اتاق بازرگانی از خانه صنعت هم دولتی تر است | اتاق خبر
کد خبر: 126267
تاریخ انتشار: 8 مرداد 1394 - 11:54
اتاق نیوز- هادی غنیمی فرد را بسیاری با نام خانه صنعت می شناسند. موسس این تشکل اقتصادی که به خاطر سخنرانی های تند و تیزش همیشه مورد توجه بسیاری رسانه ها به ویژه در زمان ریاست وی بر خانه صنعت تهران و ایران بود. وی که در آستانه ورود به دهه هشتم زندگی خود است این روزها بسیار کمتر در رسانه ها حاضر می شود. با این وجود فرصتی شد تا در منزل وی گفت و گویی با ایشان داشته باشیم.   بحث را از اینجا آغاز کنیم نام کامل اتاق بازرگانی ، اتاق بازرگانی، صنایع و معادن بود با این حساب چرا به فکر تاسیس تشکلی بانام خانه صنعت افتادید؟ متاسفانه فعالیت اتاق بازرگانی تنها محدود به بازرگانی و تجارت است و به حوزه های دیگر همچون صنایع و معادن نمی پردازد و با اضافه شدن اسم کشاورزی هم خبری از کشاورزان در اتاق نشد. برخی از مسئولان هنوز این حقیقت را درک نکرده اند که تولید ثروت ملی است و چرخ هر مملکتی با تولید می چرخد و متاسفانه من هنوز نتوانستم مسئولان را متوجه این حقیقت کنم. هر تلاشی که در تولید انجام می دهیم باز عده ای به سمت واردات می روند زیرا بر این عقیده اند که برایشان به صرفه تر است. شاید به صرفه تر باشد اما اقتصاد کشور زمین خواهد خورد زیرا افراد در قبال کاری که انجام می دهند مزد می خواهند به همین دلیل است که در ایران سود نزول خواری از تولید بیشتر است. برای نیل به این هدف راه های بسیاری وجود دارد. چرا این روش را برگزیدید به جای آن که در سختار اتاق بازرگانی تغییری ایجاد کنید؟ زیرا اعضای اتاق غرق در بازرگانی وتجارت بودند وفقط به بهره و سود می اندیشیدند. برای آنها به صرفه بود با هر قیمتی کالا از خارج بخرند و سود خود را بر روی آن بکشند و سود ببرند چرا که تجارت در دست عده ای خاص است این شرایط منجر به ضعف هرچه بیشترصنعت ما شد. قبل از انقلاب، صنعت ایران به صورت تکمیل نیم ساخت های وارداتی بود؛ فرض بفرمایید روغن نیمه تصفیه وارد می کردیم وسپس آن را تصفیه و به روغن نباتی تبدیل می کردیم. راحت تر از دیگر صنایع ساخت خودرو بود که تمام قطعات وارد می شد و ما مونتاژ می کردیم. اما بعد از انقلاب، مورد کم لطفی دیگران قرار گرفتیم و در این زمان بود که صنعت آرام آرام رشد کرد زیرا صنعت به این نتیجه رسید که خود باید وارد عمل شود. بعد از آن توجه دولت به معادن جلب شد ودریافت که ازاین راه می تواند سود خوبی به دست آورد. اما هیچ سرپرستی برای صنعت وجود نداشت در نتیجه وزارت امور اقتصادی و دارایی، مالیات بالایی برای صنعت در نظر می گرفت و اگر این کار در ابتدا صورت نمی گرفت پس از تولید مالیات بر ارزش افزوده بالایی برای آن وضع می کردند. درآن زمان، من در راس کار بودم و به مدت سه سال در مقابل آن ها ایستادگی کردم. آن ها به جای این که از این راه به مردم در تسهیل زندگی کمک کنند شرایط را با مالیات های این چنینی سخت تر می کردند و این شرایط واقعا خجالت آور بود. در دوازده سالی که من رئیس خانه صنعت بودم مقالات بسیاری در این زمینه نوشتم. خوشبختانه کسی به خاطر مخالفت های آشکارم، من را نه به زندان انداخت و نه شکنجه کرد اما مورد بی مهری بسیاری از افراد واقع شدم. مصاحبه های رادیویی من را قطع می کردند و یا بانک ها مطبوعات را وادار می کردند تا مقالات من چاپ نشود. بانک ها به وسیله آگهی، مطبوعات را وادار می کردند تا مقالات من چاپ نشود. در سال 1377 از وزیر تعاون، خواستار بررسی تعاونی های تولیدی شدم تا شاید بتوانیم شرکت تعاونی تولیدی سراسری راه اندازی نماییم. زمانی که توانستیم این ایده را به ثمر برسانیم با استقبال بسیاری مواجه شدیم، این وقایع در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی اتفاق افتاد. شافعی وزیر صنعت وقت از من خواست این روند را در صنعت نیز ادامه دهم و توافقات اولیه برای ایجاد یک تشکل صنعتی فراگیر ایجاد شد. با من نیز نهایت همکاری انجام شد تا خانه صنعت به ثبت برسد. در آن زمان آقای شکری که مدیر کل صنایع تهران بودند خیلی همکاری کردند و اولین اعلام موجودیت ما در دی ماه سال 1379 صورت گرفت که مصادف با اولین همایش ما نیز شد. در آن روز آقای شافعی وزیر صنعت وقت به دلیل ادغام دو وزارت خانه کنار رفت و به جای او آقای جهانگیری وزیر صنایع و معادن شد. در این دوازده سال ما به نرخ بالای سود سپرده های بانکی که مهم ترین آفت در سرمایه گذاری تولیدی است حمله کردیم. با این سود بالای بانکی بی دردسر، کسی سرمایه خود را وارد تولید نمی کند. یکی از دلایل عدم رشد صنعت، مافیا است. با تحریم های خارجی همراه عرق ملی می توان مبارزه کرد اما برای تحریم داخلی کاری نمی شد از پیش برد. به عنوان مثال،عده ای تصمیم می گیرند کالایی را احتکار کنند. این مشکل حتی اگر دولت برای حل آن وارد عمل شود باقی می ماند زیرا بسیاری از افراد که سمت اجرایی دارند در انجام وظیفه سهل انگاری می کنند. یکی دیگر از مشکلات تولید وام های هنگفت بانک ها است که تولید کنندگان توانایی پرداخت آن ها را ندارند و در نتیجه بانک کارخانه را مصادره می کند. این در حالی است که در کشورهای دیگر بانک ها در قبال نگه داری پول از مشتریان هزینه هایی دریافت می کنند. اگر بانک های ما چنین روندی را در پیش گیرند مردم می توانند سرمایه های خود را وارد چرخه تولید کنند و سود بیشتری دریافت کنند. بسیاری بر این باورند که ایده خانه صنعت متعلق به جهانگیری بود، در واقع او می خواست خانه صنعت قدرتمند شود تا در مقابل اتاق بازرگانی قرارگیرد. خانه صنعت قبل از جهانگیری تشکیل شد. روزی که جهانگیری به وزارت صنعت و معدن رسید من طی مقاله ای که در روزنامه دنیای اقتصاد چاپ شد از آقای خاتمی به علت انتخاب نکردن آقای شافعی که سابقه زیادی در زمینه صنعت داشت انتقاد کردم. البته آقای جهانگیری مرد شریفی بود و بابت انتقادهای من از انتخاب وی انتقام گیری نکرد. البته نظر شافعی بیشتر به سمت تشکل های دیگری مثل انجمن مدیران بود. در زمانی که من روی کار بودم وزرای صنایع انتقاد هایی در باب اینکه هیچ کس ازاتاق بازرگانی گرفته که خود بزرگ ترین تشکل است تا آقای غضنفری که آخرین وزیر صنعت، معدن و تجارت بود به فکر صنعت نیست. در آخرین سال، همایش صنعت و معدن یک هفته به طول انجامید تا جایی که جلسه های پی در پی که با حضور انجمن مدیران تشکیل می شد و در این جلسات ما مدیران را وادار به حمایت از مردم و پاسخگویی به آن ها می کردیم. این خود یکی از کارهای خوب جهانگیری بود که متاسفانه خیلی از مدیران تن به این جلسات نمی دادند. علاوه بر این جلساتی که در تهران برگزار می شد من به مدت بیست روز به شهرستان ها برای سخنرانی دعوت می شدم. بعضی از مسئولین بخش خصوصی با دولت از موضوع ضعف برخورد می کردند ولی من همیشه می گفتم این حق ملت است و آنها وظیفه دارند حقوق ملت را بپردازند. هر بار هم که صحبت از حمایت دولت از صنعت و بخش خصوصی می شد می گفتم ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان. موضع گیری دولت نسبت به خانه صنعت چگونه بود؟ روابط بسیار خوب بود تا جایی که دولت از ما حمایت می کرد و من می توانستم از دولت انتقاد کنم. حتی توافق نامه ای برای استفاده از صندوق توسعه ملی با وزارت صنعت، معدن و تجارت به امضا کرده بودیم. در هیچ زمانی به اندازه دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد خانه صنعت به مشکل برنخورد. بعضی حتی به من رفیق کرواتی احمدی نژاد می گفتند ولی واقعیت این است که من علی رغم این که ارتباطی با احمدی نژاد نداشتم ولی از بعضی جهات عقاید اقتصادی وی را قبول داشتم. احمدی نژاد محکم روی مواضع خود می ایستاد. الان صحبت از اختلاس های بسیار می کنند مثلا می گویند دکل گم شد. مگر چنین چیزی ممکن است. وقتی احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسید خیلی ها می خواستند من را به او معرفی کنند اما نپذیرفتم و کلا شاید 6 دفعه در بعضی جلسات وی را دیدم با این وجود می گویم بعضی از کارهای وی درست بود. رابطه خانه صنعت با اتاق بازرگانی به چه شکل بود؟ خانه صنعت با اتاق بازرگانی مشکلی نداشت اما اتاق بازرگانی همیشه تهمت دولتی بودن را به خانه صنعت می زد. روزی به آقای خاموشی گفتم مگر شما خیلی خصوصی هستید که از من به خاطر دولتی بودن انتقاد می کنید، شاید ما از طرف دولت حمایت شدیم تا خانه صنعت را تأسیس کنیم اما این اتاق بازرگانی است که بدون حمایت دولت نفس هم نمی تواند بکشد. به عنوان مثال یکی از سخنرانی های آقای عسگراولادی را در نظر بگیرید که از اتاق بازرگانی به عنوان چشم و گوش دولت در بازار یاد کرد. البته من یک دوره به اتاق هم آمدم. دوره ای که گروه خواستاران تحول ایجاد شد چرا شما جزو کسانی بودید که بهزادیان را به عنوان رئیس اتاق تهران معرفی کردید. متاسفانه بهزادیان خلف وعده هایش عمل کرد بنابراین من کناره گرفتم حتی در روزنامه دنیای اقتصاد مصاحبه ای انجام دادم و استعفای خود را اعلام کردم. ما بهزادیان را برای انتخابات معرفی کردیم. در همان سال بهزادیان و من در رای گیری اتاق شرکت کردیم که من 600 رای و بهزادیان 312 رای آورد. اما بعد بهزادیان در بازی های مختلف افتاد و لابی گری های خود را شروع کرد. من نمی فهمیدم علت این کارها چیست چرا که در 12 سالی که من رئیس این خانه بودم نه تنها درآمدی نداشتم بلکه هزینه های بسیاری هم پرداخت می کردم. حضور شما در اتاق بازرگانی باعث بهبود روابط اتاق با خانه صنعت شد؟ بله. البته موضوعی را هم باید تعریف کنم. در آن زمان آقای بهزادیان سر ناسازگای داشت و قرار بود عده ای جلوی کارهای وی را بگیرند. آقای میرمحمد صادقی طی جلسه خصوصی به من گفتند باید این تغییرات در اتاق بازرگانی رخ دهد و بهزادیان باید بپذیرد و به همین دلیل باید به وی فشار بیاوریم. من مخالف استیضاح بودم ولی با تغییرات موافق بودم به همین دلیل قرار شد من نامه را امضا کنم ولی وی به من قول داد استیضاح بر اساس امضای من رخ ندهد. روزی اعضا را به اتاق دعوت کرد و خواست با آن امضا استیضاح صورت گیرد. من اعتراض کردم که شما خلاف قول خود عمل کردید به همین دلیل به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردم ولی دوستان آقای بهزادیان نشستند. در نهایت رای گرفتند و بهزادیان را استیضاح کردند. از این خلف وعده ها آقایان زیاد داشتند. به عقیده من خانه صنعت می تواند در اقتصاد ما تاثیر بسزایی بگذارد. در میان کسانی که آمدند بهترین فرد شایسته ای که در خانه وجود دارد آقای مرتضوی است. مهم ترین دلیل این شایستگی سکونت وی در تهران است. من 12 سال مرخصی نرفتم و هر روز در جلسات حضور داشتم و مشکلات وزارت کار و دارایی و ... را شخصا پیگیری می کردم. به نظر شما مهم ترین دستاورد خانه صنعت در این 12 سال چه بوده است؟ دولت را وادار به مذاکره در رابطه با مسائلی مانند بیمه اجتماعی و بهره بانکی کردیم. ما همچون فرزندی برای دولت بودیم که وادار بود به سخنان ما گوش دهد. یکی از شانس های خانه صنعت این بود که تشکیل این خانه در زمان خاتمی انجام شد و ما می توانستیم با وی صحبت کنیم. شما استراتژی و طرح بلند مدتی داشته اید، آیا توانستید آن را ادامه دهید؟ شاید آقایان برنامه ای دارند ولی من در جریان نیستم. چرا از خانه صنعت استعفا دادید؟ من می خواستم بعد از 12 سال کار راه را برای جوانان باز بگذارم با این وجود آن ها بعد از استعفا، از من به عنوان پدر ثابت خانه صنعت یاد کردند و از من خواستند تا از آن ها حمایت کنم. من هم با کمال میل پذیرفتم اما این نکته را تذکر دادم که خود باید مسئولیت پذیر باشند اما متأسفانه آن ها فورا خود را به اتاق فروختند و در اختیار اتاق بازرگانی قرار دادند و 300 میلیون تومان دریافت کردند و این درحالی است که من در دوره 12 ساله کاریم یک ریال هم از اتاق بازرگانی دریافت نکردم. ما حتی همایش های سالانه خانه را به خرج صنعتگران برگزار می کردیم. به عنوان بحث آخر، نظر خود در رابطه با افرادی که نام می برم در یک جمله ذکر کنید. آقای خاموشی: یکی از اسوه های بخش خصوصی ایران بعد از انقلاب است که برای حفظ بخش خصوصی زحمت های بسیاری متحمل شده است. اگر بعد از انقلاب اقتصاد سوسیالیستی نشد به خاطر تلاش های امثال خاموشی بود. آقای سهل آبادی: انسان خوبی است اما من از نزدیک آشنایی چندانی از ایشان ندارم. محمود احمدی نژاد: به رغم اشتباهات وی بنده ایشان را شاخصا انسان موجهی می دانم و قبول دارم. محسن خلیلی: انسان شریفی است، سرمایه گذار بخش خصوصی است که حد و حدود خود در این زمینه می داند. محمدرضا مرتضوی: انسان موجهی است. اسحاق جهانگیری: انسان بسیار شریفی است حتی اگر در زمان تعیین دولت نهم با رفسنجانی وارد رقابت می شد به عقیده من بیشتر از وی رای می آورد. محمدرضا بهزادیان: اصلا قابل اطمینانی نیست و نمی شود روی حرف وی حساب کرد.
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید