پایان ۶دهه حضور ایران در سیته پاریس به دلیل تعلل مدیران هنری وزارت ارشاد
ایران پس از ۶ دهه حضور در شهرک بینالمللی هنر پاریس (سیته) به دلیل بیتوجهی وزارت ارشاد نسبت به بازسازی آتلیهها و قطع ارتباط با این نهاد معتبر از فهرست اعضای آن حذف شد. پس از انصراف ایران از حضور در اکسپو ۲۰۲۵ ژاپن به بهانۀ تحریمها و عدم همکاری میزبان حالا بیتوجهی و غفلت مدیریتی باعث شده، مالکیت ایران بر چهار آتلیه در سیته پاریس سلب شود. این رخداد، که نتیجۀ ترکیبی از ضعف مدیریتی، بحران مالی و… است، نهتنها جایگاه ایران را در یکی از مهمترین مراکز فرهنگی جهان از بین برد بلکه فرصتهای هنرمندان جوان برای تعامل جهانی را محدود کرده است. این تصمیم به دلیل قطع ارتباط معاونت هنری وزارت ارشاد اسلامی با این نهاد بینالمللی، بیتوجهی به مکاتبات و فراخوانهای بازسازی اتخاذ شد. ظاهراً بحث بر سر ۲۰۰ هزار دلار برای بازسازی چهار آتلیه ایران بود که وزارت ارشاد پرداخت نکرد و مالکیت این مکان از دست رفت. با سلب مالکیت رسمی آتلیههای ایران در سیته، حضور بیش از نیمقرنی ایران در این مجموعه معتبر هنری پایان یافت. البته آیدین مهدیزاده، مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی با رد اصل این خبر و تأکید بر این نکته که «طی سنوات قبل، هنرمندان زیادی از ایران در سیته حضور یافتهاند» در توضیحاتی تصویری که خبرگزاری ایسنا منتشر کرده، گفته است: «موضوع سیته رها نشده و تیمی متشکل از ادارهکل هنرهای تجسمی، موزۀ هنرهای معاصر، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت امور خارجه در حال پیگیری است. مکاتبات و جلسات حضوری ادامه دارد و رایزن فرهنگی ایران در فرانسه نیز فعالانه در این روند مشارکت دارند.» مهدیزاده با اشاره به ابهامات و عدم شفافیت در موضوعات تعیین مبلغ، نحوه پرداخت و نحوۀ اعزام هنرمندان، گفت: «در زمان معاونت امور هنری فعلی پس از وقفه چند ساله در دولتهای گذشته با برگزاری جلسات متعدد داخلی و با وزارت امور خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مبلغی که حتی ابلاغ نشده، تأمین اعتبار شده و در بودجه پیشبینی شده است. ضمن اینکه از نظر ایران، اعزام باید از مسیرهای رسمی و با نظارت نهادهای فرهنگی ایران انجام شود.»
چرا این خبر مهم است؟
پاریس، با تاریخچهای پرشکوه از هنر رنسانس تا مدرنیسم، همچنان قطب جهانی خلاقیت است. از برج ایفل تا موزه لوور، این شهر نفس هنر را در رگهای خود جاری کرده است. از دست دادن جایگاه ایران در چنین محیطی، تنها یک فقدان فیزیکی نیست. این اتفاق میتواند نشانهای از آغاز تلاشهای اروپا برای انزوای فرهنگی ایران در شرایط کنونی باشد. این اقدام عملاً مسیر هنرمندان جوان را برای ورود به بازار جهانی تنگتر میکند و جلوی تبادل ایدههای نوآورانه را میگیرد. این موضوع، پرسشی بزرگ پیش روی سیاستگذاران فرهنگی میگذارد: آیا میتوان میراث هنری یک ملت را با بیتوجهی از دست داد؟ شهرک بینالمللی هنر پاریس (سیته) با نمای شیشهای چشمنواز و محاصره شدن توسط درختان سرسبز بیش از یک مکان است؛ این یک اکوسیستم زنده برای خلاقیت است. استودیوهای این مجموعه، که میزبان بیش از ۱۲۰۰ هنرمند از جمله نقاشان، موسیقیدانان و نویسندگان از سراسر جهان است، فضایی منحصربهفرد برای تولد آثار هنری ارائه میدهند. چهار استودیوی از دسترفته، بخشی از این زیستبوم پویا بودند که حالا با خالی شدنشان، خلأیی در تنوع فرهنگی این مکان ایجاد کرده است. این تصمیم، بحثهایی داغ درباره مدیریت منابع فرهنگی و تعهد نهادهای بینالمللی به تنوع هنری برانگیخته است.
شهرک بینالمللی هنر پاریس، واقع در قلب محلۀ ماره پاریس، از سال ۱۹۶۵ بهعنوان بهشتی برای هنرمندان سراسر جهان شناخته میشود. با ۳۲۶ آتلیه در دو بخش سنلوئی و مونمارتر، این مجموعه فضایی برای اقامت، خلق اثر و تعامل فرهنگی هنرمندان از ۸۰ کشور فراهم کرده است. هر آتلیه امکاناتی نظیر فضای کار، آشپزخانه و تجهیزات اولیه را در اختیار هنرمندان قرار میدهد. هنرمندانی چون سهراب سپهری، محسن وزیریمقدم، ایران درودی، فرشید مثقالی و بسیاری دیگر در این فضا اقامت داشته و آثاری خلق کردند که درخششی جهانی یافت. تا سال ۲۰۱۹ ایران رتبۀ ششم را در میان ۱۰۰ کشور در این اقامتگاه هنری کسب کرده بود.
مجازات پنج سال غیرفعال بودن
جواد صادقی، کارشناس هنری موزۀ هنرهای معاصر و مسئول پیگیری پروندۀ سیته در گفتوگو با رسانهها اعلام کرد که ایران اکنون دیگر هیچ آتلیهای در این شهرک هنری ندارد و پنج ماه است که عملاً از مجموعه خارج شده است. به گفته او مدیریت سیته با استناد به آییننامۀ داخلی خود و بر پایۀ پنج سال غیرفعال بودن ایران، اقدام به سلب مالکیت رسمی از ایران کرده است. صادقی تصریح کرد: «در این آییننامه آمده است که اگر کشوری طی پنج سال، هنرمندی اعزام نکند یا هیچ فعالیتی نداشته باشد، امکان استفاده از فضای اختصاصی از او گرفته میشود. ما نه اعزام داشتیم، نه تعمیر کردیم، نه پاسخگو بودیم.»
شهرک بینالمللی هنر پاریس که بیش از ۶۰ کشور جهان در آن دارای فضاهای اختصاصی هستند، محلی است برای تعامل هنرمندان از سراسر دنیا و بستری برای اقامت، پژوهش و تولید آثار هنری. ایران از دهۀ ۱۳۴۰ با تملک چهار آتلیه در این شهرک، حضوری برجسته در این مجموعه داشت و هنرمندان بزرگی از این فضا بهره بردهاند. صادقی با اشاره به دوران پُررونق حضور ایران، گفت: «ما در سالهای ابتدایی پس از انقلاب نیز بسیار فعال بودیم. شورای اعزام داشتیم و هنرمندان شناختهشدهای را به سیته میفرستادیم. اما بهتدریج، همهچیز به تعلیق رفت. از سال ۲۰۱۶ مدیریت سیته هشدار داد که تمامی فضاها باید بازسازی شوند، وگرنه کشورها حق استفاده نخواهند داشت. اما ما هیچ اقدامی نکردیم.»
بحران در مدیریت فرهنگی
در ادامه روند بیعملی، نهتنها بازسازی فضاهای ایرانی انجام نشد بلکه حتی پاسخگویی به مکاتبات رسمی سیته نیز از سوی مسئولان ایرانی نادیده گرفته شد. صادقی با لحنی انتقادی تأکید کرد: «تعداد زیادی جلسه برگزار شد اما بدون امضا. هیچ توافق رسمی وجود نداشت. مدیریت سیته بارها درخواست رسمی داد ولی اقدام مؤثری انجام نشد. حتی به تلفن هم پاسخ داده نمیشد. این یک فاجعه مدیریتی است. ما این امکان را عملاً نابود کردیم. سیته فقط یک ساختمان نبود؛ ویترینی جهانی برای فرهنگ و هنر ایران بود. محلی برای گفتوگو با هنرمندان دیگر کشورها و فرصتی برای دیده شدن هنرمندان جوان ایرانی در سطح بینالمللی. این بلندگو را با بیتوجهی خاموش کردیم.»
آسیب حیثیتی و فرهنگی
از دست رفتن این امکان، تنها یک خسارت فیزیکی یا مالی نیست. صادقی تاکید کرد که حذف ایران از سیته، ضربهای به حیثیت فرهنگی کشور است: «پیشتر جزو پنج کشور برتر در سیته بودیم. این جایگاه را با سهلانگاری کامل از دست دادیم. هنرمندانی که از سیته بازمیگشتند بهروز و اثرگذار بودند. اما حالا دیگر هیچچیز باقی نمانده است. اگر برای این فضا اهمیت قائل بودند، اجازه نمیدادند چنین امکانی از دست برود. این ماجرا باید بهطور جدی پیگیری شود؛ چه در سطح حقوق بینالملل، چه در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی. ما نمیتوانیم در برابر این خسارت فرهنگی سرمان را پایین بیندازیم و سکوت کنیم.»
روایت یک شکست
پایان حضور ایران در سیته، تنها یکی از نشانههای افت چشمگیر جایگاه فرهنگی کشور در عرصۀ جهانی است. در حالی که بسیاری از کشورها با دقت و سرمایهگذاری، تلاش میکنند جایگاهی در این مجموعه بینالمللی داشته باشند، ایران یکی از قدیمیترین اعضای این نهاد را با دست خود حذف کرد؛ بیآنکه حتی خبری رسمی یا شفاف از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره آن منتشر شده باشد.
ایران همچنان در برخی نهادهای فرهنگی بینالمللی حضور دارد اما این حضور در مقایسه با گذشته کمرنگتر شده و با چالشهای متعددی مواجه است. در یونسکو، ایران بهعنوان عضو فعالیت میکند اما تحریمها، کاهش ثبت آثار در فهرست میراث جهانی به دلیل پروندههای ضعیف یا اختلافات سیاسی و تعلیق موقت حق رأی به دلیل بدهی مالی همکاریها را محدود کرده است. در سازمان جهانگردی ملل متحد (UNWTO) ایران عضو است اما نقش فعالی در سیاستگذاری جهانی ندارد و تحریمها و نبود زیرساختهای مناسب، مانع بهرهبرداری از ظرفیتهای این سازمان شدهاند. در سازمان همکاری اسلامی (OIC) و نهاد وابسته آن، ISESCO، ایران حضور دارد اما رقابت با کشورهای عربی مانند عربستان و امارات و استفاده محدود از این پلتفرم، اثربخشی دیپلماسی فرهنگی را کاهش داده است. در اتحادیه بینالمجالس (IPU) و مجامع پارلمانی، نمایندگان ایران گاه در نشستهای فرهنگی شرکت میکنند اما تمرکز بیشتر بر مسائل سیاسی است تا فرهنگی. در مجامع منطقهای مانند اکو و سازمان همکاریهای شانگهای، ایران مشارکت دارد اما در اجرای پروژههای فرهنگی مشترک ضعیف عمل کرده است. در نهادهای غیردولتی هنری مانند دوسالانهها و جشنوارههای فیلم (ونیز، کن، برلیناله) حضور ایران پراکنده است و محدودیتهای مالی و سیاسی، همراه با عدم حمایت جدی دولت، مانع حضور مستمر هنرمندان شده است. ایران در شبکههای فرهنگی اروپا و آمریکا به دلیل تحریمها و غفلت غایب است. همچنین در مؤسسات بینالمللی هنری که نیاز به سرمایهگذاری و مدیریت مداوم دارند، حضور مؤثری ندارد. برای حفظ جایگاه فرهنگی، ایران باید دیپلماسی فرهنگی را اولویت راهبردی قرار دهد، از ظرفیت سازمانهای اسلامی و منطقهای مانند ISESCO و اکو بهتر استفاده کند، با بخش خصوصی و هنرمندان مستقل همکاری نماید و از سیاستزدگی بیش از حد در فعالیتهای فرهنگی بپرهیزد. در غیر این صورت، روند حذف تدریجی ایران از نهادهای تأثیرگذار فرهنگی جهان ادامه خواهد یافت.