لوکس ترین قطار دنیا در آفریقای جنوبی | اتاق خبر
کد خبر: 324425
تاریخ انتشار: 18 اسفند 1394 - 23:42
بازدید از زیبایی‌های آفریقا، آرزوی بسیاری از گردشگرانی است که به دنبال یافتن ناشناخته‌ها و لذت بردن از جاذبه‌های طبیعی بکر آن هستند.
به گزارش اتاق خبر و به نقل از کجارو، بازدید از زیبایی‌های آفریقا، آرزوی بسیاری از گردشگرانی است که به دنبال یافتن ناشناخته‌ها و لذت بردن از جاذبه‌های طبیعی بکر آن هستند. تصور کنید که چنین موقعیتی برای شما فراهم شده و از آن بهتر اینکه این جاذبه‌ها را می‌توانید در حالی که سوار بر لوکس‌ترین قطار دنیا هستید، ببینید. لذت چنین سفری در حین استفاده از بهترین امکانات رفاهی و خدماتی، واقعا غیر قابل وصف است. 

آغاز سفر

ساعت ۲ بعد از ظهر یک روز عادی آفتابی در آفریقای جنوبی است و ۳۵ مسافر قطار مسافری رووس برای سفر از پروتوریا به کیپ تاون در سالن انتظار ایستگاه پارک تاریخی پایتخت جمع شده‌اند. آنها از نوشیدنی‌ها و خوراکی‌های موجود در سالن استفاده می‌کنند و نام و ملیت یکدیگر را جویا می‌شوند. این مسافران اهل کشورهایی مثل آفریقای جنوبی، آنگولا، اسلوونی، آلمان، بریتانیا، ایالات متحده، امارات و استرالیا هستند. حداقل ۱۳ استرالیایی موفق به خرید بلیط لوکس‌ترین قطار دنیا یا همان قطار Pride of Africa شده‌اند. برای یافتن یک جای مناسب در قطار نیازی به هیچ عجله و ازدحامی نیست. ساعات اولیه بعد از ظهر جمعه، زمان سوار شدن به قطار است ولی رسیدن به مقصد که همان شهر کیپ تاون در فاصله ۱۷۰۰ کیلومتری پروتوریا است، زودتر از ساعت ۶ عصر یک شنبه نخواهد بود. مدیر برنامه، دامین سادی (Damian Sadie) با گرمی به حضار خوش آمد گفته و با لبخندی بر لب، برنامه حرکت را اعلام می‌کند و البته تذکر می‌دهد که امکان هرگونه تاخیر در حرکت قطار نیز وجود دارد. او در ادامه می‌گوید: ما تلاش می‌کنیم تا بهترین ها را برای شما فراهم کنیم. شاید بتوانیم تا شش ماه آینده، همه مسافران را به مقصد برسانیم!...(همه مسافران می‌خندند).... اما به هر حال به دلیل نیاز به استراحت، اشکالات احتمالی، دزدیده شدن کابل های مسی یا حتی وجود حیوانات مرده روی ریل، تأخیراتی را خواهیم داشت.
جمله ای هم از یک پروفسور چینی به نام لائو تزو (Lao Tzo) نیز در بروشور زیبا و جالب قطار نوشته شده با این مضمون که"یک مسافر خوب، هیچ برنامه ثابت و دقیقی برای سفر ندارد و دلش نمی خواهد برسد." وی ادامه می‌دهد: مسافرت با قطار رووس و ورود به کابین های لوکس آن، به معنی ورود به سلیقه، ورود به امکانات، ورود به آرامش و از همه مهم تر سفری راحت و پر از احساس است. علاوه بر همه این موارد، امکاناتی مدرن و همه نوع تسهیلات برای راحتی شما در این قطار فراهم شده است. ممکن است در مورد امکان استفاده از اینترنت وای فای یا تلفن همراه بخواهید بپرسید. باید بگویم، پاسخ من منفی است. هیچ گونه امکانی برای استفاده از این تجهیزات در قطار وجود ندارد مگر در کیمبرلی (Kimberley)؛ یکی از دو توقف گاه برنامه ریزی شده این قطار. لذت های بزرگی که در این قطار آنها را تجربه خواهید کرد شامل غذاهای خوشمزه، نوشیدنی های عالی، مناظر فوق العاده، یافتن دوستان جدید و غیره است. با تمهیداتی که در نظر گرفته ایم، برایمان مهم است که استفاده از این لذت ها برای مسافران، با سر و صدا و بلند صحبت کردن حتی یک نفر از شما با تلفن همراه به هم نخورد.
به نظر من این لوازم، یک نوع پلیدی مدرن هستند. مطمئن باشید اگر نمونه ای از آنها مشاهده شود، توقیف شده و در پایان سفر به مزایده گذاشته خواهد شد. تمام مسافران می‌خندند. می‌گویند:  چه شوخی بامزه ای. امکان ندارد.

مدیر بازهم ادامه می‌دهد: حتی اینجا تلویزیون هم نداریم. اما کتابخانه ای داریم که در آن می توانید از کتاب های مهیج یا خیال انگیزی که ما به شما قرض خواهیم داد، استفاده کنید. همچنین می توانید از منظره رشته کوهها، دشت ها، شهرها و تونل هایی (که یکی از آنها ۵/۱۳ کیلومتر طول دارد) و با قطار به آرامی از کنارشان گذر خواهیم کرد لذت ببرید. از همه ی این مواردی که گفتم می توانید در روز و شب، در کابین راحت خودتان، در کافه قطار یا در فضای باز مربوط به قطار استفاده کنید و لذت ببرید. پس خوش باشید. برای من، فراغت خاطر و آسودگی در قطار رووس، جزیی از یک سفر خاطره انگیز و فراموش نشدنی ۱۲ روزه‌ی آفریقای جنوبی است که بر مبنای سفرهای بیل پیچ (Bill Peach) در سیدنی طراحی شده است.
ایده و الهام تشکیل این شرکت، از طرف یک مجری موفق تلویزیونی و پیشگام در گردشگری که در آگوست سال ۲۰۱۳ در سن ۷۸ سالگی از دنیا رفت ایجاد شد. وظیفه اصلی شرکت، بر سازماندهی تجربیات مستقل و اختصاصی برای مسافران شخصی یا گروه‌های کوچک است.

روز اول

سفر من از صبح همان روز آغاز شد. برنامه اولیه این بود که به همراه یک راهنما، بازدیدی هیجان انگیز از شهر ژوهانسبورگ و به طور اختصاصی از شهرک سووتو (Soweto) داشته باشیم. مهم‌ترین بخش از بازدید این شهرک، دیدن محل زندگی نلسون ماندلا رییس جمهور سابق و خالق آفریقای جنوبی مدرن امروزی بود. بعد از این برنامه نیز، گشت و گذاری ۲ روزه از شهر کیپ تاون و به ویژه نوار ساحلی آن را در برنامه داشتیم که پس از آن نیز باید برای دیدن جاذبه‌های فوق العاده طبیعت، به دو کشور دیگر آفریقایی به نام‌های بوتسووانا و زامبیا می‌رفتیم. در بازدید از هر کدام از این جاذبه‌ها و مکان‌ها، وسایل راحتی فوق العاده‌ای برایمان فراهم شده بود، غذاها عالی بودند، راهنماها با آگاهی کاملی همراهمان بودند و از همه مهم تر تجربیات خاطره انگیزی را بدست آوردیم.قبل از پرواز نیز، این شرایط برایمان فراهم شد تا بتوانیم در موزه راه آهن موجود در پارک پایتخت، از قطار بخار قدیمی و جالب بازدیدی داشته و گپ و گفتی هم با کارکنان آن داشته باشیم. پس از آن نیز به همراه مهمانداران، به اتاق های بسیار لوکس خود همراهی شدیم. درون قطار، اتاق ها تماما از چوب کاج و صنوبر ساخته شده و با دکوراسیونی بسیار شیک، کلاسیک و راحت که می شد در آن خاطرات دوران گذشته را برای بیشتر علاقمندان به راه آهن فراهم کرد، تزیین شده بودند. درون کابین، اثری از وجود اینترنت وای فای یا تلویزیون دیده نمی‌شد ولی در آن، یک تخت خواب بزرگ و گرم، قفسه هایی برای قرارگیری چمدان ها، یک حمام اختصاصی، عکسهایی از کسانی که در استخر بالای آبشار ویکتوریا بودند (در فصل خشک) و یک دستگاه تلفن برای ارتباط با مهماندار قرار داشت. زمان به سرعت سپری شد و بالاخره راه افتادیم. در خارج از شهر جاکاراندا (Jacaranda City)، به سمت معدن طلای ویت واترزرند (Witwatersrand) در حرکت بودیم. مجسمه بزرگ ماندلا در جنوب شهر ژوهانسبورگ نیز پدیدار بود. اما چند لحظه بعد...، به نظر می رسید که در حال برگشتن هستیم! مدیر قطار، جو ماتالا (Joe Mathala) هم آن را تایید کرد و گفت که واقعا همینطور است. او توضیح داد: قطار رووس باید همیشه از حرکت دیگر قطارهای عمومی موجود در مسیر تبعیت کند. در بعد از ظهر امروز آشفتگی هایی در شبکه راه آهن رخ داده که ما مجبوریم برگردیم و منتظر دستور حرکت بمانیم.
ماتالا که به مدت بیش از ۳۰ سال برای قطارهای رووس کار می کند، یک نسخه از نقشه و برنامه مسیر حرکت را آماده کرد که باید در هر توقف گاه، برای بررسی و تایید توسط ماموران مربوطه، تحویل شود. در این نقشه، جزییات هردقیقه از حرکت قطار، تغییرات مأموران آن در هر بخش از سفر تا کیپ تاون و لیست زمان های رسیدن و ترک هر یک از حداقل ۱۴۶ ایستگاه موجود در طول مسیر گنجانده شده بود. این ایستگاه‌ها و مناطق، اسامی جالبی مانند رودخانه مودر (Modder)، محل جنگی معروف بائر (Boer) بین انگلیسی ها و بومیان در سال ۱۸۹۹، گوزن یال دار وحشی (Wilde Beeste)، رودخانه نارنجی، غزال آفریقایی (Springbok) و سه خواهران داشتند. مدیر می‌گوید: هیچ گونه نگرانی وجود ندارد. تا حدود ۲ ساعت دیگر، با سرعتی در حدود ۶۰ کیلومتر در ساعت، به سمت جنوب به راه خواهیم افتاد تا بتوانیم زمان را نیز جبران کنیم. توجه کنید که حرکت قطار همیشه آرام نخواهد بود و همه‌ی مسافران باید همیشه خوب به تذکرات دقت کنند.
مدیر در ادامه می‌گوید:  قطاری که با آن در حال سفر هستیم، به شکل ها و در شرایط مختلفی نگهداری شده است. اگر خوابی سبک دارید و در نیمه شب از خواب بیدار شدید و احساس کردید که قطار با سرعت بالایی در حال حرکت است، مطمئن باشید این فقط حسی است که ممکن است در اثر حرکت به شما دست داده باشد و ما در همه‌ی اوقات تلاش می‌کنیم تا یک سفر امن و راحت را برایتان فراهم کنیم.
او می‌افزاید: مهمانان از ساعت ۷:۳۰ شب می توانند برای شام به سالن پذیرایی مراجعه کنند. لباسی که باید برای شام به تن داشته باشید، باید یک لباس رسمی باشد؛ ما یک منوی خاطره انگیز از انواع غذاها را با کیفیت بسیار بالا در اختیار شما قرار می دهیم که در کنار آن نیز انواع نوشیدنی های مخصوص آفریقای جنوبی نیز سرو می شود.
شام شب اول، حلزون های گریل شده با سس مخصوص هلندایز (Hollandaise) که طعم لیمو داشت آماده شده بود. در کنار این غذا، کباب بره بدون استخوان کارو (Karoo)، پوره سیب زمینی، یک بسته لوبیا سبز و قارچ نیز قرار داشت. مهمانان حتی می‌توانستند ماهی یا خوراک سبزیجات را نیز انتخاب کنند. دسر هم شامل یه نوع پنیر مخصوص با رگه های آبی به نام بولند (Boland) در کنار خربزه، پیازچه و رزماری که با نان های کوچک و خوش طعم دم کشیده بود و پودینگ مخصوص خامه دارچینی بود. با این اوضاع، چطور می توان به فکر حساب کردن کالری غذاها در این سفر ۵۲ ساعته با قطار بود.

روز دوم

روز دوم، یک روز آفتابی اما خنک بود. روز دوم، شاید در نظر اول این گونه به نظر برسد که نصف زمان سفر رفته و در میانه آن هستیم. ولی برای امروز، خاطرات و جاذبه های دیگری انتظار ما را می کشند. به محض تمام شدن صبحانه، با منظره جالب و بسیار زیبایی از پرواز دست جمعی بیشتر از ۲۰۰۰۰ فلامینگوی کوچک و خوش رنگ که وسعت زیادی از یک دریاچه کم عمق را به مانند یک پتوی زیبای صورتی رنگ پوشانده بودند روبرو شدیم. پس از ۱۵ دقیقه، قطار افتخار آفریقا دقیقا سر وقت به ایستگاه زیبا و باوقار کیمبرلی معروف به "پایتخت الماس جهان" رسید که به عنوان یکی از دو توقف گاه فعال در طول مسیر حرکت به سمت جنوب است. با طی یک فاصله کوتاه با اتوبوس، بزرگترین جاذبه شهر قرار دارد. مکانی به شکل یک حفره بزرگ که موزه "الماس و سرنوشت" در آن قرار گرفته است. این موزه، توسط بزرگترین نام در تاریخ معادن اکتشاف الماس به نام د بییرز (De Beers) حمایت می شود. ورونیکا به عنوان راهنما توضیح داد که چطور یک قرن و نیم قبل، این حفره بزرگ فقط یک تپه معمولی بدون جاذبه خاصی بود؛ و اینکه کشف الماس در دهه ۱۸۷۰ میلادی، باعث شد در مدت بسیار کوتاهی هزاران کاشف معدن که تجهیزات شان فقط شامل بیل و کلنگ معمولی بوده، با امید زیادی به این محل آمدند.
با گذشت مدت زمانی در حدود ۴۰ سال، کل صخره کلا محو شد؛ معدن کاوان تقریبا ۲۷۰۰ کیلوگرم الماس را استخراج کردند که این کار باعث ایجاد بزرگترین حفره ایجاد شده به دست بشر در جهان شد. آن چیزی که امروزه از آن برجا مانده، حفره ای غول پیکر است به طول محیطی ۶/۱ کیلومتر و به عمق ۲۱۴ متر. برای دیدن این حفره عظیم، یک سکوی مدرن ایجاد کرده بودند که ورونیکا از روی آن به شرح جزییات آن می پرداخت. او از آنجا به محلی اشاره کرد که سال گذشته یک سگ در آن افتاده بود. او این ماجرا را این گونه توضیح داد: نجات آن سگ ۶ روز طول کشید و ۴۰۰۰۰ رند (Rand) (واحد پول آفریقای جنوبی برابر با ۴۹۶۰ دلار نیوزیلند) هزینه در بر داشت. از آنجا که مالک اصلی سگ پیدا نشد، اسم آن را کیمبرلایت (Kimberlite) گذاشتند و تا الان نیز در اختیار پلیس نجات دهنده اش قرار دارد." در جای دیگری از این محل، بازدید کنندگان می توانستند به زیرزمین رفته و وارد یکی از چندین مسیر آن شوند؛ آنها در آنجا می توانستند اطلاعات بیشتری در مورد ایجاد این معدن، حفاری و شکل گیری تجارت الماس از طریق نمایشگرهای فوق پیشرفته نصب شده در آن بدست آورند.
اطلاعات و تصاویر دیگری نیز در مورد شهر محل زندگی معدن کاوان و چگونگی زندگی آنان در آن زمان ارائه شد. این تصاویر شامل تعدادی ساختمان مانند یک کلیسا که در اروپا ساخته شده و با کشتی به این محل حمل شده بود، مراسم تدفین تهیه کننده تبلیغات "قهوه بدون افزودنی فقط با ۳۷ شیلینگ"، ساختمان روزنامه ای به نام الماس و یک باشگاه بوکس با مالکیت یکی از ثروتمندان معدن دار به نام بارنی بارناتو (Barney Barnato) بود. همچنین یک انتشارتی استرالیایی به نام بازوهای استرالیایی که انتشار یافته یا منتسب به یک انسان شاخص به نام استافورد پارکر (Stafford Parker) بود نیز دیده می شد. این محل در حال حاضر به ارائه خوراکی های ارزان قیمت و نوشیدنی می پردازد که البته متاسفانه به نظر می رسید که همگی از همان آفریقای جنوبی باشند. به زودی زمان آن رسید تا به همان قطعه کوچک از تاریخ خودمان، یعنی همان رستوران محل صرف شام و نوشیدنی های خوش طعم بر روی ریل راه آهن برگردیم. بر اساس برنامه ای که مدیر قطار اعلام کرده بود، قطار افتخار آفریقا باید بر مبنای برنامه ریزی سروقت حرکت می کرد چون هوا تقریبا تاریک شده بود و این قطار باید به سمت یک ناحیه تقریبا بیابانی به نام کارو (Karoo) به پیش می رفت.

روز سوم

در روز سوم یا روز آخر از سفر، به محض صرف صبحانه، قطار با توجه به برنامه ریزی قبلی برای دیدار از یک مکان تاریخی و بسیار جالب دیگر به نام ماتجیس فانتین (Matjiesfontain) توقف کرد. البته توقفگاه اصلی منطقه‌ای به نام وایت هیل سایدینگ (Whitehill Siding) نام داشت ولی این گونه ترجیح داده شد تا مسافران در مکانی دیگر در میانه راه که هم اکنون در آن واقع هستند پیاده شوند تا کسانی که مشتاق هستند این ۵ کیلومتر انتهایی تا روستا را قدم بزنند، این امکان برایشان فراهم شود. در هنگام سفر، ممکن بود کسی یا کسانی اینطور تصور کنند که همانند تجهیزاتی مانند تلفن همراه و تلویزیون، وجود یک محل ورزش بسیار مدرن در قطاری به این زیبایی، مورد انتقاد شدید واقع شود. اما به‌هرحال وجود این محل بسیار ضروری بود چرا که ممکن بود بسیاری از مسافران به خاطر عدم امکان ورزش کردن، درباره مصرف غذای خود مخصوصا صبحانه تجدید نظر اساسی کنند. در واقع شاید البته مقدار و نوع ورزش در آنجا، آنچنان چیز خاصی به نظر نرسد و شاید فقط در حد حرکات کششی و گرم کردن ساده باشد ولی در همین حد هم مناسب بود. از همین رو هم ماتجیس فانتین فقط در حد یک باشگاه ورزشی کوچک بود. به وجود آمدن این باشگاه را باید مدیون جیمی لوگان (Jimmy Logan)بود. یک اسکاتلندی بیمار که برای راه آهن دولتی کیپ (Cape) کار می کرد. این شخص در اواخر قرن نوزدهم میلادی به این مکان آمده و پس از مدتی فهمید که شرایط آب و هوایی این محل برای سلامتی او و البته تا حدی برای بدست آوردن دارایی بسیار مفید بود. او در همین مکان ماند و در طول سال‌ها، با انتقال چوب و آهن مورد نیاز به اینجا، از جایی که قبلا در آن برای مسافران راه آهن غذا درست می کرد، توانست دهکده ای پیشرفته شامل ساختمان‌هایی زیبا، خیابان هایی پهن، روشنایی های حاصل از لامپ های چدنی لندن، یک سیستم جمع آوری فاضلاب مدرن و یک منبع تأمین کننده برق ایجاد کند. امروزه این روستا دارای یک اتوبوس لندنی قرمز، اداره پست، کافی شاپ، یک کلیسا، یک قبرستان تاریخی، دو موزه با ارزش که بیانگر چگونگی انتقال انسان ها به این مکان و به طور اختصاصی در مورد دوران زندگی شخصی به نام ماری راودون (Marie Rawdon) بود و یک هتل مستعمراتی با شکوه و قدیمی است. در طی جنگ بائر (Boer War)، این روستا محل تجمع نزدیک به ۱۲۰۰۰ سرباز انگلیسی بود. در همین جا لرد میلنر به یک بیمارستان نظامی منتقل شد. از برج این روستا نیز به عنوان یک پست دیده بانی استفاده می شد. امروزه این روستا بسیار زیبا و دوست داشتنی جلوه می کند اما تا حدودی هم شاید شبیه یک مکان فراموش شده یا روستای ارواح به نظر برسد.از ماتجیس فانتین هنوز زمان زیادی تا پایان این سفر لوکس باقیمانده است. در مسیر، قطار از دامنه کوهستان و رودخانه دیدنی هگز (Hex) عبور کرد که در میان دره های زیبای پر از تاکستان و چهار تونل هدایت کننده جاری بود. در گذر از این مناطق، یکی از لذت ها، بیرون بردن سر از پنجره کابین برای تنفس هوای پاک و دلپذیر و دیدن جاذبه های محیط اطراف بود ولی مسلما انجام این کار وقتی قطار به تونل می رسید اصلا توصیه نمی شد.

انتهای سفر

سرانجام نزدیک منطقه ای به نام پارل (Paarl)، مسافران اولین نما از کوهستان معروف کیپ تاون به نام تیبل (Table) را در دوردست مشاهده کردند. متأسفانه تقریبا در انتهای سفر قرار داشتیم. مدت زمان کوتاهی پس از نوشیدن آخرین چای عصر در ساعت ۰۶:۱۰، قطار در سکوی شماره ی ۲۴ ایستگاه کیپ تاون متوقف شد. قطار فقط ۱۰ دقیقه تاخیر داشت؛ دقایقی که شاید به خاطر عکاسی صرف شده بود و مسافران برای تنظیم عکس‌های‌شان، پشت سر قطار می دویدند. دیگر مسافران قطار Pride of Africa نیز مانند این عکاس، تصاویری بسیار زیبا، چندین دوست جدید و خاطراتی فراموش نشدنی را برای خود به همراه داشتند. حالا باید به این فکر کنیم که تلفن همراهمان را کجا گذاشته‌ایم؟

 

94104
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید