اکبریان در گفتگو با اتاق نیوز:منتظر روزهای خوش معدنی نباشید | اتاق خبر
کد خبر: 102904
تاریخ انتشار: 31 فروردین 1394 - 11:36
اتاق نیوز: طبق گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، ایران جزو 10 کشور نخست و اولین کشور خاورمیانه به لحاظ داشتن ذخایر معدنی شناسایی شده است. ...
اتاق نیوز: طبق گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، ایران جزو 10 کشور نخست و اولین کشور خاورمیانه به لحاظ داشتن ذخایر معدنی شناسایی شده است.
براساس آمارها،7 درصد از ذخایر معدنی جهان در کشور ما وجود دارد که تا به اکنون دولتمردان و بخش خصوصی نتوانسته اند از این ظرفیت به منظور ارزآوری و کاهش درآمد های نفتی استفاده کنند. هرچند بخش دولتی فعالیت های معدنی را هزینه بر دانسته اما بخش خصوصی نیز از نبود مدیریت و هماهنگی دولت با بخش خصوصی گله دارند. به اذعان کارشناسان اقتصادی و فعالان بخش معدن، قوانین دولتی برای ورود سرمایه بخش خصوصی به معدن، محدودیت های بسیاری ایجاد کرده است و همین رویکرد، منجر به نبود امنیت سرمایه گذاری و ثبات مدیریت و قوانین می شود. از سویی دیگر بالا بودن بهره وام های بانکی و هزینه تولید، انزوای بیش از پیش معادن ایران را طی سال های اخیر رقم زده است. به همین منظور اتاق نیوز گفت و گویی را با مهرداد اکبریان عضو هیات مدیره انجمن توليدكنندگان و صادركنندگان سنگ‌آهن ايران به شرح ذیل انجام داد: اتاق نیوز: پیشنهاد تاسیس کنفدراسیون معدن اولین بار از سوی شما مطرح شد؛ هدف از ارائه این پیشنهاد چه بود؟ اکبریان: این پیشنهاد را حدود 2 سال پیش زمانی که رئیس انجمن صادر کنندگان سنگ آهن بودم؛ با فعالان بخش معدن مطرح کردم که تا به امروز نیز اجرایی و محقق نشده است. در آن زمان، انجمن مربوطه دایم با دولت به منظور صادرات سنگ آهن در چالش بود و طی جلساتی که با دولت برگزار می شد؛ متوجه شدم که نگاه کارشناسی میان فعالان بخش معدن و دولت وجود ندارد و خلاء این رویکرد را به خوبی احساس می کردم. چند نمونه از  این اختلاف نظر ها را بازگو کنید؟ به عنوان مثال در این جلسات،به طور مکرر درخواست کاهش عوارض صاردات می شد و انجمن تولید کنندگان درخواست افزایش آن را رد می کرد. زیرا منفعت ها متفاوت بود و با توجه به اینکه بخش خصوصی هم باید از منافع خود دفاع کند؛ این اختلافات منجر به ایجاد ابهام در قوانین شده و برخی اشخاص نیز از این اختلافات به نفع خود استفاده می کردند. بنابراین اگر کنفدراسیون معدن تشکیل شود و تمامی فعالان بخش معدن از جمله خانه معدن، انجمن تولید کنندگان محصولات معدنی، اتحادیه مواد معدنی، اتحادیه سنگ های تزینی و... همگی نمایندگان خود را به این کنفدراسیون معرفی کنند؛ مشکلات پشت درهای بسته و بدون حضور سوء استفاده کنندگان مطرح و بررسی می شود تا به شکل یک پیشنهاد به دولت و مجلس تقدیم گردد. متاسفانه تا به امروز نیز این کنفدراسیون تشکیل نشده است زیرا برخی از فعالان بخش معدن احساس می کنند که استقلال اتحادیه و یا انجمن مربوطه شان به زیر سوال می رود و از اختیارات آنها کاسته می شود که به نظر من اینگونه نیست زیرا این کنفدراسیون محلی برای مشورت و تجمیع آراء خواهد بود. طی چند سال گذشته مشکلات متعددی دامن گیر بخش معدن شده است به طوری که فعالان سنگ آهن در بحران به سر می برند دلیل کاهش رتبه سنگ آهن به منظور کسب درآمد را چه می دانید؟ سال هاست که رویکرد برداشت و بهره برداری سنگ آهن در معادن ایران، صادراتی بوده و با توجه به نوسان قیمتی که بر اساس میزان عرضه و تقاضا داشته است؛ همواره میزان تولید را هم دستخوش تغییر قرار می دهد. این نوسان طی یک سال و نیم گذشته شکلی بحرانی به خود گرفته است و با ورود کشورهایی همچون استرالیا و بزریل به تولید و صادرات سنگ آهن و همچنین به دلیل آنکه میزان عرضه سنگ آهن ایران بیش از تقاضا بوده، قیمت این محصول حتی به کمتر از قیمت تمام شده تولید رسیده است. به طوری که امروز شاهد تعطیلی بسیاری از معادن سنگ آهن کشورمان هستیم و از آنجایی که فعالان بخش معدن نیز خود را چندان با تکنولوژی روز و تجهیزات مدرن آشنا نکرده اند، آسیب بیشتری به تجارت سنگ آهن وارد شده است. به چه منظور بخش معدن ایران تا به این حد آسیب پذیر شده است؟ این مبحث را می توان در ابعاد خرد و کلان بررسی کرد. بخش خصوصی کشور ما، هنوز نتوانسته است معدن داری صنعتی را اجرایی کند و همچنان به همان شیوه سنتی از معادن بهره برداری می کند. از سویی دیگر اکثر معادن ایران اگر هم تحت نظارت و مدیریت بخش خصوصی باشد باز هم به دولت وابسته است و دولت با شیوه مدیریت خود منجر به افزایش قیمت تمام شده هزینه های تولید سنگ آهن شده است؛ به طوری که این قیمت به نسبت کشوری همچون استرالیا چنین برابر ارزیابی می شود. به عنوان مثال در سال گذشته کشور استرالیا حدد 100 میلیون تن سنگ آهن تولید کرده است و برای سالجاری نیز معادل 250 میلیون تن دیگر اضافه تولید خواهد داشت(معادل 25 درصد سنگ آهن صادراتی کل جهان) این میزان، چیزی نیست که تولید کننده از بخش خصوصی در ایران بتواند با آن رقابت کند. چگونه ایران توانست در چند سال گذشته بازار و جایگاه مطلوبی را از سنگ آهن در سطح بین المللی به دست آورد؟ این یک فرصت طلایی بود که به خوبی استفاده نشد و دولت نتوانست برای آن برنامه ریزی صحیح داشته باشد. این موقعیت سودآور 2 الی 3 ساله بود که برای صادرات سنگ آهن ایران فراهم شد و ما می توانستیم به جای تولید، رویکرد و برنامه های صادراتی را پیش رو بگیریم. متاسفانه در این بخش، دولت و صاحبان ثروت، ترجیح دادند تا به عرصه تولید وارد شوند و همین رویکرد منجر به آن شد تا محصول تولید شده را دیگر نمی توان به سطح بین الملل عرضه کرد و اکنون هر تن سنگ آهن معادل یک پنجم قیمت قبلی، صادر می شود. به طور کلی می توان فرصت به وجود آمده در بخش معادن را به سیلاب پس از باران تعبیر کرد که بسیاری گمان کردند که رودخانه ای دایمی شده اما این سیلابی بود که امروز خشک شده است و همین عملکرد نادرست، منجر به تعطیلی نه چندان دور 90 درصد از معادن ایران خواهد شد. آنچه که منجر به افزایش قیمت تمام شده و غیر قابل رقابت به محصولات شابه خارجی شده را چه می دانید؟ تجارت از منطق، تبعیت می کند و باید اصول بازار را در آن مد نظر قرار داد. آنچه که امروز منجر به انزوای سنگ آهن ایران شده را می توان نشات گرفته از نبود پیش بینی و برنامه برای روزهای بحران دانست. هزینه تمام شده تولید یک تن سنگ آهن و صادرات ان بسیار بالا و گزاف است و امروز منجر به از بین بردن امکانات و نعمات دیگر شده می شود. به عنوان مثال از خاف تا بندر عباس مسافت زمینی بسیار زیاد است که ریل و خط اهن نیز وجود ندارد. بنابراین باید از کامیون هایی استفاده شود که برای حمل مواد غذایی است اما این کامیون ها سنگ و کلوخه حمل می کنند. در هیچ جای دنیا از امکانات اینگونه استفاده نمی کنند و ابزار سوزی نمی شود. جایی که محصول مصرف می شود باید نزدیک به معدن باشد یعنی کارخانه نباید از معدن فاصله داشته باشد. استرالیا که اکنون بازار سنگ آهن را در سطح بین الملل در اختیار گرفته است برای حمل و نقل دریایی خود 31 فروند کشتی 400 هزار تنی خریداری کرده است و عوارض حمل و نقل این محصول را به 4 دلار رسانده است اما این رقم در ایران به 120 هزار تومان می رسد. دولت استرالیا، عمدا هزینه های صادراتی را کاهش داده تا به تولید کمک کند ولی این رویکرد در کشور ما برعکس بوده و معدن دار امروز متحمل ضرر شده است.   این اشکالات به مدیریت دولتی بازمی گردد، بخش خصوصی در ایجاد این انزوا چه عملکردی داشته است؟ فعالان معدن و معدن داران برای افزایش درآمد خود به سراغ شیرین ترین و سهل الوصول ترین بخش معادن می روند و این یعنی عدم بهره برداری و ایجاد ضایعات. از سویی دیگر و به دلیل تحریم های اعمال شده نیز نمی شود از ماشین آلات مدرن و تجهیزات پیشرفته استفاده کرد. بنابراین ماشین آلات عمومی وارد معادن می شود به طوری که بیل مکانیکی که یک دستگاه جنرال به شمار می رود امروز،عنوان قهرمان معدن را به خود گرفته است در صورتی که خارج از کشور برای هر معدن و محصولی یک ماشین آلات و تجهیزات خاص طراحی می شود تا هم راندمان کار افزایش یابد و هم اینکه هزینه تمام شده تولید کاهش یابد و از همه مهمتر استخراج بی مهابا و پر ضایعات نباشد. چه پیشنهادی برای حفظ و ساماندهی معادن در حال فعالیت دارید؟ ابتدا باید برای مصرف داخلی و صادراتی، زیرساخت های حمل و نقل ساماندهی شده و توسعه یابد تا با کمترین هزینه بتوان محصول را به مقصد رساند. از سویی دیگر باید نرخ ارزش افزوده توسط دولت ساماندهی شود. افزایش میزان ارزش افزود به نظر کار درستی است اما این کار را باید با حرکتی آهسته انجام داد. به عنوان مثال صنعت ماکارونی و فرش ماشینی از افزایش سرمایه ارزش افزوده آسیب جدی دیده و متحمل ضرر شده اند. به طوری که این صنعت برای کسانی که در ابتدای امر وارد فعالیت شدند ایجاد سود کرد و دولت نیز اجازه تولید را افزایش داد؛ به طوری که میزان تولید از میزان تقاضا افزایش یافت و بازار از این کالاها اشباع شد به طوری که هم اکنون صنعت ماکارونی و فرش ماشینی به ضرر رسیده اند. این رویکرد نیز در بخش معدن دیده می شود به طوری که دولت در واگذاری موافقت اصولی نگاهی کارشناسانه نداشته و با در خواست 180 میلیون تن میلگرد موافقت اصولی دارد اما تنها 15 میلیون تن شیمی میلیگرد تولید می شود. از این رو باید به بهای تمام شده تولید توجه بیشتری شود و با ورود تکنولوژی و تجهیزات مدرن می توان تا حدودی از این هزینه ها کاست. البته باید اذعان داشت که نباید به روزهای رونق سنگ آهن خوشبین بود تا دوباره قیمت سنگ آهن افزایش پیدا کند اما می توان با کاهش هزینه های صادراتی، مانع تعطیلی معادن شد.
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید