شب یلدای پروژه های ایرانی | اتاق خبر
کد خبر: 50313
تاریخ انتشار: 1 دی 1392 - 15:32
محمد حسین جبل عاملی

طومار پروژه های نیمه تمام کشور را که نگاه می کنیم ، گاهی سردرد می گیریم از این همه آمار و بودجه های تلف شده اما بی ثمر ، اتفاقاتی که کمر همه را می شکند از مقام های دولتی ، سازمانهای اجرایی ، ارگان های نظارتی تا پیمانکارانی که مطالباتشان عقب افتاده یا در کارها عقب مانده اند ، جمعاً هزاتویی میشود که همه با هم درونش سردرگم میشوند.

اما واقعاً این همه مشکل چیست که بسیاری از پروژه ها قبل از آن که توجیه اقتصادی داشته باشند با افزایش زمان در انجام و یا عوامل دیگر تبدیل به پروژه های شکست خورده می شوند که شاید در بعضی از موارد از نو آغاز نمودن پروژه به صرفه تر از ادامه دادن پروژه نیمه تمام می شود از این پروژه ها متاسفانه کم نیست ،از پروژه آزاد راه تهران شمال تا پروژه سی ساله ساختن مصلای تهران ، مترو شهرهای بزرگ و بسیاری از کارخانه ها یا طرح های نفتی نیمه تمام ، وقتی پای درددل مسئولین این پروژ ها می نشینی هرکدام از چیزی مینالند عده ای از وعده های محقق نشده بودجه و نقدینگی ، عده ای از نوسانات ارز ، برخی از عدم حمایت مسئولین ، بعضی از تک کاناله بودن مسیر انتخاب پیمانکاران ، گروهی از کم لطفی مقامت محلی ، برخی از عدم پایبندی پیمانکاران و تامین کنندگان داخلی و خارجی و بسیاری دلیلهای دیگر، اما شاید از همه این مشکلات مهمتر که همه اینها ازآن منشعب می شود عدم برنامه ریزی و بررسی توجیه پذیری فنی و اقتصادی طرحها در ایران است.

پدیده ای که تب آن درابتدای دهه هشتاد با وام های بانک ها بالا گرفت و همه بادردست داشتن چند ورق خروجی های پیچیده کامفار ادعای توجیه پذیر بودن طرحها را داشتند و سیل تقاضا برای پروژه ، کلنگ زدن و وام ها سرآزیر می شد از بخش خصوصی تا پروژه های ملی و دولتی ، اما چقدر این خروجی ها قابل اعتبار بود و چرا بسیاری از این پروژه ها با تمامی این توجیهات بازهم منجر به شکست گردید؟!

عدم ثبت تمامی شرایط دخیل در بررسی های فنی و اقتصادی اولین عامل نا متناسب در آمدن با واقعیت این بررسی هاست که خیلی از عوامل دور از واقعیت های جاری به عنوان پیش فرض ها فقط لحاظ می شود و یا اصلاً دیده نمی شود و دومین عامل که مهمترین عامل است عدم تطبیق اجرای پروژه با طرح توجیهی اولیه آن است که در طراحی توسط گروهی صورت می پذیرد و با شاخص هایی و غالباً اجرا توسط افراد دیگر و شاخص های دیگر و معمولاً این دو با یکدیگر هم مقایسه نمی شوند ، شاید افتراق آنها در حین کار مکشوف گردد و معمولا در بعضی از اوقات بعد از توّقف های پروژه و یا شکست ها و ضرر ها ، آن هم در عده معدودی از پروژه ها به سراغ این طرحها می آیند که شاید رهگشا باشد که در بسیاری از پروژه نوشداروی بعد از مرگ سهراب است.

عارضه مهم سوم تعدد دستگاه های دخیل در یک پروژه است که این تعدد ذینفعان که هرکدام ساز خود را می زندد و هرکدام به دنبال هدف و رسالت خود هستند و هیچگاه در هیچ جا قبل از آغاز پروژه آن را با یکدیگر هماهنگ وهمراستا نمی شوند در حین انجام پروژه دچار کشمکش های متعدد و سوق دادن پروژه به سمت خود می شوند و هر کس قسمتی از کار را به سمت خود می کشد که گاهی منجر به تکه شدن پروژه و از کار افتادن عملی آن می شود.منم منم کردن ها و کری خواندن های این ذینفعان هم گهگاهی پروژه ها روبه میدان مبارزه می رساند و توان مدیرهای پروژه رو از بین می برد.

اما مهمتر از همه رکن پروژه ها به سه موضوع هست ، مدیر پروژه ، زمان و منابع هست و تکیه بر این سه رکن پروژه ها را بلند و سرافراز نگه می داره و به آنها ثبات و امکان تحقق میدهد.

مدیران در این سالها با تغییرات سریع مواجه و امکان اعمال مدیریت صحیح را از دست داده اند و تا مدیر میخواد بداند که چه وضعیت و شرایطی است و از زاویای امور مطلع شود ، باید میز رو به نفر بعد تحویل بدهد و برود . عدم توجّه و سرمایه گذاری روی پدیده هایی مثل قدرت تصمیم گیری مدیر پروژه ، ریسک پذیری و انتخاب شایسته آنها و از همه حساس تر ایجاد انگیزه در مدیران برای اجرای به موقع پروژه ها و نبود حمایت های بالادستی معمولاً چالش های عرصه مدیرپروژه ها را ایجاد کرده است.

پاینبدی به زمان های تعریف شده رکن مهم بعدی است که نجات پروژ ها بستگی به آن دارد ، وقتی یک پروژه طولانی میشود دیگر قیمت تمام شده آن نمی تواند مطابق با تعریف های پروژه باشد و پروژه توجیه پذیر و سود ده رو به راحتی می تواند تبدیل به یک پروژه از کار افتاده و ضرر ده بکند ، اهمیت جدی زمان و پایبندی به سررسید های انجام کارها که یک پروژه موفق یا بازنده می کند.

منابع هم که معمولاً شیر آن به دست های مختلف دائماً باز و بسته می شود و گاهی مرید و گاهی قطع می شود ، گاهی جای دیگر مصرف می شود و بعضی اوقات اصراف و حیف و میل می شود ، گاهی مصوب می شود و بودجه می گیرد و گاهی بودجه مصوب شده قطع می شود اعلام می شود فعلاً نداریم که بدهیم و از همه بدتر گاهی هم فقط برای بعضی پیمانکاران کانال بندی می شود و به بعضی چند قطره ای بیشتر نمی رسد . عدم تسیهم متناسب منابع و دریافت اونها در پروژه ها نبض حیات پروژه ها دچار اختلال می کند و گاهی پروژه ها به خاطر نرسیدن به موقع منابع خیلی وقت است که مرده امّا صاحبانش بیخبرند.

می توان با برنامه ریزی و مدیریت قوی روزهای فعال پروژ ها را جانشین شب های طولانی خاموشی آن ها نمود و به سادگی با رعایت همین چند نکته مورد اشاره امکان اجرای مناسب پروژه ها فراهم می شود ، ضمناً عامل دیگری نیز در سالهای اخیر منجر به موفقیت بعضی از پروژه ها شده است و آن هم رقابت نهادها با هم در سر خدمت و خوشنامی است که بعضاً با تایمرهای شمارش معکوس نیز مزین می شود و همین باعث ترغیب به التزام پایبندی به طرح ها و زمانبدی پروژه ها و هم راستا شدن بیشتر ذینفعان برای نهادن نام نیک بر روی مجریان پروژ ها می گردد که خود این می تواند تاثیر بسزایی در نتیجه نهایی داشته باشد.انشالله

مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید