وحيد اشتياق
اتاق نیوز- در سال حمايت از توليد ملي وقت آن رسيده است كه قانونگذار براي يكي از مشكلات رنج آوري كه گاهي گريبان بعضي از واحدهاي توليدي كشور را گرفته و آنها را به تعطيلي كشانده است، تدبيري بينديشد.
امروزه واحدهاي توليدي حتي در شرايط عادي هم برای ادامه فعاليت خود با مشكلات فراواني مواجهند. از جمله مشكلات آنها رقابت در قيمت عرضه محصول به بازار است كه بايد از همه ظرفيتهاي خود براي به حداقل رساندن آن استفاده كنند. هر مدت از زمان كه ظرفيتهاي واحد توليدي به كار گرفته نشود يا با همه ظرفيت خود كار نكند، هزينههاي جذب نشده آن واحد افزايش مييابد كه به افزايش بهاي تمام شده كالا منتهي ميشود. در اين راستا استفاده از تمام ظرفيت واحدهاي توليدي مستلزم تلاش نفسگيري است كه تنها در سايه عزم جدي مديران و كارگران واحدهاي توليدي ميسر ميشود. بنگاههاي توليدي اگر بر اين مشكل غلبه نكنند، تداوم حيات آنها دچار مخاطره ميشود و اين تهديدي است كه واحدهاي توليدي آن را به خوبي ميشناسند و از هيچ كوششي براي استفاده از بخش بيشتري از ظرفيت خود فروگذار نميكنند. در بسياري از اين واحدها حساسيت امر تا حدي است كه حتي يك روز تعطيلي بيشتر يا كمتر هم تاثير خود را در محاسبات سالانه نشان ميدهد.
علاوه بر موضوع قيمت تمام شده، تعطيلي يك واحد توليدي اعم از صنعتي يا معدني يا كارگاههاي عمراني و ساختماني حتي براي مدت كوتاه آثار بسيار ديگري هم دارد كه براي همگان محسوس است، از جمله بيكاري عدهاي كارگر و نابسامانيهاي مترتب بر آن، عدماستفاده از ظرفيت ابزارهاي توليد كه به معني ركود بخشي از ثروت ملي است، اختلال در واحدهاي ديگري كه مواد مورد نياز آن واحد را توليد ميكنند يا محصول آن كارگاه را مصرف ميكنند، از دست دادن بازار داخلي يا صادراتي و آثار رواني نامطلوب بر ساير كارآفرينان و توليدكنندگان.
با در نظر گرفتن اين مطالب، اگر شما در جايي مشاهده كنيد كه فعاليت يك واحد صنعتي، يك معدن در حال بهرهبرداري يا حتي يك كارگاه ساختماني به دستور مقامات دولتي يا قضايي براي مدتي تعطيل شده است، بيش از هر چيز با خود فكر خواهيد كرد كه لابد چنان مشكلي در كار بوده است كه مقامات مذكور براي مرتفع ساختن آن، چاره و راهحلي جز تعطيلي واحد مذكور نداشتهاند. با خود ميانديشيد كه لابد زيان ناشي از ادامه كار آن واحد به قدري زياد بوده است كه تعطيلي آن واحد توليدي بيشتر در جهت تامين منافع ملي بوده است تا ادامه فعاليت آن. حقيقتا هم بايد اين طور باشد. خسارت بار بودن تعطيلي يك كارگاه توليدي براي كشور آن قدر براي همگان قابل فهم و آشكار است كه مسلما از چشمان مقامات دولتي يا قضايي هم پنهان نيست و اگر آنها تصميم بر تعطيلي واحد توليدي گرفتهاند، قاعدتا بايد محدود باشد به مواردي كه واقعا ضرورت قطعي داشته و ادامه توليد زيان بار بوده باشد؛ وگرنه اگر چاره ديگري در كار بود، محال بود به راهحل تعطیلی متوسل شوند. اما حتي اگر غيراز توسل به شديدترين اقدام يعني تعطيلي واحد توليدي، راه ديگري مقدور نبوده است در اين موارد هم اين راهحل تنها براي كوتاهترين زمان ممكن موجه است. با خود ميگوييد كه مسلما آن مقامات هم از به طول انجاميدن اين وضع نگرانند و همچون صاحبان واحد توليدي دلشوره دارند و اگر وضعيت تغيير يابد و بتوانند حتي يك روز هم زودتر دستور بازگشايي واحد توليدي را صادر كنند آن را به روز بعد موكول نخواهند كرد.
اين حس موجب ميشود كه حمايت از تصميمات بجا در تعطيلي اجباري يك واحد توليدي برانگيخته شود. مثلا گاهي مقامات دولتي يا قضايي ممكن است با يك واحد توليدي مواجه شوند كه در رعايت دستورالعملها و استانداردها كوتاهي كرده و محيط زيست را به مخاطره افكنده باشند يا مثلا كوتاهي بنگاه توليدي در رعايت نكات ايمني موجب شده باشد كه جان و سلامت كارگران در معرض خطر قرار گرفته باشد. يا اگر كارگاه توليدي محصولاتي را توليد كند كه بهداشت يا جان مصرفكنندگان را تهديد كند، در چنين مواردي شنونده خبر تعطيلي اين واحدها، اقدام مقامات دولتي يا قضايي را ميستايد و آن را در جهت منافع ملي ارزيابي ميكند و البته اين حس وقتي دوام ميآورد كه همزمان، سياستهايي براي انجام اصلاحات لازم در شيوههاي توليد به كار گرفته شود و واحد توليدي تعطيل شده تشويق به تسريع در اصلاح اين امور شوند تا هر چه سريعتر به مدار توليد برگردد. اما اگر در بررسي دلايل توقيف واحدهاي توليدي، با اين حقيقت مواجه شويد كه ادامه توليد براي منافع ملي زيانبار نبوده است، اگر به اين نتيجه برسيد كه براي حل مشكل دهها راهحل ديگر وجود داشته است كه ميتوانست اين همه خسارت به بار نياورد و نوبت به اين تصميم دشوار نرسد، اگر مشاهده كنيد كه تعطيلي واحد توليدي اصلا اين قدرها هم براي مقام صادركننده اين دستور، تصميم دشواري نبوده است ولي مقام مربوطه از بين راهحلهايي كه در مراتب مختلف شدت و حدت قراردارند ميانبر زده و اقتدار و صلابت مديريت خود را با انتخاب صدور فرمان شديدترين راهحل نشان داده است، اگر به اين نتيجه برسيد اين تصميم بدون درك درست منافع كشور و برخلاف يك رفتار مسوولانه اتخاذ شده است افسوس خورده و اندوهگين ميشويد. اندوهي كه بار آن بر دوشتان سنگيني ميكند و آرزو ميكنيد كه روزي بيايد كه با يك درك درست، به تعطيلي واحدهاي توليدي به عنوان يك تصميم دم دستي نگاه نشود. آرزو ميكنيد كهاي كاش روزي درك اين مساله ممكن باشد كه جريان توليد، مثل روح در بدن واحد توليدي است و هويت واحد توليدي مستقل از حواشي و تشريفات اداري و اختلافات شركا است. اي كاش توجه ميشد كه كارگاه توليدي حرمت دارد و نميتوان به همين راحتي براي حل هر مشكلي حرمت آن را شكست.
در هر يك از سالهاي گذشته مواردي از تعطيلي اجباري واحدهاي توليدي صنعتي يا معدني يا كارگاههاي ساختماني در كشور ديده شده است. تعطيلي بعضي از اين واحدها مدتها به طول انجاميده و آشكارا خسارات فراوان به سرمايههاي ملي كشور وارد شده است.
در اين بين آرامش مقامات تصميمساز و ناظر مايه تعجب و حيرت آفريني بوده است. مثلا گاهي بدهي واحدهاي توليدي به دستگاههاي دولتي يا عمومي موجب شده است كه دستگاه دولتي متوسل به تعطيلي اجباري واحد توليدي شود. گاهي اختلاف شركا يا اشخاص ثالث و ادعاي مالي آنها عليه يكديگر موجب شده است كه يك نفر از آنها با توسل به دادگاه، دستور توقيف و تعطيلي واحد توليدي را اخذ كند تا بتواند مطالبات خود را استيفا كند. گاهي ديده شده است كه وزارت صنعت، معدن و تجارت به دليل ترديدهايي در اصلاح محدوده معادن يا تمديد پروانه بهرهبرداري، كل معدن را براي ماهها تعطيل و هزاران نفر را بيكار كرده است، گاهي دستگاه دولتي براي پيشبرد و استقرار سياست جديد خود متوسل به تعطيلي كارگاه به طور مستقيم يا غيرمستقيم شده است تا بقيه درس عبرت بياموزند، گاهي يك كارگاه ساختماني يا واحد توليدي به دليل تخلف يا جرائم ارتكابي مديران يا سهامداران در امور ديگري كه ارتباطي با كارگاه توليدي ندارد، تعطيل شده است.
در برخي از اين موارد شاهد بودهايم كه آن قدر دامنه خسارتها سنگين بوده است كه جبران آن ناممكن شده و به ورشكستگي صنعتگر يا سرمايهگذار انجاميده، گاهي در كمال ناباوري به چشمان خود ديدهايم كه اينگونه تصميمات فرصتهاي بازارهاي خارجي را كه با تحمل رنجهاي فراوان در عرصه رقابت جهاني براي توليدكننده داخلي به دست آمده است، به رايگان در اختيار رقباي خارجي قرار داده است و عملا به منافع ملي رقباي خارجي خدمت شده است. بسيار نماي كريه ساختمانهاي نيمه تمامي را در شهرهايمان ديدهايم كه بعضا نه به دليل تخلف در نحوه ساخت، بلكه به دلايل ديگر تعطيل شدهاند و سالها آزاردهنده چشم و روان شهروندان و مزاحمت همسايگان بودهاند.
در اغلب اين گونه موارد راههاي ديگري هم وجود دارد و نيازي به تعطيلي واحد توليدي نيست. براي مثال ميتوان با ادامه كار واحد توليدي و واريز درآمد ناشي از فروش محصولات به يك حساب اماني و برداشت از حساب تنها در حد گردش هزينههاي جاري بنگاه، آن را تا پايان رسيدگي و حل شدن اختلافات همچنان فعال نگه داشت تا طرف ذيحق - كه بعدا معلوم خواهد شد - به جاي تحمل زيان، از منافع سود حاصله در مدت رسيدگي هم منتفع شود و نه كارگري بيكار شود و نه فرصتي از دست رود و نه خسارات بيشمار به كشور وارد شود. در برخي موارد كه وصول مطالبات از طريق فروش اموال لازم است، ميتوان اين امر را همراه با زنده نگه داشتن واحد توليدي به انجام رساند و درصدي از سهام يا مالكيت واحد توليدي را به حراج گذاشت نه با تكهتكه كردن ماشينها و اموال آن.
در این میان پيشنهاد ميشود مجلس شوراي اسلامي آماري از ظرفيتهاي تلف شده واحدهاي تعطيل شده توليدي در سالهاي گذشته را مورد تحقيق قرار دهد و نظر به اهميت موضوع در اين خصوص مقرراتي را وضع كند كه دستور توقف اجباري واحدهاي توليدي را منحصر به موارد معيني نظير تخريب محيط زيست، در مخاطره قرار گرفتن سلامت و جان كارگران يا همسايگان در اثر عدمرعايت نكات ايمني، عدمرعايت بهداشت يا استانداردها و توليد محصولات خطرناك و امثال آن کنند و مقامات مسوول تخطيكننده نيز جوابگوي دستورات غيرقانونيشان باشند.
کد خبر:
25299
تاریخ انتشار: 21 اردیبهشت 1391 - 09:24
وحيد اشتياق
اتاق نیوز- در سال حمايت از توليد ملي وقت آن رسيده است كه قانونگذار براي يكي از مشكلات رنج آوري كه گاهي گريبان بعضي از واحدهاي توليدي كشور را گرفته و آنها را به تعطيلي كشانده است، تدبيري بينديشد.
امروزه واحدهاي توليدي حتي در شرايط عادي هم برای ادامه فعاليت خود با مشكلات فراواني مواجهند. از جمله مشكلات آنها رقابت در قيمت عرضه محصول به بازار است كه بايد از همه ظرفيتهاي خود براي به حداقل رساندن آن استفاده كنند. هر مدت از زمان كه ظرفيتهاي واحد توليدي به كار گرفته نشود يا با همه ظرفيت خود كار نكند، هزينههاي جذب نشده آن واحد افزايش مييابد كه به افزايش بهاي تمام شده كالا منتهي ميشود. در اين راستا استفاده از تمام ظرفيت واحدهاي توليدي مستلزم تلاش نفسگيري است كه تنها در سايه عزم جدي مديران و كارگران واحدهاي توليدي ميسر ميشود. بنگاههاي توليدي اگر بر اين مشكل غلبه نكنند، تداوم حيات آنها دچار مخاطره ميشود و اين تهديدي است كه واحدهاي توليدي آن را به خوبي ميشناسند و از هيچ كوششي براي استفاده از بخش بيشتري از ظرفيت خود فروگذار نميكنند. در بسياري از اين واحدها حساسيت امر تا حدي است كه حتي يك روز تعطيلي بيشتر يا كمتر هم تاثير خود را در محاسبات سالانه نشان ميدهد.
علاوه بر موضوع قيمت تمام شده، تعطيلي يك واحد توليدي اعم از صنعتي يا معدني يا كارگاههاي عمراني و ساختماني حتي براي مدت كوتاه آثار بسيار ديگري هم دارد كه براي همگان محسوس است، از جمله بيكاري عدهاي كارگر و نابسامانيهاي مترتب بر آن، عدماستفاده از ظرفيت ابزارهاي توليد كه به معني ركود بخشي از ثروت ملي است، اختلال در واحدهاي ديگري كه مواد مورد نياز آن واحد را توليد ميكنند يا محصول آن كارگاه را مصرف ميكنند، از دست دادن بازار داخلي يا صادراتي و آثار رواني نامطلوب بر ساير كارآفرينان و توليدكنندگان.
با در نظر گرفتن اين مطالب، اگر شما در جايي مشاهده كنيد كه فعاليت يك واحد صنعتي، يك معدن در حال بهرهبرداري يا حتي يك كارگاه ساختماني به دستور مقامات دولتي يا قضايي براي مدتي تعطيل شده است، بيش از هر چيز با خود فكر خواهيد كرد كه لابد چنان مشكلي در كار بوده است كه مقامات مذكور براي مرتفع ساختن آن، چاره و راهحلي جز تعطيلي واحد مذكور نداشتهاند. با خود ميانديشيد كه لابد زيان ناشي از ادامه كار آن واحد به قدري زياد بوده است كه تعطيلي آن واحد توليدي بيشتر در جهت تامين منافع ملي بوده است تا ادامه فعاليت آن. حقيقتا هم بايد اين طور باشد. خسارت بار بودن تعطيلي يك كارگاه توليدي براي كشور آن قدر براي همگان قابل فهم و آشكار است كه مسلما از چشمان مقامات دولتي يا قضايي هم پنهان نيست و اگر آنها تصميم بر تعطيلي واحد توليدي گرفتهاند، قاعدتا بايد محدود باشد به مواردي كه واقعا ضرورت قطعي داشته و ادامه توليد زيان بار بوده باشد؛ وگرنه اگر چاره ديگري در كار بود، محال بود به راهحل تعطیلی متوسل شوند. اما حتي اگر غيراز توسل به شديدترين اقدام يعني تعطيلي واحد توليدي، راه ديگري مقدور نبوده است در اين موارد هم اين راهحل تنها براي كوتاهترين زمان ممكن موجه است. با خود ميگوييد كه مسلما آن مقامات هم از به طول انجاميدن اين وضع نگرانند و همچون صاحبان واحد توليدي دلشوره دارند و اگر وضعيت تغيير يابد و بتوانند حتي يك روز هم زودتر دستور بازگشايي واحد توليدي را صادر كنند آن را به روز بعد موكول نخواهند كرد.
اين حس موجب ميشود كه حمايت از تصميمات بجا در تعطيلي اجباري يك واحد توليدي برانگيخته شود. مثلا گاهي مقامات دولتي يا قضايي ممكن است با يك واحد توليدي مواجه شوند كه در رعايت دستورالعملها و استانداردها كوتاهي كرده و محيط زيست را به مخاطره افكنده باشند يا مثلا كوتاهي بنگاه توليدي در رعايت نكات ايمني موجب شده باشد كه جان و سلامت كارگران در معرض خطر قرار گرفته باشد. يا اگر كارگاه توليدي محصولاتي را توليد كند كه بهداشت يا جان مصرفكنندگان را تهديد كند، در چنين مواردي شنونده خبر تعطيلي اين واحدها، اقدام مقامات دولتي يا قضايي را ميستايد و آن را در جهت منافع ملي ارزيابي ميكند و البته اين حس وقتي دوام ميآورد كه همزمان، سياستهايي براي انجام اصلاحات لازم در شيوههاي توليد به كار گرفته شود و واحد توليدي تعطيل شده تشويق به تسريع در اصلاح اين امور شوند تا هر چه سريعتر به مدار توليد برگردد. اما اگر در بررسي دلايل توقيف واحدهاي توليدي، با اين حقيقت مواجه شويد كه ادامه توليد براي منافع ملي زيانبار نبوده است، اگر به اين نتيجه برسيد كه براي حل مشكل دهها راهحل ديگر وجود داشته است كه ميتوانست اين همه خسارت به بار نياورد و نوبت به اين تصميم دشوار نرسد، اگر مشاهده كنيد كه تعطيلي واحد توليدي اصلا اين قدرها هم براي مقام صادركننده اين دستور، تصميم دشواري نبوده است ولي مقام مربوطه از بين راهحلهايي كه در مراتب مختلف شدت و حدت قراردارند ميانبر زده و اقتدار و صلابت مديريت خود را با انتخاب صدور فرمان شديدترين راهحل نشان داده است، اگر به اين نتيجه برسيد اين تصميم بدون درك درست منافع كشور و برخلاف يك رفتار مسوولانه اتخاذ شده است افسوس خورده و اندوهگين ميشويد. اندوهي كه بار آن بر دوشتان سنگيني ميكند و آرزو ميكنيد كه روزي بيايد كه با يك درك درست، به تعطيلي واحدهاي توليدي به عنوان يك تصميم دم دستي نگاه نشود. آرزو ميكنيد كهاي كاش روزي درك اين مساله ممكن باشد كه جريان توليد، مثل روح در بدن واحد توليدي است و هويت واحد توليدي مستقل از حواشي و تشريفات اداري و اختلافات شركا است. اي كاش توجه ميشد كه كارگاه توليدي حرمت دارد و نميتوان به همين راحتي براي حل هر مشكلي حرمت آن را شكست.
در هر يك از سالهاي گذشته مواردي از تعطيلي اجباري واحدهاي توليدي صنعتي يا معدني يا كارگاههاي ساختماني در كشور ديده شده است. تعطيلي بعضي از اين واحدها مدتها به طول انجاميده و آشكارا خسارات فراوان به سرمايههاي ملي كشور وارد شده است.
در اين بين آرامش مقامات تصميمساز و ناظر مايه تعجب و حيرت آفريني بوده است. مثلا گاهي بدهي واحدهاي توليدي به دستگاههاي دولتي يا عمومي موجب شده است كه دستگاه دولتي متوسل به تعطيلي اجباري واحد توليدي شود. گاهي اختلاف شركا يا اشخاص ثالث و ادعاي مالي آنها عليه يكديگر موجب شده است كه يك نفر از آنها با توسل به دادگاه، دستور توقيف و تعطيلي واحد توليدي را اخذ كند تا بتواند مطالبات خود را استيفا كند. گاهي ديده شده است كه وزارت صنعت، معدن و تجارت به دليل ترديدهايي در اصلاح محدوده معادن يا تمديد پروانه بهرهبرداري، كل معدن را براي ماهها تعطيل و هزاران نفر را بيكار كرده است، گاهي دستگاه دولتي براي پيشبرد و استقرار سياست جديد خود متوسل به تعطيلي كارگاه به طور مستقيم يا غيرمستقيم شده است تا بقيه درس عبرت بياموزند، گاهي يك كارگاه ساختماني يا واحد توليدي به دليل تخلف يا جرائم ارتكابي مديران يا سهامداران در امور ديگري كه ارتباطي با كارگاه توليدي ندارد، تعطيل شده است.
در برخي از اين موارد شاهد بودهايم كه آن قدر دامنه خسارتها سنگين بوده است كه جبران آن ناممكن شده و به ورشكستگي صنعتگر يا سرمايهگذار انجاميده، گاهي در كمال ناباوري به چشمان خود ديدهايم كه اينگونه تصميمات فرصتهاي بازارهاي خارجي را كه با تحمل رنجهاي فراوان در عرصه رقابت جهاني براي توليدكننده داخلي به دست آمده است، به رايگان در اختيار رقباي خارجي قرار داده است و عملا به منافع ملي رقباي خارجي خدمت شده است. بسيار نماي كريه ساختمانهاي نيمه تمامي را در شهرهايمان ديدهايم كه بعضا نه به دليل تخلف در نحوه ساخت، بلكه به دلايل ديگر تعطيل شدهاند و سالها آزاردهنده چشم و روان شهروندان و مزاحمت همسايگان بودهاند.
در اغلب اين گونه موارد راههاي ديگري هم وجود دارد و نيازي به تعطيلي واحد توليدي نيست. براي مثال ميتوان با ادامه كار واحد توليدي و واريز درآمد ناشي از فروش محصولات به يك حساب اماني و برداشت از حساب تنها در حد گردش هزينههاي جاري بنگاه، آن را تا پايان رسيدگي و حل شدن اختلافات همچنان فعال نگه داشت تا طرف ذيحق - كه بعدا معلوم خواهد شد - به جاي تحمل زيان، از منافع سود حاصله در مدت رسيدگي هم منتفع شود و نه كارگري بيكار شود و نه فرصتي از دست رود و نه خسارات بيشمار به كشور وارد شود. در برخي موارد كه وصول مطالبات از طريق فروش اموال لازم است، ميتوان اين امر را همراه با زنده نگه داشتن واحد توليدي به انجام رساند و درصدي از سهام يا مالكيت واحد توليدي را به حراج گذاشت نه با تكهتكه كردن ماشينها و اموال آن.
در این میان پيشنهاد ميشود مجلس شوراي اسلامي آماري از ظرفيتهاي تلف شده واحدهاي تعطيل شده توليدي در سالهاي گذشته را مورد تحقيق قرار دهد و نظر به اهميت موضوع در اين خصوص مقرراتي را وضع كند كه دستور توقف اجباري واحدهاي توليدي را منحصر به موارد معيني نظير تخريب محيط زيست، در مخاطره قرار گرفتن سلامت و جان كارگران يا همسايگان در اثر عدمرعايت نكات ايمني، عدمرعايت بهداشت يا استانداردها و توليد محصولات خطرناك و امثال آن کنند و مقامات مسوول تخطيكننده نيز جوابگوي دستورات غيرقانونيشان باشند.
کلید واژه ها :
