چرا محصولات صنایع غذایی ایران در فروشگاه های اروپا و آمریکا جایی ندارد؟ | اتاق خبر
کد خبر: 152653
تاریخ انتشار: 18 مهر 1394 - 16:36
میزگرد بررسی چالش های صنایع تبدیلی در صادرات با حضور کاوه زرگران رییس کمیسیون کشاورزی اتاق تهران، و مهدی معصومی اصفهانی مدیر شرکت تلاونگ برگزار شد....

میزگرد بررسی چالش های صنایع تبدیلی در صادرات با حضور کاوه زرگران رییس کمیسیون کشاورزی اتاق تهران، و مهدی معصومی اصفهانی مدیر شرکت تلاونگ برگزار شد.

 کاوه زرگران رییس کمیسیون کشاورزی اتاق تهران و مهدی معصومی اصفهانی، مدیرعامل شرکت تولیدی تلاونگ، در میزگردی دیدگاه هایشان را درباره چالش های صنایع تبدیلی در صادرات مطرح کردند. در این میزگرد مهدی معصومی اصفهانی، عضو کمیسیون کشاورزی اتاق تهران، با تکیه بر حوزه تخصصی خودش یعنی تولید طیور و تخم مرغ، درباره عواملی که باعث ناکامی تولید کنندگان ایرانی این عرصه در یافتن جایگاهی در بازارهای جهانی شده صحبت کرد. معصومی معتقد است که طیور و تخم مرغ همیشه در سال های بعد از انقلاب قربانی کالای اساسی بودن شده است و چون هرگز از دایره قیمت گذاری به عنوان کالای اساسی خارج نشده، فرصت عرض اندام در بازارهای خارجی را پیدا نکرده . از سوی دیگر، تولید کننده این عرصه همیشه با دغدغه ذائقه داخلی، در تولید این محصولات از استاندارهای جهانی تولید فاصله گرفته هرچند تولید با توجه به استاندارهای جهانی برایش، کم هزینه تر و آسان تر بوده. معصومی معتقد است ما اصولا صادراتی در این زمینه نداریم و اسم ارسال مرغ و تخم مرغ به کشورهای همسایه به دلیل شرایط خاص آن ها، صادرات نیست.

.برندهای متعددی در صنایع غذایی داریم و در تنوع تولید محصولات کشاورزی جز کشورهای برتر جهانیم اما طبق آمارها صادرات موفقی در حوزه صنایع تبدیلی نداریم. چه علتی باعث شده صنایع غذایی ما نتواند در بازارهای جهانی جایگاهی داشته باشد؟

معصومی: اجازه بدهید در بخش صنایع تخصصی خودم صحبت کنم. من در حوزه طیور می توانم اظهار نظر کنم. اصولا در کشور ایران بعد از انقلاب چون مرغ و تخم مرغ جز کالاهای اساسی بود برای مصرف داخل تولید شده است و اصلا استاندارد صادراتی نداشته. در صادرات یک سری استاندارها را باید رعایت می کنیم. برای مثال در مورد مرغ، وزن و نحوه کشتار طیور اهمیت بسیار دارد. خیلی مسائل هست که باید لحاظ کنیم. چون از اوایل انقلاب هیچ هدف صادراتی در این زمینه تعریف نکردیم، ناخودآگاه تولید کنندگان ما از استاندارهای تولید مرغ صادراتی فاصله گرفتند و فقط به براساس نیاز داخل تولید کردند. بر همین مبنا ما اصلا آمادگی صادرات نداریم. صادرات محدود امروز هم به کشورهای چون افغانستان و عراق است که به دلیل اجبارها و شرایط خاص از ما مرغ و تخم مرغ می خرند وگرنه محصول ما مورد طبع و تایید ان ها نیست. برای ما خیلی سخت است که تخم مرغمان را حتی به کشورهای خلیج فارس بفرستیم چون محصول ما با در نظر گرفتن استاندارهای جهانی تولید نشده. صادراتی که الان با تغییرات کمی در محصول، فقط برای کشورهای آسیای مرکزی، عراق و افغانستان داریم را اصلا نمی شود صادرات دانست. این ها در واقع برمبنای یک سری توافقات بین کشورهاست که باعث می شود آن ها از خواسته هایشان در مورد محصولی چون مرغ و تخم مرغ بگذرند و از ایران مایجتاجشان را تهیه کنند.

. رعایت استاندارهای جهانی در تولید مرغ و تخم مرغ صادراتی چقدر به چرخه تولید هزینه تحمیل می کند؟ آیا امکان تولید محصولی که دیگر کشورها بدون در نظر گرفتن شرایط خاصشان از ما بخرند برای تولید ما دشوار است؟

معصومی: در جواب این سوال باید روندی را که صنعت طیور کشور را به این مرحله رسانده بررسی کرد. باید دید چرا به اینجا رسیدیم. در جواب سوال شما باید بگویم که خیر. پرورش مرغ با استاندارهایی که بتواند در بازارهای صادراتی طرفدار پیدا کند کار سختی نیست، چه بسا ساده تر هم هست. مرغ ما سنگین است درحالی که مردم در کشورهای دیگر مرغ را با وزنی کمتر از مرغ تولیدی ما می پسندند. ما می توانیم به همان روش ها مرغ تولید کنیم و خیلی هم ساده تر است اما متاسفانه نیاز و اطمینانی به آن نیست. یعنی ما از بازارهای صادراتی مان مطمئن نیستیم تا با در پیش گرفتن روش هایی که منجر به تولید مرغ صادراتی می شود، از تولید با ذائقه داخلی فاصله بگیریم. ما در این زمینه برنامه دراز مدت و منظمی نداریم وگرنه به آن روش تولید کردن، ساده تر و کم هزینه تر است. به هرحال تولید یک فرایند است. یک لحظه نیست. در یک شب اتفاق نمی افتد. باید برای صادرات برنامه داشت. تولید مرغ با استانداردجهانی کاری ندارد در صورتی که مقررات اجازه بدهد، ثابت باشد و دستورالعمل های کلان در این مورد وجود داشته باشد. الان در بحث قوانین، هرکس در کشور ساز خودش را می زند. در شمال کشور عملکرد متفاوتی درمورد قوانین وجود دارد. صادرات در حوزه تخصصی من یعنی مرغ و تخم مرغ با تصمیمات لحظه ای انجام شده و می شود نه براساس یک برنامه منظم و حساب شده.

ما در صنایع غذایی بطور کلی در مورد شیرینی و شکلات مثلا شاید توانستیم کاری انجام بدهیم اما در مورد کالاهای اساسی مثل مرغ و تخم مرغ و شیر و امثالهم، توجه به نیازهای داخلی اصلا اجازه برنامه ریزی را به ما نداده و اگر مازاد تولیدی بوده براساس تصمیمات لحظه ای بطور محدود صادر شده. با این وجود اما اگر عزم دولت این باشد که این کالاها را از لیست کالاهای اساسی خارجی کند، و روی آن قیمت گذاری نکند، و تولید کننده بتواند تفاوتی روی محصول ایجاد کند، امکان برنامه ریزی برای صادرات وجود دارد. متاسفانه دولت ما نمی پذیرد که روی محصولی چون تخم مرغ به عنوان کالای اساسی، قیمت گذاری نکند. به نظر من تا جایی که می توانیم باید تلاش کنیم تا این محصولات از دایره قیمت گذاری خارج شود و توان تولید صادراتی را هم بالا ببریم.

. جناب زرگران شما وضعیت صادرات صنایع غذایی و محصولات کشاورزی ایران را چطور ارزیابی می کنید.

زرگران: ما سال گذشته در حوزه صنایع غذایی کشور 2 میلیارد و 290 میلیون دلار صادرات سال 93 داشتیم و این رقم بدی نیست اما چرا به این حجم از صادارت رسیدیم؟ ما در بین کشورهایی قرار گرفتیم که از حیث تولید صنایع غذایی از ما ضعیف ترند در نتیجه آن ها بازارهای مناسبی را برای محصولات ما ایجاد کردند. من فکر می کنم حدود 65 درصد از صادرات صنایع غذایی ما به کشورهای عراق و افغانستان است.

معصومی: نمی توان روی این اسم صادرات گذاشت.

زرگران: بله. اگر از این منظر نگاه کنیم که صادرات ما به کشورهای توسعه یافته چقدر است، باید بگویم که مقدار این صادرات بسیار ضعیف است. مشتری های ما هم بیشتر ایرانی هایی هستند که ذائقه شان به کنسروجات ایرانی می خورد نه اروپایی یا آمریکایی و یا شیرینی و شکلات ایرانی را می پسندند. ما از این حیث که در بین برندهای بین المللی جایی داشته باشیم یا در قفسه سوپرمارکت های اروپایی و آمریکایی جایگاهی بدست آورده باشیم، وضعیت خوبی نداریم.

. شما بطور کلی درباره صنایع غذایی ایران صحبت کردید و گفتید در مورد کشورهای بحران زده همسایه مثبت عمل کردیم اما در اروپا و امریکایی جایی نداریم. یعنی در بحث شما دیگر استثنای کالای اساسی بودن هم مطرح نیست و این در مورد تمام محصولات صنایع تبدیلی است. فکر می کنید چه دلایلی باعث این عدم توفیق شده؟

زرگران: باید از مجموعه ای از عوامل صحبت کرد. یکی از این عوامل به برنامه های بالادستی و سند چشم انداز برمی گردد. اهداف صادراتی در برنامه ها با خودبزرگ بینی نوشته شده اند در نتیجه هرگز محقق نمی شوند. واقعیت این است که ما باید برای افزایش قدرت صادرات، کالایی تولید کنیم که قدرت برابری با رقبای خارجی را داشته باشد تا بتوانیم در بازارهای جهانی رقابت کنیم. برای این کار باید مولفه های مهم و اثر گذار در قیمت تمام شده کالاها را بررسی کنیم و ببینیم دلیل اینکه کنسرو ایرانی نمی تواند با محصول روسی در بازار جهانی رقابت کند چیست؟ یکی از این مولفه ها برای مثال بهره وری است. بهره وری در ایران نسبت به اروپا بسیار پایین است و باید دید مثلا با تکیه بر کدام یکی از عوامل تولید(برای مثال انرژی ارزان) می توان توازن را برای رسیدن به قیمت مناسب برقرار کرد. این یک عامل بود. عامل دیگر این است که ما سیاست های صادراتی کلان نداریم. یعنی برای مثال قیمت مرغ یا تخم مرغ برزیلی در کشور مقصد دودلار است اما مرغ ایران در همان کشور 2.3 دهم دلار.

. فقدان سیاست های صادراتی کلان در واقع به دولت و عدم ثبات قوانین و مقررات بر می گردد؟

زرگران: در مورد قوانین باید بگویم که قوانین بدی نداریم اما در اجرای قوانین ضعیف هستیم. همه کشورها برای توسعه صادراتشان یارانه های صادراتی دارند. مثل همین مرغ برزیلی که 12 درصد یارانه صادرات می گیرد که می تواند کالایش را بفروشد. درواقع آن 12 درصدی که آقای معصومی به عنوان تولید کننده طیور ایران در بازارهای صادراتی عقب است، مشکل ایشان نیست. مشکل دولتی است که نمی تواند یارانه صادراتی را به او بپردازد. دولت تنها کمکی که به صادر کننده کردم معافیت از مالیات بر ارزش افزوده است که در مورد آن هم باید گفت، روغن ریخته را نذر امامزاده کردند. الان کسی مالیات بر ارزش افزوده نمی دهد اما دولت آمده و صادر کننده را از این مالیات معاف کرده و این معافیت تاثیری در قیمت تمام شده کالای او ندارد. با وجود چنین سیاست هایی قدرت رقابت از صادرکننده ایرانی در بازارهای جهانی گرفته شده. یارانه کمکی که به صادر کننده ایرانی می دهند کمکی به کاهش قیمت تمام شده نمی کند. حالا اسمش را هرچه می خواهند بگذارند. جوایز صادراتی، یارانه صادراتی، معافیت مالیاتی. این ها سودی به حال صادر کننده ندارد. اگر دولت می خواهد کمکی به صادر کننده کند، چرا اورا از مالیات بر عملکرد معاف نمی کند و از نظام ارزش افزوده مایه می گذارد که هنوز در کشور جا نیفتاده و بطور کامل اجرا نمی شود. الان در روسیه اگر کشاورزی مواد خام را به دلار صادر کند، دولت 18 درصد از قیمت را به او برمی گرداند و این کمک می کند به صادر کننده در توان رقابت با دیگر کشورها. این در حالی است که ما مدر ایران 23 میلیون تن ظرفیت تولید آرد داریم که 12 میلیون تن آن خالی است یعنی نزدیک به 50 درصد از ظرفیت ها ما بلااستفاده مانده. خب چرا نمی توانیم صادر کنیم؟ یکی از دلایلش این است که صادر کننده آرد کشور ما یارانه صادراتی ندارد و سرمایه در گردش هم ندارد. او مجبور است گندمش را خودش وارد کند، که آن هم با هزینه هایی که بانک های اسلامی داخلی به او تحمیل می کنند که از بانک های غیراسلامی بالاتر است، مقرون به صرفه نیست، در نتیجه تولید کننده ما نمی تواند آرد صادر کند. از طرف دیگر مواد اولیه در کشور ما از همه کشورها گران تر است. وقتی وارد می کنیم، با تعرفه های غیرکارشناسی شده، این قیمت بالا می رود و چون برنامه ریزی درستی نداریم، در بازار خلائی ایجاد می کنیم و بعد می خواهیم با تعیین عوارض این خلاء را بالانس کنیم. با این عوارض هم مشکل را بطور مقطعی حل می کنیم. درواقع این اقدام یک مسکن است ک در کی دوره شش ماه اقتصاد را در این بخش آرام می کند اما سال آینده درد بزرگتری عود می کند. برای مثال قانونی کهدر بخش افزایش تعرفه واردات گندم داریم. قیمت خرید تضمینی گندم در کشور ما بالاست. هر کالایی که با گندم و آرد گندم تولید شود قدرت رقابتش را در بازارهای جهانی از دست می دهد. کیک، کلوچه، بیسکوییت قدرت رقابت با محصولات دیگر کشورها را ندارند. به همین دلیل تولید کننده نمی تواند صادر کند. الان دولت آمده و برای اینکه واردات گندم را بالانس کند، 150 تومان عوارض برای واردات گندم گذاشته تا کسی گندم خارجی را ارزان وارد نکند و به مراکز داخلی بفروشد. این کار اشتباه است. درواقع اشتباه بالا بردن قیمت خرید تضمینی گندم را با 150 تومان عوارض واردات می خواهند حل کند. حل یک اشتباه با یک اشتباه خودش را کاهش صادارت ماکارونی، نشاسته، گلوکز، کیک و کلوچه و بیسکوییت نشان خواهد داد به این صورت که آن 150 تومان عوارض واردات، 15 درصد از قیمت ماده اولیه است.

معصومی: به نظر من نباید خیلی کلی در این باره صحبت کرد. درباره هر صنفی باید جداگانه حرف زد. در مورد بحث آرد باید یک جلسه جداگانه ای باشد و در مورد دلایل و مسائل عدم توفیق صادرات حرف زد. من یک سوالی را می خواهم مطرح کنم. سوال این است که آیا ما در تمام صنایع غذایی باید صادر کننده باشیم؟ شاید در مورد بعضی از صنایع نباید صادرات کنیم. دلایل جانبی زیادی در این مورد وجود دارد. مثل اینکه ما الان انرژی را تقریبا رایگان در اختیار تولید می گذاریم، و بعد جنس تولید شده را صادر می کنیم و فکر می کنیم کار خوبی می کنیم. اینطور نباید عمل کرد. اینطور نباید باشد.

. چه راهکاری در این مورد دارید؟

معصومی: به نظر من هر صنفی باید مرجع تصمیم گیری مستقلی داشته باشد که با کار کارشناسی، به جمع بندی در مورد صادرات محصولات آن صنف برسد. یک وقت صادرات مازاد تخم مرغ به کشورهای منطقه، کارشناسی شده است یک وقت هم درست نیست. صرف توانمندی ما در تولید یک محصول نباید دلیل بر صادر کننده بودنمان باشد. الان هم بسیاری از صادرات در حوزه های مختلف بر مبنای تصمیمات احساسی و ناگهانی و بدون در نظر گرفتن نظرات کارشناسی و عواقب آن انجام می شود. یا فرض کنید در مورد کالاهایی ما گفتیم باید خودکفا باشیم. مهم است که این خودکفایی در مورد چه کالایی به چه دلایلی و در چه زمانی هدف ماست؟ شاید سی سال پیش خودکفایی در گندم یک مزیت است اما امروز نیست. شاید خودکفایی در کالاهای دیگر امروز منفعت است. نمی توان یک نسخه را برای همه کالاها و صنوف در نظر گرفت.

همانطور که آقای زرگران هم اشاره کردند، ما بطور تقریبی 90 درصد از مواد اولیه را از خارج وارد می کنیم. هزینه واردات به دلایل تحریم ها و سیاست های تعرفه ای بالاست. اگر این موانع وجود نداشته باشد، ما در صنعت طیور علم و تکنولوژی اش را داریم و بالاتر از استاندارهای جهانی هم هستیم اما دولت برنامه ای برای اینکه در طولانی مدت صادر کنیم ندارد. هر گاه نیاز بوده برای تنظیم بازار داخل صادرات انجام دهیم، صادر کردیم. یعنی مازاد تولید به نیت صادرات انجام نشده، و صادرات برای ارز آوری نبوده بلکه برای تنظیم داخل بوده. سیاستی در این مورد نداریم. صادرات مرغ و تخم مرغ در دستور کار دولت نیست و دولت فقط تلاش می کند بازار داخلی با کمبود مواجه نشود. این درحالی است که صنعت طیور ما توانایی تولید محصول با کیفیت های متفاوت برای مصرف داخل و خارج را دارد اما ما تحت فشار قیمت گذاری هستیم در نتیجه نمی توانیم محصول با کیفیت بهتر تولید کنیم.

زرگران: من با بخش اول فرمایشات آقای معصومی موافق نیستم. مشکلات ما در حوزه های مختلف همه ناشی از سیاست های غلط است. برای مثال در حوزه دامپروری هم این مشکل را داریم. وقتی وارد دعوای صنایع لبنی و دامداری ها می شویم می بینید که هر دو حق دارند. قیمت شیر 1200 تومانی برای دامدار به صرفه نیست. با شیر 1400 تومان هم صنایع لبنی نمی تواند در بازارهای جهانی کار کند. از طرفی دولت قیمت علوفه را افزایش داده و می دانید که 75 درصد از قیمت شیرخام تحت تاثیر علوفه است. وقتی قیمت جهانی ذرت و جو 740 تومان است و دولت این را 960 تومان می خرد، این یعنی 200 تومان بار اضافی بر دوش دامداری ها که این عدد خودش را در قیمت شیرخام حفظ می کند و بعد در صنایع لبنی بروز می کند. در واقع وزارت جهاد کشاورزی می خواهد این 200 تومان را از بخش خودش به صنایع لبنی بیندازد اما صنایع لبنی ایستاده و می گوید در بخش خودت نگهش دارد. این مثال در مورد مرغ هم هست. وقتی گندم توسط ذرت توسط 960 تومان خریداری می شود، تخم مرغی که از آن بدست می آید به اندازه همین 200 تومان، بر قیمت تمام شده محصول موثر است.

معصومی: بله این درست است. چیزی که قیمت تمام شده ما را بالا می برد ضریب تبدیل ها نیست. عواملی است که به ما تحمیل می شود که یکی از آن قیمت گندم و ذرت است و در اختیار ما نیست. یادم هست که کارشناسان آلمانی به ایران امده بودند و وقتی از تکنولوژی تولید محصولات طیور و دام ما دیدن کردند برایشان بسیار جالب بود که ما از نظر علمی و کیفی بالاتر از آن هستیم اما صادرات نداریم. چون ما سیاست های کلان صادراتی نداریم و این ناشی از دخالت دولت است. البته این دخالت جنبه های مثبتی هم داشته. برای مثال باوجود همه مشکلات، طی 33 سال فعالیت من در این صنف یک روز نبوده که کمبود مواد اولیه داشته باشیم درحالیکه بسیاری از صنایع ماه ها و سال ها تعطیل می شدند. من در دوره تحریم هم به این دلیل که از کالاهای اساسی بودیم، توسط دولت به هر نحو تامین شدیم. دخالت دولت علاوه بر نقاط ضعف این جنبه ها را هم داشت اما به هرحال عوارض و مسائل مربوط به قیمت گذاری مارا از صادرات دور کرد.

. پیش از انجام مذاکرات ایران و 1+5، بیشتر تولید کنندگان و صادر کنندگان تحریم را عامل قوی در عدم موفقیتشان می دانستند. امروز اما گلایه ها بیشتر منوط به عملکرد دولت در عرصه تولید و صادرات است. فکر می کنید سهم تخریبی عامل خارجی بیشتر بوده یا عامل داخلی؟ دست کم در مورد ده سال اخیر.

معصومی: در حوزه صنعت دام و طیور، به نظر من تحریم ها هیچ نقطه ضعفی برای ما ایجاد نکرد به همان دلیلی که گفتم. ما کالای اساسی بودیم و دولت تلاش کرد نیازهای ما را رفع کند اما در کنار این تلاش، اگر عدم موفقیتی هم در صادرات داشتیم ناشی از سیاست گذاری های غلط خود دولت بود. به هرحال ما در روزهای تحریم از نظر مواد اولیه مشکلی نداشتیم و حتی نسبت به دیگر دوره ها، راحت تر و ارزان تر هم در اختیارمان بود.

زرگران: خودتان پاسخ را اعلام کردید. تامین مواد اولیه در بدترین شرایط برای ما 6 درصد هزینه بر بود. یعنی 6 درصد از قیمت آن کالا، هزینه انتقال پول بود. بخش خصوصی در دوره تحریم راهکارهایی پیدا کرد و ما این را تا 3 درصد کاهش دادیم و در بخش کلان مثلا شرکت های بزرگی مثل بازرگانی دولتی این رقم را به 5/1 درصد رسانده بودند. اما امروز شاهدیم که خودمان با اینکه اعلام می کنیم شرایط اقتصادی بهتر می شود، با عوارض 150 تومانی چیزی نزدیک به 17 تا 18 درصد جلوی تولیدمان مانع می گذاریم. این اقدامات ناشی از تصمیمات لحظه ای است که هیچ نگاه ملی پشت آن نیست. درحالیکه با نگاه منافع ملی، در اقتصاد کلان طوری باید تصمیم گرفت که سهم عوامل تولید یکسان باشد. الان یک هولدینگ دامداری آلمانی که اتفاقا ایران را هم برای سرمایه گذاری رصد می کند، 29 کارخانه لبنی و بیشتر از 110 دامداری در اروپا دارد و همه از لحظه تولید تا فروش آن در بنگاه های توزیع در سود و زیان یکسان سهم می برند و کسی تقصیر را گردن کسی نمی اندازد.

. دولت فعلی را از نظر تصمیمات ناگهانی و تعامل با بخش خصوصی چطور ارزیابی می کنید؟ علی الاصول این دولت به دلیل انضباط مالی و استفاده از تخصص افراد با سابقه در اقتصاد عقلانی تر از دولت گذشته عمل می کند.

زرگران: احساس من این است که تیم اقتصادی دولت یازدهم تجربه غرور آمیزی در دوره های گذشته داشته و در برخی حوزه ها حس می کند که باید بخش خصوصی را نادیده بگیرد. مثل حوزه لبنیات و دام یا ماجرای تعرفه واردات گندم که تصمیمات دولت به رانت و فساد بطور طبیعی دامن می زند. نباید قانون با عوض شدن دولت ها تغییر کند. اما این اتفاقی است که با روی کار امدن دولت یازدهم افتاد.

معصومی: ببینید، مشکلات اقتصادی در کشور ما به شکل جزیره ای حل می شود مثلا وزارت جهاد یک تصمیمی را می گیرد و همه جوانب را می سنجد اما با توجه به منافع سازمان خودش. برای مثال در بحث تعرفه گندم، من حدص می زنم که وزارت جهاد احساس کرده عده ای گندم وارد کردند و به سیلوها و تولید کننده ها دادند. برای اینکه جلوی مختصر سوءاستفاده آن ها را بگیرد، تعرفه ای ایجاد کرده که لطمه آن بیشتر از این سوء استفاده برای صنایع غذایی ما بوده. اصلا مگر این گندم وارداتی چقدر بوده. 700 هزار تن، یا در شرایط خاص 1میلیون تن گندم بوده. شما زیان فروش گندم وارداتی را با زیان افزایش تعرفه واردات محاسبه کنید و ببینید کدام یک برای صادرات کشور بدتر بوده. من فکر می کنم دولت باید سعه صدر بیشتری در مورد اتفاقات این چنینی داشته باشد و از تصمیمات عجولانه پرهیز کند. یادم است اوایل دولت قبل، تمام تلاشمان را کردیم که مقدمات صادرات تخم مرغ را فراهم کنیم. به خیلی چیزها نیاز بود که فراهم کردیم از جمله دستگاه های پرینت روی تخم مرغ که سخت افزارش آن زمان براحتی به دستمان نرسید. خیلی تلاش کردیم برای آماده کردن زیرساخت های صادرات تخم مرغ اما ناگهان قیمت تخم مرغ رفت بالا. این افزایش قیمت ناگهانی دلیل خاصی نداشت. ببینید، در یک منحنی بیست ساله اگر به قیمت تخم مرغ نگاه کنید می بینید که همیشه در مهر ماه قیمت تخم مرغ بالا رفته و همیشه تیرماه قیمت تخم مرغ پایین می آید. بدون توجه به سابقه افزایش قیمت این محصول در بیست سال گذشته، یک شب آمدند در هیئت دولت اعلام کردند که تخم مرغ گران شده و همان جا بدون سوال از کارشناسان، 60 درصد تعرفه صادرات برای تخم مرغ گذاشتند. به هرحال قیمت تخم مرغ به روال بیست سال گذشته اش پایین می آمد و نیازی به گذاشتن این تعرفه نبود اما این تعرفه، تمام برنامه های ما را برای تبدیل شدن به معدود کشورهای صادر کننده تخم مرغ در منطقه از بین برد در حالیکه ما در آن زمان با شرکت های خارجی قراردادهایی بسته بود. یک تصمیم لحظه ای همه چیز را از بین برد و ما به مدت هشت ماه رفت و آمد کردیم تا دوباره توانستیم این تعرفه را از صادرات تخم مرغ برداریم. چقدر رفتیم جلسه گذاشتیم که ای کاش از یک نفر سوال می کردید، آمار وزارت جهاد را می پرسیدید که سال هاست تخم مرغ دارد در مهر گران می شود و این مسئله نه به قیمت مواد اولیه بر می گردد و نه به صادارت. فقط یک تصمیم لحظه ای کارشناسی نشده و عدم توجه به آمار و ارقام. به نظر من همه چیز را باید با عدد و رقم سنجید. شما باید ببینید یک میلیون تن گندم وارداتی اگر به سیلوها برود چقدر زیان می کنید، و یک شرکت ماکارونی صادر کننده که برنامه پنج ساله برای صادرات داشته، از افزایش تعرفه گندم چقدر ضرر می کند. این زیان را محاسبه کنید و ببینید کدام بیشتر است. متاسفانه هر وزارت خانه برای خودش تصمیم می گیرد و هر وزارت خانه ای هم فکر می کند تصمیمش در راستای منافع عموم است اما عدم توجه به دیگر نهادها، چنین عوارضی در پی دارد.

زرگران: ببینید، ما به این دولت انتقادهایی زیادی داریم و به نظر من دولت می داند که باید چه کار کند اما مشکلش این است که پول ندارد. از طرفی خیلی از بزرگان این عرصه آمدند و تصدی گری وزارت خانه ها را قبول کردند و می خواهند کارنامه موفقی داشته باشند. اگر ما الان نصف درآمدهای دولت دهم و نهم را در دولت یازدهم داشتیم، می توانستیم خیلی خوب از شرایط عبور کنیم. آقای نعمت زاده می داند که باید به صادر کننده جایزه بدهد، یارانه بدهد و همینطور آقای حجتی معتقد به حمایت یارانه ای از کشاورز است اما مشکل اینجاست که هیچ کدام بودجه این کار را ندارند. این یارانه ها در همه کشورهای دنیا هست. حتی کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی با اینکه یارانه دادن برایشان، یک امتیاز منفی محسوب می شود اما خیلی مخفیانه با ردیف های دیگری یارانه کشاورزان را می دهند و بیشتر کشورها حمایت های کلان میلیاردی از کشاورزی می کنند. متاسفانه دولت فعلی بودجه ای برای حمایت ندارد. به اعتقاد من اگر دولت دهم هدفمندی یارانه ها را با فشار بر تولید کننده ها اجرا کرد و اجازه افزایش قیمت را نداد و باعث نابودی بخش اعظمی از صنایع شد، دولت یازدهم با سهم گیری از سفره مردم و سبد خانوار می خواهد مجموعه ای از مشکلات را در بخش کشاورزی حل کند. این اقدام امنیت غذایی مردم را به خطر می اندازد.

.فکر می کنید تشکل های مردم نهاد در تعامل با دولت ها بتوانند اثر مثبتی بر فرایند تصمیم گیری ها و سیاست ورزی ها داشته باشند.

معصومی: مصوب شده و دستورالعمل هایی هست که دولت حتما در تصمیم گیری ها از تشکل هایی مثل اتاق بازرگانی کمک بگیرد. شاید تا حدودی هم این کار را می کنند اما لحظه هایی که کارشان گیر است و مشکل دارند، از بخش خصوصی و نظرات کارشناسی هیچ استفاده ای نکردند. شاید در مورد طرح های دراز مدت این کار را می کنند. شاید هنوز دولت باید در مشارکت کردن با بخش خصوصی تمرین کند. به هرحال نقاط ضعفی وجود دارد که با واگذار کردن برنامه ها به تشکل ها سعی در از بین بردن آن دارند. البته این کار سختی است مخصوصا در مورد اصنافی چون صنف ما یعنی صنعت طیور که تشکل ها در آن از همه ضعیف ترند. صنف ما همیشه دولتی بوده. از رو اول هیچ وقت کار مستقل انجام نداده و همیشه تحت نظارت دولت بوده. دولت همیشه مواد اولیه را فراهم کرده و تقدیم کرده و مازاد تولیدمان را هم خریده. ما در تصمیم گیری ها خیلی دخیل نبودیم و دولت هم این صنف را خوب اداره کرده و جالب است که امروز، مشکل صنف ما مازاد تولید است وگرنه نقطه ضعف دیگری نداریم. ما جز معدود اصنافی هستیم که فراوانی مواد اولیه داریم و قیمت هایمان هم پایین است و مازاد تولیدمان را به این دلیل که زیرساخت صادراتی نداریم، نمی توانیم صادر کنیم.

زرگران: قانون بهبود فضای کسب و کار، دست آورد بزرگ اتاق بازرگانی است. این قانون با پیگیری اتاق بازرگانی تصویب شده و دولت در این قانون مکلف است که در حوزه های مختلف، در تصمیم گیری از تشکل ها دعوت کند و آن ها را دخالت بدهد. ما یک نقص بزرگ کارمان این است که این قانون اجرایی نمی شود و امیدواریم اتاق بازرگانی در تکمیل آیین نامه های این قانون پیگیری های لازم را انجام بدهد تا این قانون اجرایی شود و تشکل ها باید مطالبه گر باشند و حق بخش خصوصی را از دولت مطالبه کنند. نکته مهم تر اینکه ما فقط مشاور دولت نیستیم، مشاور قوه قضاییه و مجلس هم هستیم و دلیلی ندارد تعامل بیشتری کنیم وقتی می بینیم که قانون و حق و حقوق ان. جی. اوهای ما رعایت نمی شود. قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار، قانون مفیدی است و اتاق بازرگانی باید دولت را در اجرای این قانون ملزم به بازی گرفتن ان.جی.اوها کند. به نظر من تصمیم گیران فعلی در بدنه اقتصادی دولت، فقط به زوایایی خاصی از عواقب تصمیماتشان نگاه می کنند اما اگر تشکل ها بتوانند نوری بر زوایای تاریک بتابانند و بر تصمیم گیری ها اثر بگذارند، بطور حتم به نتایج بهتری می رسیم که هم به نفع دولت و هم بخش خصوصی است.

 منبع: اتاق تهران

مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید