ویژه خوارها مالیات نمی دهند!/تاسیس بانک تولید را رونق نمی دهد/کارت شهروندی از مهاجرت جلوگیری می کند | اتاق خبر
کد خبر: 41293
تاریخ انتشار: 24 خرداد 1392 - 14:37

حسام الدین پارسا:محسن بهرامی ارض اقدس از جمله شخصیت های فرهنگی و اقتصادی کشور است که هم در جایگاه بخش خصوصی سال ها از حریم مالکیت خصوصی دفاع کرده است و هم سالیان مدید در جایگاه مجری قانون بوده است.به اصطلاح هم وکیل بوده هم وزیر.معاونت وزارت بازرگانی،عضویت در هیات نمایندگان اتاق های بازرگانی ایران و تهران،مشاور وزیر نفت،مدیر عامل شرکت فروشگاه های زنجیره ای شهروند و برخی مسوولیت ها و فعالیت های فرهنگی و اقتصادی دیگر.

شهروند تهرانی یا به طور کلی شخصی که خود را متعلق به جغرافیا و ساحت یک شهر می داند باید چگونه شهروندی باشد و آیا نگاه مدیریت کلان باید نسبت به شهروند تغییر کند؟
نگاه در نهاد دموکراتیکی مثل شورای شهر باید نگاهی از سوی مردم و از منظر جامعه باشد نه نگاهی از بالا و قیم معابانه.ما معتقدیم که باید شهروندانی دارای در آمد داشته باشیم تا بتوانند به شهرداری کمک کنند.باید توجه داشته باشیم که مثلا شهرداری ها به عنوان مسوول انجام امور شهروندان باید به گسترش فضاهای عمومی بپردازند تا شهروند احساس جدیدی داشته باشد نه اینکه با تبدیل فضاهای خصوصی به فضاهای عمومی درآمد زایی داشته باشد.
تهران از جمله کلان شهر هایی است که بار بخش زیادی از اقتصاد ایران را به دوش می کشد.آیا شهروندان تهرانی هم خود را در برابر این موضوع مسوول می دانند؟
ببینید،تهران بیش از 50 درصد از اقتصاد ملی را در دست دارد.در حوزه تولید و صادرات.خدمات فنی و مهندسی.شرکت های پخش.بخش خصوصی و غیره.ما در اینجا می رسیم به پایه گذار شهر که همان شوراها هستند.اگر ما شورای شهری منسجم با دریافت های شفاف و روشن داشته باشیم.اگر ما شورای شهری داشته باشیم که خود را در برابر نیازهای کوتاه مدت و بلند مدت مردم و شهروندان مسوول بداند به قطع مردم نیز در برابر شهر مسوول می شوند.شورای شهر می تواند با استفاده از روش های متنوعی جهت توانمند سازی شهروندان حرکت کند.
چطور این اتفاق می افتد؟ منظور از توانمند سازی شهروندان چیست؟
ما در شهری مثل تهران به غیر از جمعیت ثابت جمعیت شناور هم داریم به این معنا که جمعیتی از شهر های دیگر و شهر های اقماری تهران روزانه به تهران می آیند و شب ها بر می گردند.جمعیت تهران در روز به بیش از 15 میلیون نفر می رسد.این یک پیام است برای ما.یعنی اگر ما بتوانیم تهران را درست مدیریت کنیم مشکل یک چهارم کشور را حل کرده ایم و توانسته ایم یک چهارم کشور را مدیریت کنیم.این مستلزم اینست که شورای شهر با مجلس و دولت تفاهم و همکاری داشته باشد نه رقابت.
بین شورای شهر و سازمان های مردم نهاد در جلب همکاری و حمایت شهروندان از طریق مردمی کردن اقتصاد یک ارتباط مستمر برقرار شود.
این نکاتی که شما می گویید مگر جزو وظایف شورای شهر است؟
حتما همینطور است.اساسا وظیفه اصلی شورای شهر ایجاد ارتباط مناسب با شهروندان است.وظیفه شورای شهر فقط انتخاب شهردار نیست.شورای شهر باید شهروند را بشناسد و از ظرفیت های آن به درستی در جهت توانمند سازی،در جهت توسعه اقتصادی و در مسیر تعالی فرهنگی استفاده مناسب کند که این هم به سود شهروند است هم به نفع مدیریت شهری.
شورای شهر می تواند ضمن همکاری با نهاد های شهری برای اقتصاد شهر برنامه داشته باشد.مثلا منطقی کردن نرخ های مصوب برای تعامل با اصناف،جلوگیری از تبلیغ کالای خارجی،تبلیغ کالاهای داخلی،صدور به هنگام مجوز های کسب و کار،حمایت از اجرای طرح های مرتبط با فرهنگ کار و عینیت بخشیدن به برنامه های توسعه ای و سند چشم انداز نظام و تاکید بر کار شایسته.اینها تنها بخشی از اقداماتی است که شورا می تواند و باید در جهت توانمند سازی شهروندان صورت دهد.
یکی از موضوعات اساسی که همواره مورد نظر مردم بوده بحث" حقوق شهروندی " و استیفای آن از طریق نهادهای موکراتیکی همچون شورای شهر است.این رخداد چه میزان شدنی است؟
شورای شهر نقش مجلس را دارد نسبت به دولت.من اشاره کردم که شورا فقط نباید شهردار انتخاب کند.بلکه باید طرح و برنامه داشته باشد و ارائه دهد،ضمن اینکه مشارکت نظر و عقیده شهروندان را هم داشته باشد.یعنی این نباشد که مدیریت شهری خودش خودسر اقدامی انجام دهد و سبب دفع مشارکت شهروندی شود.من برای شما یک مثال می زنم.در شهر های توسعه یافته دنیا مثل پکن،مثل نیویورک،مثل شانگهای،ذوریخ سوییس و توکیو یک "سیستم نظرخواهی عمومی" وجود دارد.من معتقدم باید چنین سیستمی را راه اندازی کرد و من اگر به شورا برم این مدل را اجرایی خواهم کرد.اگر در میدان یک شهر بخواهند یک ساختمان قدیمی را تخریب کنند با استفاده از روش های نظر سنجی نوین الکترونیک مردم با آی دی های شهروندی خودشان در این نظر سنجی مشارکت می کنند و مدیریت شهری تابع نظر شهروندان تصمیم گیری می کند که این ساختمان خراب شود یا بماند و اثری تاریخی باشد.به عبارت دیگر شورا باید در جهت دموکراتیزه شدن که-شما به آن اشاره کردید- از توان اصناف و بخش خصوصی به شاخصه های مشارکت شهروندی بیافزاید و آن را در عمل بارور کند.
اقتصاد شهر از جمله موضوعاتی است که شما مطرح کردید.چه نکاتی دارد؟
اقتصاد شهر در پایه بر میگردد به همان بحث اول که اشاره کردم و توانمند سازی شهروندان بود.اما با معیارهای جدید می توان در دل شهرها با توسل به فناوری اطلاعات و صنعت "های تک" واحد تولیدی دایر کرد و کسب و کار را توسعه داد.ما با توسعه بانک ها و تعداد بانک ها خدمات پولی و سرمایه گذاری را توسعه ندادیم.این را تجربه ثابت کرده است.فقط حجم پول را بین شعبه های بانک تقسیم کردیم.چون با افتتاح شعب بانک به دلیل رقابتی نبودن فضای پولی و بانکی کشور نمی توانیم بگوییم بانک های جدید ایجاد می شوند و سرویس های بهتری می دهند.کاملا دستوری است.هر چه شعبه جدید باز می شود کار بین بانک های موجود تقسیم می شود و این نگاه که به پیمانکار و پرسنل پول بدهیم و بگوییم می توانیم برای خودمان بانک داشته باشیم و بانک را بیاوریم در سیستم خودمان صحیح نیست.شما فکر کنید که تامین اجتماعی همین کار را بکند،وزارت نفت و وزارت صنعت،معدن و تجارت همین کار را بکند.تولید که در کشور رونق پیدا نمی کند .فقط این پولی است که قبلا در سه تا بانک بوده حالا در پنج بانک است و چون هزینه های مالی نقل و انتقالات و نگهداری پول با این توسعه بانک ها افزایش پیدا می کند موجب افزایش غیر منطقی نرخ بهره می شود،در حالی که ما اگر اجازه رقابتی کردن سیستم بانکی را بدهیم هزینه ها کاهش پیدا می کند.
ما باید به آن سمت برویم.به جای اینکه دستوری سیستم بانکی و پولی را کنترل کنیم و بگوییم نرخ بهره 10 درصد و هیچکس بیشتر ندهد،نرخ سود هم مثلا 14 درصد هیچکس بیشتر نگیرد.
یک نکته ای را شما اشاره کردید و آن بحث اجرای طرح های مرتبط با فرهنگ و اقتصاد بود.خیلی ها در کلان شهری مثل تهران ،برنامه و طرح اقتصادی دارند که می خواهند اجرا کنند یا پشتوانه مالی ندارند یا پشتوانه یک نهاد حامی را.نظرتون درباره وظایف شوراها در این خصوص چیست؟
ما به عنوان شورای شهر باید در واقع در ایجاد کسب و کار نوین به ویژه در حوزه های فرهنگی با مردممان مشارکت کنیم.همینطور که شما اشاره کردید.افرادی هستند که با یک کمک جزیی،با یک مجوز ساده که شهرداری به آنها می دهد می توانند یک کسب و کار کوچکی را حتی در حوزه خانگی دایر کنند و متاسفانه ما میبینیم که به دلیل برخوردهای غلط سازمان امور مالیاتی اگر یک خانم خانه داری بیاید در زیر زمین منزلش یک کسب و کار خانگی راه بیاندازد بلافاصله سر و کله ماموران مالیاتی پیدا می شود و از او مالیات می گیرند.یا ماموران شهرداری می خواهند آنجا را ببندند که مثلا چرا خانه تان را تبدیل به واحد صنفی کرده اید.
در حالی که می شود با یک نگاه مثبت و سازنده در این جهت حرکت کرد.من با آن دسته از کسانی می گویند هیچ تسهیلاتی نباید برای شهر تهران ایجاد کرد چرا که هر تسهیلاتی باعث می شود شهر بزرگتر بشود و مشکلاتش لاینحل تر مخالفم.حتی برخی نگاه افراطی تری دارند و می گویند تهران را باید به عنوان پایتخت تغییر داد.این ها در حل مشکلات تهران ناتوانند.من به عنوان یک کاندید شورای شهر نه به عنوان یک کارشناس ملی نگاهم اینست که ما باید با تعامل خوب با دولت و مجلس حقوق مردم شهر تهران را که در واقع به گردن کل شهروندان و ملت ایران به نوعی سرویس می دهند باید از سرانه درآمد ملی سهم ویژه برای حل و فصل آن بگیریم نه اینکه در سال 92 حدود 50 درصد درآمدهای شهری را به سایر شهرها بدهند.
یعنی دولت به جای اینکه پول بدهد برای مترو و زیر ساخت می گوید از درآمدهای شهر تهران 50 درصد را بگذارید تا من بدهم برای حل مشکلات شهرهای دیگر.اگر من در شورا بودم نمی گذاشتم این اتفاق بیافتد و تمام قد جلوی آن می ایستادم.متاسفانه این افراد چون درگیر انتخابات بودند فراموش کردند که چنین چیزی در قانون بودجه 92 تصویب شد.
من دوباره باز می گردم به بحث توانمند سازی شهروندان از لحاظ اقتصادی.واژه ای به ذهنم رسید و آن هم "شهرونـــد پولدار" است.آیا ما می توانیم شهروند پولدار داشته باشیم؟
من در حوزه مسکن معتقدم شهرداری می تواند با اِعمال نرخ های ترجیحی و پلکانی از افرادی که از تسهیلات بیشتری در شهر تهران استفاده می کنند و در مناطق مرفه و توسعه یافته می نشینند،سرانه های اجتماعی فضای سبز و آموزشی بیشتری در اختیار دارند،عوارض بیشتری گرفته شود و نرخ های چند برابر بگیرند.مثلا کسی که خودروی مدل بالا سوار می شود برای شماره کردن باید پول بیشتری گرفته شود و این عین عدالت است اتفاقا.کسانی که واحد های تجاری بزرگ دارند و در مناطق خوب شهر درآمدهای بالا دارند.
این مدلی که شما اشاره کردید مدلی سوسیالیستی نیست؟
به هیچ عنوان.اتفاقا کاملا سرمایه داری است.الان بخش عمده ای از پولها که در کشور چه به صورت رانت و چه به صورت امتیازهای ویژه و "ویژه خواری" که در تهران و سایر شهرها صورت می گیرد از پرداخت مالیات حَقّه فرار می کنند.کسی که می آید مثلا در شمال شهر برج می سازد و یک آپارتمان متری 2 میلیون تومانی را 10 برابر می فروشد نباید میزان مشارکتش به اندازه کسی باشد که یک خانم و آقایی برای فرزندانشان یک آپارتمان فسقلی را در 4 واحد روی هم می سازد که هر کدام از دخترها و پسرها عروس یا داماد شدند بتوانند یک واحد را بگیرند.اتفاقا باید از آن بزرگ تر،بیشتر گرفت و به کمتر کمک کرد.
واحد های خصوصی کوچک می توانند مشمول تخفیف یا معافیت های مالیاتی بشوند اما شاپینگ سنترهای بزرگ و بوتیک ها و پاساژهای شمال شهر که سرقفلی آن مکتری 100 میلیون تومان است و یک دست کت و شلوار را 10 میلیون تومان می فروشد به حتم باید عوارض و مالیات بیشتری بدهد و نباید این دو با هم یکسان باشند.این توانمند سازی بخش خصوصی است و نگاهی سوسیالیستی هم نیست.
یک نگرانی وجود دارد در بدنه نگاه مدیریتی کشور که شهروندان به سمت توسعه نروند و به تعبییر شما پولدار نشوند.این ناشی از چیست؟
ما نباید نگران باشیم که شهروندانمان پولدار می شوند.ما اگر شهروندان پولداری داشته باشیم،در واقع می توانیم شهر نونواری داشته باشیم.ما که دنبال فقر نیستیم.ما باید دنبال تولید ثروت باشیم و از طریق تولید ثروت باز توزیع درآمد کنیم.اینکه ما از طریق صدقه مردم کشور را اداره کنیم به صورت یارانه و یکنواخت به همه بدهیم کار درستی نیست.ما در تهران می توانیم با ایجاد در آمدهای پایدار و توسعه کسب و کار و شغل های آبرومند و توسعه مشاغل درآمدهای خوبی برای شهروندان ایجاد کنیم و با یک نگاه ملی توسعه درآمد در نقاط مرزی و توسعه نقاط محروم که وظیفه دولت و مجلس است نه شورای شهر کاری کنیم که مهاجرت اتفاق نیافتد.
یک دولتمرد باید تلاش کند تا محرومیت زدایی کند تا کسی از نقاط دور افتاده نیاید به تهران.مدیریت شهری نباید دلیلی شود بر اینکه اگر شهر را زیبا کرد هر کس از هر جایی به آن شهر برود.وظیفه دولتمردان است که با نگاه توسعه متوازن ترتیبی بدهند که آنها ترجیح بدهند در روستا بمانند به شهر نیایند.
آقای مهندس بهرامی،چندی پیش طرح "کارت شهروندی" از سوی یکی از نخبگان مطرح شد.این کارت شهروندی به این صورت است که استانداری ها یا شهرداری ها در هر شهر تسهیلاتی به جوانان و مردم بدهند که مثلا اگر کسی در شمال هست با دریافت 20 میلیون تومان وام بتواند در همان شمال به کشت برنج بپردازد و این وام و تسهیلات هم فقط در همانجا داده شود.این به نوعی سبب جلوگیری از مهاجرت می شود.شما نظرتان چیست؟
تهران ظرفیتی های بزرگی دارد.اقتصاد ملی بالغ بر 150 میلیارد گردش صادرات و واردات دارد.بودجه کشور بالغ بر 720 هزار میلیارد تومان است.یعنی روزانه 2 هزار میلیارد تومان از طریق دولت در کشور هزینه می شود.این رقم بیش از 50 درصدش در تهران گردش دارد.پس با این ظرفیت می توان کسب و کار را رونق داد و ارتقا جایگاه شهروندان را در پی داشت.متاسفانه در سال های اخیر به دلیل اختلاف بین شهرداری و دولت و رقابتی که بین شهردار و رییس جمهور بود این نگاه مغفول ماند.
وحدت رویه بین شهرداری و سازمان ها و نهادهای دیگر چطور باید باشد؟
مدیریت متمرکز شهری.ما باید به سمتی برویم که مدیریت را در شهر متمرکز کنیم.یکی دیگر از کارها استفاده از ظرفیت شب های تهران است.الان شب های تهران تعطیل است.مغازه ای باز نیست.در صورتی که در کشورهای دیگر اینطور نیست.شما به عنوان یک کسی که شب حوصله ات سر می رود می توانی بروی به ورزشگاه،به استخر به پارک و دیگر مکان ها.
این منافاتی با دیدگاه های کلان در نوع نگرش دولت ندارد؟
در واقع نمی توانند امنیت را و مسایل اخلاقی را کنترل کنند صورت مساله را پاک کردند.یکی از حقوقی که ار مردم ضایع می شود همین است
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید