
فرهاد فزونی- عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران
سالهاست كه ميگوييم سياست بر اقتصاد كشور حكومت ميكند و ازسوي مسوولان بهجاي تصميمات اقتصادي، تصميمات سياسي گرفته ميشود و در نفي اين رويه صدها همايش و سخنراني برگزار كردهايم، ولي ظاهرا اين سخنان فقط براي پركردن صفحات جرايد به درد ميخورند و براي اين نالهها فريادرسي نيست. فرقي هم نميكند كه دولت اول سركار باشد يا دولت يازدهم. مجلس اول حاكم است يا نهم. نتيجه يكي است؛ سياسيكاري. گاهي با الفاظ تند و خشن، گاهي سر بريدن با پنبه و گاهي هم در سكوت و پنهان چكمه سياست بر شاهرگ اقتصاد كشور فشار ميآورد. جالب اين است كه تصميمسازان و تصميمگيران همگي بهخوبي از بهكارگيري اين روش و رويه و ويرانگر بودن نتايج حاصل از آن بهخوبي آگاهند و گاهي حتي خود شاكي و معترض به تصميمات و كار خويشند ولي به سياسيكاري خود ادامه ميدهند.
چندين دهه است كه در دولتهاي مدرن و امروزي تكرار ميكنيم كه اقتصاد دولتي براي اقتصاد كشور مضر است. مالكيت دولت بر 80در صد اقتصاد كشور، تصميمات اقتصادي بخشنامهيي، كنترل و نظارت بر قيمتها، تعيين نرخ ارز و سود بانكي و بگير و ببندها در رفع مشكلات اقتصادي بينتيجه هستند. اما هر روز همين رويهها را تكرار ميكنيم و ادامه ميدهيم. چرا؟ سياسيكاري. ميگويند دولت بايد كوچك شود، ولي قانون اصل44 را مخدوش ميكنند، جلو خصوصيسازي را ميگيرند (به خصوصيسازي در وزارت نفت دقت كنيد)، مديريت سهام عدالت را به دولت برميگردانند و جلو گسترش نقش بخش خصوصي در اقتصاد كشور گرفته ميشود. يك روز بهنام مبارزه با تورم و روزي ديگر بهعلت نبود بودجه عمراني و... ولي باز هم گفتههاي خود را در حمايت از بخش خصوصي تكرار ميكنند. آنقدر به گفتوگوهاي بدون تعهد علاقه دارند كه جلسات دولت با بخش خصوصي را هم «شوراي گفتوگو» ناميدهاند؛ سياسيكاري. دولت از صندوق توسعه ملي كه قرار است وجوه آن دراختيار توليدكنندگان بخش خصوصي قرار گيرد، برداشت ميكند و بعد اعلام ميكند با اجازه از مقام معظم رهبري بوده است. براي بخش خصوصي كه اين وجوه را رفته ميبيند فرقي نميكند كه دولت اين پولها را با مجوز برداشته يا بيمجوز. مگر آن 170ميليارد دلاري را كه ميگوييد بيمجوز برداشته شدهاند به صندوق برگرداندهايد؟ بههر حال مرغ از قفس پريده است. مسوولان براي اينكه تصميمات خود را قانوني جلوه دهند بهدنبال كسب مجوز ميروند؛ سياسيكاري. وقتي دولتمردان تمنا و تقاضا ميكنند و چندين دليل ريز و درشت ميآورند مقام معظم رهبري هم با سعهصدر روي دولت را زمين نمياندازند و موافقت ميكنند. اين دولت است كه نبايد بهدنبال برداشت از اين صندوق باشد و وجوه آن را به توليد در بخش خصوصي اختصاص دهد. هر روز يكي از وزيران مصاحبه و سخنراني كرده و برنامههاي خود را از اولويتهاي دولت اعلام ميكند. دولت چند اولويت دارد؟ اصولا «بدينترتيب اولويت چه معنايي دارد؟ وقتي همهچيز و همه كاري از اولويت برخوردار بود كه ديگر اولويت معني ندارد و زماني كه به مرحله عمل و اجرا ميرسند ميگويند بودجه براي انجام آن نداريم. ميگويند اگر بودجه بدهند زمين و زمان را بههم ميدوزيم ولي اعتبار نداريم؛ اين هم نوعي سياسيكاري. دايما شعار اقتصاد بدون اتكا به درآمدهاي نفتي را سر ميدهيم. اما از رييسجمهور و وزراي اقتصادي دولت و حتي وزير امور خارجه گرفته تا رييس مجلس و رييس پارلمان بخش خصوصي هر وقت كه با سرمايهگذاران و فعالان اقتصادي خارجي ملاقات و مذاكره ميكنند همگي يك سخنراني مفصل پيرامون امكانات سرمايهگذاري در صنعت نفت و گاز ايران ايراد ميكنند. بالاخره قرار است سرمايههاي داخلي و خارجي در صنعت نفت و گاز بهكار گرفته شوند تا بيش از گذشته به درآمدهاي نفتي وابسته شويم يا سرمايهها در ديگر صنايع بهكار افتند و از وابستگي به درآمدهاي نفتي نجات يابيم؟ تكليف خودتان و ما را مشخص فرماييد. لطفا سياسيكاري نكنيد. در چند روز گذشته آقايان لاريجاني رييس مجلس، طيبنيا وزير امور اقتصادي و دارايي، جهانگيري معاون اول رييسجمهور و ربيعي وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي همگي درمورد بحران اشتغال در كشور هشدار دادهاند. طيبنيا بيكاري را به بمب هستهيي تشبيه كرد. رياست محترم مجلس با ابراز نگراني نرخ بيكاري در ميان تحصيلكردهها را 42درصد اعلام كرد، معاون اول محترم رييسجمهور از چالشهاي بيماري هلندي ناشي از هرجومرج ارزي كه باعث افزايش بيش از حد بيكاري شده است سخن گفت و بالاخره وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي از انتقال منابع به سمت شركتهاي بزرگ كه هيچ توجيه اقتصادي ندارند گله كرد. كار به جايي رسيده كه رياست محترم جمهور هم به دلالان تحريم هشدار ميدهد كه بهتر است به فكر شغل ديگري باشند مبادا بيكار شده و بيمه بيكاري طلب كنند. ياللعجب! اين بزرگواران به چه كساني هشدار ميدهند؟ بخش خصوصي مرفه! بيمسووليت؟ رسانههايي كه گفتهها را تحريف ميكنند؟ دستفروشهاي كنار خيابان كه ماموران شهرداري اموالشان را جمع ميكنند ولي چون اين روش سياسيكاري و جنگيدن با معلول است هر روز از جاي ديگري سر در ميآورند؟ ما كه كارهيي نيستيم. ما كه در تصميمگيريها و اجراي آنها دخالتي نداريم. شما خودتان برنامه ميريزيد، تصويب و اجرا ميكنيد. بقيه كه خوشهچين هستند. اين هشدارها سياسيكاري است يا به خودتان هشدار ميدهيد كه شرايط كشور را فراموش نكنيد؟ اگر چنين است استدعا دارم در خلوت به يكديگر هشدار بدهيد. مرتبا در رسانهها دم از بياعتمادي به شرايط اقتصادي كشور نزنيد. شايد چند نفر اندوختههاي خود را در بورسها به كار اندازند يا ساختماني بسازند و بازار تحركي پيدا كند. اين گل به خودي زدنها همگي سياسيكاري است و جز باخت هيچ بازده اقتصادي ديگري ندارد.