فیلم های پایین جدول؛ گیشه های خلوت، سینماروهای بی رغبت | اتاق خبر
کد خبر: 382621
تاریخ انتشار: 8 آذر 1395 - 14:09
مطلب حاضر با مرور و بررسی شگردهای تبلیغاتی فیلمسازان و سینماگران در جریان اکران فیلم هایشان تلاش دارد تا به آسیب شناسی اشکالات و موانعی بپردازد که موجب می شود فروش فیلم ها دستخوش افت شود.

به گزارش اتاق خبر، مطلب حاضر با مرور و بررسی شگردهای تبلیغاتی فیلمسازان و سینماگران در جریان اکران فیلم هایشان تلاش دارد تا به آسیب شناسی اشکالات و موانعی بپردازد که موجب می شود فروش فیلم ها دستخوش افت شود. از ابتدای این نوشته بر اساس رقم فروش آثار و به ترتیب درآمدشان از گیشه، به فیلم ها پرداختیم و از کم و کیف نحوه تبلیغات آنها گفتیم و اینکه با توسل به چه امتیازها و شاخصه هایی توانستند گیشه بالای خود را تضمین کنند و یا برعکس، شکست سختی را تجربه کنند.

هر چند گفته می شود اصولاً به دلیل افزایش نرخ تورم و تفاوت قیمت بلیت در سالهای جاری، لفظ «پرفروش ترین» چندان مناسب فیلم های دو ـ سه سال اخیر نیست، چرا که معیار اصلی تعداد سینماروهاست و نه قیمت بلیت.

در هر حال ادامه مطلب حاضر به فیلم های نیمه پایین جدول فروش امسال اختصاص دارد که در حسرت میلیاردی شدن ماندند و یا همچنان روی پرده هستند و تلاش می کنند فروش به رقم آبرومندانه یا شاید رکورد شکنانه ای دست یابند.

 

 متولد ۶۵؛ با شعار عاشقانه دهه شصتی

«متولد ۶۵» فیلمی که شنیده می شود بیشتر ساخته تهیه کننده اش است تا کارگردانش، پس از حدود یک ماه فروش در تهران نیم میلیاردی شده و حدود دویست میلیون هم در شهرستان ها فروخته است. فیلم بازیگر چهره و گران ندارد و حتی اگر به مرز یک میلیارد هم برسد، باز هم جای شکرش برای سازندگان باقی است! فیلم خرج چندانی روی دست تهیه کننده نگذاشته است و برای تبلیغات آن هم بودجه زیادی صرف نشده. سازندگان روی شعار دهه شصتی بودن فیلم به قصد جلب تماشاگرانی از این مقطع سرمایه گذاری کرده اند و موشن گرافیک جدیدی نیز به تازگی از آن منتشر شده است که در هر حال ایده نویی بوده. به ویژه اینکه با انتخاب دیالوگهایی کنجکاوی برانگیز در این موشن گرافیک، سعی شده توجه تماشاگران برای حضور در سینما جلب شود. فیلم یک اثر قصه گو نیز هست که اصولاً سینمای مورد علاقه تماشاگران ایرانی نیز هست و اصولاً در اولویت نخست انتخاب فیلم ها برای تماشاست. البته اگرچه به عنوان یک فیلم اولی توقع چندانی از حیث ویژگیهای هنری اثر نمی رود، ولی با این وصف، حداقل های کارگردانی در آن دیده می شود که قطعاً حضور محمد مهدی عسگرپور در مقام تهیه کننده در آن بی تأثیر نبوده است. از سوی دیگر تماشاگران جدی تر به فیلم انتقادات جدی دارند و آنرا کسالت بار و کم اهمیت توصیف می کنند. «متولد ۶۵» اگر در ادامه راه اکران بتواند به یک و نیم میلیارد هم برسد قابل قبول است و می تواند راهگشای ادامه فعالیت کارگردانش باشد. حتی اگر خیلی ها فیلم اول او را صرفاً یک فیلم ویدئویی تلقی کنند.

 

 مرگ ماهی؛ ناکامی محض!

روح ا… حجازی امسال دو شکست را در سینما تجربه کرد؛ فروش نازل «هیهات» و «مرگ ماهی». اگر این ماجرا را در کنار فروش پایین سه فیلم قبلی او هم بگذاریم، ناخواسته این واقعیت که او کارگردان گیشه پسندی نیست باز هم مورد تائید قرار می گیرد. حتی اگر فیلم اپیزودیک «هیهات» را تمام و کمال دستپخت او ندانیم. «مرگ ماهی» حاصل سرمایه گذاری منتهی به ناکامی و بداقبالی بانک پاسارگارد است که دیگر موارد آن «بهمن» (مرتضی فرشباف) و «من دیه گو مارادونا هستم» (بهرام توکلی) هم هر دو فروش مایوس کننده ای داشتند و موجب شدند این سرمایه گذاری از سوی بانک مذکور متوقف شود. «مرگ ماهی» کست متنوع و چشمگیری متشکل از نیکی کریمی، علی مصفا، طناز طباطبایی،‌ بابک حمیدیان، ریما رامین فر، سحر دولتشاهی، بابک کریمی، پانته آ بهرام و… دارد. چهره هایی که هیچیک نتوانستند دست فیلم را در گیشه بگیرند تا در نهایت تریلوژی حجازی با رقم فروشی نازل کامل شود. سینمایی که اگر چه حدیث نفس فیلمساز شناخته می شود، اما جایی در دل تماشاگران باز نکرده است و به ضرب استفاده از بازیگران نام آشنا هم نمی توان آنها را مقبول کرد. فیلم از نیمه اردیبهشت امسال روی پرده رفت با ۵۷۵ میلیون فروش کلی از کورس رقابت کنار کشید. تا  دو روز فروش آن چنان «فاجعه» بود که از سوی دفتر پخش اعلام نمی شد! سرانجام در سومین روز اکران که مصادف با روز جمعه بود، مشخص شد در روز ایده آل تعطیل ۲۸ میلیون فروخته و دو روز پیش از آن هم افتتاحیه اش بیش از ۴۰ میلیون نبوده است! اگر چه فیلم در اوایل تولید خود اطلاع رسانی کاملی داشت، اما سازندگان هنگام اکران نتوانستند در راستای معرفی محصول خود گام موثری بردارند و بین یک اثر هنری و عامه پسند دست و پا زد. آنتونیا شرکا در بخشی از یادداشتش درباره فیلم می نویسد: «با اینکه مرگ ماهی را فیلم موفقی می دانم، اما معتقدم که اگر قرار باشد روح ا… حجازی در آینده، باز همین موضوع را در فیلم هایش ادامه دهد، به تدریج از جذابیت فیلم های او کاسته خواهد شد و مخاطب قطعاً دیگر نمی تواند عنصر غافلگیری را در آثار او پیدا کند».

این نکته کلیدی را می توان جزو علل اصلی ریزش مخاطبان سینمای حجازی در نظر گرفت.

 

 خنده های آتوسا؛ تبلیغات انبوه، فروش اندک

چرا فیلمی مثل «خنده های آتوسا» با وجود نوآوریهای فرمی، بهره گیری از ستاره ها، تبلیغات و  حاشیه های متعدد، نمی تواند فروش کلی خود را حتی به مرز نیم میلیارد تومان برساند. پاسخ به این سوال و موشکافی آن می تواند تا حدود زیادی از تولید و اکران فیلم هایی با تماشاگران محدود جلوگیری کند و یا در صورت واجد ارزشهای موثر در پروسه فروش، آنها را به نحو بهتری به سینماروها بشناساند.

«خنده های آتوسا» اما با وجود خط اصلی داستانش که صرفاً در یک قطار می گذرد و تقریباً در بیش از دو سوم فیلم کشش لازم را برای پیگیری تماشاگر دارد و نیز دعوت از بازیگران ستاره ای مثل باران کوثری، پژمان بازغی، امیر جدیدی و محمدرضا فروتن به مهندسی اکران درستی نرسید. فضای سرد و کرخت فیلم،‌ تم جنایی و تعلق آن به ژانر تریلر به عنوان یکی از گونه های کمتر محبوب در سینمای ایران هم بدل به مشکل مضاعف آن در جذب تماشاگر شد. البته تهیه کننده فیلم، امیر پورکیان معتقد بود مافیای اکران برای جلوگیری از تداوم نمایش «خنده های آتوسا» ترفندهایی از جمله اعلام دروغین پر بودن سالن در رجوع تماشاگر و… را پیاده کرده که ثابت نشد. تبلیغات ماهواره ای هم که اغلب تماشاگران عام، با سلیقه پسند فیلم های کمدی را هدف گرفته، نتوانست باری از روی دوش «خنده های آتوسا» با آن ویترین ملتهب و پرتنش بردارد. ادعای ثبت رکورد فیلمبرداری فیلم طی چهار روز در قطار در حال حرکت در گینس هم،‌ تمهید به درد خوری از آب در نیامد و تنور اکران فیلم را گرم نکرد.

فیلم پس از یک ماه اکران در بهار با رقم ۴۸۷ میلیون تومان فروش کل از گیشه کنار کشید.

 

 سایه های موازی؛ تحت الشعاع «فروشنده»

«سایه های موازی» از دیگر ناکامان امسال سینمای ایران بود که از اواخر پاییز روی پرده رفت. این فیلم در پردیس زندگی اکران شد که امسال فیلم های «کفشهایم کو»، «اژدها وارد می شود»، «ایستاده در غبار»، «امکان مینا» و «خشکسالی و دروغ» را روی پرده داشت که هیچکدام نتوانستند در گیشه توقع سازندگانشان را برآورده کنند. «سایه های موازی» اگر چه می توانست از ناحیه بهره گیری از بازیگر مشترکش با فیلم موفق «فروشنده»، فروش خود را بالا بکشد، اما این اتفاق نیفتاد. شهاب حسینی هر چند حضور کوتاهی در فیلم داشت، اما در تبلیغات فیلم به شکل پررنگی از تصویر او استفاده شد تا جذب تماشاگر صورت گیرد، اما کارگر نیفتاد. فیلم تنها با ۱۲ سینما آغاز به اکران کرد، اما افتتاحیه های ناامید کننده هفت و ۱۲ میلیونی آن این فرضیه را قوت می بخشید که نمی تواند در بازگشت سرمایه اقبالی داشته باشد. ابوالفضل پورعرب، ستاره دهه های گذشته سینمای ایران هم اگرچه با سریال «شهرزاد» نامش دوباره بر سر زبانها افتاد، کمکی به گیشه فیلم نکرد. از سویی با روی پرده رفتن «فروشنده»، تماشاگران ترجیح دادند به جای «سایه های موازی»، شهاب حسینی را در فیلم اصغر فرهادی تماشا کنند. تیزرهای فیلم هم چنگی به دل نمی زدند. حتی حضور اصغر نعیمی در برنامه «هفت» نیز که منجر به مجادله کلامی پرحاشیه ای با مسعود فراستی شد، به دلیل همزمانی با اواخر اکران فیلمش در همان انعکاس در فضای مجازی باقی ماند و تأثیری روی فروش آن نداشت. از ناحیه تبلیغات نیز حرکت موثر و نوآورانه ای در پخش صورت نگرفت تا بلکه منجر به شکل گیری یک جریان مثبت و دیده شدن فیلم شود. حربه ای که گهگاه برای برخی فیلم ها جواب می دهد، ولی اینجا صورت نگرفت. ضمن اینکه معدود تماشاگران فیلم در مواجهه با آن اغلب اشاره به ضعف فیلمنامه اش داشتند که نکته مهمی از حیث علاقه مندی مخاطب ایرانی به نحوه قصه گویی محسوب می شود.

 

 ننه نقلی؛ ژانر یتیم کودک

«ننه نقلی» آخرین فیلم اکران شده مرحوم پرویز صبری با ۴۳۵ میلیون تومان فروش از پرده کنار رفت. فیلم از اواخر بهار روی پرده رفت و در روزهای پایانی اکرانش، خبر درگذشت کارگردان منتشر شد. این قضیه تأثر آور در کنار بازی رابعه اسکویی، بازیگر در آن مقطع مهاجرت کرده با Gem، تنها حاشیه های مهم فیلم بودند. اگرچه فیلم موزیکال بود و در فصل تعطیلی مدارس اکران شد، اما هیچ حرکتی برای کشاندن تماشاگران این رده سنی به سالن های نمایش دهنده آن انجام نشد. ضمن اینکه از کاستی های فراوانی رنج می برد و برای کودک و نوجوان این برهه که جایگزین های بهتری و نمونه های خارجی و حتی ایرانی بهتری را می بیند و در دسترس دارد دوست داشتنی و مطبوع نبود. طراحی بی سلیقه پوستر، آنونس هایی با کیفیت نازل و بدون خلاقیت و عدم برخورداری از هیچگونه تبلیغات مجازی نیز بدل به ظلم مضاعفی برای فیلم شدند تا معدود مخاطبان مناسب آنرا از خود برانند. در داوری پروسه اکران این گونه فیلم ها، غیر از مسئولیتی که از سوی نهادهای متولی برای تقویت این سینمای کم بنیه انتظار می رود، اصولاً سازندگان نیز باید استانداردهایی را رعایت کنند تا در گیشه دست کم خرج خود را در بیاورند. «ننه نقلی» در این شرایط اگر بیش از این می فروخت، جای تعجب داشت.

 

 امکان مینا؛ افول مداوم کمال تبریزی

«امکان مینا» با شرکت در جشنواره فجر ۳۴، تیر خلاص را به شقیقه خود خالی کرد و با افشای گاف ها و ضعف های تعجب برانگیزش موجی از انتقادها را به جان خرید. همین مسئله تا زمان اکران فیلم در سال جاری تبعات منفی خود را داشت و گیشه فیلم را در معرض ریزش قرار داد. مسعود فراستی درباره فیلم این طور گفت: «استیصال محض است. انگار فیلمساز «لیلی با من است» ۲۰ سال عقب رفته. لگد به مرده زدن چه سود؟ علیه داعش، تفکر و طرفدارانش بگوئیم که معضل اصلی جهان است و ما». البته این اظهارات تند نه فقط از سوی فراستی که با ادبیاتی دیگر از سوی سایر منتقدان نیز روانه فیلم شد تا تکلیف این قشر با آن روشن شود. تماشاگران نیز همچون منتقدان بدون توجه به نامزدیهای فیلم در جشنواره فجر ۳۴، در خرید بلیت های آن اشتیاقی نداشتند. میلاد کیمرام به عنوان یکی از هنرمندان پرطرفدار در فضای مجازی، نتوانست انگیزه و رغبتی برای آنان ایجاد کند که پای فیلم بنشینند و مینا ساداتی دیگر بازیگر اصلی اش هم کمتر از آن شناخته شده است تا عاملی برای تضمین گیشه فیلم شود. ساخته آخر کمال تبریزی با ۴۲۳ میلیون فروش در تهران و شهرستانها ثابت کرد که تماشاگران فعلاً علاقه ای به این دست از فیلم ها ندارند که در تبلیغات، با فریبندگی، یک عاشقانه گرم جلوه می کنند، ولی در اصل فیلمی با تم سیاسی هستند و رنگ و بویی تاریخی دارند. معضلی که نامش از اشتباه استراتژیک سازندگان در تهیه آنونس ها و سایر موارد تبلیغی فیلم بود و چه بسا موجب شد مخاطبان دوستدار چنین آثاری، متوجه اکران آن نشوند. این در حالی است که تبریزی سال گذشته را نیز در سینما جز ناکامی دستاوردی نداشت. «طعم شیرین خیال» با وجود حضور شهاب حسینی، به زور نیم میلیارد فروخت و «از رئیس جمهور پاداش نگیرید!» بعد از رهایی از محاق توقیف، تنها سیصد میلیون فروخت. زنگ خطری برای تبریزی که چند فیلم پرفروش و محبوب سینمای ایران با نام او گره خورده است. تبریزی در تلویزیون هم بعد از توقف پخش «سرزمین  کهن» و در شبکه ویدئویی با بدقولی در توزیع سریال ضعیف «ابله»، اوضاع خوبی ندارد و از روزهای اوج خود به شدت فاصله گرفته است.

بانی فیلم

 

نظرات
ADS
ADS
پربازدید