حاشیه هایی سنگین تر از تمام وزنه ها | اتاق خبر
کد خبر: 179087
تاریخ انتشار: 9 آذر 1394 - 08:54
تیم ملی وزنه برداری ایران در مسابقات جهانی ضعیف ترین نتیجه دهه اخیرش را به دست آورد تا نگرانی ها چند ماه مانده به المپیک تشدید شود....

تیم ملی وزنه برداری ایران در مسابقات جهانی ضعیف ترین نتیجه دهه اخیرش را به دست آورد تا نگرانی ها چند ماه مانده به المپیک تشدید شود.

به گزارش اتاق خبر، پولاد مردان ایران در حالی راهی مسابقات جهانی هیوستون شدند که “کم امید”، “ناقص” و “پرحاشیه” بودند. همین سه خصوصیت کافی بود تا وزنه ها یکی پس از دیگری قبل از فیکس شدن به زمین بیفتند. روشن شدن چراغ های قرمز پیاپی تنها علامت رد حرکت نبود، هشداری بود به ورزش ایران که قرار است وزنه برداری یکی از اضلاع مدال آوری اش در المپیک باشد.

مدت زمان زیادی است که وزنه برداری روزهای خوبش را تجربه نمی کند، اما مسکنی در فوق سنگین بوده که همیشه جور ناکامی ها را بکشد. ناکامی سبک وزن ها، ناکامی عدم تکرار رکوردهای تمرین، ناکامی های ناشی از سومدیریت  و …

این بار اما داستان فرق می کرد، بهداد سلیمی با مصدومیت نابهنگام خود (که حرف و حدیث های خاص خودش را هم داشت) غایب بزرگ رقابت ها لقب گرفت. شاید کیانوش رستمی با طلایش می توانست نقش بهداد را بازی کند، اما وزنه روی دستش درست آنجا که نباید شوخی اش گرفت. کسی چه می داند شاید خواست خدا بود تا وزنه 218 کیلوگرمی (رکورد فعلی دنیا) پس از مهار کامل از پشت رها شود تا جلوی اتفاقات بعدی گرفته شود. از دست رفتن طلای کیانوش اتفاق تلخ و ناراحت کننده ای بود اما اگر این اتفاق بتواند باعث شود که وزنه برداری در فاصله بسیار اندک مانده به المپیک تکانی بخورد، به جرات می توان تنها اتفاق مثبت هیوستون را همین سقوط دانست.

پس از مدت ها کش و قوس، در شرایطی که وزنه برداران از نبود مربی و تمرین و رسیدگی گله مند بودند، دعواها سر چیز دیگری بود؛ سر این که آیا عضویت در شورای شهر شغل است یا نه! یکی باید رضازاده را قانع می کرد که به همان ابوالفضلی که موقع وزنه زدن صدایش می زدی قسم، با یک دست نمی شود دو هندوانه برداشت حتی اگر دست ها بزرگ و قوی مثل دست های تو باشد.

کسی توجه نکرد به زنگ خطرهایی که به صدا در آمده بود، به فاصله زیاد نفرات اصلی با ملی پوشان، به نبود پشتوانه، به اعزام نشدن تیم های جوانان. رضازاده بالاخره زورش نرسید و در شرایطی که همیشه می گفت وزنه برداری را انتخاب می کند، در چرخشی ناگهانی اعلام کرد که نمی تواند از رای مردم بگذرد و در شورا ماند. علی مرادی رئیس فدراسیون شد اما این هم پایان دغدغه ها نبود.

انتظار از فدراسیون جدید، رسیدگی به وزنه برداری و آماده سازی تیم بود، اما از همان ابتدا داستان ها شروع شد. یکی می گفت آیان طرف رضازاده بود و همه کار می کند ایران را زمین بزند دیگری می گفت آیان با مرادی مشکل دارد و دوپینگ های ایران یکی یکی در می آید. از آن سو مرادی با اطمینان می گفت که مشکلاتش را با فدراسیون جهانی حل کرده است. بحث هر چه بود و حق با هرکه بود. روزها یکی پس از دیگری می گذشت. حسین توکلی سرمربی تیم ملی شد آن هم در شرایطی که زمان اندکی داشت.

سهراب مرادی یکی از اندک پرامیدهای ایران با ندانم کاری حذف شد. یکی مدعی شد کار رضازاده بوده که او را بازنشست کرده و آن یکی می گفت کار من نیست. نامه و نامه نگاری سودی نداشت و مرادی از دست رفت. سلیمی مصدوم بود، بهادر مولایی آن قدر ناآماده بود که در دسته B وزنه زد. سبک وزن هم که هیچ وقت تعریفی نداشت. کیانوش ماند و یک تیم.

تیم اما از آنچه که انتظارش می رفت بدتر بود. خیلی هم بدتر بود. از تیم بدون بهداد کسی انتظار سکو و … نداشت، اما پانزدهمی جهان و پایین تر قرار گرفتن از بعضی کشورها که حتی با نفرات کامل هم نیامده بودند، بد جوری توی ذوق زد. معلوم نبود چه می گذرد. کسی نفهمید چرا سه وزنه بردار اوت کردند و یکی هم وزنه زدنش با نزدنش فرقی نکرد چرا که امتیازی نگرفت. کسی نفهمید توکلی چرا شرایط بحرانی تیم را نمی فهمد و وزنه ناموفق حرکت اول را در حرکت دوم اضافه می کند و پس از ناکامی در حرکت سوم باز هم وزنه را اضافه می کند. جورج زالای روزهای آخر مسابقات اصلا در سالن حاضر نمی شود. اخبار غیررسمی و تایید نشده حکایت از مشکل وزنه برداران با مرادی حتی در حین مسابقات داشته است. چه بر سر وزنه برداری آمده است؟

تیم ملی وزنه برداری با پانزدهمی جهان بازگشت. به لطف سال گذشته توانست 5 سهمیه از شش سهمیه المپیک را بگیرد. کیانوش رستمی تنها وزنه برداری بود که در اندازه های خودش وزنه زد و دیگر هیچ.

فرصت زیادی تا المپیک نمانده اما هنوز می توان کاری کرد. به شرطی که قدیمی ها ته دل خوشحال نباشند از این که جدیدها نتوانستند در فدراسیون نتیجه بگیرند و جدیدها هم آسمان به ریسمان نبافند که ما ویرانه تحویل گرفتیم. وزنه های هیوستون به خودی خود سنگین نبودند. روی هر کدام کوهی از حاشیه ها بود تا کمر وزنه برداری خم شود.

وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک هم بی تقصیر نیستند. مگر قول نداده بودند از رشته های پرامید و مدال آور حمایت کنند؟ چقدر حمایت کردند؟ چرا نظارتی نداشتند، چرا حواشی را دیدند و سکوت کردند و مهم تر از همه چرا حالا بازخواست نمی کنند؟ آیا منتظر معجزه ای در ریو هستند؟ این معجزه رخ نخواهد داد. شاید هم امیدوارند بهداد از روی “تخت” به روی “تخته” برود و به راحتی با زانوی بند خورده اش طلای المپیک را بیاورد!

مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید