نباید نفتمان را زیر قیمت بفروشیم | اتاق خبر
کد خبر: 19007
تاریخ انتشار: 6 بهمن 1390 - 10:52
مهدی حسینی، معاون بین الملل سابق وزارت نفت، معتقد است از دست رفتن بازار نفت اروپا، پیامدهایی در اقصاد ایران دارد که مستوجب چاره اندیشی عاقلانه مقامات دولتی است. وی بر این نکته تاکید می کند که فروش نفت با قیمت ارزان تر، راهکار مناسبی برای مواجه با تحریم نفتی وضع شده علیه ایران نیست. حسینی که در دوران حضور بیژن زنگنه در وزارت نفت، معاون زنگنه بود، در این گفتگو به تحلیل مسائل گوناگون مرتبط با تحریم نفت ایران از سوی اتحادیه اروپا می پردازد. وی همچنین معتقد است که اگر آمریکا و اتحادیه اروپا بخواهند خریداران اصلی نفت ایران در خارج از جهان غرب را نیز به موضع تحریم نفت ایران بکشانند، احتمال پیوستن ژاپن به آنها بیشتر از همه و احتمال پیوستن آفریقای جنوبی به آنها کمتر از همه است. همان طور که می دانید، تحریم نفت ایران به تصویب اتحادیه اروپا رسید.  پیامدهای داخلی و خارجی این تصمیم چه می تواند باشد؟ واژه تحریم، تنبیه و مضیقه را نیز در بطن خود دارد. اگر نفت ایران تحریم شود، می توان پیش بینی کرد که ما لااقل در بخش بازاریابی صنعت نفت مان تا حدی دچار مشکل شویم. تا جایی که من اطلاع دارم، بازار غرب اروپا و مدیترانه یکی از بازارهای مهم ما در صنعت نفت است. ضمن اینکه بازار اصلی و بزرگتر ما، بازار آسیاست. تحریم اتحادیه اروپا به این معناست که ما به کلی بازار اروپا را از دست می دهیم. کمااینکه وقتی آمریکا نفت ما را تحریم کرد، ما به کلی بازار آمریکا را با ظرفیت روزانه هشتصدهزار بشکه، از دست دادیم و مجبور شدیم بازارهای دیگری را به جای آن پیدا کنیم. در شرایط عادی، تغییر بازار از این منطقه به آن منطقه، امر دشوار و غریبی نیست. اما در شرایط غیرعادی فعلی، علاوه بر ژاپن و کره جنوبی، حتی متحد اصلی ما یعنی چین هم تقاضایش را برای خرید نفت ما تا حدی کاهش داده است. این سه کشور بازارهای اصلی ما در آسیا هستند. بنابراین می توان انتظار داشت که ما در اینده مشکلاتی داشته باشیم. اما پیامدهای تحریم نفت ایران برای اروپا چه خواهد بود؟ آیا قیمت ها گران می شود و اروپایی ها به دردسر می افتند؟ بله، طبیعتاً آن ها هم با مشکلات زیادی مواجه خواهند شد اما آنها معمولاً از ذخایر استراتژیک خودشان استفاده می کنند تا با کمبود نفت مواجه نشوند و قیمت نفت در جهان بالا نرود. ذخایر استراتژیک، حجم عظیمی از نفت است که گاهی هشتاد تا نود روز مصرف نفت این کشورها را شامل می شود. این کشورها در شرایط بحرانی، از ذخایر استراتژیک خود استفاده می کند تا با شوک قیمت نفت مواجه نشوند. علاوه بر این، این کشورها از صادرات مازاد کشورهایی مثل عربستان استفاده می کنند تا با مشکل مواجه نشوند. عربستان اعلام کرده است که حدود 4 میلیون بشکه ظرفیت مازاد بر تولید فعلی اش را دارد و طبیعتاً می تواند جایگزین ایران در بازار نفت با تولید تقریباً دو و نیم میلیون بشکه در روز باشد. در اجلاس اخیر اوپک هم عربستان اعلام کرد که صادرات نفتش را افزایش می دهد. بنابراین اتحادیه اروپا راه حل هایی برای خودش دارد اما قطع صادرات نفت ایران برای آنها را هم گرفتار مشکلاتی می کند و به همین دلیل است که الان برخی از کشورهای اروپایی اعلام کرده اند که به چند ماه زمان نیاز دارند تا دیگر از ایران نفت نخرند. اما فارغ از اینکه مشکلات کشورهای اروپایی در قصه تحریم نفت ایران حل شود یا حل نشده باقی بماند، قطع صادرات نفت ایران به اروپا، کشور ما لااقل برای مدتی گرفتار مشکل بازاریابی می کند؛ چنانکه ما بعد از اتمام جنگ با عراق نیز چنین مشکلی داشتیم. در آن زمان عربستان و کویت تولید نفتشان را افزایش داده بودند و بازگشت کامل به بازارهای بین المللی نفت، برای ما کار مشکلی بود. البته مشکل بازاریابی ایران در دوران پس از جنگ و نیز هنگامی که آمریکا خرید نفت از ایران را تحریم کرد، بالاخره حل شد اما ما برای پیداکردن بازارهای جدید، با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کردیم. البته ما الان در شرایط متفاوتی نسبت به دوره های قبل قرار داریم و به همین دلیل باید ساز و کارهای متفاوتی برای حل مشکل بازاریابی مان پیدا کنیم تا ان شاء الله آسیب کمتری به مردم و بخش های گوناگون جامعه، اعم از صنعت و تولید و ...، وارد شود. برخی از مقامات دولتی گفته اند اگر اروپا نفت ایران را تحریم کند، ما به راحتی جایگزین دیگری برای اروپا پیدا می کنیم. به نظر شما جایگزین اتحادیه اروپا چه کشورهایی یا کدام منطقه می تواند باشد؟ البته این سوال را خود مقامات دولت باید پاسخ دهند ولی حتماً آنها تدبیری اندیشیده اند که چنین می گویند. یعنی آنها به بازارهای شرق آسیا نظر دارند؟ طبیعتاً این روند موجب محدوترشدن بازارهای ما خواهد شد و باید در این باره چاره ای اندیشید. ممکن است برخی از کشورهای شرق آسیا و یا برخی از کشورهای آفریقایی مد نظر باشند. به هر حال این روند دشواری است و حتماً مسئولان در این باره فکری کرده اند. ممکن است ایران نفتش را با قیمت کمتر ولی با میزانی بیشتر به کشورهایی مثل چین و کره جنوبی و ترکیه و ... بفروشد؟   فکر نمی کنم چنین سیاستی اتخاذ شود. چرا؟ زیرا دولت ها، عموماً ملاحظه تحریم های احتمالی سازمان ملل و یا مجازات های احتمالی آمریکا را دارند. علاوه بر این، ما هم واقعیت های بازار را هم در نظر داریم. یعنی تا جایی که بتوانیم، نفت خودمان را زیر قیمت نمی فروشیم. البته ممکن است در نهایت چنین کاری هم بکنیم ولی تجربه تحریم های قبلی در دولت های قبلی نشان می دهد که از این کار پرهیز داریم. اگر شرایط اضطراری شود و عربستان صادرات نفتش را افزایش دهد، ممکن است ایران از چنین راهکاری استفاده کند؟ راهکارهای گوناگونی وجود دارد. ممکن است در مقطع زمانی خاصی، تنها راهکار موجود همین باشد. اگر ایران از این راه حل استفاده کند، ممکن است آثار افزایش صادرات نفت عربستان خنثی شود؟ این تنها راه حل ما نیست و فقط به عنوان آخرین راه حل مشکل می تواند مد نظر باشد. راهکارهای گوناگونی وجود دارد و لازم نیست ما نفتمان را زیر قیمت بفروشیم. ولی شاید مجبور شویم چنین کاری هم انجام دهیم. سوال من این است که این اقدام چه پیامدهایی در بازارهای جهانی نفت در بر خواهد داشت؟ تجربه نشان می دهد که این اقدام آن قدرها هم بر بازارهای بین المللی اثر نخواهد داشت. ما شاهد دوران طولانی تحریم نفت عراق بوده ایم. عراق در آن دوران نفتش را از طرق گوناگون با قیمتی زیر قیمت واقعی، می فروخت اما این امر تاثیر چندانی بر بازار نفت جهان نداشت. بازار نفت جهان از دو بخش نفت واقعی و نفت کاغذی تشکیل شده است. نفت واقعی در حدود 43 میلیون بشکه در روز در این بازار جابجا می شود و نفت کاغذی، چندین برابر این رقم است. با لحاظ کردن مجموع ارقامی که در این بازار رد و بدل می شود، باید گفت اگر کشوری یکی دو میلیون بشکه نفت هم زیر قیمت بفروشد، این امر تاثیر چندانی بر معدلات کلی بازار نفت جهان نخواهد داشت. اگر آمریکا و اتحادیه اروپا در صدد توسعه کشورهای تحریم کننده نفت ایران باشند، به نظر شما در بین مشتریان اصلی نفت ایران، کدام یک احتمالاً زودتر از سایرین به آمریکا و اتحادیه اروپا می پیوندند؟ در بین مشتریان اصلی نفت ایران، ترکیه چون از یکسو همسایه ایران است و از سوی دیگر، می خواهد به اتحادیه اروپا بپیوندد، احتمالاً نقشی میانه را در این بین ایفا خواهد کرد. من دقیقاً نمی توانم بگویم که ترکیه چه سیاستی را اتخاذ خواهد کرد، ولی ما می توانیم از نقش میانه روانه ترکیه استفاده کنیم. هند چطور؟ به نظر من، هند در قصه نفت ایران خیلی خوب بازی نکرده و نشان داده است که مشتری قابل اطمینانی برای همکاری های نزدیک نیست. اما هندی ها اصولاً علاقه مند هستند که در شرایط بحرانی از فضای بحران استفاده کنند. حتی شاید بتوان گفت که هند جزو کشورهایی است که ممکن است متقاضی خرید زیر قیمت نفت از ایران باشد. چین چطور؟ چین اصولاً سیاست خاص خودش را دارد و موردی عمل می کند. یعنی در هر برهه زمانی، هر تصمیمی را که درست بداند اتخاذ می کند. کاهش تقاضای خرید نفت ایران از سوی چین در شرایط کنونی، کمی تعجب برانگیز است و نشان می دهد که چینی ها بر حسب مورد عمل می کنند. آنها به هیچ یک از طرفین اختلاف، چک سفید نمی دهند. از چینی ها همه جور رفتاری دیده شده است؛ چه همکاری با ما، چه همکاری با غربی ها؛ چه عدم همکاری با ما، چه عدم همکاری با غربی ها. چین مستقل از طرفین این دعوا تصمیم می گیرد و به همین دلیل، موضعش غیرقابل پیش بینی است. ژاپن؟ ژاپن همیشه دنباله رو سیاست آمریکا بوده است اما ژاپنی ها به شدت از بالا و پایین شدن بازار نفتشان وحشت دارند. من از نزدیک شاهد این هراس آنها بوده ام. در اوایل دهه 1990، که کشورهای غربی به عراق حمله کردند، ژاپنی ها با وحشت به سراغ ما آمدند و از ما تقاضای نفت بیشتری کردند؛ چون صادرات نفت عراق و کویت به ژاپن قطع شده بود. ژاپنی ها از تحریم نفت ایران واهمه دارند اما اگر به آنها تضمین داده شود که کاهش نفت وارداتی شان جبران خواهد شد، تضمینی که عربستان می تواند نقشی اساسی در آن داشته باشد، یقیناً ژاپن از سیاست آمریکا پیروی خواهد کرد. کره جنوبی؟ کره جنوبی هم مثل ژاپن به نفت ما وابستگی دارد. ضمناً کره جنوبی بازارهای زیادی در ایران دارد و طبیعتاً نسبت به بازار محصولاتش در ایران نیز نگرانی دارد و بنابراین به نظر می رسد که شانس پیوستن کره جنوبی به امریکا و کشورهای اروپایی، کمتر از احتمال پیوستن ژاپن به این کشورهاست. و آفریقای جنوبی؟ آفریقای جنوبی در مقایسه با سایر خریدارن اصلی نفت ایران، احیاناً رویکرد مثبت تری به ایران خواهد داشت؛ چرا که اولاً آفریقای جنوبی در مقایسه با خیلی از این کشورها، نفت بیشتری از ایران می خرد، ثانیاً جایگاه ویژه ای در ایران دارد و معمولاً مستقل تر از بقیه این کشورها عمل کرده و در کنار کشورهای مظلوم قرار گرفته است. من فکر می کنم نگرانی ما نسبت به تحریم نفتمان از سوی آفریقای جنوبی، در مقایسه با سایر مشتریان اصلی مان، می تواند کمتر باشد. آیا تهدید به بستن تنگه هرمز می تواند مانع از جهانی شدن تحریم نفت ایران شود؟ حدود 40 یا 50 درصد از نفت مبادلاتی جهان و نیز حجم عظیمی از کالاهای صادراتی و وارداتی کشورهای خلیج فارس از تنگه هرمز عبور می کند. این تنگه یکی از تنگه های بسیار مهم  استراتژیک دنیاست. اهمیت تنگه هرمز، برای ما هم فرصت است و هم تهدید. فرصت است، زیرا ما – بنا به گفته مقامات - به راحتی می توانیم این تنگه را ببندیم و از این طریق پاره ای از فشارها را منتفی کنیم. تهدید است، زیرا وقتی چیزی خیلی مهم باشد، سایر کشورهای جهان به راحتی آن را در اختیار ما قرار نمی دهند که هر کاری خواستیم با آن انجام دهیم. بخش مهمی از صادرات آمریکا و اروپا از این تنگه عبور می کند. سالانه هفتاد میلیون تن گاز مایع  قطر از تنگه هرمز به آسیای شرقی و اروپا می رود. صادرات انرژی امارات و عمان و کویت از این تنگه عبور می کند. روزانه کشتی های زیادی از این تنگه عبور می کند و این برای خیلی از کشورهای جهان، موضوعی بسیار مهم است. بنابراین بستن تنگه هرمز می تواند برای ما تهدید هم تلقی شود. هنر ما باید استفاده از فرصت ها باشد نه افتادن در ورطه تهدیدها.   منافع فروش نفت ایران بیشتر به سود کدام طبقات و اقشار جامعه ایران است و تحریم نفت ایران بیشتر به زیان کدام طبقات و اقشار؟ در این باره اقتصاددانان باید نظر دهند. اما مسلماً موتور متحرکه اقتصاد ما صادرات نفت است. صادرات نفت موجب تولید کار و تلاش و پول  ارز و درآمد و اشتغال و رشد صنعت و ... در کشور ما می شود و همه این ها زمینه ساز زندگی بهتر مردم می شود. وقتی صادرات نفت کاهش یابد، طبیعتاً این کاهش بر اقتصاد کشور اثر می گذارد. در این صورت، همه اقشار بویژه اقشار کم درآمد تر آسیب متحمل فشار و آسیب بیشتری می شوند. اقشاری که درآمد و پس انداز بیشتری دارند، توان بیشتری برای تحمل این فشار دارند. منبع:عصر ایران    
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید