضعيت جسماني حجاريان) در عرصه سياسي آگاهي يافته‌اند، ترور شخصيت ايشان را در دستورکار قرار داده‌اند. غافل از آنکه ضعف استدلال و منطقشان، بر هويت پوشالي خود آتش زده است، که اهالي نظريه گفتمان به نيکي گفته‌اند؛ سخن و کردار همچنان که هويت‌ساز است، هويت‌سوز است، چه آنکه بخواهي «ديگري» را بسوزي، «خود» مي‌سوزي. حجاريان را مي‌توان نماينده راديکاليسم اصيل اصلاح‌طلبي دانست، راديکاليسمي سياست‌ساز که معطوف به اصول اصيل انقلاب 57، دموکراتيزاسيون را در دستورکار قرار داده است. او چراغ‌به‌دست و اميدوار، در زمانه‌اي که تاريکي‌سازان اندک‌سالار و براندازي‌خواهان خيال‌انديش، انسداد و ياس را به عرصه سياست تزريق مي‌کنند، ايثارگرانه و دانشورانه مي‌کوشد تا چراغ نيمه‌جان اصلاحات را از تندبادهاي مخاطره‌آميز مصون دارد و سياست اميد و اصلاح را بر فراز سياست شعله‌ور سازد. گزاف‌گرايان آشفته‌گو به جاي آنکه نقد تفکر پيشه گيرند و جدال احسن را در دستورکار قرار دهند، زبان‌هاي آغشته به اتهام‌زني و شمشير سلاخي را از نيام برآورده و تير تهمت به سوي متفکر روانه کرده‌اند. ظهور تندروي گزاف‌گراي بي‌اصالت در فضاي سياست کشور، ناشي از به حاشيه رفتن گفتمان‌هاي اصيل است و البته هشداري به عقلاي قوم. اين عارضه بيش و پيش از آنکه حجاريان را به مسلخ برد، نشانه غلبه افراطي‌گري بر اصول‌گرايي است، زيرا پيشي گرفتن التقاط‌گرايي حاشيه‌اي بر اصولگرايي محافظه‌کارانه را صلا مي‌دهد. پيشي گرفتن امثال رائفي‌پورها بر نظريه‌پردازان با پرنسيب اصولگرا، همچون مهدي نصيري، ابراهيم فياض و... نه تنها عارضه‌اي ضد سياست، که بيماري اصولگرايانه است. غلبه حاشيه بر متن در جرگه اصولگرايان، در دهه هشتاد با ميدان‌داري هزاره‌گرايان پوپوليست، نظم و ساختار سياسي کشور را به بحران کشانيد که همچنان ملک و ملت، تاوان آن را مي‌دهند. اين حاشيه امروز گرچه به ظاهر عليه اصلاح‌طلبي زبان دراز کرده است، اما ماهيت و محتواي خطرناک آن، عليه نظم و ساختار سياسي قد علم خواهد کرد. اين فرقه نشان داده است که آنچه «خوبان افراط‌گرا» همه دارند، را همه يکجا دارد. سويه افراطي پوپوليسم منفي به معناي تحريک و شوراندن حاشيه نابرخوردار عليه بخش بهبودخواه، با اتکاء به مخالفان بهبودخواهي، به عبارتي ژست اپوزيسيون نمايي پوزيسيوني، سويه آشکار اين فرقه است، غافل از آنکه نتيجه اين رفتار نه تنها بر بهبودخواهان درون حاکميت و اصلاح‌طلبان، که بر تماميت سيستم و ساختار تحميل خواهد شد، به نشاني که حوادث 96 در يد اختيار و محدوده خواسته ايشان متوقف نگرديد و واريته قبلي‌شان نيز در نهايت از تخريب هاشمي ناطق به ژست اپوزيسيون‌نمايي در مقابل حاکميت روي آورد. اينان موريانه جا خوش کرده در ظاهر ساختار، عليه باطن ساختارند. از اين لحاظ شايسته صفت گزاف‌گرايان التقاطي‌اند که همزمان از واريته‌هاي گزاف‌گراي نحله‌هاي مختلف الگو مي‌گيرند. رگه‌هاي روشني از افراطي‌گري نژادپرستانه ناسيوناليستي را با سويه‌هاي افراطي‌گري بنيادگرايي در هم آميخته و همزمان در تقابلي آشکار با ملت‌ها، تمدن‌ها و مذاهب ديگر قد علم مي‌کنند اينان عليرغم آنکه خود را ضد غرب مي‌نمايانند، در نظر و عمل، پيروان مدرنيته‌ستيزان غربي‌اند. ادبياتشان مملو از آموزه‌هاي مدرنيته‌ستيزان غربي است، به تعبيري دچار نوعي غرب‌زدگي مضاعف‌اند. مدرنيته سياسي را برنمي‌تابند و براي نفي آن از متفکران ضد مدرنيسم غربي، همچون هايدگر بهره مي‌گيرند. گزاف‌گرايان پوپوليست، گرچه منطقي اصيل و جدي ندارند، اما بايد جدي گرفته شوند. اين جدي‌گرفتگي ناشي از ظرفيت ويرانگر اينان عليه نظم و ساختار است، از اين رو قبل از آنکه ديگري ويرانگر اصلاح‌طلبي باشند، موريانه ساختار سياسي‌اند، چون پالس انسداد، افراطي‌گري، نفرت و اختلاف از خود ساطع مي‌کنند. اينان در انتگريزه کردن حاشيه عليه متن جدي‌اند و صد البته نشان داده‌اند براي تبديل شدن/ماندن در / به گفتمان برتر، سد و مانعي را در برابر خود برنمي‌تابند. براي هر مفهوم و مرام اصيل، بدلي در چنته دارند، دماگوژي (مردم‌فريبي) را عليه دموکراسي، پوپوليسم منفي عليه مردمداري (پوپوليسم مثبت و مردم‌انگيز)، پيشرفت فني را عليه توسعه، حرافي عليه سخن و... را رو مي‌کنند. به‌نظر مي‌رسد، جلوگيري از پيشروي اينان و غلبه بر مخاطراتشان براي نظام، کشور و ملت، علاوه بر تدبير و تصميم حاکميت، نيازمند درايت و سياست مسئولانه جريان بهبودخواه و اصلاح‌طلب نيز است. اصلاح‌طلبان مي‌بايست در تئوري‌ها و سياست‌ورزي‌هايشان، به اين نکته التفات داشته باشند که تئوري و پراکسيس‌شان، چه فضا و فرصتي براي گزاف‌گرايان خشونت‌طلب، ضد حقوق ملت و خيال‌پردازان خود متفکرپندار و بنيادگرا فراهم مي‌کند. سعيد حجاريان عزيز به عنوان قرباني بزرگ اين فرقه و ديگر راديکاليست‌هاي اصيل اصلاح‌طلب، براي ممانعت از پيشروي مهلک اينان و عواقبش براي عرصه‌هاي مختلف امنيت، سياست، اقتصاد و... کشور، مي‌بايست طرحي نو دراندازند و بيش از پيش بر نتايج سياست‌ورزي راديکال خود بر ظهور و بروز اين حاشيه‌نشينان سياست راستين، واقف باشند. به عبارتي راديکاليست‌هاي اصلاح‌طلب مي‌بايست به تاثيراتي که در زمينه‌سازي براي پيشروي پوپوليست‌هاي افراط‌گرا و امکان پيوند مجدد اقتدارگرايي-پوپوليسم، فراهم مي‌آورند، بيش از پيش ملتفت باشند. در امروز و فرداي احتمالي ناگواري که ميدان‌داري گزاف‌گرايان حاشيه‌نشين براي ملک و ملت به ارمغان مي‌آورد/ خواهد آورد، نقش اصلاح‌طلبان در قدرت‌يابي اينان، غير قابل چشم‌پوشي است. وظيفه حکومت براي ايستادگي در مقابل اينان و جدي گرفتن مخاطراتشان، وظيفه و رسالت اصلاح‌طلبان براي وقوف بر پيامدهاي چشم‌پوشي بر ظرفيت و محتواي مخاطره‌آميز اينها را منتفي نمي‌سازد. اين بدان معنا نيست که اصلاح‌طلبان، اينان را به‌وجود آورده‌اند، بدين معناست که معادله سياست‌ورزي مصلحانه بايد امکان ظهور اين حاشيه‌نشينان ضد‌سياست را نيز از نظر دور ندارد. راديکاليسم اصيل مصلحانه بايد بپايد، براي گزاف‌گرايي التقاطي ويرانگر، فرصت ايجاد نکند.

آرمان ملی

 

نظرات
ADS
ADS
پربازدید