سید حمید حسینی:وظیفه حاکمیت حفاظت از انباشت ثروت است | اتاق خبر
کد خبر: 7930
تاریخ انتشار: 21 مهر 1390 - 11:56
وقتی صحبت از کار آفرینی وتولید سرمایه در کشور به میان می آید معمولا فقدان اطلاعات وآمار کافی وشفاف در این زمینه بسیار محسوس است .البته مشکل فرار های مالیاتی وعدم اعتماد متقابل پرداخت کننده ودریافت کننده مالیات به یکدیگر از عواملی است که باعث می شود ثروتمندان ترجیح بدهند ناشناس باقی بمانند . با یکی از اعضای هیات رئیسه اتاق بازرگانی تهران سید حمید حسینی برای بررسی بیشتر فرارهای مالیاتی و ویژگی های فرهنگی که مانع معرفی وپذیرش ثروتمندان است؛ موانعی که سر راه تهیه یک لیست واقعی از صاحبان سرمایه در ایران وجود دارد ومسائل دیگر مربوط به این سرمایه داری در ایران به صحبت نشستیم . ثروتمندان ایرانی بر خلاف بسیاری از سرمایه داران دنیا تمایلی به شناخته شدن ندارند .دلیل این موضوع را چگونه ارزیابی می کنید ؟ بستگی دارد نوع نگاه مردم وفرهنگ یک کشور نسبت به ثروت چگونه باشد .از زمان بسیار دور ارسطو می گفت :ثروت فقط به اندازه ی خود کفایی مورد نیاز است وبیش از آن مذموم است .بعد از آن هم فرهنگ های دیگر چندان مشوق افزایش سرمایه وثروت نبودند .مثل نظام های سوسیالیستی که    گفته اند سرمایه وثروت چیزی نیست جز غضب مالکیت وانباشت امکانات یک کشور . بعد از انقلاب در ایران با توجه به فضای حاکم درآن ثروتمند بودن چندان پسندیده نبود .حقیقت داشت که هر کس صاحب سرمایه ای می شد به نحوی به مراکز قدرت وصل بود .به خاطر همین مردم هیچ وقت سرمایه دارن را به صورت مشروع نگاه نکردند وفکر می کردند هر کس صاحب سرمایه ومکنتی است از طریق ارتباط با دولت ورانت ها به آنجا رسیده است .پس ببینید نگاه کلی به سرمایه منفی شد .امروز ممکن است کسی خلق فرصت جدید کرده وکا رآفرین بوده وبه سرمایه ای رسیده باشد. الان هم با توجه به آن پیشینه هنوز نتوانسته ایم به فرهنگ جامعه بقبولانیم که کسی که می تواند    سرمایه اش را از راه مشروع به دست آورده باشد.در قانون اساسی ما آمده است هر کس می تواند مالک کسب وکار خود باشد وکسب سرمایه وسود را مشروع دانسته اما ما نیامدیم قانون اساسی را تکمیل کنیم که چه نوع سرمایه وسودی در جامعه مشروع است واین سود را کجا می توان استفاده کرد .پس افراد ثروتمند حاضرند اسمشان کارآفرین، تاجر، صادر کننده یا....باشد .ولی نمی خواهند به عنوان سرمایه دار شناخته شوند . وقتی چینی ها دیدگاهشان عوض شد وباور کردند ثروت با شکوه است. در اقتصاد چین یک انقلابی بر پا ومنجر به تغییر فضای کسب وکار شد وهمین باعث شد 500میلیون چینی از فقر نجات یابند. اخیرا بحث هایی در اقتصاد کشور ما مطرح است تاجا بیافتد که تولید ثروت ارزش است .این بحث ها تازه مطرح شد که سرمایه داری مشروع به رسمیت شناخته می شود ومورد قبول است وکسی که به صورت مشروع صاحب سرمایه می شود مورد تکریم واحترم است .حتما باید زمینه های فرهنگی ایجاد شود که اولا نگاه مردم نسبت به سرمایه وثروت عوض شود .با کسانی هم که از طریق رانت وبه قول معروف زد وبند سرمایه ای را به دست می آورند برخورد شود .بعد شاید فرهنگ سرمایه داری در کشور کمی از این حالت خارج شود . جدا از فرهنگ جامعه فکر می کنیدآیا بهتراست  یک ثروتمند در جامعه شناخته شود یا خیر؟ ما از زمان قدیم فرهنگی را به ارث برده ایم که فرهنگ حجر ه وحجره داری وبازار است .این فرهنگ همیشه نشان می دهد که فرد حجره کوچکی داشته وزندگی ساده وبا دوچرخه رفت وآمد می کرده وزندگی اش هم خیلی از نظر ظاهری مرفه نبوده است. ازطرفی هم اعتقاد به چیزی داریم به اسم چشم ونظر که دوست نداریم نگاه مردم در زندگی امان باشد.موضوع دیگر هست این که وقتی کسی اموالی را دارد نمی خواهد دیگران خبر داشته باشند اما وقتی زیاد پول دار نیست می خواهد بگوید من امکانات دارم فلان ماشین را سوار می شوم وظاهرا نشان می دهد وضع مالی اش خوب است .ولی همین که وضعش خوب شد دیگر نمی خواهد نشان دهد .حالا یا به خاطر همین فرهنگ نظر خوردن است یا ترس از بحث های مالیاتی یا اینکه بگویند اموالش رااز راه نامشروع به دست آورده است .همه اینها باعث شده کسی به صورت شفاف از دارایی هایش  نگوید .اما مثلادر آمریکا یک آمریکایی به راحتی این کار رانجام می دهدواصلا آمریکا وقتی شکل گرفت یک   عده ای مهاجر ساکن شدند. قبیله وطایفه وایل وتبار عامل برتری نبود بلکه موفق تر بودن اشخاص، ثروت وسرمایه عامل شخصیت وپرستیژاجتماعی شد اما جامعه ما این نیست وچیزهای دیگر اصل است مثل اصل ونصب تحصیلات و... تاسرمایه داری وثروتمندی . چه تغییراتی می تواند باعث جلب اعتماد سرمایه داران داخلی شود ؟ ماباید بتوانیم کم کم افرادی راکه در اقتصادمان کار آفرین هستند وموفقند وتوانسته اند در صحنه های اقتصادی خلق ثروت کنند شناسایی وحمایت کنیم .من می گویم نظام چهارم وظیفه مهم در برابر بنگاههای اقتصادی دارد بنگاههای کوچک اقتصادی را حمایت کند وبنگاههای بزرگ تر را به بازارهاهدایت  کندووقتی که وضع مالیشان بهتر شد وبازارها راشناختند رعایت شان را بکنند که لطمه نخورند ودر نهایت باید از اینهاحفاظت کند .یعنی اگر عده ای توانستند در این نظام انباشت سرمایه کنند وکارهای بزرگی انجام دهند حتما وظیفه نظام است که از این ها حفاظت کند تا از سرمایه وانباشت از داخل کشور استفاده شود . به نظر شما سید حمید حسینی یک سرمایه دار به حساب می رود یا نه ؟ قطعا خودم را سرمایه دار می دانم بیشتر از نظر دوستان وارتباطات تا از لحاظ مالی اما از نظر مالی نه .در برابر این بنگاهها وبنیادهاوبزرگانی که در اقتصاد کشور هستند خودم را سرمایه دار نمی دانم اصلا هیچ وقت کسب سرمایه برایم ارزش نبوده است .دنبال ایجاد تحولات وانجام کارهای جدید در اقتصاد وشکر خدا موفق هستم همین که در جامعه فکر کنند من آدم موفقی هستم برای من کافی است . چندی پیش از طرف یک مرکز رسمی داخل کشور اعلام شد قرار است لیستی معتبراز ثروتمندان منتشر شود فکر می کنید ممکن است این اتفاق بیافتد ؟در این صورت چه کسانی ممکن است دراین لیست جای بگیرند ؟ نمی دانم منبعی که چنین ادعایی کرده روی چه حساب این چنین ادعایی راکرده .چون اطلاعات بخش خصوصی جایی نیست که بر مبنای آن بتوان چنین کاری کرد . فقط نظام می تواند بگوید چه کسانی بیشترین صادرات وواردات را دارند وبیشترین مالیات رامی دهند و...این آمار یکجا جمع شود تا بتوان امتیاز دهی درست کرد وبعد گفت کدام آدم از همه ثروتمند تر است وبرایش ارزش قائل شد اما اینکه با حدث وگمان حرف بزنیم اعتبار ندارد . فکر می کنم خیلی از آدم ها ثروتمند هستند اما کسی آنها را نمی شناسد .مشکل ما همین است که کسانی که وضع مالی خوبی دارند اصلا نمی خواهند شناخته شوند .نه عضو اتاق بازرگانی هستند نه اهل مصاحبه کارهایشان به اسم خودشان انجام می شود .بنابراین می شود مثلا یک لیست چهار صد نفری را حدس زد اما فهمیدن اینکه ترتیب اینها به چه شکل است وآیا افراد دیگری جز اینها در کشور سرمایه دار هستند یا نه کار سختی است . آیا ثروتمندان وسرما یه داران ما برای پرداخت مالیات وظیفه شناس وشفاف عمل می کنند ؟ خیر واقعا مالیات گریزی در کشور ما یک موضوع مطرح است وباید بپذیریم برخوردهای دولت هم در این زمینه بسیار ضعیف است ما می بینیم متوسط پرداخت مالیاتی اصناف کشور400هزار تومان است صنفی که ممکن است در روز بیش از دو میلیون تومان فروش داشته باشد اما از یک کارمند دولت کمتر مالیات می دهد کل مالیات پرداختی اصناف چیزی در حدود 1300میلیارد تومان است با این حال به محض این که کوچکترین حرکتی در جهت شفاف سازی می شود مقاومت می کند . مشکل دیگر هم این است که مردم اطمینان ندارند دولت این مالیات را چگونه خرج می کند اگر فضای رقابتی کشور شفاف ورقابتی شود قطعا حتی میزان زیادی از اتکای کشور به نفت کاهش پیدا می کند ودولت می تواند کارها را واگذار کند وپشت در های بنگاههای اقتصادی بنشیند ومالیات بگیرد اما متاسفانه اینطور نیست وما در زمینه پرداخت های مالیاتی بسیار مشکل داریم . منبع: همشهری ماه-الهام دانیالی
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید