اتاق نیوز- هنوز چند ماهی به پایان دولت مهر گستر باقی مانده و هنوز وعده رئیسجمهوری در خصوص رساندن نرخ بیکاری به صفر از خاطره ها محو نشده است ، اما به نقل از آمارهای رسمی ، نه تنها از دو و نیم میلیون شغل وعده داده شده رییس دولت خبری نیست ، بلکه بنا بر اظهار نظر نمایندگان مجلس ، نرخ بیکاری افزایش یافته و البته مشاهدات عینی هم این مساله را تایید می کند و جالب آنکه نرخ تورم نیز برخلاف منحنی فیلیپس (که رابطه تورم و بیکاری را معکوس میداند) در دولت معجزه هزاره سوم ، افزایش یافته است.
افزایش نرخ بیکاری، در اثر عوامل متعددی رخ میدهد که یکی از آنها رکود و دیگری رشد واردات و محدودیت تولید داخل است. همینطور، تراکم و تزاید جمعیت در گروههای سنی جوان که ناشی از هرم سنی کشور است، بر این قصه اثر دارد. اما از همه اینها که بگذریم، سیاستگذاری، برنامهریزی و توان و تحرک مدیران اجرایی کشور نیز از جمله دیگر عواملی است که بر نرخ بیکاری اثرگذار است. به عبارتی «برنامه» خوب حتی در شرایط تنگنای اقتصادی میتواند کارساز باشد و یک سرزمین را از بحران برهاند و فقدان برنامه، یا برنامه بد، در شرایط فراخنا و اوج درآمدهای ارزی و نفتی، میتواند تنگنای اقتصادی و به تبع آن، بحران اجتماعی بیافریند.
کار، در نگاهی بنیادین و به ویژه از منظر اجتماعی، حائز دو صفت است: یکی معیشت و دیگری منزلت. رفتارها و نگاههای مردم، در قبال آدمهای بیکار گواه این سخن است. وقتی انسانی بیکار میشود، غیر از آنکه به معیشتش آسیب میرسد، منزلت و کرامتش دچار خدشه میشود و کاملاً طبیعی است که این خدشه، موجب نارضایتی از وضع موجود میشود. این نارضایتی بیگمان سیاسی نیست و اندیشه سیاسی در پس خود ندارد، اما سرخوردگی اجتماعی را در پی میآورد که نهایتاً حوزه سیاست را هم بیتأثیر نمیگذارد. ( برای همین هم هست که اوباما اقرار میکند که با نرخ بیکاری 9 درصدی ممکن است که دوباره رأی بیاورد.)
در این که سالهای اخیر در طول تاریخ، ایران از نظر حجم درآمدهای ارزی بیسابقه بوده است، کسی تردید ندارد. طبق گزارش ها امسال پیشبینی شده که امسال هم حداقل 120 میلیارد دلار درآمد ارزی داشته باشیم و سال گذشته نیز کم و بیش در همین حدود درآمد داشتیم. با چنین درآمدی، بیکاریای چنین وسیع قابل درک نیست.
در مورد اینکه بیکاری به چه نوع ناهنجاریها و خسارتهای اجتماعی بزرگی منجر میشود، دیگران بارها سخن گفتهاند و لازم نیست که از نو قلم به تکرار آن بفرساییم. پرسش این است که این ماراتن بیکاری کی پایان میپذیرد و این کشور ثروتمند بالاخره چه وقت میتواند برای ساکنانش، کار باآبرو و زندگی باعزت تدارک ببیند و چه وقت مقامات کشور برای فرار از «اکنون» دست از آمار «آینده» دادن برمیدارند و بالاخره چه موقع، زمان دستیابی به شرایطی مطلوب و بیتنش و برخورداری تودههای مردم از مواهب زندگی و پایان فقر و فلاکت و ناهنجاری و خالی شدن خیابانها از بچههای کار و فقر و بهرهمندی آحاد مردم از شغل مطلوب و درآمد مکفی و زندگی با عزت و اقتصاد توانمند و فرهنگ بالنده و معیشت آبرومند و اخلاق نیکو و تمکن و رفاه و تعالی و کرامت و آسایش و آرامش فرا میرسد؟
آقای احمدی نژاد؛ قبول کنید که عمر دولت شما نیز با همین نرخ بیکاری به سر خواهد آمد و باید پرسید که بالاخره کی؟ بالاخره کی باید شاهد انجام وعده های بزرگ شما بود؟ هر چند به قول ظریفی شاید این انتظار بیهوده باشد و با اتمام عمر دولت «وعده ها» و بر آمدن دولتی عملگرا ، شاهد خبرهای خوش در حوره اشتغال و تولید باشیم. البته هنوز فرصت هست. هم تا پایان دولت و هم پس از آن می توانید تمام ناکامی ها و بر نیامدن وعده ها را به گردن رقبای داخلی بیندازید و همچون مناظره ها دیگر بزرگان کشور را نیز به کارشکنی متهم کنید و یا بهتر است مثل معاون جویای نامتان ، بیکاری را هم همانند خشکسالی به گردن استکبار بیندازید ...
منبع:اعتدال
کد خبر:
29888
تاریخ انتشار: 4 شهریور 1391 - 10:53
اتاق نیوز- هنوز چند ماهی به پایان دولت مهر گستر باقی مانده و هنوز وعده رئیسجمهوری در خصوص رساندن نرخ بیکاری به صفر از خاطره ها محو نشده است ، اما به نقل از آمارهای رسمی ، نه تنها از دو و نیم میلیون شغل وعده داده شده رییس دولت خبری نیست ، بلکه بنا بر اظهار نظر نمایندگان مجلس ، نرخ بیکاری افزایش یافته و البته مشاهدات عینی هم این مساله را تایید می کند و جالب آنکه نرخ تورم نیز برخلاف منحنی فیلیپس (که رابطه تورم و بیکاری را معکوس میداند) در دولت معجزه هزاره سوم ، افزایش یافته است.
افزایش نرخ بیکاری، در اثر عوامل متعددی رخ میدهد که یکی از آنها رکود و دیگری رشد واردات و محدودیت تولید داخل است. همینطور، تراکم و تزاید جمعیت در گروههای سنی جوان که ناشی از هرم سنی کشور است، بر این قصه اثر دارد. اما از همه اینها که بگذریم، سیاستگذاری، برنامهریزی و توان و تحرک مدیران اجرایی کشور نیز از جمله دیگر عواملی است که بر نرخ بیکاری اثرگذار است. به عبارتی «برنامه» خوب حتی در شرایط تنگنای اقتصادی میتواند کارساز باشد و یک سرزمین را از بحران برهاند و فقدان برنامه، یا برنامه بد، در شرایط فراخنا و اوج درآمدهای ارزی و نفتی، میتواند تنگنای اقتصادی و به تبع آن، بحران اجتماعی بیافریند.
کار، در نگاهی بنیادین و به ویژه از منظر اجتماعی، حائز دو صفت است: یکی معیشت و دیگری منزلت. رفتارها و نگاههای مردم، در قبال آدمهای بیکار گواه این سخن است. وقتی انسانی بیکار میشود، غیر از آنکه به معیشتش آسیب میرسد، منزلت و کرامتش دچار خدشه میشود و کاملاً طبیعی است که این خدشه، موجب نارضایتی از وضع موجود میشود. این نارضایتی بیگمان سیاسی نیست و اندیشه سیاسی در پس خود ندارد، اما سرخوردگی اجتماعی را در پی میآورد که نهایتاً حوزه سیاست را هم بیتأثیر نمیگذارد. ( برای همین هم هست که اوباما اقرار میکند که با نرخ بیکاری 9 درصدی ممکن است که دوباره رأی بیاورد.)
در این که سالهای اخیر در طول تاریخ، ایران از نظر حجم درآمدهای ارزی بیسابقه بوده است، کسی تردید ندارد. طبق گزارش ها امسال پیشبینی شده که امسال هم حداقل 120 میلیارد دلار درآمد ارزی داشته باشیم و سال گذشته نیز کم و بیش در همین حدود درآمد داشتیم. با چنین درآمدی، بیکاریای چنین وسیع قابل درک نیست.
در مورد اینکه بیکاری به چه نوع ناهنجاریها و خسارتهای اجتماعی بزرگی منجر میشود، دیگران بارها سخن گفتهاند و لازم نیست که از نو قلم به تکرار آن بفرساییم. پرسش این است که این ماراتن بیکاری کی پایان میپذیرد و این کشور ثروتمند بالاخره چه وقت میتواند برای ساکنانش، کار باآبرو و زندگی باعزت تدارک ببیند و چه وقت مقامات کشور برای فرار از «اکنون» دست از آمار «آینده» دادن برمیدارند و بالاخره چه موقع، زمان دستیابی به شرایطی مطلوب و بیتنش و برخورداری تودههای مردم از مواهب زندگی و پایان فقر و فلاکت و ناهنجاری و خالی شدن خیابانها از بچههای کار و فقر و بهرهمندی آحاد مردم از شغل مطلوب و درآمد مکفی و زندگی با عزت و اقتصاد توانمند و فرهنگ بالنده و معیشت آبرومند و اخلاق نیکو و تمکن و رفاه و تعالی و کرامت و آسایش و آرامش فرا میرسد؟
آقای احمدی نژاد؛ قبول کنید که عمر دولت شما نیز با همین نرخ بیکاری به سر خواهد آمد و باید پرسید که بالاخره کی؟ بالاخره کی باید شاهد انجام وعده های بزرگ شما بود؟ هر چند به قول ظریفی شاید این انتظار بیهوده باشد و با اتمام عمر دولت «وعده ها» و بر آمدن دولتی عملگرا ، شاهد خبرهای خوش در حوره اشتغال و تولید باشیم. البته هنوز فرصت هست. هم تا پایان دولت و هم پس از آن می توانید تمام ناکامی ها و بر نیامدن وعده ها را به گردن رقبای داخلی بیندازید و همچون مناظره ها دیگر بزرگان کشور را نیز به کارشکنی متهم کنید و یا بهتر است مثل معاون جویای نامتان ، بیکاری را هم همانند خشکسالی به گردن استکبار بیندازید ...
منبع:اعتدال
کلید واژه ها :
