مدرسه ای که پیرمرد ها اداره می کنند | اتاق خبر
کد خبر: 398738
تاریخ انتشار: 11 شهریور 1396 - 10:28
شهرام شریعتی*
در سالیان اخیر به واژگان علوم مدیریتی دنیا شاخصه ای اضافه شده است که نام آینده پژوهی را برای آن برگزیده اند آینده پژوهی در اصل به معنی بررسی نیازهایی است که نسل آینده با آن روبرو خواهد شد و ابعادی را در بر می گیرد که باید از امروز برای آن برنامه ریزی و دو

برخلاف سنوات گذشته سرعت تغییرات در دنیا شتابی روزافزون گرفته است و در اموری نظیر تکنولوژی ، ساخت وساز، علوم انسانی و نیازمندی ها بشر تقریباً نمی توان بدون ارائه برنامه ای اصولی ابعاد آن را مدیریت و راهبردی نمود.

برنامه ریزی برای آینده به ذهن باز و خلاق نیاز دارد که بتواند تمامی جنبه های قابل پیش بینی و در دسترس موضوعات را طرح ریزی و برای جنبه های غیرقابل پیش بینی آن جنبه های احتیاط را طراحی نماید. استیو جابز همیشه اعتقاد داشت که نمی توان از افراد بالای چهل و پنج سال راهنمائی لازم را برای کارهای خلاقانه اخذ نمود و اعتقاد به ایشان در این زمینه کار اشتباهی است.

با فرض درست بودن مفروضات فوق و بسط قانون فوق الاشاره به امور کلان تر نظیر اداره کشور ها و روابط سازمانی به راحتی می توان به این نتیجه رسید که کشورها نیز برای تعاملات بین المللی خود نیاز به ارائه برنامه هایی چابک و همه گیر دارند که بتوانند تمامی ابعاد احتمالی کنش های آتی را پیش بینی و برنامه های لازم را برای آن طراحی کنند. شطرنج بازان عموما به پیش بینی حرکات حریف مشهورند و هنر بازی خوانی یا پیش بینی از ویژگی های مدیران توانمند میباشد؛ ولی با این وجود تمام قهرمانان شطرنجی که می شناسم همگی در سن زیر چهل سالگی توانستند سکوهای قهرمانی جهان را تصاحب کنند و هیچ فرد کهنسالی را در این خصوص به ذهن ندارم.

در سخنان مقامات ارشد کشوری، جوان بودن ترکیب سنی جمعیت کشوری از زمره افتخارات ملی محسوب میشود و از طرف دیگر بالا رفتن سن جمعیت نگرانی های متعددی را در پی دارد؛ بنابراین این مهم نیاز به و برنامه ریزی و مداقه بیشتر دارد

ولی متاسفانه این فرصت به تهدیدی نگران کننده تبدیل شده است و ادامه این روند ختم به جال خواهد بود.

در برنامه ریزی مدیران کشوری جایگاه جوانان کماکان کمرنگ، کم اثر و کم رونق به نظر می رسد و تربیت مدیران جوان در سیستم حکومتی احساس نمیشود. به همین منظور شاکله مدیریتی کشور کماکان پیر و غیر چالاک است و مدیران با سابقه سی و چهل ساله مدیریت، با تنوع تخصص غیر مرتبط زمام امور را به دست دارند.

متاسفانه روند اداره امور کشور، به عمد یا سهو، راهی را در پیش گرفته که به خودی خود ختم به قحط الرجال خواهد شد و در بهترین شرایط، خواص دارای ژن های مناسب عهده دار مناصب دولتی خواهند بود.

در مفاهیم آینده پژوهشی چند اصل کلیدی حائز اهمیت و نشان است اول داشتن استراژی و راهبرد رسیدن به آینده که بر اساس آن بتوان راه های رسیدن به آینده را طراحی و تدوین نمود. دوم گزینش سناریو از بین  گزینه های موجود است. سوم تعیین چشم انداز و چهارم بررسی افق های آینده و در نهایت تحصیل الگوهای ممکن و پژوهشی از اصول لایتغیر آینده پژوهشی محسوب مس شوند.

ولی متاسفانه واقعیت های موجود در جامعه امروز، این اصول را تاکنون مورد توجه قرار نداده است و به نظر می رسد مدیران امروز، هیچ برنامه ویژه ای برای موضوعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ورزشی و ... نداشته و دغدغه آن نیز احساس نمی شود.

کشور در شرایط امروز به مدیرانی نیازمند است که علاوه بر تجربه لازم در امور جاری، چالاکی لازم را برای برنامه ریزی های آتی دارا باشند ولی متاسفانه معضلات کشوری به نحوی است که تصمیم غایی بر این است که ریسک مدیریت توسط مدیران با تجربه کاهش یابد و این بدان معنی است که عملا ما هیچ برنامه ای برای اداره بلند مدت کشور نداریم و اصل اول یعنی داشتن استراتژی و راهبرد اصولی در ایران عقیم مانده است.

تشکیل معاونت جوانان به صورت اجرائی در تمامی نهادها و سازمان ها و وزارت خانه ها می تواند یکی از راه های آموزش جوانان برای مدیریت آینده تلقی گردد در غیر این صورت کشور به سمت بالا رفتن نرخ مدیران سالخورده و غیرکارآمد پیش خواهد رفت و با بالارفتن این نرخ، مشکلات جدی گریبانگیر نسل آینده کشور خواهد شد.

*عضو هیئت مدیره خانه اقتصاد ایران

نظرات
ADS
ADS
پربازدید