شبکه های اجتماعی؛ خوب یا بد؟ | اتاق خبر
کد خبر: 315836
تاریخ انتشار: 19 بهمن 1394 - 11:29
سعید قبادی

امروزه و با گسترش نفوذ اینترنت در میان خانواده­ها به شکلی روزافزون شاهد رشد استفاده افراد از شبکه­های اجتماعی هستیم. البته ایجاد شبکه­های اجتماعی به سال­های دور برمیگردد اما چیزی که باعث گسترش کاربرد آنها در میان عامه در سال­های اخیر شده است، رشد روزافزون نفوذ گوشی­های موبایل هوشمند می­باشد. شبکه­های اجتماعی اولیه برای کامپیوترها ایجاد شده بودند و استفاده از آنها محدود به افرادی بود که به کامپیوتر و اینترنت دسترسی داشتند. اما رفته رفته و با ارزان شدن گوشی­های هوشمند موبایل و عمومی شدن استفاده از آنها، به تدریج شبکه های اجتماعی مبتنی بر این گوشی­ها متداول گشت. این روزها کمتر کودک دبستانی یا فرد مسنی را میبینیم که گوشی هوشمند نداشته و حداقل در یکی دو شبکه اجتماعی عضو نباشد. این شبکه­ها در فرم­های مختلف مانند پیام­رسان­ها، شبکه­های اشتراک عکس، شبکه­های اشتراک موسیقی و یا ترکیب آنها وجود دارند. اما چیزی که در همه آنها مشترک است، همه­گیر شدن آنها و غیرقابل حذف کردن آنها از زندگی مردم است. هدف از این نوشتار پرداختن به آثار روحی این شبکه­ها مانند انزوا طلبی یا غیره نیست که این مهم در حوزه تخصص نگارنده نمیباشد. بی شک همانند هر تکنولوژی وارداتی دیگری این پدیده نیز تبعات مثبت و منفی متعددی را به همراه خود خواهد داشت. هدف اصلی این شبکه­ها در حقیقت تسهیل ارتباطات ارزان میان افراد جامعه است. به عنوان مثال با استفاده از شبکه­های پیام­رسان در حقیقت دیگر فاصله فیزیکی در فرآیند انتقال پیام بی معنا خواهد بود و ارسال پیام و حتی پیام چندرسانه مانند عکس، مابین دو نفر در دو سوی کره خاکی همانقدر سهل است که ارسال پیام میان دو نفر در یک ساختمان! در شکل­های پیشرفته­تر شبکه­های اجتماعی، افراد با تخصص­ها و کسب و کارهای مختلف قادر هستند به نشر و تبلیغ فعالیت خود در میان افراد جامعه بپردازند. از دیگر کاربردهای این شبکه­ها، کاربرد اطلاع­رسانی آنهاست. همانگونه که در ماه­های اخیر هم شاهد بوده­ایم، به لطف این شبکه­ها، فاصله زمانی­ بسیار کوتاهی است مابین وقوع یک اتفاق و اطلاع یافتن مردم از آن. نمونه این اتفاق را در زمان وقوع توافق هسته­ای کشورمان و یا وقوع حادثه فاجعه بار منا شاهد بودیم.

با این حال و ضمن آثار مثبت شبکه­های اجتماعی، نمیتوان از عوارض آن نیز به سادگی گذشت. اولین مساله­ای که از زمان ایجاد شبکه­های اجتماعی اولیه مطرح شد و امروزه نیز کماکان وجود دارد، مساله امنیت اطلاعاتی افراد است. عکس، اطلاعات، شماره تماس و سایر اطلاعات کاربران، می­تواند به راحتی توسط افراد دیگر مورد سواستفاده قرار گیرد و در سال­های اخیر موارد زیادی از این دست را در جامعه شاهد بوده ایم. هرچند که شبکه­های امروزی از نظر امنیتی بسیار مطمئن­تر از گذشته هستند، اما باز هم این امنیت نمیتواند عدم سواستفاده از اطلاعات به دلخواه به اشتراک گذاشته شده افراد را تضمین کنند.

شکل دیگری از عدم امنیت در شبکه­های اجتماعی نیز وجود دارد که افراد در گروه­هایی با موضوعات خاص عضو میشوند به این امید که در آن حیطه خاص و با افرادی از صنف خود در ارتباط باشند و اطلاعاتی خاص را دریافت دارند. اما مدام با پیام­هایی بی ربط از طریق افراد بی ربط و در ساعاتی نامناسب در شبانه روز مواجه میشوند و گاه مجبور به ترک گروه به همین دلیل می­شوند.

گسترش ارسال پیام­های دروغ و شایعه­های بی اساس از دیگر آسیب­های این شبکه­ها محسوب میشود. به کرات با افرادی مواجه شده ام که با تعجب می­پرسند که شنیده ای فلان بازیگر به رحمت خدا رفته و وقتی از او منبع خبر را جویا میشوم، در جواب با شبکه­های اجتماعی مواجه میشوم! در حالی که با یک جستجوی ساده در خبر خبرگزاری­های معتبر میبینم که این خبر، شایعه­ای بیش نیست.

اما از دید نگارنده بزرگترین آسیب شبکه­های اجتماعی، جایگزین شدن کامل این شبکه­ها به جای منابع سنتی کسب علم و اطلاعات از طرف قشر زیادی از کاربران می­باشد. با شیوه نشر این اطلاعات در شبکه­های اجتماعی، مخاطبان به مرور به خلاصه خوانی عادت خواهند کرد. و این عادت کردن به گونه ایست که امروزه افراد کمتر تمایلی به خواندن متون طولانی­تر مانند کتاب و مقالات دارند. زیرا با کسب اطلاعات از شبکه­های اجتماعی این احساس به صورت کاذب به افراد دست خواهد داد که وقتی با خواندن چند سطر در گوشی موبایل میتوان اطلاعات گوناگون روز را در دست داشت چرا وقت خود را با خواندن متون طولانی تلف کنیم. غافل از اینکه اطلاعاتی که در شبکه­های اجتماعی به اشتراک گذاشته می­شوند، فارغ از درست یا غلط بودنشان، به سبب عدم بسط مناسب قدرت تحلیل را از مخاطب گرفته و سبب می­شوند به مرور مخاطبان به جای تحلیل و تفکر در باره متنی که میخوانند، آن را بپذیرند. در حالی که درباره منابع سنتی اطلاعات مانند کتاب، به دلیل توضیحات کافی درباره موضوع مورد بحث، مخاطب به گونه ای مناسب با مطلب درگیر شده و تحلیل خود را نیز به نوشته­های نویسنده خواهد افزود. نظر کارل تارو گرینفلد، ژورنالیست ژاپنی، در این زمینه جالب است: "نظرات ما از پرسه زدن در شبکه­های اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه از مطالعه کتاب­ها. ما به شکلی خطرناک به نوعی تقلید از دانایی نزدیک می­شویم. دانایی که در واقع الگوی جدیدی از نادانی است."

با این همه گسترش روزافزون شبکه­های اجتماعی پدیده­ایست اجتناب ناپذیر. و این گسترش همراه خود الگوهای جدیدی از تفکر را به ارمغان خواهد آورد. به نظر می­رسد جلوگیری از گسترش این پدیده نه شدنی است و نه منطقی. بلکه باید سعی شود با استفاده از جنبه­های مثبت خود این پدیده از جمله فراگیر بودن آن، آموزش فرهنگ استفاده از آن را ترویج نمود.

نظرات
ADS
ADS
پربازدید