روز گــــذشــته پرترافيكترين روز ثبتنام انتخابات اتاق بازرگاني بود. بعد از صبح شلوغ اتاق بازرگاني بهخاطر حضور گروه خواستاران تحول، ساعت 2بعد از ظهر نوبت گروه كانون كارآفرينان توسعهگرا بود تا به اتاق بازرگاني بيايند. به اين ترتيب چهرههاي شاخصي همچون سيدمحمدصدر هاشمينژاد، حسين سلطانينيا، كاظم سماك، بهرام شهرياري و شبنم بهرامي در اتاق بازرگاني ثبتنام كردند. در حاشيه اين ثبتنام فرصتي شد تا چندكلمهيي با محمدصدر هاشمينژاد به گفتوگو بپردازيم كه در زير ميخوانيم:
شما چهار سال در اتاق بازرگاني حضور نداشتيد. فكر ميكنيد چه موضوعي در چهار سال گذشته در اتاق بازرگاني مغفول واقع شد؟
آنچه مغفول واقع شده است در اختيار اتاق و فعالان اقتصادي نبوده بلكه مشكل اساسي جهتگيري اقتصاد كلان كشور بوده است كه نهتنها مغفول واقع شده بلكه منحرف شده است. در شرايطي كه چنين وضعي بهوجود آمده، اتاق بازرگاني نقش مهمي دارد. حال بحث اين است كه نميتوانسته، شرايط فراهم نبوده، جهتگيري كشور در سمتوسوي ديگري بوده است؟ هيچكس نميتوانست قضاوت كند كه اتاق ميتوانست تغييري ايجاد كند يا خير. بهاندازهيي تنش و بيبرنامگي در اتاق حاكم بود كه اتاق بايد به اقداماتي دست ميزد ولي واقعا نميتوانيم بگوييم موثر بود يا خير. كليت اتاق بازرگاني بايد اقدامي حداقل در مقابل رفتارهاي تخريبي در اقتصاد كشور انجام ميداد. آن اقدام در اتاق بازرگاني صورت نگرفت.
علت چه بود؟
علت يك درك نادرست در مملكت شكل گرفت. مشكل اين است كه حتي كساني كه در بخش خصوصي هستند بينابيني فكر ميكنند. يعني بخش خصوصي هم فكر ميكند دولت بايد نقش پررنگي داشته باشد. به زبان ميگويند دولت نقش نداشته باشد و حتي دولت هم ميگويد ولي در عمل فكر ميكنند ايران نميچرخد مگر آنكه دولت كاري كند. تا وقتي كه اميد به دولت است اين كشور درستشدني نيست. زماني كه به اين نتيجه رسيديم دولت نبايد كاري كند و به خودمان اميد بستيم ميتوان به كشور اميد بست. اتاق بازرگاني در بهترين حالت وزرا را دعوت ميكند تا با آنها صبحانه بخورند. در صبحانهخوردن وزير با اعضاي هيات نمايندگان نميگويند وظيفه دولت يا مردم چيست بلكه مشكلات جزيي را مطرح ميكنند و وزير هم جوابي ميدهد. آنهايي كه به صبحانه ميآيند فكر ميكنند بهصورت فرماليته در جلسهيي شركت كردهاند و زمانيكه از جلسه خارج ميشوند ميگويند از دست بخش خصوصي خلاص شديم. اتاق بازرگاني هم با افتخار مينويسد كه با فلان وزير صبحانه خوردهايم ولي مشكلي حل نميشود.
راهحل پيشنهادي اين است كه توسعه اقتصادي كشور در راستاي منافع ملي دست بخش خصوصي باشد و در اين مسير راهبردهايي مورد نياز است كه نخستين آن رقابتيبودن اقتصاد است. رقابتيبودن اقتصاد يعني هيچ بخش غيررقابتي بر اثر تبصرهيي وجود نداشته باشد. هر گوشهيي كه غيررقابتي بود فساد از همانجا به كشور وارد ميشود. رقابت براي توسعه علمي و فاسدنشدن اقتصاد است. توسعه علمي فقط در رقابت اتفاق ميافتد. براي مثال چون من اهل كرمان هستم ميدانم كه توليد پسته در هكتار در ايران يكپنجم ايالات متحده است و سابقه اين كشور در پستهكاري فقط 40سال است. مشكل پسته ايران رقابت است.
رييس اتاق بازرگاني تهران در دو مصاحبه بسياري از مشكلات اقتصادي فعلي كشور را به مسايل سال88 نسبت داد. آيا شما با اين ديدگاه موافق هستيد؟
اصلا اينگونه نيست. اقتصاد ايران 100سال است مصيبت دارد و از 88 تنها 5سال گذشته است. اقتصاد اين مملكت از بيخ و بنيان مريض است و نه ربطي به سال88 دارد و نه انقلاب57. در انقلاب57 فرصت داشتيم كه اقتصاد را درمان كنيم ولي تفكراتي كه در جريان بود اين فرصت را نداد. سالها بعد توسط مقام معظم رهبري راهكار در تفسيري آمد كه ميگفت اقتصاد بخش خصوصي هم حق حيات دارد. تقريبا براي حياتش هم حقي قايل نبودند. كساني كه مشكلات را به سال88 نسبت ميدهند حرف سياسي ميزنند و من سياسي نيستم.
منبع: تعادل
کد خبر:
90879
تاریخ انتشار: 8 بهمن 1393 - 10:53
روز گــــذشــته پرترافيكترين روز ثبتنام انتخابات اتاق بازرگاني بود. بعد از صبح شلوغ اتاق بازرگاني بهخاطر حضور گروه خواستاران تحول، ساعت 2بعد از ظهر نوبت گروه ك
کلید واژه ها :
