سوریه، درس تاریخ | اتاق خبر
کد خبر: 343782
تاریخ انتشار: 29 اردیبهشت 1395 - 12:56
روزنامه ایتالیایی ایل سوله گزارش داد:
کی از ویدئوهای داعش که بیش از همه موفق بوده، ویدئویی بود که در آن یک بولدوزر تابلویی را در مرز میان سوریه و عراق به زمین می اندازد. تابلویی که بر روی آن نوشته شده بود: «پایان سایکس - پیکو».

اتاق خبر- سوریه، درس تاریخ که غرب نمی خواهد به آن گوش بسپرد. یکی از ویدئوهای داعش که بیش از همه موفق بوده، ویدئویی بود که در آن یک بولدوزر تابلویی را در مرز میان سوریه و عراق به زمین می اندازد. تابلویی که بر روی آن نوشته شده بود: «پایان سایکس - پیکو»، قرارداد انگلیسی - فرانسوی که در ١٦ مه ١٩١٦ به منظور تقسیم امپراطوری عثمانی به امضا رسیده بود. بنا بر این آیا ما در مقابل یک درس جدی تاریخی قرار گرفته ایم که از امپریالیسم غربی پدید آمده است؟ وسوسه و شاید هم ضرورت ترسیم مرزهای جدید، صد سال بعد هنوز بسیار شدید است و درک علل آن کار دشواری نیست: دست کم چهار کشور منطقه یعنی سوریه، عراق، یمن و لیبی در مرحلۀ تجزیه بر ادر حقیقت صد سال پیش آن مرزها بر یک نقشۀ جغرافیایی بی زبان ترسیم نشده بودند، آنها بر پایۀ واقعیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که از قبل وجود داشتند و نیز بر پایۀ تقسیمات اداری امپراطوری عثمانی ترسیم شده بودند. مرزهای کنونی بعد از توافق سال ١٩١٦، ابتدا با کنفرانس سن رمو و سپس با قرارداد سِور و سپس نیز با حکم فرانسه در مورد سوریه در سال ١٩٢٣ مقرر گردیدند.
به گزارش اداره کل رسانه های خارجی، بنا بر این آیا ما در مقابل یک درس جدی تاریخی قرار گرفته ایم که از امپریالیسم غربی پدید آمده است؟ وسوسه و شاید هم ضرورت ترسیم مرزهای جدید، صد سال بعد هنوز بسیار شدید است و درک علل آن کار دشواری نیست: دست کم چهار کشور منطقه یعنی سوریه، عراق، یمن و لیبی در مرحلۀ تجزیه بر اثر رویدادهایی چنان ویرانگر قرار دارند که به نظر می رسند یک انتقام جویی در برابر آن قرارداد باشند. قراردادی که بین یک دیپلمات بریتانیایی به نام مارک سایکس و یک فرانسوی به نام فرانسوا جرج پیکو منعقد گردیده بود.
طبعاً این مسئله در کانون مانورهای دیپلماتیک و عملیات جنگی قرار دارد. به علاوه به طور مستقیم به ما هم مربوط می گردد: به سبب سرنوشت سوزناک لیبی که در عمل تقسیم شده است در ساحل جنوبی کشورمان لیکن همچنین به سبب حضور نظامی ایتالیا در عراق که به زودی در منطقۀ بین النهرین بیشتر خواهد شد (١,٢٠٠-١.١٠٠ سرباز همچنین برای دفاع از سد موصل) که در این صورت در جایگاه دوم تنها بعد از حضور آمریکا قرار خواهد گرفت.
توافقات مذموم سایکس - پیکو مرزهای واقعی و تمام عیار را ترسیم نکرده بودند بلکه بیشتر مناطق نفوذی فرانسه و انگلیس را ترسیم کرده بودند که در آن زمان علیه آلمان متحد شده بودند و مایل بودند غنائم باب عالی (حکومت عثمانی) را بین خود تقسیم کنند. اندکی به مانند آنچه اکنون بعد از مداخلۀ روسیه در این سرزمین به نفع اسد که از سوی ایران نیز حمایت می شود، در حال رخ دادن است: ترکیه و قدرت های سنی که از مخالفان در دمشق حمایت می کنند، می کوشند مناطق مورد نظر خود را تعیین نمایند.
به تازگی اردوغان، رئیس جمهور ترکیه که هر فرصتی را مغتنم می شمرد تا به انتقاد از قرارداد سایکس - پیکو بپردازد، تأکید نمود که آماده است وارد خاک سوریه شود تا یک «نوار امنیتی» ایجاد کند که اسماً برای مهار داعش بوده اما در واقع به منظور شکستن پیوستگی میان خطوط دفاعی کردهای سوریه، کابوس حقیقی راهبردی آنکارا طراحی می گردد. چنانچه امروز کُردها در حالی که زنانشان بی حجاب در خط مقدم حضور دارند، خلافت را بیرون می رانند، تا حدودی مدیون میراث سایکس است. این افسر بریتانیایی در آن زمان به لندن اطمینان داده بود که «کُردها در شرق دجله طرفدار اعراب هستند». بدین ترتیب کُردها در یک منطقۀ تحت کنترل فرانسوی ها منضم شدند و بعد از پایان جنگ اول جهانی از نقشۀ جغرافیایی محو شدند.
علی رغم مذاکرات وین - که روز ١٧ مه در سطح گروه تماس از سر گرفته خواهند شد- و تلاش های مربوط به تعیین آتش بس های ناپایدار، گرایش خونین به ادامۀ جنگ به منظور به دست آوردن بخش هایی از سرزمین به طور مستقیم یا به شکل نیابتی، قرار است همچنان ادامه داشته باشد. بدتر اینکه چنانچه اسد کمتر از یک سوم سوریه را تحت کنترل دارد (همان گونه که نبرد وحشیانۀ جاری در شهر حلب نشان می دهد)، حضور خلافت در عراق و سوریه در عرض یک سال دست کم به میزان ٤٠-٣٠ درصد کاهش یافته است.
جنگ ناپیوسته که به طور رسمی تنها علیه داعش و جبهۀ النصره است، در حال حاضر بر دیپلماسی غالب است زیرا برای ترسیم مرزهای جدید اما مانند همیشه متحرک لازم است. همان گونه که در زمان سایکس رخ داد که با شور و اشتیاق از اعلامیۀ سال ١٩١٧ بالفور به نفع کشور یهود در فلسطین استقبال کرده بود.
در حقیقت صد سال پیش آن مرزها بر یک نقشۀ جغرافیایی بی زبان ترسیم نشده بودند، آنها بر پایۀ واقعیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که از قبل وجود داشتند و نیز بر پایۀ تقسیمات اداری امپراطوری عثمانی ترسیم شده بودند. مرزهای کنونی بعد از توافق سال ١٩١٦، ابتدا با کنفرانس سن رمو و سپس با قرارداد سِور و سپس نیز با حکم فرانسه در مورد سوریه در سال ١٩٢٣ مقرر گردیدند. چنانچه سوریۀ آن زمان را می دیدیم می توانستیم آن را یک کشور علوی تا مرز سنجاق اسکندرون و نیز کشوری از جبل الدروز ببینیم زیرا تمام اینها از اصل «تفرقه بینداز و حکومت کن» استعمار پیروی می کرد.
در پی آن در سال ١٩٢٦ با الحاق ولایت موصل و استان های بغداد و بصره به عراق، پادشاهی هاشمی عراق شکل گرفت.
اما چنانچه بخواهیم به راستی پی ببریم که در این منطقۀ پرتلاطم چه اتفاقی افتاده است باید ترتیب نقل و انتقالات مردم در عراق و سوریه را دنبال کنیم، نه تنها به سوی مرزهای «غیرطبیعی» استعماری بلکه به ویژه به سوی سیاست های خودکامۀ حکومت های بغداد و دمشق انگشت نهیم که در طول زمان به اختلافات قومی و دینی دامن زدند: اعراب، کُردها، آسوری ها، ترکمن ها، یزیدی ها، شیعیان، سنی ها، مسیحیان، مندائیان به زور و بارها به تناوب در همان سرزمین ها و همان شهرها به مدت یک قرن تا همین امروز حضور یافتند.
افزایش مطالبات پایانی ندارد و اکنون با میلیون ها آواره ای که بین عراق و سوریه در حال حرکت می باشند (حدود ١٠ میلیون نفر)، ترسیم یک سایکس- پیکوی دیگر باز هم پیچیده تر می گردد. کافی است به یک آمار نگران کنندۀ کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان (Unhcr) فکر کنیم: مدت زمان باقی ماندن یک پناهنده در یک اردوگاه پناهندگان به طور متوسط ١٧ سال است. تصور این موضوع دشوار نیست که این زیستگاه های «موقت» به شهرهای جدید و محله هایی تبدیل شوند که در کنار بلوک های قدیمی شهری قرار می گیرند یا بر آنها احاطه می یابند. تقسیم خاورمیانه همان گونه که نیک می دانیم، به معنای تقسیم بی رحمانۀ زندگی دیگران است.

نظرات
ADS
ADS
پربازدید