استراتژی صنعتی ریشه در طنز دارد | اتاق خبر
کد خبر: 10344
تاریخ انتشار: 8 آبان 1390 - 16:00
روز گذشته ، محمد اسلامیان عضو هیات رییسه اتاق بازرگانی ایران در گفتگو با یکی از سایت های خبری گفته بود استراتژی توسعه صنعتی در ایران وجود ندارد و به عنوان نمونه در حال حاضر شرکت های تولید و بسته بندی آب معدنی را مشاهده می کنیم که اصلا در محل هایی قرار گرفته اند که آب نیست.» در تکمیل صحبت های اسلامیان باید گفت: استراتژی در جامعه ما با دیگر کشورها از تعریفی متفاوت برخوردار است.بطور کلی مدیریت تبلیغات در کشور ما دارای جایگاه ویژه ای است و مدیریت صنعتی،بازرگانی،منابع انسانی در خدمت هیاهوی تبلیغاتی درآمده اند. یک کارخانه صنعتی ظرفیت زیادی در زمینه مدیرپروری دارد و شعارهای اشتغالزایی، بومی گرایی در جذب نیروی انسانی و بطور کلی هدر دادن سرمایه عظیم مالی دارد. یک کارخانه سیمان در دور افتاده ترین نقطه کشور به بهره برداری می رسد و در هنگام افتتاح آن که مقامات بلندپایه کشور حضور دارند، از صادرات بی سابقه سخن گفته و با نمایش حماسی کارگران کارخانه و ترانزیت محصول که در کنار مرزهای شرقی کشور قرار دارد، هر بیننده ای را به وجد می آورده و اشک در چشمان مخاطب میهن دوست نقش می بندد.ولی ماجرا به اشک های مدعوین و شعارها آمارهای عنوان شده ختم نمی شود. چند ماه که از روز افتتاح می گذرد، خبر کاهش تولید و پس از آن کاهش صادرات در خبرگزاری ها مخابره می شود. اگر علل کاهش تولید و صادرات را بررسی کنیم،همان واژه استراتژی در ذهن نقش می بندد.کارخانه سیمان یاد شده که قهرمان تراژدی این نوشتار است،در نقطه ای بنا شده که حامل های انرژی با هزینه ای گزاف به آن می رسد و اگر یارانه ها هم برقرار بود،توجیه اقتصادی آن محال تلقی می شد که حال با حذف یارانه از انرژی، خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. از نقاط ویژه استراتژی بیان شده، امر صادرات آن ذکر شده بود که بسته شدن نرزهای شرقی کشور به علت نکات امنیتی و مبارزه با مواد مخدر، خود مانعی بزرگ برای ترانزیت کالا محسوب می شود. از سیمان که بگذریم باید به هشت طرح فولادی بپردازیم.هشت نقطه نورانی در نقشه کشور که قرار است به بخش خصوصی که گویا بر سر گنج نشسته است، واگذار شود. جدا از واگذاری این طرح ها که خود با قوانین سازمان خصوصی سازی مغایرت دارد، باید به تامین زیر ساخت های آن نیز اشاره کرد. توجیه اقتصادی در بهره برداری از مجموعه های صنعتی مهمترین و بدیهی ترین اصل به شمار می رود و اموری مانند اشتغالزایی و بومی گرایی آن در اولویت های دیگر قرار دارد و بطور کلی توجیه اقتصادی مرز میان مجموعه صنعتی با بنگاه خیریه را تشکیل می دهد واگر به هزینه های پیش بینی شده برای تامین زیر ساخت های این هشت طرح توجه کنیم، در می یابیم که وظیفه ساخت جاده، تامین حامل های انرژی و هزاران هفت خوان دیگر نیز بر دوش بخش خصوصی قرار خواهد گرفت. بهتر است به استراتژی، همان نکته گنگ مدیریتی اشاره کنیم.با تاسیس کارخانه و یا مجموعه صنعتی در نقاط محروم، در دل مردم آن خطه امید بوجود می آید و نوجوانان و جوانان با انگیزه بهتری به تحصیل خواهند پرداخت .مادران و پدران از مهاجرت نکردن جوانانشان به شهرها خرسند هستند ولی تمامی این رویاهای زیبا دیری نمی پاید که جغد شوم تعدیل نیرو، تاخیر در پرداخت دستمزد و در نهایت واگذاری و شاید تعطیلی کارخانه بر دوش مردم آن نقطه می نشیند. مدیر مربوطه که در مراسم قیچی زدن بر روبان قرمز افتتاح کارخانه حضور داشته است، به مردی برای تمام فصول تبدیل می شود و محبویت میان مردم روستایی و محروم پله پرتاب خوبی خواهد بود. بهتر است نوعی دیگر به استراتژی نگاه کنیم.    
کلید واژه ها :
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید