راز رقابتي كردن بازار پتروشيمي | اتاق خبر
کد خبر: 8191
تاریخ انتشار: 25 مهر 1390 - 12:00
محمد حسن پیوندی - پتروشيمي، صنعت منحصر به فردي است كه اگر برنامه‌ريزي‌هاي پيش‌بيني شده در اين زمينه در برنامه‌هاي دوم و سوم توسعه به درستي به اجرا درمي‌آمد، امروزه اين صنعت مي‌توانست كليدي‌ترين نقش را در اقتصاد ما ايفا كند. در مقايسه با ساير كشورها، ايران بالاترين و بهترين ظرفيت را براي توسعه پتروشيمي داراست و هيچ كشوري مانند ايران از تمام امكانات و ظرفيت‌هاي لازم براي توسعه اين صنعت برخوردار نيست. دلايل زيادي را براي اثبات اين موضوع مي‌توان ذكر كرد كه از جمله آنها عبارتند از: 1- مهم‌ترين منابع مورد استفاده در صنعت پتروشيمي، هيدروكربورها هستند كه از منابع گازي و نفتي به دست مي‌آيند. ما تنها كشور در جهان هستيم كه هم از لحاظ منابع گازي و هم از لحاظ منابع نفتي در رتبه‌هاي بسيار بالايي قرار داريم، علاوه بر اين منابع گازي در ايران بسيار غني است. در رده‌بندي جهاني از لحاظ منابع گازي در رده دوم و از لحاظ منابع نفتي هم در رده دوم يا سوم جهان قرار داريم. كشور عربستان اگرچه از لحاظ منابع نفتي در جايگاه اول قرار دارد اما فاقد منابع گازي است، قطر هم اگر گاز دارد، نفت ندارد. 2- عامل مهم ديگر در توسعه صنعت پتروشيمي، نزديكي به آب درياهاست بطوري كه اين صنعت به آب‌هاي آزاد و سواحل كشورهاي مختلف دنيا دسترسي داشته باشد كه از اين لحاظ ما از نعمت خليج‌فارس و درياي عمان بهره‌مند هستيم و همه منابع ما نيز يا در خليج‌فارس است يا نزديك به خليج‌فارس كه به اين ترتيب امكان صادرات بيشتر محصولات اين صنعت را افزايش داده است. 3- صنعت پتروشيمي به همان شدت كه به خوراك احتياج دارد، براي سرويس‌هاي خنك‌كننده به آب نيز نياز دارد، براي مثال حجم آبي كه فقط در عسلويه براي خنك كردن استفاده مي‌شود (آبي كه يك بار در سيكل دور مي‌زند و دوباره به دريا بازمي‌گردد) 380 متر مكعب يا380 تن در ساعت است، چهار برابر آب ورودي به تهران بزرگ، ما اين آب خنك‌كننده را داريم و همه كشورها اين امكان را ندارند. 4- نقش محوري ديگر، نيروي انساني است. ما تنها كشور در خاورميانه هستيم كه از نيروهاي انساني با صد سال تجربه در صنعت نفت و 45 سال تجربه در صنعت پتروشيمي بهره‌مند هستيم و از طرف ديگر دانشكده‌هاي مهندسي خيلي خوبي داريم كه به تربيت و پرورش نيروي‌هاي انساني متخصص مشغول هستند. 5- ما كشوري هستيم كه همسايه‌هاي متعددي داريم و در واقع بازارهاي هدف فراواني در اطراف ما قرار دارد. عراق، افغانستان، كشورهاي CIS(كشورهاي مستقل مشترك‌المنافع) و تركيه. علاوه بر اين ما از طريق اقيانوس هند به دو بازار بزرگ چين و هند دسترسي داريم. 6- از همه مهم‌تر عشق و علاقه مردم ايران به پيشرفت و توسعه كشور است. اينها پتانسيل و ظرفيت كمي نيست. نتيجه اين حرف‌ها اين است كه ايران بايد از نظر توسعه صنعت پتروشيمي در صدر كشورهاي جهان باشد، يعني نقش تعيين‌كننده در صنعت پتروشيمي جهان داشته باشد. صنعت پتروشيمي، صنعتي است كه چيزي در حدود 10درصد هيدروكربورهاي كشور را مصرف مي‌كند و بقيه آن هم يا به شكل خام صادر شده يا به شكل انرژي در داخل كشور مصرف مي‌شود. با اين اوصاف با وجود اينكه هنوز در صنايع پايين دستي پيشرفت زيادي نداشته‌ايم، اما طبق آمار گمرك 40درصد صادرات غيرنفتي ايران را محصولات پتروشيمي تشكيل مي‌دهد، همين آمار به معناي واقعي نشان مي‌دهد كه از همين 10درصد شما مي‌توانيد ارزش‌افزوده بسياري را ايجاد كنيد. پس اين صنعت با توجه به ارزش‌افزوده ايجاد شده، مي‌تواند نقش بسيار مهمي در توسعه كشور داشته باشد. وقتي ما مي‌گوييم هدفمند كردن يارانه، اين طرح قيمت‌هاي انرژي را تحت تاثير قرار مي‌دهد. از طرف ديگر مي‌دانيم كه منشأ انرژي، هيدروكربورها هستند و اين هيدروكربورها به دو بخش مصرف (سوخت) و توليد تخصيص داده مي‌شود. معني هدفمند كردن چيست؟ معني‌اش اين است كه بايد انرژي را از بخش سوخت به بخش توليد انتقال دهيم. حال سوال اين است كه اين هدفمند كردن با چه معياري بايد صورت بگيرد و ابعاد آن تا چه حد گسترده است؟براي پاسخ به اين سوال ماده 32 برنامه قانون چهارم را مطالعه كنيد. اين ماده بر اين امر تاكيد مي‌كند كه محصولات صادراتي ما بايد قابل رقابت با منطقه باشد و در واقع منطق درست هم همين است. با اين معيار اگر قرار باشد صادرات پتروشيمي قابل رقابت با منطقه باشد بايد قيمت تمام‌شده آن از قيمت تمام‌شده منطقه كمتر و در بدترين حالت مساوي آن باشد، كيفيت هم اگر بهتر نباشد بايد در سطح كيفيت آنها باشد. به اين معني كه قيمت خوراكي كه به پتروشيمي داده مي‌شود بالاتر از قيمت خوراك در منطقه نباشد كه اين در واقع يك استدلال شفاف و روشن است. عربستان سعودي براي تشويق سرمايه‌گذاري در آن كشور قيمت خوراك را با 30درصد تخفيف ارايه مي‌كند. در اين كشور قيمت گاز هيچ‌گاه بيشتر از 30 تا 70 سنت نيست. اين قيمت براي كشور ما هم در حال حاضر همين حدود است. اما الان به خاطر جريان هدفمند كردن بحث قيمت خوراك دستخوش تحولات مختلفي شده است. معيار شركت گاز براي تعيين قيمت، همان قيمت گاز صادراتي به تركيه است، كه اين درست نيست، چرا كه در چنين شرايطي سرمايه‌گذار حاضر شده است در صنعت پتروشيمي وارد شده و در آن سرمايه‌گذاري كند، ايجاد شغل كرده و معضل بيكاري جامعه را حل كند. پس وقتي كسي حاضر شده اين سرمايه‌گذاري را انجام دهد بايد از آن حمايت شود، به اين معني كه قيمت خوراك مصرفي در حدي باشد كه محصولش با محصولات منطقه قابل رقابت باشد. اين درست است كه اگر قرار است گاز به كشور تركيه فروخته شود بايد با بالاترين قيمت صورت گيرد، چون قرار است كه ثروت ملي را صادر كنيم، اما واضح است كه حساب توليدكننده داخلي از يك كشور بيگانه و خارجي جداست. افرادي كه طرح هدفمند كردن يارانه‌ها را ارايه داده و اجرا مي‌كنند، بايد با يك ديدگاه فرابخشي و فرابنگاهي به اين كار پرداخته و به اقتصاد ملي توجه كرده و اهداف خود را بر اساس توسعه اقتصاد ملي برنامه‌ريزي كنند. يعني به معيارهاي GDP، توليد، شغل، درآمد ملي و... توجه كنند. پيشنهاد صريح و واضح اين است كه قيمت خوراك‌ها نبايد طبق ماده 32 قانون چهارم بيشتر از قيمت منطقه باشد تا محصولات ما بتوانند قابل رقابت با منطقه باشند. در شرايط فعلي بهترين كار اين است كه قيمت خوراك‌هاي پتروشيمي تا دو، سه سال آينده حتي به اندازه يك ريال هم افزايش نيابد تا اثرات تحريم فروكش كند، علاوه بر اين بايد به صنعت كمك شود تا ظرفيت خود را به صد درصد برساند. صنعت پتروشيمي يك صنعت هدر‌دهنده انرژي نيست، بلكه يك صنعت مولد است. در اينكه هدفمند كردن يارانه‌ها يك قانون مترقي است شكي نيست و الان شاهديم كه در حمل‌ونقل‌هاي شخصي، سوخت و بالاخص بنزين در حال هدر رفتن است، حال مساله مهم، چگونگي روش اجراي اين طرح است. در قسمت توليد اگر قيمت‌هاي انرژي افزايش يابد هيچ اتفاق مثبتي نمي‌افتد، لذا بايد با قيمت معقول انرژي را در اختيار توليدكنندگان قرار داد كه معيار معقول بودن هم، همان قابل رقابت بودن صنعت با توليدات كشورهاي منطقه است ولي درباره بنزين بايد يارانه‌ها هدفمند شده يا به عبارتي قيمت آزاد شود، البته بايد در اين مرحله به ابعاد فرهنگي و اجتماعي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها نيز پرداخته شود. توسعه صنعت پتروشيمي از محل بودجه دولت تامين مالي نشده است بلكه از محل درآمدهاي اين صنعت منابع سرمايه‌گذاري نيز فراهم شده‌اند. تنها كمك دولت در طي اين چند سال قانوني مترقي بوده كه بر مبناي آن صنعت پتروشيمي از پرداخت ماليات معاف شده و مقرر شود ماليات صرف توسعه صنعت شود. قيمت بنزين بايد افزايش يابد و واضح است كه در شرايط فعلي بخشي از بنزين مصرفي به هدر مي‌رود و هدردهندگان آن هم قشر مرفه جامعه هستند ولي قيمت خوراك صنعت پتروشيمي نبايد افزايش يابد چون به توليد صدمه وارد مي‌كند. محصولات صنعت پتروشيمي در تمام زمينه‌ها مانند پزشكي، هوافضا، وسايل حمل‌ونقل و... كاربرد دارد، پس بايد به اين صنعت كمك شده و موجبات رشد و توسعه آن فراهم شود، نه اينكه هزينه‌هاي اين صنعت را افزايش دهيم. لذا نبايد قيمت خوراك صنعت پتروشيمي را تغيير داد. چگونه كشوري مثل تايوان بدون حتي يك ذره خوراك و تكنولوژي و نيروي انساني متخصص بالاي صد ميليارد دلار فروش محصولات پتروشيمي دارد؟ اين موضوع برمي‌گردد به اينكه ما صنعت را خوب اداره نمي‌كنيم و پروژه‌هاي اين صنعت به موقع به بهره‌برداري نمي‌رسند و از اين طريق قيمت تمام‌شده محصولات نيز افزايش مي‌يابد. لذا بايد چيدمان صنايع را طوري مديريت كنيم كه هزينه‌ها كاهش يابد و خصوصي‌سازي به صرفه باشد، با اين اوصاف اگر قيمت‌ها بطور غيرعادي افزايش يابد، سرمايه‌گذار انگيزه كافي براي ادامه فعاليت را از دست خواهد داد. خطر ديگري كه با افزايش قيمت انرژي مي‌تواند كشور را تهديد ‌كند اين است كه احتمال افزايش فرار سرمايه در چنين شرايطي دور از انتظار نيست و به اين ترتيب افراد سرمايه‌گذاري‌هاي خود را در كشورهاي همسايه انجام مي‌دهند. هدفمند كردن يعني منابع را از بخشي كه بازدهي كافي ندارد به ساير بخش‌هاي توليدي منتقل كنيم تا براي جامعه ايجاد شغل كنيم. درباره بسته حمايتي بايد گفت كه اين بسته نبايد الان ارايه مي‌شد بلكه بايد پيش از اين كليات آن مطرح مي‌شد و همانند برنامه بودجه بايد كمي باشد تا در فرآيند اجرا و ارزيابي آن از معيارهاي كمي استفاده شود. اعتماد-  دبير انجمن صنفي كارفرمايي صنايع پتروشيمي      
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید