کد خبر:
102334
تاریخ انتشار: 29 فروردین 1394 - 14:11
نویسنده: فهیم تاشتکین - روزنامه رادیکال
ایالات متّحدهی آمریکا در کنار آمدن با محرّکهای منطقهای به مشکل برخورده، و این را مشاهده میکند که همکاری با ایران، تبدیل به یک امر اجتناب ناپذیر شده است. مثلا، جنگ در مقابل داعش مستلزم یک چنین همکاری میباشد.
در راستای بحران هستهای، در شرایطی که موضوعات سوریه، عراق و یمن بر این مسئله سایه افکنده بود، ایران و گروه 1+5 در لوزان، پس از هشت روز مذاکره در دور آخر، موفّق شدند تا به یک چهارچوب توافقی دست بیایند. قرار شد تا تحریمها یکی پس از دیگری، در گرو مهار هوسهای هستهای ایران، که تبدیل به [غرور ملّی] و [سمبل استقلال] ایران شده بود، از میان برداشته شوند. در این حوادث، قراردادی را مشاهده میکنیم، که آبستن مشکلات زیادی میباشد، ولی در عین حال، از جهت انعکاس این موضوع در توازن قدرتهای جهانی، از اهمیّت بسیاری برخوردار میباشد.
حتّی اگر روسیه، چین، انگلستان، فرانسه، آلمان در این کار دخیل باشند. در واقع در مذاکرات، در یک سوی میز جان کری، وزیر امور خارجهی آمریکا و در سوی دیگر همکار او جواد ظریف نشسته بودند. این میز مذاکره، بر پایهی عملکردی کاملا بر خلاف بازی ایران ستیزی اسرائیل و کشورهای عربی حوزهی خلیج فارس، تشکیل شده بود. نه جنگ نیابتی سوریه، نه مقابلهی قدرتهای منطقهای که از نفوذ و افزایش قدرت ایران در عراق رضایت ندارند، نه عملیاتهای نظامی سعودیها، که از طریق یمن نفوذ ایران در منطقه را مورد هدف قرار دادهاند، و نه دهها خدعهای که اسرائیل به کار بست، توانستند تا دلیلی برای از هم پاشیدن این میز مذاکره باشند. نه ایران، و نه ایالات متّحدهی آمریکا به این کار اجازه ندادند.
لج بازی هستهای، در سایهی توازن جدید قدرتها شکسته شد
بسیار خوب، ولی مفهوم این استقرار چیست؟ ایالات متّحدهی آمریکا در کنار آمدن با محرّکهای منطقهای به مشکل برخورده، و این را مشاهده میکند که همکاری با ایران تبدیل به یک امر اجتناب ناپذیر شده است. مثلا، جنگ در مقابل داعش مستلزم یک چنین همکاری میباشد.
باز هم این نکته قابل توجّه است که، این توافق میتواند باعث کاهش خشونت در بعضی موارد مشخّص در خاورمیانه باشد. البته اتهامات در زمینهی برنامهی موشکی بالیستیک، اخلال در حقوق بشر و حمایت از تروریسم به قوّهی خود باقی خواهد ماند. این نیز بدان معنی است که نزاع در خاورمیانه که در یک سوی آن نظام آمریکایی قرار دارد، و در سوی دیگر محور مقاومت ایران، ادامه خواهد یافت.
ولی باز، توافق میتواند کمکی باشد برای کاهش خشونتهای خاورمیانه در بعضی موارد مشخّص. این که ما انتظار بیش از حد از این موضوع داشته باشیم نیز گمراه کننده میباشد. این، نه بدان معنی است که ایران از سیاستهای خود در خاورمیانه که باعث آزار محور اسرائیل و عربستان سعودی شده است، به طور کامل دست خواهد برداشت، و نه این که به یکباره دشمنی 36 سالهی خود با آمریکا را تمام خواهد کرد. نه آمریکا از سیاست محوری حمایت از اسرائیل در هر شرایطی دست خواهد کشید، و نه ایران از حمایت گروه های فلسطینی و حزب ا... .
در حالیکه هر دو قدرت در حال محافظت از محورهای اصلی خود میباشند، به دنبال کاهش موضوعات مورد بحث و بسط راههای همکاری خواهند بود. توافق، زمینهی چنین مطالباتی را فراهم خواهد کرد.
سازشکاریهای روحانی، مورد قبول میباشد
در هر دو طرف، تلاشهای جدّی و مضاعفی وجود دارد تا به دشمنی خاتمه دهند. نظام کنونی ایران، بر پایهی مخالفت با آمریکا شناخته شده است. از میان برداشتن تردیدها با وجود [شیطان بزرگ] کار سادهای نیست. در نتیجه وقتی به عکس العملهای ایرانیان نگاه میکنیم، میبینیم که هم راضی و هم ناراضی هستند.
در بین مردمی که فکر میکنند بین تحریمها و مشکلات اقتصادی یک رابطهی مستقیم وجود دارد، یک شادی گستردهای وجود دارد. ولی تعداد کسانی که این توافقنامه را به عنوان یک خدمت به حساب نمیآورند نیز کم نیست که بلافاصله نشانههای خود را بروز میدهد. شریعتمداری، سردبیر روزنامهی کیهان، این گونه گفت: «ما یک مادیان زین شده را دادیم و یک افسار پاره گرفتیم». وقتی قرارداد برای تایید به مجلس برده شد، محافظهکارانی هم بودند که موضع سرسختی در مقابل روحانی داشتهاند. ولی رفتار این گروه مخالف، در نتیجه بستگی به طرز برخورد آیتا... خامنهای رهبر ایران دارد.
روحانی هم یک سیاستمدار است، که به مدّت 16 سال ریاست شورای امنیّت ملّی را بر عهده داشته است، و در بازهی سالهای 2005-2003 به عنوان کسی که در خط مقدم مذاکرات هستهای بوده است، شیخ دیپلمات لقب گرفته است. و هم به واسطهی عبا و عمّامهای که به تن دارد، یک عالمی است که در نزد روحانیون صاحب اعتبار است.
محافظهکاران ایران برای چه ناراحت هستند؟
به دلیل محدودیتهایی که حالا برای برنامهی هستهای بی قید و شرط به میان آمده است، این بحث که آیا مناظرهی لوزان یک خدمت برای ایران بود یا نه، شاید سالیان زیادی به طول بیانجامد. در حال حاضر وقتی به بحثها نگاه میکنیم، این موضوع را مشاهده میکنیم:
مهمترین دلیل در ناامیدی آنهایی که در جبههای که به برنامهی هستهای به عنوان غرور ملّی نگاه میکردند، قرار دارند، دیده میشود، این است که به جای از میان برداشته شدن کامل تحریمها، سبکتر شدن آنها مورد قبول قرار گرفته است. وقتی به این دیدگاه، یک موضع شکگرایانهی دیگر تحت عنوان این که: حتّی اگر ایران الزامات توافقنامه را بجا بیاورد، آمریکا به عهد خود وفادار نخواهد بود، اضافه میشود، مشاهده میکنیم این نظریه که لوزان یک پیروزی به حساب میآید، حامی کمتری پیدا میکند. از دیدگاه آنان که خود را [انقلابیّون] مینامند، خطوط قرمز در این زمینهها رعایت نشده است.
- ایران که تا دیروز، بر موضع خود در عقب نکشیدن در برنامهی هستهای پافشاری داشت، تعداد 19 هزار سانریفیوژ خود را به 6104، و درصد غنی سازی اورانیوم خود را از 20 به 3.67 کاهش داده است، و قبول کرده است که 10 هزار کیلوگرم ذخیرهی اورانیوم غنی شدهی خود را، به 300 کیلوگرم کاهش دهد.
- ایران قبول نمیکرد تاسیسات فردو، که در آن عملیات غنی سازی اورانیوم صورت میگرفت، تبدیل به یک مرکز تحقیقاتی بشود. ولی در این زمینه پا پس کشید. عملیات غنی سازی اورانیوم تنها در نطنز ادامه پیدا خواهد کرد.
- قرار نبود به تاسیسات آب سنگین اراک دست زده بشود، ولی حالا این تاسیسات باید به چیز دیگری تبدیل شود. و ایران برای مدّت 15 سال اجازه نخواهد داشت تا رآکتور آب سنگین بسازد.
- هم برای عملیات پاکسازی، و هم جهت شفافیت باقی برنامه، سازمانهای ناظر و کنترل تشکیل خواهد شد.
یعنی کنترل مطلق سازمان ملل وجود خواهد داشت. این تضمین نیز وجود ندارد که حتّی در صورت اجرای این اقدامات توسّط ایران، آمریکا با بهانههای دیگر اختلالاتی به وجود نیاورد. بر اساس قرارداد چارچوبی، آمریکا تا زمانی که مطمئن شود برنامهی هستهای ایران یک برنامهی صلح آمیز میباشد، تحریمهای خود را ادامه خواهد داد. ایرانیان با اشاره به این که سالیان درازی است که ایالات متّحدهی آمریکا را در این زمینه نتوانستهاند متقاعد کنند، شکهای خود را در این زمینه مطرح میکنند.
آنان که در جبههی مقابل این را به عنوان یک پیروزی میبینند، توجّه همه را به این نکتهها جلب میکنند که: ایالات متّحدهی آمریکا و سایر قدرتهای غربی، این را قبول کردهاند که ایران حقّ دارد تا صاحب انرژی هستهای صلح آمیز باشد، میلیاردها دلار سرمایهی مصادره شدهی ایران آزاد خواه شد، با تسهیل در محدودیتهایی که در صادرات و واردات وجود داشت، اقتصاد دوباره نفسی خواهد کشید، و این قرارداد ارزش همهی این امتیازات را دارد. در حالی که حکومت تهران در مقابل مشکلات اقتصادی ایستادگی میکند، و در خاورمیانه جبههی وسیعی که ایران در آن دخالت دارد را گستردهتر میکنند، آنان نمیخواهند تا پروندهی اتمی بیش از این مثل طنابی به پایشان بپیچد. برنامهی هستهای یک مقابله با سلطهی قدرتهای غربی بود، قرارداد نیز برای محافظت از حیطهی جدید فعالیتهای خود، و برقراری صلح با دنیا، از طرف ایران یک انتخاب استراتژیک به حساب میآید.
کار اوباما آسان نیست
مذاکرهها در این راستا که این قرارداد چگونه اجرا خواهد شد، تا تاریخ 30 ژوئن ادامه پیدا خواهد کرد، و پس از آن قرارداد نهایی امضا خواهد شد. محافظهکاران در داخل ایران، آنان که برای لابی اسرائیل در کنگرهی آمریکا کار میکنند، و قطعا خود اسرائیل به شخصه تمام سعی خود را برای ایجاد مشکل در این زمینه خواهند کرد.
رئیس جمهور باراک اوباما که جمهوریخواهان سیاستهای وی در زمینهی سیاست خارجی را ناموفّق میدانند، در اوّلین سخنرانی خود نشان داد که در خصوص موافقتنامهای که در زمینهی روابط بینالملل به عنوان یک موفّقیت به حساب خواهد آمد، موضعی مصمم دارد. ولی به ویژه در زمینهی برداشتن تحریمها، همهی اینها را تلافی خواهند نمود. وقتی اسرائیل که با این بهانه که «ایران ما را تهدید میکند»، حمایتهای بینالمللی را به سمت خود جلب کرده است، نتوانست مسیر آب را عوض کند، به سر و صدا کردن خود ادامه میدهد. امروز از این نظریهی نخست وزیر نتانیاهو که گفته بود «ایران سه سال دیگر به بمب اتم دست خواهد یافت»، 23 سال میگذرد. او این جملهی خود که ایران نهایتا تا دو، سه سال دیگر صاحب بمب اتم خواهد شد را نیز، در سالهای 1995، 1996، 2002، 2009 و 2010، تکرار و تجدید کرده است. او با نمایش خود در سال 2012، و نقّاشی بمب دستی خود، که استنادی بر این بود که «ایران تا چند ماه دیگر صاحب بمب اتم خواهد بود»، همهی ما را خندانده بود.
در اینجا باید برای شرایط ترکیه که به همراه برزیل، در سال 2009، در زمینهی به تفاهم نرسیدن مذاکرات هستهای، برای حلّ مشکلات با ایران، اقداماتی انجام دادند نیز یک پرانتز باز کرد: در حالت عادی برندهی چنین صلحی میبایست ترکیه باشد، ولی حکومت آنکارا روی یک اسب اشتباه شرط بندی کرد. در حالیکه توافقهای قدرتهای بینالمللی با ایران در حال درست شدن بود، ترکیه خود را به کمپی انداخت که عربستان سعودی در جهت مذهبگرایی و دشمنی با ایران آن را ساخته است.
انتظار میرفت که ترکیه از برداشته شدن تحریمهای ایران مستفیض شود، ولی با این جملههای رئیس جمهور رجب طیّب اردوغان، که در آنها میگوید: «ایران سعی در این دارد تا منطقه را تحت سلطهی خود در آورد. این شرایط هم ما را ناراحت کرده است. تحمل چنین شرایطی به واقع دیگر ممکن نیست... ایران باید دست خود را از یمن، سوریه و عراق بکشد»، امروز در ایران، شرایط به گونهی دیگری به نظر میرسد.
در مجلس ایران، کسانی خواهان اخراج سفیر ترکیه از ایران، و بسته شدن درها به روی اردوغان، که خود را برای رفتن به ایران آماده میکرد شدند. اگرچه این یک بازهی زمانی طولانی است و با گذشت زمان خیلی چیزها عوض خواهد شد. ولی باز هم باید از امروز پیش بینی فردا را کرد، و بلا فاصله از این حالت نزاعی در سیاست خارجی خارج شد.
در مجموع، ایران با قبول کوچک کردن برنامهی هستهای خود به دو سوّم آن، پا به راهی گذاشته است که در آن پای خود را فراتر از خطوط مرزی خود گذاشته و توازنهای استراتژیکی را به سمت خود در حال تغییر دادن است.
کلید واژه ها :
